پایان نامه با کلمات کلیدی خود راهبری، حالت طبیعی

دانلود پایان نامه ارشد

فرودین ویژگی هایی دارد که هم ان را از عوالم دیگر متمایز می سازد و هم عامل برتری اش نسبت به ان دنیاهاست . مثلاً این ویژگی و توان را دارد که با فعل و انفعالات درونی و برخورد تضادها ،به هم نهاد تکامل و رستگاری منجر می شود . شیر و خون چنان ضد هم اند که با کم ترین تداخل هم را تباه می کنند . امّا اگر در مسیر درست خود راهبری و هدایت شوند به این هم نهاد منتهی می شوند که کودک در حالت طبیعی خود از پان شیر تغذیه می شود و بهره مند می گردد . پس شیر و خون به صورت دو عنصر متضاد و در کنار هم هستند . با انتخاب درست مسیر باید به هم نهاد صحیح و مقدر خود منتهی شوند. با آگاهی به این که فضیلت ها و رذیلت ها در این دنیای دون از انتخاب های ما هستند و ما قدرت انتخاب داریم و باید خود را چنان خویشتن بانی کنیم که این عناصر به هم نیالایند . هم چنان که در بیت بعد به این مسئله تصریح می کند . که ما برای طولانی نشدن مبحث از آن صرف نظر می کنیم .
یک قدم زد آدم اندر ذوق نفس شد فراق صدر جنت ، طوق نفس
هم چو دیو ، از وی فرشته می گریخت بهر نانی ، چند آب چشم ریخت
(همان،ابیات:15 و16)
دوباره تأکید می شود ، انسان ساخته شده از دو بعد متضاد بود . قدرت انتخاب مسير داشت. مي توانست هر كدام از ابعاد متضاد خويش را گزينش كند و بپروراند . اين جا بود كه آدم مطابق بعد حيواني خويش به انتخاب سر نوشت ساز خود اقدام نمود . هرچند بعد حيواني را انسان نباید انتخاب کندتا در یک سیر دیالکتیکی به شناخت و بازگشت به معشوق نائل شود. اين انتخاب بعد حیوانی پيامد هاي بزرگي براي آدم به همراه داشت . به اين رنج ها وآب چشم ريختن ها در بيت 16تصريح شده است .
چون زتنهايي تو نوميدي شوي زير سايه ي يار، خورشيدي شوي
رو بجو يار خدايي را تو زود چون چنان كردي،خدا يار تو بود
(همان،ابیات:22و23)
از در خشان ترين ايده هاي مطرح در مثنوي ، انتخاب ودستگيري از پير است كه راهبرنده ي سالك به سير تكامل است . و جاي جاي مثنوي اهميت راهبردي گزيدن پير در طريقت سلوك تصريح شده است . نهاد ، برابرنهاد وهم نهاد غير از كنش و واكنش هاي دروني اجسام وپديده ها در مسايل فلسفي وعامل تكوين وتحول آن ها ، در مسائل بيروني و اجتماعي نيز همان كاركرد ها را دارند . نفس پير عامل و برابرنهاد مهم واساسي سالك در طريقت عرفاني به سمت تكوين وتكامل معنوي است . اين تكامل و بازگشت به منشاء واصل خود آن چنان مهم و اساسي است كه هدف آفرينش هستي بوده است . عامل دستيابي انسان به همه چيز است . همه ی ضدها و دشمنان را ابزار و عامل تکامل سالک می کند. آن وجود محدود ، ناتوان و فاني ، بادستگيري وعنايت پير، كه حالا نمادي از آن حقيقت بزرگ است ، خورشيدي در خشان شده است . تا با يكي شدن بااصل نور به هم نهاد و سعادت و رهايي دست يابد .
عقل باعقل دگر دوتا شود نورافزون گشت و ره پیدا شود
نفس با نفس دگر خندان شود ظلمت افزون گشت ، ره پنهان شود
(همان،ابیات:26و 27)
ذکر این نکته را تصریح می کنم که در هم داد دیالكتیکی مولا نا برای نهاد انتخاب برابر نهاد به مثابه رسیدن اتحاد باهم نهاد مورد نظر و مورد انتظار است. انتخاب برابر نهاد عقل برای انسان(سالک) فراز آمدن راه پر نور و آشکار است و موجود به جهش کیفی به طرف تکامل می رسد و گزیدن برابر نهاد نفس برای نهاد به مثابه آن راه تاریک وهم نهاد گم راهی و سقوط است .
