پایان نامه با کلمات کلیدی بخش کشاورزی، رشد تولید، مخارج دولت، نیروی کار

دانلود پایان نامه ارشد

استانهای فارس، مازندران و آذربایجان شرقی و تکمیل پرسشنامه و با کمک تخمین مدل رگرسیون تعویضی، بررسیهای مدیریتی و توصیفی مزارع مورد مطالعه، اثر اعتبارات بر ارزش افزوده در استانهای منتخب مورد مطالعه را بررسی کردهاند. نتایج آنها نشان میدهد که مزارعی که از سطح زیر کشت و ارزش بیشتری برخوردارند به اعتبارات بزرگتر دسترسی دارند. از طرفی نتایج ضریب همبستگی پیرسون در شهرستان مرودشت نشان میدهد که بین سطح زیرکشت و میزان وام دریافتی، ارتباط مثبت و در عین حال ضعیفی برقرار است. به عبارتی تا حدودی، با افزایش سطح زیر کشت، میزان وام دریافتی افزایش مییابد و با کاهش سطح زیر کشت، میزان وام دریافتی کاهش مییابد.
رکنالدین افتخاری و همکاران(1385) در مطالعهای به بررسی آثار استفاده از اعتبارات خرد بانک کشاورزی در قالب پرداخت گروهی در طرحهای تأمین آب برای توسعهی فعالیتهای کشاورزی در بین سالهای 1374 تا 1384 در مناطق روستایی شهرستان خدابنده استان زنجان پرداختهاند. نتایج تجزیه و تحلیل متغیرها نشان داده که اعتبارات خرد بانک کشاورزی توانسته است در توسعهی کشاورزی در منطقهی مورد مطالعه، در سطح معناداری 0.05، نقش مهمی ایفا کند.
عراقی و سوری (1385) به بررسی بهرهوری و کارایی در اقتصاد ایران و رابطه آن با مخارج دولت پرداختند. نتایج حاصل از بررسی عوامل مؤثر بر بهرهوری و کارایی نشان میدهد که به طور کلی تأثیر مخارج دولت بر بهرهوری، در سطح ملی کاملاً منفی است. همچنین مخارج مصرفی دولت دارای اثر منفی و معناداری بوده است ولی مخارج سرمایهگذاری دولت رابطه معناداری با بهروری و کارایی نشان نمیدهد.
قربانی (1386) سعی در تعیین میزان تسهیلات بانکی و میزان بودجهی عمومی مورد نیاز برای بخش کشاورزی داشته است. برای سنجش این هدف، از مدل تابع تولید خطی با جایگزینی متغیرهای تسهیلات بانکی و بودجهی عمومی دولت به جای متغیر سرمایه و اضافه نمودن متغیر بارندگی استفاده شده است. نتایج میزان ضریب متغیر ماندهی تسهیلات بانکی به بخش کشاورزی 1.57، اعتبارات بخش آب 2.57، اشتغال 18.01 و بارندگی 23.66 را نشان میدهد. اثر تغییرات آب و هوایی بر تولیدات بخش کشاورزی عدد مثبت بزرگی بوده که این عدد نشانگر بیثباتی تولیدات بخش کشاورزی نسبت به شرایط آب و هوایی کشور است.
