پایان نامه با کلمات کلیدی درک خطر، راهنمایی و رانندگی، پیش آزمون، گروه کنترل

دانلود پایان نامه ارشد

از آزمون این فرضیه نشان داد که بین رفتارهای پرخطر رانندگی مبتدیان و باتجربه ها تفاوت معناداری وجود ندارد، بنابراین فرضیه فوق تایید نمی شود. شاید یکی از دلایل این تفاوت این بود که ابزار سنجش رفتارهای پرخطر رانندگی بیشتر برای کسانی کاربرد دارد که رانندگی می کنند و با موقعیت های پرسیده شده مواجه شده بودند، از آنجایی که آزمودنی‌های مبتدی پژوهش حاضر تازه شروع به رانندگی کرده بودند و زمان کمتری را در ترافیک سپری کرده بودند میزان بروز رفتارهای پرخطر کمتری را گزارش دادند.آنها به دلیل توجه ابتدایی زیادی که نسبت به علایم رانندگی و تابلوها دارند کمتر ممکن است به طور ناگهانی وارد مسیرهای انحرافی شوند و یا به دلیل مبتدی بودن و عدم آشنایی با کنش های اجتماعی در رانندگی، کمتر دچار عصبانیت می شوند و کمتر پیش می آید که بخواهند عصبانیت خود را به راننده مقابل نشان دهند.
در رابطه با رفتارهای پرخطر رانندگی مطالعات زیادی هم در ایران و هم در کشورهای دیگر انجام گرفته است.
یافته پژوهش حاضر بر خلاف بررسي‌هایی است که نشان مي‌دهند جوانان درصد بالايي از رفتارهاي رانندگي خطر آفرين را مرتكب مي‌شوند براي مثال، در مطالعه مختصر روي يك دوازدهم حاشيه‌نشينان دريافتند كه 80درصد پسران و 70درصد دختران حداقل يكبار در طول سال گذشته رانندگي با سرعت بيش از 80 مايل در ساعت را تجربه كرده‌اند (آرنت و همکاران،1997). پژوهشي ديگر درباره رانندگان مبتدي در كاليفرنياي جنوبي نشان داد كه 41 درصد از اين افراد جسورانه رانندگي كرده‌ بودند (آندرس و سارکار، 2004). علاوه بر آن رفتارهاي خطرناك جاده‌اي كه در تصادفات گزارش شده‌اند مشخص كردندكه پسران جوان در هنگام رانندگی كمتر از كمربندي ايمني استفاده  مي‌كنند. با بررسي مسافران مصدومي كه كمربند ايمني را نبسته بودند فهميدند كه آنها به همراه رانندگان جوان پسر بوده‌اند (میلر و همکاران، 1998). مطالعه تصادفات مرگبار (فوتي) نشان داد كه رانندگان نوجوانان در اين تصادفات پسر بودند (مایر و همکاران، 1998). بعضي از تصادفات خودرويي در اثر لايي‌كشي يا كورس‌هاي خياباني رخ مي‌دهد. تجزيه و تحليل داده‌هاي آماري مرگ و مير تصادفات خودرويي درتمام ايالات متحده بين سالهاي 2001 تا 1998 نشان مي‌دهد كه 399 نفردر كورسها ي خياباني جان باخته‌اند (کوک و همکاران، 2004) بيشتر جان باختگان در كورس‌هاي خياباني جوان و مرد بودند.