کم زخاکی؟ چون که خاکی يار رفت از بهاری صد هزار انوار یافت
(همان،بیت:33)
خاک نماد انسان و نهادی است که گرفتار خزان است خزان برابر نهاد خاک است ونماد تحمل ریاضت ها ورنج هایی خود خواسته است با مدد از انفاس پیر که خود برابر نهاد و وجود خزان زده ی سالک است و تحمیل ریاضت ها برای جلا و صيقل دادن وجود زنگ گرفته ی سالک به فرمان همین پیر است .که با پشت سر گذاشتن و تحمل دوران خزانی ، سر انجام هم نهاد بهار سراسر وجود سالک را فرا می گیرد این ریاضت ها با برخورد با وجود سالک ، او را به مرحله ی جهش کیفی می رسانند . تا آن وجود زنگ گرفته و اینک صیقل وجلا یافته بتواند مهبط نور قرار گیرد وبه فصل بهار پر از گل نور در آید .
آن درختی کو شود با یار جفت از هوای خوش ز سر تا پا شکفت
(همان،بیت:34)
درون درخت فعل و انفعالاتی در جریان است . آن نهالی که با سرمای دی در ستیزه و دست به گریبان است . ودر حال تحمل ریاضت ها ورنج های زمستان است . همین رنج ها وجود اورا صیقل می دهند و به جهش کیفی می رسانند . تا سراپای وجودش پر شکوفه گردد . این هم نهاد مقدر آن نهاد زمستان است .
چون که زاغان خیمه بر بهمن زدند بلبلان پنهان شدند و تن زدند
(همان،بیت:40)
پنهان شدن بلبلان باغ و بوستان عرفان و معنویت ، وقتی برابر نهادشان که فرا رسیدن زمستان سرد و تیره دی هواهای نفسانی است هم چنین عالم کثرات که آلوده به گناهان و لغزش ها و رذیلت ها است ، پدیدار گشت .ریاضتی که بر خود هموار می کنند پنهان شدن و خاموشی گزیدن است . این چاره ای است تا فرا رسیدن بهار خرسندی وخوشایندی . تا این وجود های زمستان گرفته به هم نهاد سعادت و شادمانی دست یابند.
حس خفاشست ، سوی مغرب دوان حس در پاشت ، سوی مشرق روان
(همان،بیت:47)
خفاش ، پرنده ای است که از نور گریزان و متمایل به تاریکی است . وقتی حواس ظاهری که خفاش نماد آنها راهبر انسان شده باشند البته راه به غارهای تاریک خواهند برد . وقتی حس روحانی راهنمای انسان باشد راه نماینده به جانب سر چشمه ی خورشید است . البته بین حس روحانی با حواس باطنی تفاوت هست ابن سینا در آثارش از جمله دانش نامه علایی تفاوت حواس را بر شمرده است . خلاصه این که دوباره تأکید می شود ، انتخاب راهنما وپیر اصلی بزرگ در طریقت سلوک است. حاصل آن که در حواس جسمانی جز بدن نمی بینند و به جز شغل بدن نمی پردازند وکار حواس روحانی ، مشاهده ی خورشید حقیقت است و جویای نور اویند . (اکبر آبادی،دفتر دوم،ص: 8)
راه حس ، راه خران است اي سوار اي خران را تو مزاحم شرم دار
(مولوي ،1378 ،دفتردوم ، بيت:48)
اين دليل و برابر نهاد ، انتخاب وگزينه ي آناني است كه مسير و مرحله ي حيوانيست وجود خود را مي پرورانند . آن ها قدر ت اين انتخاب را دارند كه راهي را انتخاب كنند كه هم نهاد و حيوانيت و سقوط سرانجام آن است . پس حق اين است كه انسان شرم كند و حواس حيواني را براي حيوانات واگذارد و صفات و حواس انساني را براي خود برگزيند وراه تكامل خود را به طرف انسانيت و مردمي هموار سازد .
گاه خورشيد و ، گهي دريا شوي گاه كوه قاف و ، گه عنقا شوي
(همان،بیت:54)
خورشید و دریا، مقصود ذات حق است که به صور مختلف تجلی می کند. دریا خورشید را پنهان می کند و کوه قاف عنقا را. یعنی خداوند با آفرینش موجودات وجود حقیقی حضرتش را از چشم ظاهربینان پنهان ساخته است و به عبارتی این موجودات پرده ای هستند بر ذات حق تعالی و گاه بی پرده، بر دل حقیقت بینان پدیدار می شود. اتفاقاً این بیت به دیالکتیک عشق بسیار نزدیک است. خداوند برای این که تجلیی کند ماسوی الله را آفریده است تا یکی از موجودات ماسوی الله یعنی انسان بتواند به معرفت برسد.
