پایان نامه با کلمات کلیدی اوراق قرضه، بازارهای مالی، تولید ناخالص داخلی، بانک مرکزی

دانلود پایان نامه ارشد

و رشد فزاینده بدهی های خارجی) رعایت و اجرای سیاست های تثبیتی و توسعه بر حسب قرارداد امکان پذیر نباشد، به این معنا است که کشورهای گروه یورو در سیاست های اقتصادی و مالی خود همیشه می بایست منافع ملّی را با منافع جمع تطبیق داده تا بتوانند تصمیم موردنظر و نه مورد دلخواه را بگیرند (محدودشدن قدرت اجرایی دولت های عضو).
اغلب کشورهای اتّحادیّه اروپا تنها به این دلیل نظر مثبت و مساعدی به یورو و همگرایی کشورهای اروپایی از خود نشان می دهند، زیرا باور آنها چنین است که وضع اقتصادی و اجتماعی این کشورها با آمدن یورو بهبود یافته و به مراتب بهتر از دوران قبل از یورو خواهد شد. چنانچه اعضای جدید گروه یورو بدلیل مشکلات متعدّد اقتصادی، سیاسی و اجتماعی نتوانند به رشد و رفاه مدّنظر در افکار عمومی دست یابند، موفّقیّت کشورهای عضو دشوار و پیچیده خواهد شد. این مسئله از آنجایی حائز اهمّیّت است که پیوستن به گروه یورو پیش از هر چیز منجر به انضباط مالی دولت ها و تشدید رقابت بین مؤسّسات اقتصادی شده و مقامات دولتی نیز امکان بهره برداری از سیاست های پولی و ارزی را نخواهند داشت.
2-3. رقابت یورو با دلار آمریکا
با کنار رفتن پوند استرلینگ (£) در بازارهای جهانی دلار آمریکا توانست به عنوان معتبرترین واحد پولی در معاملات تجاری و مبادلات ارزی در سطح بین الملل مطرح و مورد استفاده قرار گیرد. از لحاظ تئوری هر واحد پولی می تواند به یک پول جهانی تبدیل شود، اما در دوره های بحرانی زمانی که تثبیت سطح عمومی قیمت ها دشوار است و به مرور زمان ارزش پول کاهش می یابد، افراد و فعّالان اقتصادی تمایل به خرید و نگهداری پول های خارجی (ارز) پیدا می کنند. در بازارهای جهانی رقابت بین واحدهای مختلف پولی به این صورت تشدید می شود که کدامیک از آنها موفّق می شوند وظایف پول را برای بخش عمومی (بانک های مرکزی و دولت ها) و بخش خصوصی (بانک های تجاری، بنگاه های تولیدی و خانوارها) به خوبی انجام دهند. بنا به تعریف، پول جهانی به پولی گفته می شود که نه تنها در بازارهای داخلی مورد استفاده قرار گیرد، بلکه تقاضا برای خرید و نگهداری آن فراتر از مرزهای ملّی کشور انتشار دهنده نیز وجود داشته باشد (یتمان، 2009). برای بررسی توان رقابتی یورو با دلارآمریکا، شاخص هایی را مدّنظر قرار می دهیم که نه تنها با توجّه به تعریف جهانی پول در منابع علمی مختلف مورد استفاده قرار می گیرند، بلکه شامل مدل های بکار گرفته شده در بانک مرکزی اروپا برای تعیین نقش بین المللی پول نیز می شوند:
وزن آمریکا و اروپا در اقتصاد بین الملل
نقش دلار و یورو در بازارهای مالی جهان
نقش دلار و یورو در معاملات تجاری جهان
نقش دلار و یورو در ترکیب ذخایر ارزی جهان
2-3-1. وزن آمریکا و اروپا در اقتصاد بین الملل
