پایان نامه با کلمات کلیدی بخش کشاورزی، بهرهوری کل عوامل، رشد تولید، نیروی کار

دانلود پایان نامه ارشد

مخارج عمرانی دولت در بلندمدت دارای تأثیر معناداری بر رشد بهرهوري كل عوامل توليد بخش کشاورزی ایران است.
مخارج عمرانی دولت در کوتاهمدت دارای تأثیر معناداری بر رشد بهرهوري كل عوامل توليد بخش کشاورزی ایران است.
رابطه علیت از مخارج عمرانی دولت به رشد بهرهوري كل عوامل توليد بخش کشاورزی ایران در بلندمدت وجود دارد.
رابطه علیت از مخارج عمرانی دولت به رشد بهرهوري كل عوامل توليد بخش کشاورزی ایران در کوتاهمدت وجود دارد.

تعریف واژگان و اصطلاحات کلیدی
بهرهوری عوامل تولید:
مفهوم بهرهوری در کلیه نظامهای اقتصادی و اجتماعی مطرح بوده به شیوههای مختلفی مورد استفاده قرار گرفته است. در سال 1950 سازمان توسعه و همکاریهای اقتصادی (OECD) به طور رسمی بهرهوری را بدین شرح تعریف کرد که “بهرهوری حاصل کسری است که از تقسیم مقدار یا ارزش محصول بر مقدار یا ارزش یکی از عوامل تولید به دست میآید و بر این اساس میتوان از بهرهوری سرمایه، مواد اولیه و نیروی کار صحبت کرد”. این مفهوم به تدریج تکامل یافته است و مفاهیم کارائی و اثربخشی را نیز شامل گردیده است.
اگر چه تعاریف نخستین بهرهوری عمدتاً در برگیرنده مفهوم بهرهوری جزئی عوامل تولید بود، لیکن از دیدگاه سیستمی بهرهوری عبارت است از نسبت مجموع خروجیهای یک سیستم به مجموع ورودیهای آن، که خروجیها میتواند شامل حجم و مقدار محصول تولید شده تعداد افراد فارغالتحصیل شده و امثالهم بوده و مخرج کسر یعنی نهادهها نیز در برگیرنده کلیه عوامل تولید نظیر مواد اولیه، ساعات کار (تعداد) نیروی انسانی، ماشینآلات و غیره باشد و یا این که بر حسب معیارهای ارزش مالی یا واحد پول رایج کشورها اندازهگیری شود.
بنابراین بهرهوری مقدار تولید یا ستانده نیست بلکه اندازهای است که نحوه ترکیب و بهکارگیری عوامل تولید در راستای اهداف بنگاه، به نحوی که بیشترین نتایج و بازدهی با کمترین هزینه حاصل شود را ارایه میدهد. بر این اساس بهرهوری به صورت نسبت ستانده به نهاده است و میتواند نهادههای بسیاری را شامل شود؛ این نهادههای متعدد و مؤثر، در هر کدام از این نسبتها، میتواند متضمن کیفیت، گستردگی عملیات، میزان مصرف مواد اولیه، موجودی و ظرفیت تولید تجهیزات سرمایهای، میزان مهارت نیروی کار و غیره باشد (عباسیان و مهرگان، 1386).

روش و ابزار گردآوري اطلاعات
تحقیق حاضر از نظر ماهیت و روش توصیفی و از نظر هدف کاربردی است. دراين تحقیق برای جمعآوری مباحث تئوریک، از روش کتابخانهای (کتب و مقالات)، اسنادكاوي و فيشبرداري استفاده شده است.
منبع گردآوری دادههای تحقیق به صورت زیر است:
تولید ناخالص داخلی: آمار و دادهها، بانک مرکزی
تولید بخشهای اقتصادی: آمار و دادهها، بانک مرکزی
مخارج جاری و عمرانی دولت: بانک اطلاعات سریهای زمانی اقتصادی بانک مرکزی
صادرات بخش کشاورزی: بانک اطلاعات سریهای زمانی اقتصادی بانک مرکزی
بهرهوری کل عوامل تولید بخش کشاورزی: محاسبات تحقیق؛ در این تحقیق این متغیر با استفاده از مقاله مهرآرا و احمدزاده (1388) محاسبه شده است. به این صورت که از کشش عامل کار و کشش عامل سرمایه در مقاله مذکور برای بخشهای اقتصادی کشور محاسبه شده است، برای بخش کشاورزی کشش عامل نیروی کار و سرمایه هر دو برابر 4/0 برآورد شده است. در تحقیق حاضر مقادیر مذکور در تابع تولید کاب-داگلاس جاگذاری شده و بهرهوری کل عوامل تولید در بخش کشاورزی محاسبه شده است.
ضریب مکانیزاسیون بخش کشاورزی: دادههای بانک جهانی

