پایان نامه با کلمات کلیدی خداشناسی فطری، اگزیستانسیال، روانشناسی، تعلیم و تربیت

دانلود پایان نامه ارشد

میفرماید: ﴿وَ ما أُوتِيتُمْ‏ مِنَ‏ الْعِلْمِ‏ إِلَّا قَلِيلا﴾80 «به شما جز دانش اندکی عطا نشده است».
همانگونه که برخی از مفسرین گفتهاند این یک پاسخ کامل است که در جواب سؤال کنندگان میگوید: روح حقیقتی است که تنها از طریق امر خدا بوجود آمده است یعنی متوقف بر ماده و مادیات نیست.
2- آیه ﴿وَلَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ مِن سُلَالَةٍ مِّن طِينٍ* ثُمَّ جَعَلْنَاهُ نُطْفَةً فِي قَرَارٍ مَّكِينٍ * ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً….﴾81
«ما انسان را از سلاله خاک آفریدیم آنگاه او را نطفه کردیم … سپس او را آفرینش دیگری بخشیدیم.»
اگر منظور مرحله دیگری از خلقت مادی بود بایستی به گونهای دیگر میفرمود مثلاً میفرمود او را در دنیا متولد کردیم.
از نظر بلاغت، اقتضای این تغییر لحن و بیان، اینست که باید این مرحله با مراحل پیشین فرق داشته باشد، زیرا نامحسوس است و قابل شناخت متعارف نیست. این مرحله را نمیتوان همانند مراحل پیشین با یک لفظ خاص بیان کرد. زیرا با آن مراحل قبل تفاوت ماهوی دارد به همین دلیل بطور اجمال فرمود آفرینش دیگری به او دادیم. بنابراین همین اختلاف تعبیر شاهدی است بر اینکه «خلق آخر» از سنخ امور مادی نیست و روح موجودی مجرد و غیرمادی میباشد.82
علاوه بر لزوم بحث از موارد گذشته بحث از سرشت مشترک انسانی نیز ضروری به نظر میرسد. زیرا اگر قائل شویم که برخی از انسانها از هویت اصیل و واقعی خود بیگانه گشته و دچار از خودبیگانگی شدهاند لازمهاش داشتن یک سرشت مشترک است. اگر انسانها دارای سرشت مشترک نباشند صحبت از جدایی انسان از اصالت خودش بیمعنا خواهد بود. از اینجاست که اندیشمنداني که با دقت بیشتری در خصوص انسان مطالعه و تحقیق نمودهاند قائل هستند که انسانها دارای یک سرشت مشترک میباشند.
تبیین فطرت و سرشت آدمی از جهات مختلفی دارای اهمیت میباشد این بحث کمک میکند تا انسان با ابعاد وجودی و زوایای مختلف خود آشنا شود به عنوان مثال اینکه انسان بداند ذاتاً میل به نیکی دارد یا شر، از یک سو در تصویری که از خود دارد و شکلگیری شخصیت او و از سوی دیگر در روابط اجتماعی و شیوه تعامل با دیگران تأثیرگذار خواهد بود.83
اگر انسان را ذاتاً شرور بدانیم درگیری و برخورد را در جامعه امری طبیعی دانسته و کمتر درصدد اصلاح آن برخواهیم آمد، زیرا افراد جامعه همانند رقیبانی هستند که بیرحمانه در پی کسب سود خواهند بود و روابط خود را به گونهای برقرار میکنند تا بیشترین سود را ببرند و کمترین ضرر را تحمل کنند ولی اگر انسان را موجودی نیک سرشت بدانیم که نوعدوست است، وضعیت جامعه به گونه دیگری خواهد شد. از طرف دیگر اهمیت این بحث تأثیر زیادی بر برنامههای تربیتی دارد. زیرا کسی که خواهان تحول در خود و جامعه میباشد، باید توانمندیهای انسانی را بشناسد. اگر انسان را ذاتاً خوب یا بد بدانیم، نمیتوان او را به هر سویی برد و چه بسا سوق دادن وی به جهت خلاف ذات او، باعث شود که وی متضرر شود.
علاوه بر اینها تمامی عرصههای سیاست اقتصاد، حقوق و … رابطهای تنگاتنگ با سرشت حقیقی انسان دارد و هر کدام از این علوم با یکی از ابعاد وجودی انسان مرتبط است. برای شناخت دقیق فطرت و سرشت انسانی بایستی علاوه بر متون دینی از علوم مختلف روانشناسی نیز بهره گرفت.84
روانشناسان و جامعهشناسان در رابطه با نظریههای مربوط به سرشت انسان دارای دیدگاههای مختلفی هستند که به دو دسته اصلی تقسیم میشود. گروهی که هر گونه سرشت مشترک بین انسان را انکار میکنند و گروه دیگر چنین امری را پذیرفتهاند.