پرده هاي ديده را داروي صبر هم بسوز و هم بسازدشرح صدر
(همان،بیت:71)
بعد از انتخاب طريقت سلوك ، يكي از مهم ترين عوامل و فضيلت هاي وجود انسان كه مي تواند برابر نهادي باشد كار ساز و كار آمد صبر است . صبر بر مشكلات سلوك ، برابر نهادي است كه مشكلات راه سلوك را آسان مي كند . تحمل اين مشكلات به وسيله داروي صبر مسله اي است كه به پاك شدن گوهر وجود از پليدي ها و نا خالصي ها منتهي مي شود و صبر است كه اين سير ديالكتيكي را به سر منزل مقصود مي رساند . باز صبر است كه ياري مي رساند وجود زنگ گرفته را صاف و صيقل يافته شود تا اين سير ديالكتيكي به جايي برسد كه آيينه ي وجود انسان با انتخاب برابر نهاد رياضت ها چنان صاف شود كه محبط نور حقيقت شود و تجلي دهنده اسرار رباني گردد . آن گاه آن هم نهاد شگرف و وجود انسان رخ مي نمايد و انسان قدرتي مي يابد مافوق پندار كه مي تواند هم نقش ها رادر آيينه ي وجودش انعكاس دهد و هم نقاش ازل را به عينه مشاهده كند . با كميابي رياضت اين توان شگرف را يافته است كه هم فرش سعادت و خرسندي را زير پاي خود گسترده ببيند هم گسترنده ي فرش را به عينه مشاهده كند . اين ، آن هم نهاد تكامل و آخرين مرحله سعادت و بشري است .
آيينه ي دل ، چون شود صافي و پاك نقش ها بيني برون از آب وخاك
هم ببيني نقش و، هم نقاش را فرش دولت را و، هم فراش را
(همان،ابیات: 71- 73)
ابیات زیر نتیجه ی آفرینش از دیدگاه عارفان است. دل قادر به شناخت حق است اما اگر صافی وپاک باشد در این صورت غیر از آب خاک یعنی موجودات مادی نقش های عجیب دیگری می توان دید که تجلیات متفاوت حضرت حق هستند. از همه مهم تر این که انسان عارف در این مرحله خدا را در جهان رؤیت می کند. حق تعالی نقاشی است که خود را در صورت کائنات نقاشی کرده است.
4-2) حکایت اندرز کردن صوفی خادم را در تیمارداشت بهیمه و لاحول خادم:
وصل ، پيدا گشت از عين بلا زان حلاوت شد عبارت ماقلا
(همان،بیت:302)
گفتيم ، رنج هاي و مصيبت هاي فراق ، انسان را چنان پخته و آماده مي سازد كه لايق قرار گرفتن و رو در رويي در محضر حقيقت قرار گيرد . پس اين نعمت آخرين از دل اين رنج ها بر مي آيد .
انسان نهادي است كه به زندگي عادي خود مشغول است . اين گرفتار گرفتار برابر نهاد خانمان برانداز خود مي شود . اين برابر نهاد آن رنج هاي فراق است . تا با پاك شدن وجود از زنگارها و رذيلت ها آمادگي آن را پيدا كند تا هم نهاد وصال نخستين را چونان شاهدي در آغوش بكشد . وصول به حقيقت از (عين بلا) . در اين بيت سخن از قطع شدن وحي به پيامبر (ص) است . كه در همان مدت كوتاه ، نيز رنج آور است و قابل تحمل نيست . در حالي كه اين براي انسان كامل غير از اين است . او آن اشرف مخلوقات و مسجود فرشتگان است از تضادها و برابر نهاد ها رسته است . او شاهد حقيقت را در آغوش كشيده است ديگري جدايي وجود ندارد .
« در اين جا اشارت است به آن كه عارف كامل در حالت قبض و هجر هم از حق ، جدا نيست ، چه وي ذات و صفات خود را ذات و صفات حق مي داند . پس جدايي حق از وي ، جدايي حق است از خود ، و اين محال است .» ( اكبر آبادي ، ج2 ، ص: 53) اما نکته دیالکتیکی این که چند مدتی که ظاهراً وحی به پیامبر نازل نشد همان بلا و فراق است. اما همین بلاست که موجب وصال می شود یا قدر وصال را بهتر می نمایاند. به عبارتی همین فراق هاست که ارزش وصال محبوب را نشان می دهد. در ابتدای هستی هم روح علوی برای این که قدر عالم قرب را بداند به جسم انسان تبعید شدودیالکتیک عشق پدید آمد.
آلت زر گر به دست كفش گر هم چو دانه ي كشت كرده ريگ در
آلت اشكاف پيش برزگر پيش سگ كه ، استخوان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی حسام الدین، مثنوی معنوی، روح انسانی Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی سير، ديالكتيكي، نتيجه، ديالكتيك