جامعه و نمونه آماری
جامعه آماری، دادههای آماری بخش کشاورزی ایران به صورت سالانه در بازه زمانی 1387-1352 ميباشد.

محدودیتهای تحقیق
در این تحقیق ما علاقمند به بکارگیری دادهها در بازه زمانی طولانیتر بودهایم چرا که این امر موجب کاهش تورش نتایج خواهد شد و تصویر دقیقتری از حقایق اقتصادی کشور ارائه میدهد. از سوی دیگر در این تحقیق از روش آزمون کرانهها استفاده گردیده که برای بازه زمانی مورد استفاده در این تحقیق نتایج بدون تورش ارائه مینماید، با این وجود ما علاقمند به بکارگیری دادههای بعد از سال 1387 بودهایم که طبق آنچه که یافتهایم دادههای مورد نظر برای بعضی از متغیرها انتشار نیافته است.

فصل دوم
ادبیات تحقیق

مقدمه
در این فصل ابتدا به مفهوم بهرهوری اشاره میشود و شاخصهای بهرهوری مورد ارزیابی قرار میگیرد. سپس مبانی نظری چگونگی اثرگذاری مخارج دولت بر بهرهوری کل عوامل تولید در بخش کشاورزی به صورت خلاصه مورد بررسی قرار میگیرد و در گام بعد مطالعات مرتبط با موضوع تحقیق در داخل و خارج کشور به صورت خلاصه مورد مطالعه قرار میگیرد.