مطالعه‌اي كه از 1300 دانشجوي دانشكده دربارة رانندگي آنها و استفاده از تلفن همراه به عمل آمد نشان داد كه از ميان تصادفات گزارش شده توسط آنها حدود 21 درصد از موارد حداقل يكي از رانندگان در زمان تصادف با تلفن همراه صحبت مي‌كردند (ترابی، 2004). وقتي جوانان به همراه مسافران جوان رانندگي مي‌كنند خطر تصادفات افزايش مي‌يابد (لی، 2003). اين يافته‌ها دليل محكمي بر محدوديتهاي ماشين‌سواري در قوانين گواهينامه رانندگي براي جوانان است. لی و همکاران (2000) از نقشه حمل و نقل و آمار تصادفات فوتي ملي استفاده كردند تا مالكين خودروها را در تصادفاتي كه راننده فوت كرده است شناسايي نمايند و تعداد رانندگان16 و 17 ساله را با رانندگان 59-30 ساله مقايسه نمايند. جاي تعجب نيست كه آنها دريافتند كه ميزان مرگ و مير رانندگان 16 و 17 ساله به مراتب از رانندگان مسن‌تر بيشتر بود. علاوه بر آن، رانندگان جواني كه همسالان خود يا جوانان 20 ساله همراهشان بودند در مقايسه با رانندگاني كه مسافران بالاي 30 سال داشتند ميزان مرگ و مير بيشتري داشتند. ميزان تصادفات رانندگاني كه مسافر مرد جابجا مي‌كنند بيشتر از رانندگاني است كه مسافران زن جابجا مي‌كنند.

مطالعه دوم پژوهش حاضر
اثر آموزش بر افزایش درک خطرات رانندگی در رانندگان مبتدی
به منظور بررسی فرضیه چهارم این پژوهش مبنی بر “میزان درک خطرات ترافیکی در گروه آزمایش پس از ارائه آموزش نسبت به گروه کنترل بطور معناداری بیشتر است.” تحلیل داده های حاصل از آزمون‌ها بین گروه آزمایش و کنترل و همچنین پیش آزمون و پس آزمون انجام شد و نتایج حاصله مورد مقایسه قرار گرفته شد. یافته‌های پژوهشی نشان می‌دهد که میان نمره کلی درک خطرات ترافیکی گروه کنترل و آزمایش تفاوت معناداری وجود دارد. به این ترتیب که میزان درک خطرات ترافیکی رانندگان مبتدی در گروه آزمایش پس از کسب آموزش افزایش یافت. این حاکی از تاثیر متغیر مستقل بر گروه آزمایشی است و بدین معنی می‌باشد که آموزش بر افزایش درک خطر تاثیر دارد و فرضیه اول آموزش پژوهش حاضر تایید می شود.
مطابق با پژوهش حاضر، رحمانی و همکاران (1386) اثربخشی آموزش مقررات راهنمایی و رانندگی بر تغییر عملکرد ترافیکی کودکان مقطع پیش دبستانی تهران انجام دادند. نتایج نشان داد که در ترافیک، آموزش یکی از سه ضلع مثلث ترافیک بوده و اصول ترافیک را تشکیل می دهد.اصل آموزش در ترافیک متضمن دامنه گسترده‌ای از آموزش‌های ترافیک، شامل: آموزش‌های کلاسیک در مقاطع مختلف تحصیلی و آموزش فرهنگ ترافیک از طریق وسایل ارتباط جمعی و رسانه ها و آموزش‌های تخصصی مانند آموزش به استفاده کنندگان از راه نظیر رانندگان و… است. در این تحقیق با توجه به میزان احتمال خطر در عرصه ترافیک برای کودکان و لزوم اصلاح یا تغییر رفتار در این قشر سنی به جهت حفظ ایمنی آنان، مباحثی در خصوص نقش آموزش و فرهنگ سازی در تغییر یا اصلاح در عملکرد و دانش و آموخته های کودکان این مقطع سنی مورد بررسی و پژوهش قرار گرفته است. نتایج نشان داد که میزان آگاهی کودکان در گروه آزمایش از مقررات راهنمایی و رانندگی و درک خطرات احتمالی در محیط ترافیکی بیشتر شده است. و همچنین میزان رعایت مقررات راهنمایی و رانندگی در دو گروه آزمایشی با وجود اینکه در مرحله پیش آزمون اطلاع کمتری داشتند اما در پس آزمون به صورت چشمگیری افزایش یافته است. و در آخر نیز میزان درک و فهم تابلوهای راهنمایی و رانندگی در گروه آزمایش بیشتر از گروه کنترل شده است. آنها اثبات نمودند که آموزش مقررات راهنمایی و رانندگی نسبت به آگاهی ها و عملکرد ترافیک کودکان پیش دبستان تاثیر بسزایی دارد چرا که موید این موضوع رشد 70 درصد بهبود وضعیت عملکرد صحیح کودکان پس از آموزش است.
