پایان نامه با کلمات کلیدی حل اختلاف، حقوق جزا

دانلود پایان نامه ارشد

نمونه را در اينجا ياد آوري مي کنيم:
“الاشتباه في النکاح، در مذهب حنفيه آمده است: انه لو تزوج الرجل اختين في عقدين و لم يدروالاول منهما فرق بنيه و بينهما، لان نکاح احدا هما باطل بيقين. ولا وجه الي التعيين، لعدم الاولويه. و لا الي التنفيذ مع التجهيل لعدم الفائده و اللضر فتعين التفريق”
کلم? “لم يدر” نمي دانسته به معناي جهل بسيط است. شبيه اين مورد در عناويني مانند حکم الاشتباه في الطلاق، الاشتباه في الدعوي، الاشتباه في البيوع و .. مشاهده مي شود که کلم? اشتباه به مفهوم جهل بسيط و شک و شبهه به کار رفته است و مقابل آن علم، ظن و وهم است.
کاربرد ديگر اشتباه در زبان فارسي در کتب حقيقي و قانون مدني است که معادل آن در زبان عربي بويژه در کتاب حقوقي معاصرين، کلم? “غلط” به کار رفته است، مانند “الغلط في الشيء يا الغلط في الشخص، الغلط في الحکم الشرعي و …” که در تمام اين موارد معناي اصطلاحي از معاني لغوي چندان دور نيفتاده است.
حقوقدانان در تعريف اصطلاحي اشتباه مي گويند: “اشتباه تصور نادرستي است که آدمي از چيزي دارد و در مبحث معاملات عبارت است از تصور نادرست معامله کننده دربار? يکي از ارکان و عناصر عقد” يا گفته اند”اشتباه عبارت است از تصور خلاف واقع از اشيا” و يا “اشتباه عبارت است از تصور خلاف حقيقت وواقعيت انسان از يک شيء” و اين اصطلاح بيشتر در حقوق مدني به کار مي رود. چنين اشتباهي ممکن است مربوط به تشکيل عقد يا اجراي مفاد آن باشد. چهره هاي گوناگون اشتباه در اعمال حقوقي را بررسي خواهيم کرد.

ج) غلـط
آورديم که معناي اين واژه همان کلم? “اشتباه” در زبان فارسي است و در تعريف اصطلاحي آن
گفته اند: “حاله تقوم بالنفس تحمل علي توهم غير الواقع” يا”تو هم يتصور فيه العاقد غير الواقع واقعاً في حمله ذالک علي ابرام عقد لولا هذا التوهم لما اقدم عليه” و يا “قصور الغرض المباشر من التعهد عن اجابه الحافز، الي الباعث الدافع للتعاقد” و عد? ديگر با تأمل در هم? اين تعاريف گفته اند که بهتر است اصطلاح “غلط” را به اين صورت تعريف کنيم:
“العلم علي غير وجه الصواب کما يعرف الغلط في الواقعه هو: العلم بها علي نحو يخالف الحقيقه”در تمام اين تعاريف، عنصر اساسي”توهم” بوده و مفاد آن همان جهل مرکب است. البته عنصر”تو هم امر غير واقعي به صورت واقعي” در “تدليس”، “تغرير””خلابه” و “غلط” به صورت مشترک موجود است، ولي در منشأ پيدايش اين نوع جهل و توهم در اين موارد تفاوت است که در آينده بررسي خواهد شد.

در اين زمينه دکتر محمصاني مي نويسد:
“ان اجهل اذا کان مرتبطاً بظن معاکس، فهو يسمونه الغلط وتعريف الغلط و الجهل المرکب هوالشعور بالشيء علي خلاف ما هو او هو الظن المخطي او التصور المنافي للصواب”.