مظهري و محدث حسيني (1386) در مقاله خود با عنوان ” اندازه گيري و مقايسه بهره وري عوامل توليد محصولات استراتژيك بخش كشاورزي در استان خراسان رضوي” ابراز داشتند که در اين تحقيق سعي شده است بهره وري كلي و جزيي براي محصولات استراتژيك استان خراسان رضوي شامل گندم آبي، جو آبي، پنبه آبي و چغندرقند با استفاده از شاخص ترنكويست- تيل اندازه گيري و تحليل گردد. در همين راستا نتايج به دست آمده نشان مي دهد كه طي دوره زماني برنامه پنجساله سوم توسعه اقتصادي – اجتماعي كشور، شاخص مقداري كل نهاده ها براي محصولات گندم آبي، جو آبي، پنبه آبي و چغندرقند به ترتيب رشد متوسطي معادل 16.01، 14.04 ،14.46 و 16.24 درصد در سال داشته است. از طرف ديگر شاخص مقداري ستانده نيز به تفكيك براي محصولات فوق الذكر به ترتيب داراي رشد متوسط سالانه اي برابر با 28.29، 25.19 ، 15.52و 24.93 درصد بوده است. در همه محصولات مورد بررسي، نرخ رشد شاخص ستانده نسبت به رقم مشابه شاخص كل نهاده ها بيشتر بوده كه اين خود رشد بهره وري كل عوامل توليد را براي محصولات مذكور طي دوره زماني ياد شده به دنبال داشته است. در همين خصوص شاخص بهره وري كل عوامل توليد براي محصولات استراتژيك فوق به ترتيب داراي رشد متوسط سالانه اي به ميزان 10.5،9.7 ،0.92 و 7.47 درصد بوده است كه بر اساس آن محصول گندم آبي بالاترين و پنبه پايين ترين ميزان رشد شاخص بهره وري كل عوامل توليد را طي دوره زماني مورد مطالعه داشته است.
عباسیان و مهرگان (1386) با استفاده روش تحلیل پوششی دادهها، از طریق مقایسه نسبی بخشهای اقتصادی و بر اساس مقادیر دادهها و ستاندههای آنها به برآورد مقادیر کارایی و بهرهوری پرداختهاند. نتایج آنها نشان میدهد که اگرچه در مجموع روند بهرهوری اقتصادی کشور با روند کندی افزایش یافته است لیکن عملکرد کلی بسیاری از فعالیتهای اقتصادی با توجه به منابع مادی و انسانی قابل توجهی که در اختیار داشتهاند قابل توجیه نمیباشد.
رفیعی و امیرنژاد (1386) به بررسی تغییرات بهرهوری عوامل تولید گندم دیم و میزان اثرگذاری عوامل تشکیل دهنده بهرهوری در استانهای مهم تولیدکننده این محصول در سالهای زراعی 79-1378 تا 84-1383 با استفاده از روش ناپارامتری تحلیل پوششی دادهها و شاخص مالکمئیست میپردازد. در این مقاله بهرهوری عوامل تولید با در نظر گرفتن عملکرد تولید 10 استان کشور در دوره 6 ساله بررسی شده است. نتایج آنها نشان میدهد که استانهای مازندران، فارس، سمنان، تغییرات بهرهوری با تغییرات کارایی همبستگی معنیداری داشته است و در استانهای گلستان، فارس، آذربایجان غربی و اصفهان، خراسان و مرکزی همبستگی معنیداری بین تغییرات بهرهوری و فناوری مشاهده شده است. در میانگین استانهای مورد بررسی نیز همبستگی معنیداری بین تغییرات بهرهوری و فناوری برقرار بوده و بین تغییرات بهرهوری و تغییرات کارایی همبستگی معنیداری مشاهده نگردیده است.
شاه آبادي ابوالفضل (1386) در مقاله خود با عنوان “اثر سرمايه گذاري مستقيم خارجي، تجارت بين الملل و سرمايه انساني بر بهره وري كل عوامل اقتصاد ايران” ابراز داشته است که تئوري هاي اخير رشد در واكنش به انگيزه هاي اقتصادي به طور مرسوم جهت گيري هاي ابداع را به عنوان موتور اصلي پيشرفت تكنولوژيكي و رشد بهره وري مي دانند. با اين نگرش، ابداع از يك طرف به دانش ناشي از فعاليتهاي R&D بستگي دارد و از طرف ديگر به انباشت دانش كمك مي كند. بنابراين سطح بهره وري يك اقتصاد به فعاليتهاي انباشته شده R&D و انباشت دانش موثر و ارتباط آن دو و ساير متغيرهاي کلان اقتصادي بستگي دارد. از اين رو با وجود سرمايه گذاري مستقيم خارجي و تجارت بين الملل در کالاها و خدمات، ارتقاي بهره وري يک كشور افزون بر اينکه از سرمايه گذاري R&D در داخل تاثير مي پذيرد، به سرمايه گذاري شركاي تجاري در R&D نيز بستگي دارد. همچنين شواهد تجربي نيز نشان مي دهد که تجارت بين الملل و سرمايه گذاري مستقيم خارجي (از طريق شرکتهاي چند مليتي) موجب انتقال تکنولوژي خارجي به کشورها مي شود.