2-7-1- منکران سرشت واحد
برخی از اندیشمندان هیچگونه سرشت مشترکی را در انسانها نمیپذیرند به عنوان مثال سارتر میگوید:
«در مکتب اگزیستانسیالیسم تعریف ناپذیری بشر بدان سبب است که بشر نخست هیچ نیست سپس چیزی میشود… بدین گونه طبیعت کلی بشری وجود ندارد … طبیعت بشری که بتوان بر ان تکیه زد وجود ندارد.»85
اگزیستانسیالیسم بدلیل توجه افراطی به آزادی و مسئولیت، سرشت مشترک را نفی میکند.
شهید مطهری میگوید:
«اگزیستانسیالیسم به حکم اینکه اصلاً فطرت را مخالف آزادی میداند با هر نوع امر سرشتی مخالف است.»86

2-7-2- پذیرش سرشت مشترک انسانی
اندیشمندانی که سرشت مشترک را پذیرفتهاند به دو دسته تقسیم میشوند:
2-7-2-1- دیو سرشتی انسان
طرفداران این نظریه انسان را ذاتاً موجودی شرور و اهریمنی میدانند. فروید گرایان که ریشه امیال انسانی را به غریزه جنسی باز میگرداند و همچنین سودگرایانی همانند هابز که محرک انسان را سود شخصی دانسته و انسان را گرگ انسان میدانند از این دسته میباشند.
متکلمین مسیحی نیز معتقدند که همه انسانها در گناه نخستین که از حضرت آدم (ع) سر زد شریکند. بنابراین انسان ذاتاً گناهکار است و بایستی از این آلودگی پاک شود. به همین دلیل حضرت مسیح (ع) به صلیب کشیده شد تا انسانها از این گناه ذاتی پاک شوند و شرط پاک شدن، ایمان آوردن به مسیحیت و انجام غسل تعمید است.87
هرچند که انسانها دارای غریزه جنسی یا خواستار سود شخصی و امثال آن هستند. اما نمی‌توان سرشت انسانی را صرفاً محدود به برخی از خواستههای نفسانی کرده و با یک نگاه تک بعدی او را مورد ارزیابی قرار داد. این نوع نگاه انسانشناسی رهاوردی جز محدود کردن انسان و خروج از دایره حقیقت را در پی نخواهد داشت.
2-7-2-2- نیک سرشتی انسان
بیساری از متفکران معتقدند که انسان دارای سرشتی پاک بوده و تمایل به امور نیک و فضایل اخلاقی دارد. ژان ژاک روسو میگوید:
«انسان دارای یک خوی طبیعی است و اعمال خلاف او ناشی از شرایط مخرب اجتماعی است.»88
فلاسفه الهی نیز نگاه مثبتی به انسان دارند. در مکتب اسلام که انسان را خلیفه الله دانسته و او را دارای کرامت ذاتی میداند وی را دارای ویژگی فراحیوانی دانسته که اصطلاحاً به آن فطرت می‌گویند.
فطرت در لغت به معنای ابداع، اختراع، صفتی که هر موجود در آغاز خلقتش داراست. خمیره، سرشت، جبلت و مانند اینها می‌باشد.89
در اصطلاح به معنای صفات ویژه انسان است. فطر و مشتقات آن بارها در قرآن به معنای ابداع و خلق بکار رفته است.
علامه طباطبایی میفرماید:
«این واژه صرفاً به معنای «ایجاد از عدم» است90، اما واژه «فطرت» در قرآن تنها یک بار به کار رفته که آن هم در مورد انسان است و به «الله» اضافه گشته﴿فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ﴾91 از تعریف اصطلاحی فطرت (صفات ویژه انسان) دو نکته مهم به دست میآید»
1-هر صفت ذاتی که در انسان هست، فطری نیست؛ زیرا صفات انسان به دو دسته صفات مشترک و صفات مختص تقسیم میشود. مقصود از صفات مشترک صفاتی است که سایر موجودات نیز آن را دارند. این دسته از صفات را فطری نمیگویند، گرچه از بدو تولد تا هنگام مرگ همراه انسان باشد. میل به خوردن هنگام گرسنگی، میل به استراحت به هنگام خستگی، میل جنسی و مانند اینها که مشترک بین انسان و حیوان است و امیال غریزی نامیده میشود، از همین دسته است.
2- مقصود از «انسان» در تعریف فطرت «نوع انسان» است، نه فرد آن. صفاتی را فطری گویند که در انسان از این رو که انسان است، وجود داشته باشد، نه از این جهت که در فلان جامعه یا فلان زمان زندگی می کند. از این روی گفته میشود صفات فطری در همه انسانها وجود دارد و به فرد، زمان یا مکان خاصی نیز اختصاص ندارد.92 از این مسئله همچنین میتوان نتیجه گرفت که فطریات اکتسابی نیستند؛ یعنی از طریق تعلیم و تربیت و شرایط اجتماعی به دست نمیآیند، بلکه ریشه در ذات آدمی دارند. البته تمامی صفات انسان (فطری یا غیر آن) با توجه به تعلیم و تربیت، ویژگیهای محیط و نیز اعمال ارادی و آگاهانه خود فرد، شدت و ضعف مییابد.