د) خطـا
اين واژه معمولاً در فقه و حقوق جزا کاربرد دارد و در برابر عمد به کار مي رود و در توصيف آن گفته اند: “خطا عبارت است از وصف عملي که فاعل آن داراي قو? تميز نبوده و به علت غلط يا اشتباه يا بي مبالاتي و عدم احتياط، عملي را که مخالف موازين اخلاقي يا قانوني است، مرتکب شده است”، بنابراين يکي از علل خطا، جهل و اشتباه است و ممکن است علل ديگري مانند سهل انگاري، غفلت و … نيز داشته باشد. از اين مختصر مي توان نتجيه گرفت که خطا اعم از اشتباه است، چون گاهي خطا را مقابل عمد به کار نمي برند، در آن صورت اعم از تخلف عمدي و غير عمدي است، ولي کلم? خطا در متون فقهي اعم از جزايي و مدني گاهي به مفهومي معادل اشتباه و جهل به کار مي رود و اتفاقاً به عنوان عيب اراده هم مطرح شده است. راغب چند معني براي خطا ذکر کرده که يکي از آنها معادل اشتباه است، مي گويد: “والثاني مايريد ما يحسن فعله ولکن يقع منه خلاف ما يريد فيقال اخطا اخطاء فهم مخطي و هذا قد اصاب في الاراده و اخطا في الفعل و هذالمعني بقوله عليه السلام: رفع عن امتي الخطاء و ….”يعني در خطا، شخص انجام عمل نيکي را اراده مي کند ولي خلاف آن در خارج تحقق مي يابد و خطا ابتدائاً در اراده پديد آمده و سپس عمل به صورت خطا محقق مي شود. اين همان اشتباه يا جهل مرکب است و اين معني را عده اي از نويسندگان حقوقي هم به کار برده اند.

هـ) سهــو
سهو، غفلت از چيزي است، به طوري که با کوچکترين يادآوري شخص متنبه گردد. اين کلمه از عبارات فقهي بويژه در بخش عبادات به معناي “شک” هم به کار رفته است گرچه اعم از آن است، مانند اين عبارت: “لاحکم للسهو مع الکثره و لا للسهو في السهور و لا لسهو الامام معم حفظ المأموم و بالعکس”. بنابراين مي شود گفت سهو، اشتباهي است که از غفلت يا فراموشي ناشي مي شود، از اين رو هر سهوي اشتباه هست، ولي هر اشتباهي سهو نيست، زيرا اشتباه يا جهل مرکب اعتقاد به امري خلاف واقع است، خواه به کوچکترين چيزي جاهل متنبه گردد يا نگردد. بحث ما تنها روي عنوان جهل و اشتباه است که به هنگام تحقق عمل حقوقي رخ مي دهد، تنبه يا عدم تنبه در آن بعد از انعقاد عقد يا ايقاع است، به اين معني “سهو” نيز درمعاملات به معني اعم داخل در محل اختلاف خواهد بود.
و) غفلـت
اين کلمه هم در اصطلاح هاي فقهي مقابل شک به کار مي رود، آدم شاک غير از آدم غافل است، شاک، جاهل به جهل بسيط بوده و وظيف? او تحصيل علم يا ظن معتبر است و عذري از او پذيرفته
نمي شود، به خلاف غافل که جاهل به جهل مرکب است و در روايات عنوان “الجاهل معذور” ناظر به غافل و جهل مرکب مي باشد. که راجع به اين مطلب در بخش دوم سخن خواهيم گفت.