در تبیین پژوهش حاضر می توان گفت تعدادی جلسه از برنامه آموزش درک خطرات ترافیکی بر روی موضوعات شناسایی موقعیت های مختلف ترافیکی، رانندگی ایمن و ارزیابی خطر اختصاص داشت. در طی این جلسات به رانندگان مبتدی انواع موقعیتهای خطر مانند مدل های مختلف تصادف اتومبیل با انواع وسایل نقلیه موتوری، با عابر پیاده با حیوانات در جهت های مختلف و همچنین بیان ویژگی ها و شدت یک خطر و درک به موقع خطر از طریق نشان دادن تصاویر تصادفات جاده ای داخل و خارج از کشور به آنها و پرسیدن سوالاتی از قبیل اینکه قضاوت و ارزیابی ذهنی آنها نسبت به خطرات ترافیکی و اینکه یک خطر تا چه اندازه می تواند جدی باشد و آنها هنگام مواجه با چنین موقعیتهای ترافیکی چه کنش هایی را انتخاب می کنند و نیز اینکه تا چه اندازه به ایمنی خود و دیگران بر اساس باورهای سلامت توجه می کنند، به مبتدیان آموزش داده شد. لذا این انتظار می رفت که مبتدیان فرصتی برای ارزیابی درک خطرات ترافیکی داشته باشند. یافته ی پژوهش از منطق اثربخشی مداخله حاضر که موجب افزایش معنادار درک خطرات ترافیکی رانندگان مبتدی می‌شود حمایت می نماید.
اثر آموزش درک خطرات ترافیکی بر مولفه های مختلف درک خطرات ترافیکی شامل درک خطر آسیب، درک خطر شدت آسیب جسمی و درک خطر شدت آسیب روانی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان می دهد که تنها تفاوت نمره ها در مولفه درک خطر آسیب معنادار بوده است. درک خطر آسیب به معنای ارزیابی خطر افرادی که برای ایمنی دیگران اهمیت قائل میشوند و خود را مسئول آن میدانند، ارزیابی متفاوتی از جدی بودن خطر دارند نسبت به کسانیکه فکر میکنند خطر هیجانانگیز است و انتظار دارند دیگران درست عمل کنند (برای مثال ارزیابی خطر یک فرد از موقعیتی مانند خارج شدن ماشین وی از جاده و یا برخورد با یک عابر پیاده).
در تبیین پژوهش حاضر می توان گفت جلسات اختصاص یافته در رابطه با درک خطر و رانندگی ایمن بیشتر بر روی ارزیابی و قضاوت کلی از خطر بود. مثلا اینکه مثال هایی از موقعیت های خطر آفرین برای مبتدیان آورده می شد و سپس از آنها پرسیده می شد که اگر در چنین موقعیتی بودند چگونه ایمنی رانندگی خود و دیگران را حفظ می کردند.
موثر واقع نشدن آموزش بر روی دیگر مولفه ها احتمالا به دو دلیل می باشد. دلیل اول: کم بودن جلسات مربوط به این موضوعات می باشد، با توجه به برنامه آموزشی حدود دو جلسه به این موضوعات پرداخته شد. که با توجه به اینکه درک خطر به عنوان یکی از عوامل انسانی موثر در تصادفات جاده ای و پیش بینی کننده رفتار رانندگی می باشد و نیز هر کدام از مولفه های آن توضیحات متفاوتی را می طلبد، افزایش جلسات احتمالا با نتایج مثبت تری همراه خواهد بود. دلیل دوم: عدم استفاده از ویدئو کلیپ های مرتبط، از آنجایی که رانندگی رفتاری روانی-حرکتی است احتمالا قرار گرفتن در یک موقعیت شبیه سازی شده می تواند نتایج مثبت تری را به ارمغان آورد. اما باید اذعان داشت که نمرات دیگر مولفه ها افزایش داشت ولی از لحاظ آماری معنادار نبود. هم چنین باید در نظر داشت در کل افزایش نمره درک خطرات ترافیکی معنادار است.