نتايج وی نشان مي دهد كه انباشت سرمايه تحقيق و توسعه داخلي، انباشت سرمايه تحقيق و توسعه خارجي (از طريق سرمايه گذاري مستقيم خارجي و تجارت کالا)، سرمايه انساني، شدت سرمايه، شاخص باز بودن، ذخاير بين المللي، نرخ ارز واقعي، نرخ تورم و متغيرهاي موهومي جنگ تحميلي و انقلاب اسلامي بر روي بهره وري كل عوامل تاثير دارند. همچنين نتايج برآورد پيشنهاد مي كند كه اثر انباشت سرمايه تحقيق و توسعه داخلي، انباشت تحقيق و توسعه خارجي، شاخص باز بودن و متغيرهاي موهومي جنگ تحميلي و انقلاب اسلامي اثر قوي تري نسبت به ديگر متغيرها بر بهره وري كل عوامل دارند و در ضمن ضريب تخميني متغير نرخ تورم و متغير موهومي انقلاب اسلامي و جنگ تحميلي بر بهره وري كل عوامل منفي مي باشد.
گسکری و اقبالی (1386) با استفاده از یک تابع کاب-داگلاس، با بازدهی ثابت به بررسی اثر مخارج دولت بر رشد اقتصادی در ایران طی سالهای 1382-1352 پرداختهاند. در این مقاله، به نقش سرمایه انسانی، سرمایه فیزیکی و بودجه دولت در تولید، پرداخته شده است و در گسترش الگو نیز انباشت سرمایه انسانی، به سهمی از سرمایه فیزیکی، سرمایه انسانی و بودجه دولت پیوند خورده است. نتایج نشان میدهد که مخارج دولت چه به صورت مصرفی و چه به صورت سرمایهای تأثیر مثبت بر رشد اقتصادی دارد. مخارج سرمایهای دولت میتواند تا دو سال رشد اقتصادی را تحت تأثیر خود قرار دهد در حالیکه تأثیر مخارج مصرفی معطوف به همان سال است. از سوی دیگر، نسبت سرمایهگذاری بخش خصوصی به موجودی سرمایه نیز اثر مثبت بر رشد اقتصادی دارد و این اثر از تأثیر مخارج دولت بیشتر است.
مولایی (1387) در پژوهشی با نام “بررسی و مقایسهی درجهی توسعه یافتگی بخش کشاورزی استانهای ایران طی سالهای 1373 و 1383” با استفاده از تكنيك تاكسونومي عددي و تحليل عاملي پرداخته است. نتايج تحقيق نشان او داده است كه سطح توسعهي كشاورزي استانهاي كشور طي سالهاي مورد مطالعه تغيير چنداني نداشته است، اما ضريب شدت نابرابري به ميزان 18.7 درصد افزايش يافته است.
امیرتیموری و خلیلیان (1387) در تحقیق خود بهرهوری نیروی کار، موجودی سرمایه، انرژی و رشد بهرهوری کل عوامل تولید در بخش کشاورزی ایران طی دوره 82-1355 را محاسبه و روند آنها مورد بررسی قرار دادهاند. به منظور محاسبه بهرهوری عوامل تولید (نیروی کار، موجودی سرمایه و انرژی) از روش بهرهوری متوسط تعمیم یافته و از شیوه مطلق روش سریهای زمانی و برای محاسبه رشد بهرهوری کل عوامل تولید استفاده شده است. بکارگیری این روش نیازمند برآورد تابع تولید بخش کشاورزی است. لذا ابتدا تابع تولید بخش کشاورزی با روش ARDL برآورد شده است. نتایج نشان میدهد که بهرهوری نیروی کار در بخش کشاورزی طی دوره مورد مطالعه روندی صعودی داشته است. رشد بهرهوری کل عوامل تولید در بخش کشاورزی طی دوره مورد مطالعه نوسانات زیادی داشته و میانگین آن برابر 5/2% بوده است. این مطلب نشان دهنده رشد مناسب بهرهوری و عملکرد مناسب بخش کشاورزی در استفاده بهینه از منابع تولید میباشد.