ز) نسيــان
و بالاخره واژ? ديگري که ممکن است مرتبط با کلم? “جهل و اشتباه” باشد، کلم? “نسيان” است و در حديث “رفع” هم از آن ياد شده است. “نسيان” در لغت به معناي فراموشي است. در کتاب مفردات راغب آمده است: “النسيان الانسان ضبط ما استودع اما لضعف قلبه و اما عن غفله و اما عن قصد حتي ينخذف عن القلب ذکره”. با استقرا در متون فقهي در مي يابيم که در بسياري از موارد، ناسي ملحق به جاهل است و در معذور بودن داراي حکم مشترکند، همچنان که در حکم وضعي از حديث “رفع” استفاده خواهيم کرد که با انسان جاهل حکم واحدي دارند.
1- واژ? “اشتباه” در زبان فارسي و جهل مرکب و کلم? “غلط” در زبان عربي به لحاظ کاربرد فقهي و حقوقي يکسان هستند و در هر سه مورد انسان اولاً تصوري در ذهن دارد و بر خلاف نسيان به آن تصور ذهني آگاهي هم دارد. ثانياً آن تصور مطابق با واقع نيست، يعني تصوري خلاف واقع از اشيا و يا ارکان و اجزا و شرايط اعمال حقوقي دارد. ثالثاً به اين عدم تطابق آگاهي ندارد، يعني نمي داند که نمي داند!
2- محل اختلاف و بحث و تحقيق در موضوع اين نوشتار، جهل و اشتباه به معناي تصور خلاف واقع از اشيا و ارکان و شرايط عقد و ايقاع به معناي فوق الذکر است و لذا از ميان اصطلاح هايي که ذکر شد، جهل بسيط به مفهوم شک و شبهه نيست به حکم يا موضوع از محل بحث ما بيرون است. اما واژ? “غفلت” در کاربردهاي فقهي بيشتر به مفهوم جهل مرکب به کار رفته است، ولي با تأمل در آن مي توان گفت که آدم غافل گاهي صورت ذهني مطابق با واقع در ذهن دارد اما به آن توجهي ندارد يا آن را فراموش کرده است (نسيان) يا اصلاً چيزي در ذهن او وجود ندارد ولي از روي غفلت يا بي مبالاتي عملي از او صادر مي شود، مانند اقرار بدون اينکه قصد اخبار به ضرر خود و نفع غير را داشته باشد و مي توان از آن تعبير کرد که شخص از روي خطا اقرار مي کند. به سخن ديگر، در خطا شخص انجام فعل به نحو مطلوب را اراده مي کند، اما آنچه در خارج تحقق پيدا مي کند خلاف آن چيزي است که شخص اراده کرده است (اشتباه يا جهل مرکب). در اين گونه موارد غفلت، نسيان و خطا و حتي سهو که اشتباه ناشي از غفلت و نسيان است، در نتيجه با واژه هاي سه گان? (جهل مرکب، اشتباه و غلط) يکي است، يعني در نتيج? اعمال متعاقدين يا يکي از آنها فعلي محقق شده است که در ابتدا قصد آن نتيجه را نداشته اند، گرچه قصد فعل محقق باشد. از اين منظر در مقام کاربرد، اين واژه ها به هم نزديک مي شوند تفصيل اين مطلب را در بحث ثأثير جهل و اشتباه براعمال حقوقي در فقه و تفحص موارد و مصاديق آن بررسي خواهيم کرد.
3- تأثير اين واژه ها هنگام پديد آمدن در اعمال حقوقي يکسان نيست، همان طوري که تحقق اين حالات در متعلق آنها که در چه چيزي صورت گرفته، به ذات عقد تعلق گرفته، مربوط به يک وصف جوهري است و … متفاوت است شاهد اين مطلب تفاوت حکم جاهل مقصر و قاصر در فقه اسلامي است و يا غفلتي که عمده است نه ساده.
4- با وجود اين عده اي از نويسندگان کتب حقوقي به اين تفارق يا وجه اشتراک توجهي نکرده اند. به عنوان نمونه، يکي از استادان حقوق با وجود اذعان به تفاوت مفهوم جهل و اشتباه و عدم ذکر نوه تفاوت، به لحاظ عدم اشکال عملي، اين دو واژه را يکي دانسته است و يا يکي از حقوقدانان معاصر برخلاف برخي از آثار خود، جهل را به حد اعلاي اشتباه تعبير نموده است در حالي که ميان جهل و اشتباه، همان طوري که مشاهده شد، عموم و خصوص مطلق برقرار بوده و جهل اعم از بسيط و مرکب است، اشتباه يکي از انواع جهل است و اشتباه در هر امري ناشي از جهل و موضوع و يا حکم مي باشد. در کتب و تأليفات حقوق کيفري هم در بسياري از مواقع دو اصطلاح جهل و اشتباه را به يک معني گرفته اند، بدون اينکه متعرض اين مطلب شوند که مراد از جهل کدام نوع جهل است. يکي از استادان حقوق مي نويسد: “بايد اين نکته را در نظر داشت که ما در اينجا اشتباه را به مفهوم عرفي کلمه در نظر نداريم، بلکه اشتباه در اينجا مرادف با جهل و عدم آگاهي است”، ولي معين نمي کند چه نوع جهلي مرادف با اشتباه است؟!
5- بالاخره نکت? آخري که از اين گفتار قابل استفاده است، آوردن دو کلم? “جهل و اشتباه” در عنوان اين رساله است که اولاً جهت گيري اين نوشتار را نشان مي دهد که هم جنب? فقهي دارد و هم حقوقي که کلم? “جهل” در نوشته هاي فقهي بيشتر به کار مي رود و کلم? “اشتباه” در نوشته هاي حقوقي ثانياً اين عنوان ناظر به بررسي وجه اشتراک و امتياز آن دو و آثار عملي آن نيز هست که به برخي از آنها اشاره شد.