اثر آموزش بر بهبود نگرش نسبت به رعایت قوانین رانندگی در رانندگان مبتدی
فرضیه پنجم پژوهش حاضر عبارت بود از “میزان نگرش مثبت در گروه آزمایش پس از ارائه آموزش نسبت به گروه کنترل بطور معناداری بیشتر است.” تحلیل های آماری داده های حاصل از آزمون ها بین گروه آزمایش و کنترل و همچنین پیش آزمون و پس آزمون انجام شد و نتایج حاصله مورد مقایسه قرار گرفته شد. یافته های پژوهشی نشان داد که میان نمره کلی نگرش نسبت به رعایت سرعت و سبقت مجاز رفتار رانندگی گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد. بدین ترتیب که تفاوت معناداری در نمره های پس آزمون نگرش بین دو گروه وجود داشت. این حاکی از تاثیر متغیر مستقل بر گروه آزمایش می باشد. به عبارت دیگر نگرش نسبت به رعایت سرعت و سبقت مجاز در رانندگان مبتدی که آموزش نگرش بر اساس تئوری رفتار برنامه دار را دریافت کردند از پیش آزمون تا پس آزمون بهبود یافت. این افزایش مثبت در نگرش نسبت به رعایت سرعت و سبقت مجاز در پس آزمون گروه آزمایش نسبت به پیش آزمون گروه مذکور تاثیر جلسات آموزشی تئوری رفتار برنامه دار را نشان می دهد، که تایید کننده فرضیه پژوهش حاضر است.
یافته های پژوهش حاضر با یافتههای مطالعه طبیبی و هاشمیان (1392) مبنی بر اینکه نگرش نسبت به رعایت سرعت مجاز و احساس کنترل نسبت به رعایت سرعت مجاز از عاملهای معنادار در پیش بینی قصد افراد برای رعایت سرعت مجاز بود همخوانی دارد. یکی از کاربردهای گسترده این تئوری، درشماری از رفتارهای مرتبط با ایمنی جاده در میان رانندگان و عابرین پیاده می باشد. برای مثال، اوانس و نورمن (1998)؛ به نقل از اوانس و نورمن (2003) از این الگو برای ارزیابی تعیین کننده های نگرشی از تصمیم های عبور از خیابان بزرگسالان کردند. در پژوهشی که الیوت، آرمیتیج و بایوقان (2007) در جهت استفاده از نظریه رفتار برنامه دار برای پیش بینی رفتار رانندگی قابل مشاهده انجام دادند. نتایج ارتباط معناداری را بین مولفه های نگرش با رفتار قابل مشاهده و همچنین رفتار خود گزارشی آزمودنی ها نشان داد. الیوت (2010) به مطالعه پیش بینی کننده های قصد موتورسواران برای سرعت در جاده با استفاده از این الگو پرداخت. نتایج نشان داد که نگرش نسبت به پیامد رفتار و کنترل رفتاری ادراک شده پیش بینی کننده های معنادار از سرعت بودند.
در یک بسیج ایمنی جاده‌ای که توسط استید و همکارانش بین سال های 1998 تا 2001 در اسکاتلند و با استفاده از الگوی رفتار برنامه ریزی شده انجام شد، تبلیغات

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی درک خطر، پیش آزمون، گروه کنترل، رفتار پرخطر Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی روانشناسی، دانشگاه فردوسی، کارشناسی ارشد، ویژگی های شخصیت