فطرس و بهشتی فر (1388) مطالعهای با موضوع “مقایسهی درجهی توسعه یافتگی بخش کشاورزی استانهای کشور در دو مقطع 1372 و 1382” انجام دادهاند. آنها در این پژوهش که با استفاده از 78 شاخص توسعهی کشاورزی و با کمک دو تکنیک تحلیل عاملی و تاکسونومی عددی انجان گرفته به این نتیجه رسیدند که سطح توسعهی کشاورزی استانها طی سالهای مورد مطالعه به طور متوسط افزایش و دوگانگی کشاورزی بین آنها کاهش یافته است.
کهنسال و همکاران (1388) عنوان نمودهاند که سرمایهگذاری در زیرساختها یکی از عواملی است که میتواند از طریق افزایش بهرهوری نیروی کار، سرمایه و سایر نهادهای تولید باعث افزایش بهرهوری تولید در بخش کشاورزی گردد. مطالعه آنها به بررسی تأثیر سرمایهگذاری در زیرساختها بر روی رشد بهرهوری در بخش کشاورزی ایران طی دوره 82-1350 میپردازد. بدین منظور از هزینههای عمرانی دولت در بخش کشاورزی به عنوان شاخصی از سرمایهگذاری انجام شده در زیر ساختهای این بخش استفاده شده است. روش به کار گرفته شده در تحقیق آنها شیوه دوگان و برآورد تابع هزینه ترانسلوگ میباشد. در این الگو از دو روش سیستم معادلات به ظاهر نامرتبط و حداکثر آنتروپی استفاده شده است. نتایج آنها حاکی از تأثیر منفی و معنیدار سرمایهگذاری در زیرساختها بر روی هزینه تولید در بخش کشاورزی میباشد. آنها نهایتاً ابراز نمودهاند که تغییرات فنی و بهبود زیرساختها دارای تأثیر مثبت بر بهرهوری بخش کشاورزی میباشند.
مهرآرا و احمدزاده (1388) در تحقیق خود با عنوان “بررسی نقش بهرهوری کل عوامل تولید در رشد تولیدات بخشهای عمده اقتصادی ایران” سهم رشد بهرهوری کل عوامل تولید و رشد نهادههای نیروی کار و نیروی سرمایه در رشد تولیدات بخشهای عمده اقتصادی (بخش کشاورزی، صنعت و معدن و بخش خدمات) و کل اقتصاد غیرنفتی طی دوره 1383-1345 مورد ارزیابی قرار دادهاند. نتایج آنها نشان میدهد که متوسط سهم رشد TFPدر رشد تولیدات بخش اقتصاد غیرنفتی طی برنامه اول، دوم و سوم توسعه اقتصادی به ترتیب معادل 5/39، 2/12 و 8/24 درصد بوده است و برای برنامه چهارم توسعه به 6/32% ارتقا یافته است. البته طی سه برنامه اول توسعه اقتصادی اجتماعی و فرهنگی کشور سهم TFPبخش خدمات در رشد تولیدات اقتصاد غیرنفتی بیستر از سایر بخشها میباشد.
عربمازار و چالاک (1388) در بررسی اثر مخارج عمرانی و مخارج مصرفی دولت بر رشد تولید ناخالص داخلی اقتصاد ایران به این نتیجه رسیدند که تأثیر افزایش مخارج عمرانی و افزایش در کل مخارج دولت، بر رشد تولید ناخالص داخلی مثبت است.
دشتي و همکاران (1388) در مقاله خود

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی بخش کشاورزی، بهرهوری کل عوامل، رشد تولید، نیروی کار Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی ریشه واحد، بخش کشاورزی، علیت گرنجر، مدل تصحیح خطا