تفاوت ميان جهل و نسيان
ميان نسيان و جهل هم به لحاظ مفهومي تفاوت وجود دارد که جهل و نسيان هر دو در عنصر
بي اطلاعي از حکم يا موضوع مشترکند، ولي جهل گاهي مسبوق به علم است و گاهي مسبوق به علم نيست که صورت اول را نسيان هم مي گويند1، بنابراين اصطلاح جهل اعم از نسيان است. فرق ديگري که گفته اند و در کتب اهل سنت آمده، اين است که مي گويند1 نسيان به طور قهري عارض انسان مي شود به نحوي که ناسي قدرت دفع آنرا ندارد، به خلاف جهل که به وسيله ي علم و کسب آگاهي امکان غلبه بر آن وجود دارد، از اين رو در زمينه ي حکم و معذر بودن جهل و نسيان تفاوت است که ناسي در انجام فعلش به اجماع فقها معاف است، به خلاف جهل که اختلافي است و به طور کلي ميان قاصر و مقصر از يک طرف در معذور بودن تفاوت قايلند که مقصر را در حکم عامد مي دانند و از طرف ديگر براي تعيين جهل و اشتباهي که معذر است از غير معذر، جهل را به چهار قسم تقسيم مي کنند2:
1- جهلي که صلاحيت عذر در عالم آخرت را به طور کلي ندارد ، مانند جهل کافر به ذات باريتعالي و … که با وجود ادله ي روشن و بديهي بر وجود او، انکار و جهل بر آن ذات مقدس پذيرفتني نيست. اين نوع جهل در حيطه ي عقايد اسلامي است و محل بحث ما نمي باشد، به اين نحو کلي هم قابل پذيرش نيست و محل نقد و بررسي است3.
2- جهلي که صلاحيت معذريت ندارد، ولي درجه ي آن پايين تر از جهل کافر است، مانند کسي که با اجتهادهاي علماي شريعت در زمينه ي قرآن و سنت مخالفت کند يا به غرايب سنت عمل نمايد يا مانند کسي با توجيه هاي باطل و فاسد بر امام عادل قيام نمايد يا عليه اشخاص اقدام به ترور و هتک نمايد. چنين فردي مسئول و ضامن تمام خسارات مادي و معنوي وارده است.
3- جهلي که صلاحيت معذريت را دارد، مانند جهلي که براساس اجتهاد صحيح به احکام يا موضوعها حاصل مي شود و مستند چنين شخصي، دليل و اماره اي است که او را به واقع نمي رساند. بحث

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی قانون مجازات، ارتکاب جرم، مطالبه خسارت، جبران خسارت Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی قانون مجازات، حقوق جزا، دفاع مشروع، قاعده غرور