مفهوم بهرهوری
از نظر عملیاتی، بهرهوری به معنی نسبت ستاده واقعی به نهادههای واقعی است. بنابراین، افزایش بهرهوری به معنی تولید بیشتر با مقادیر معین و ثابتی از نهادهها، و یا افزایش تولید با نرخی بیشتر از نرخ افزایش نهادههاست. به بیان دیگر، بهرهوری به معنی متوسط تولید به ازای هر واحد از کل نهادههاست. اگر متوسط تولید به ازای هر واحد از نهادهها افزایش یابد به مفهوم افزایش بهرهوری و عکس آن به معنی تنزل بهرهوری میباشد. در این مفهوم، بهرهوری شاخص استفاده مؤثر، مفید و کارا از منابع گوناگون است (امینی و حجازی آزاده، 1387).
در شرایطی که جمعیت کشور و خواستهها و نیازهای افراد در حال افزایش است، افزایش تولید امری اجتناب ناپذیر است. افزایش تولید از طریق افزایش سطح کمی عوامل تولید به دلیل کمیابی منابع تا میزان معینی امکانپذیر بوده و تولید از آن مقدار نمیتواند تجاوز نماید. اگر تغییر فنی در نهادهها تجسم یابد، افزایش استفاده از نهادهها میتواند به انتقال منحنی تولید به طرف بالا منجر شود و در نتیجه حداکثر تولید قابل حصول ارتقا مییابد. در این شرایط گفته میشود بهبود بهرهوری در اقتصاد رخ داده است. در صورتی که کاهش بهرهوری وجود داشته باشد، در این صورت تابع تولید به طرف پایین منتقل شده و مبین عدم کارایی در استفاده از نهادههاست.
یکی از مهمترین اثرهای بهبود بهرهوری، افزایش نرخ رشد تولید است. اگر همراه با رشد استفاده از نهادهها، بهرهوری نیز افزایش یابد، رشد تولید بیشتر خواهد بود. بنابراین، رشد بهرهوری میتواند موجب تسریع رشد تولید گردد. رابطه زیر نقش رشد بهرهوری را در افزایش رشد تولید نشان میدهد:
(2-1)
Y ̂=〖〗_t.L ̂+〖〗_k K ̂+TF ̂P
که در آن Y ̂، L ̂، K ̂ و TF ̂P، به ترتیب معرف نرخهای رشد تولید، اشتغال، سرمایه و بهرهوری کل عوامل و پارامترهای 〖〗_t و 〖〗_k نیز به ترتیب کششهای تولیدی کار و سرمایه هستند. همان طوری که از رابطه فوق مشخص است، هر چقدر رشد بهرهوری بیشتر باشد، رشد تولید نیز بالاتر خواهد بود. از این رابطه میتوان سهم رشد بهرهوری را از رشد تولید اندازهگیری نمود. بدین منظور کافی است، رشد بهرهوری کل عوامل را بر رشد تولید تقسیم نماییم. هر چقدر این نسبت بالاتر باشد حاکی از عملکرد مطلوب اقتصاد در زمینه استفاده بهینه از منابع تولید است. به عنوان مثال این نسبت در اقتصاد ژاپن در دوره 2002-1993 حدود 1/47 درصد بوده است. بنابراین برای افزایش رشد اقتصادی، تولید سرانه و رفاه اقتصادی جامعه لازم است به بهبود بهرهوری به عنوان منبع اصلی رشد اقتصادی توجه کافی مبذول گردد. در این ارتباط باید به این نکته اشاره کرد که بهبود بهرهوری از طریق کاهش هزینهها، افزایش رقابتپذیری و توسعه صادرات به افزایش رشد اقتصادی کمک میکند.
ارتقای بهرهوری بر پدیدههای اصلی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی جامعه مانند کاهش تورم، افزایش سطح رفاه عمومی، افزایش سطح اشتغال و توان رقابت سیاسی و … تأثیرات وسیعی دارد. در حال حاضر تقریباً تمامی کشورهای توسعهیافته و بسیاری از کشورهای در حال توسعه موفق، سرمایهگذاری زیادی را در جهت ارتقای بهرهوری در سطوح ملی، منطقهای، بخشی، مؤسسات، سازمانها و حتی افراد انجام داده و رشد و توسعه روزافزون خود را مرهون توجه و نگرش صحیح به این مسئله میدانند (عبداللهنژاد، 1390).

شاخصهای بهرهوری
به طور کلی، شاخصهای بهرهوری به دو دسته کلی شاخصهای بهرهوری جزئی و کلی عوامل تولید تقسیمبندی میشوند. در شاخصهای بهرهوری جزئی به ارتباط ستاده با یک نهاده توجه میشود، در حالیکه در شاخصهای بهرهوری کلی عوامل تولید ارتباط ستاده با کل نهادهها بررسی میشود. در این باره، ابتدا شاخصهای بهرهوری جزئی را که سادهتر است معرفی کرده، و سپس شاخصهای بهرهوری کلی عوامل تولید را تجزیه و تحلیل میکنیم.