2-8- فطریات انسان
در مورد تعداد امیال درونی و فطریات انسان اتفاق نظری وجود ندارد. فطریات انسان را میتوان در سه بعد ادراکی، گرایشی و توانشی جستجو کرد. برای بررسی این فطریات میتوان از روشها و ابزارهای مختلفی، مانند مشاهده و تجربه (از طریق علومی چون روانشناسی و زیستشناسی)، عقل، بررسی درونی، دین و یافتههای تاریخی بهره جست. در اینجا به اختصار به مهمترین فطریات انسان اشاره میکنیم:

2-8-1- آگاهیهای فطری
ادراکات فطری به آن دسته از علومی گفته میشود که انسان به شکل ذاتی و بدون نیاز به آموزش، انها را داراست. مهمترین این آگاهیها عبارتنداز:
2-8-1-1-قضایای بدیهی
قضایایی را که انسان به صرف تصور موضوع و محمول به رابطه بین انها حکم میکند و نیازی به استدلال و برهان نیز ندارد، بدیهی گویند. قضایایی مانند «اجتماع نقیضین محال است»، «هر چیزی خودش است»93 و یا «هر کلی از جزئش بزرگتر است»، از این نمونه‌اند. تصور هر کدام از این قضایا برای حکم کردن کافی است و احتیاج به برهان یا یادگیری و آموزش ندارد. این گونه قضایا در واقع پایه علوم انسان به شمار میرود و انکار آنها نیز به منزله انکار همه علوم است. مثلاً اگر محال بودن اجتماع نقیضین را نپذیریم، با اینکه قبول داریم «انسان وجود دارد»، باید این را نیز بپذیریم که «انسان وجود ندارد» و روشن است که عقل، درستی دو قضیه نقیض را نمیپذیرد. به تعبیر شهید مطهری کسی که چنین فطریاتی را انکار میکند، مانند کسی است که بر شاخهای نشسته و همان شاخه را اره میکند94 زیرا باید همه علوم خود را انکار کند.
2-8-1-2- ارزشها و ضد ارزشهای اخلاقی
تشخیص کلیات فضایل و رذایل نیز بر عهده علوم فطری است. همه انسانها توانایی تمییز نیک و بد را دارند. در طول تاریخ، همگان تصدیق کردهاند که راستگویی، شجاعت، ایثار، عدالت و مانند اینها خوب است و دروغگویی، کلاهبرداری و ظلم به دیگران، بد. خداوند در قرآن میفرماید: ﴿وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا * فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا﴾95«نیکی و بدی را به انسان الهام کردهایم.»
2-8-1-3- خداشناسی
از آموزههای دینی، شواهد تاریخی و یافتههای روانشناسی، مکاشفات عرفانی و دلایل فلسفی چنین برمیآید که شناخت خداوند، از شناختهای فطری بشر میباشد که در طول تاریخ همراه او بوده است. البته خداشناسی فطری به شکلهای گونهگون تفسیر شده است: برخی از اندیشمندان معتقدند خداشناسی فطری به این معناست که قضیه «خدا وجود دارد»، از بدیهیات است و نیاز به استدلال ندارد. در این تفسیر مقصود از خداشناسی فطری، علم حصولی انسان نسبت به خداست.
دیگرانی هم بر این باورند که خداشناسی فطری به این معناست که علم حضوری انسان به خدا فطری است؛ یعنی انسان دائماً به مبدأ اعلی توجه دارد، گرچه به این توجه خود، علم تفصیلی نداشته باشد.
در اندرون من خسته دل ندانم کیست که من خموشم و او در فغان و در غوغاست96
البته طبیعی است که شدت این توجه به امور مختلفی بستگی دارد، از این رو در همه انسانها و در همه اوقات به یک اندازه نیست. امام خمینی (ره) افزون بر اصل «وجود خدا»، اعتقاد به برخی از صفات الهی را مانند «توحید» و اینکه «ذات الهی مستجمع جمیع کمالات است»، فطری بشر می‌داند.97 وقتی ما به خدا توجه میکنیم، فطرتاً به یک موجود متعالی توجه داریم و هیچگاه آن را دو یا چند موجود تصور نمیکنیم. همچنین توجه به او همیشه به عنوان ذاتی است که از هر جهت کامل است و هیچ نقصی در او نیست. به این ترتیب بسیاری از اوصاف کمالی خداوند مانند عدالت، حکمت، رحمت و مانند آن نیز فطری یا ملازم امر فطری است.

2-8-2- گرایشهای فطری
انسان علاوه بر علوم و آگاهیهای فطری، دارای امیال و گرایشهای فطری نیز هست؛ یعنی ذاتاً به چیزهایی میل درونی دارد این امور برای او جاذبهای خاص دارند. پیشتر نیز اشاره کردیم که در وجود انسان دو دسته میل وجود دارد: امیال فطری و امیال غریزی. امیال غریزی که مشترک بین انسان و حیوان است، موردنظر این بحث نیست. اما امیال فطری گرایشهایی است که مخصوص انسان و فراحیوانی میباشد. در تعداد این

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی علم حضوری، روح انسانی، علوم تربیتی، شهود عرفانی Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی کمال مطلق، زیبایی مطلق، امام خمینی (ره)، امام خمینی