شاخص بهرهوری جزئی عوامل تولید3
این شاخصها که از دیرباز مورد استفاده محققان قرار گرفته بیشتر از نوع ساده ارزش افزوده در واحد کار (یا واحد ساعت) و یا واحد سرمایه بوده است که به آن شاخص بهرهوری نیروی کار و سرمایه میگویند. به طور کلی، شاخصهای بهرهوری جزئی از تقسیم ارزش افزوده بر مقدار یک نهاده معین به دست میآید. همچنین برای خارج کردن اثر تورم لازم است ارزش افزوده به قیمت ثابت سال پایه مورد استفاده قرار گیرد. شاخصهای بهرهوری جزئی عوامل تولید، همراه با قیمت عوامل، در توضیح تغییرات در هزینه کار و سرمایه در واحد تولید اهمیت خاصی دارند. به عبارت دیگر، این شاخصها در نشان دادن صرفهجوییهایی که به مرور زمان در هر یک از عوامل در واحد تولید حاصل میگردد مفید هستند.
اما به هر حال، این نسبتهای بهرهوری، بهرهوری تک تک عوامل تولید را معین نمیکنند و از سوی دیگر بهرهوری کلی عوامل تولید را نیز نشان نمیدهند. به عنوان مثال افزایش بهرهوری نیروی کار دو چیز را مشخص مینماید:
اول، صرفهجویی که برای هر واحد تولید در ساعات کار و یا تعداد کارگران به علت افزایش بهرهوری کلی عوامل تولید حاصل شده است.
دوم، جانشینی کالای سرمایهای (ماشین آلات) به جای کار کارگران که این جانشینی میتواند معلول سه عامل باشد:
1- تغییر در قیمتهای نسبی عوامل تولید
2- تغییر در ترکیب تولید کالاها و افزایش سهم تولید کالاهای سرمایهبر
3- تغییر در تکنولوژی (فناوری) مورد استفاده در جهت استفاده از تکنیکهای سرمایهبر
بنابراین، میتوان نتیجه گرفت که تغییرات در شاخص بهرهوری جزئی عوامل تولید نمیتواند تماماً تغییر در کارایی آن عامل به حساب آید. این تغییر در بهرهوری کل عوامل تولید است که برآیند تغییر در کارایی تمامی عوامل تولید را در بر دارد (عبداللهنژاد، 1390).
شاخص بهرهوری کل عوامل تولید4
بهرهوری کلی عوامل تولید از نسبت ستاده بر کل نهادهها به دست میآید. برای اندازهگیری این نسبت روشهای متفاوتی وجود دارد. یکی از این روشها که معروف به روش مستقیم محاسبه بهرهوری کل عوامل تولید است، بدون استفاده صریح از تابع تولید اقدام به برآورد شاخص TFP مینماید. در این روشها، به دلیل اینکه واحدهای اندازهگیری نهادههای به کار رفته در فرایند تولید متفاوت هستند (نظیر نیروی کار و سرمایه)، با استفاده از تکنیکهای خاصی عمل جمعسازی5 نهادهها را انجام میدهند و یک شاخص از کل نهادهها میسازند. دومین روش که مبتنی بر استفاده صریح از تابع تولید است، با در نظر گرفتن فرم تابعی معین و با انجام عملیات ریاضی بر روی تابع تولید به برآورد شاخص TFP میپردازد.

روشهای مستقیم محاسبه شاخصTFP
در این روش مشکل اصلی، جمعکردن انواع مختلف نهادههاست که واحدهای اندازهگیری متفاوتی دارند (نظیر نیروی کار و سرمایه). یکی از این روشها که کندریک6 آن را پیشنهاد کرده مبتنی بر میانگین وزنی کار و سرمایه است. کندریک از یک تابع تولید ضمنی برای تخمین تغییرات در بهرهوری استفاده نمود. شاخص بهرهوری کل عوامل تولید او به صورت زیر تعریف میشود:
(2-2)
〖TFP〗_t=V_t/(αK_t+βL_t )
که در آن TFP بهرهوری کلی عوامل تولید، V_t ارزش افزوده واقعی (به قیمت ثابت)، K_t ارزش موجودی سرمایه به قیمت ثابت، L_t تعداد نیروی کار یا نفر ساعت، α سهم عامل سرمایه در ارزش افزوده و β سهم عامل کار در ارزش افزوده است. در الگوی کندریک از فروض همگنی تابع تولید و قضیه اولر استفاده شده است. اگر فرض همگنی خطی یا بازدهی ثابت نسبت به مقیاس به کار

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی بخش کشاورزی، تولید ناخالص داخلی، مخارج دولت، اقتصاد کشور Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی بهرهوری کل عوامل، بخش کشاورزی، تابع تولید، رشد اقتصادی