در سال 2010 پتانسیل تولید آمریکا، اروپا و ژاپن تقریباً نیمی از سطح تولید ناخالص داخلی جهان را به خود اختصاص دادند. با توجّه به ارزش جهانی تولیدات در این سال که مبلغی حدود 4/74 تریلیون دلار برآورد شده است، سهم آمریکا، اروپا و ژاپن بسیار قابل توجّه است و این اقتصادها توانستند به دلیل کسب منافع کلان حاصل از تولید درآمد سرانه بالایی درکشورهای جهان داشته باشند (آمریکا 37900 دلار، اروپای غربی 26000 دلار و ژاپن 27300 دلار). با توجّه به این واقعیّت که جهان امروز بیش از 200 کشور را شامل می شود. بیشترین منابع مالی و منافع اقتصادی در دست تعداد معدودی از کشورهای صنعتی و توسعه یافته قرار دارد، گرچه این کشورها سال هاست نرخ رشد اقتصادی پایینی را تجربه می کنند. اقتصاد آمریکا در مقایسه با اروپا از لحاظ پتانسیل تولید و سطح اشتغال از موقعیّت بهتری برخوردار می باشد، زیرا آمریکا نه تنها به عنوان بزرگترین تولیدکننده کالا و خدمات نقش لوکوموتیو اقتصاد جهانی را ایفا می کند، بلکه در دو دهه گذشته نیز موفّق به انجام سیاست های تعدیل اقتصادی به ویژه در بخش خدمات و کاهش هزینه های دولت شده است. در اروپا اصلاحات اقتصادی به کندی انجام می گیرد. این کشورها از یک سو با افزایش نرخ بیکاری و از سوی دیگر، با رشد هزینه های بخش عمومی (کسری بودجه) مواجه هستند.
براساس تحقیق و برآورد صندوق بین المللی پول در سال 2007 رکود و یا رونق تولید ناخالص داخلی آمریکا اقتصاد دیگر کشورها را به صورت مؤثر تحت تأثیر قرار می دهد (دس و سینت گودهم، 2009). بایومی و سویست9 توانستند با استفاده از مدل10 (VAR) نشان دهند که اقتصاد آمریکا برای بسیاری از کشورهای جهان حائز اهمّیّت است حتی برای آن دسته از کشورها که با آمریکا مبادله بازرگانی مستقیم نداشته و یا رابطه تجاری آنها با آمریکا محدود می باشد. از مقایسه پتانسیل تولید در اقتصادهای آمریکا، اروپا و ژاپن واضح است که اقتصاد آمریکا از قدرت و جذابیّت بیشتری در مقابل اقتصادهای بزرگ جهان مانند اروپا، چین و ژاپن برخوردار است. اروپا به عنوان دوّمین اقتصاد برتر جهان از نظر سطح تولید و بزرگترین صادرکننده بازارهای تجاری دارای امکانات و ظرفیّت هایی است که می تواند در رقابت با آمریکا به آنها تکیه کند.
2-3-2. ارزش پول
همان گونه که توضیح داده شد، جذابیّت یک واحد پولی را در بازارهای داخلی و خارجی را می توان در ثبات ارزش پول سنجید. حفظ قدرت خرید داخلی پول از آن لحاظ حائز اهمّیّت است که دارندگان دارایی های پولی بدون ترس از تضعیف ارزش پول ملّی تمایل به پس انداز و سپرده گذاری پیدا کرده و همچنین به فعّالیّت در بازار بورس ترغیب می شوند. محدود شدن فعّالیّت های اقتصادی برای مقاصد سوداگری و واسطه گری به نقش مولّد سرمایه کمک خواهد کرد. بررسی روند نرخ تورم در آمریکا، حوزه یورو و ژاپن نشان می دهد که مقامات پولی این کشورها ثبات قیمت ها را جز اولویّت های اوّل سیاست های اقتصادی خود قرار داده و آن را به صورت جدّی و مستمر نه تنها در گذشته بلکه امروز نیز دنبال می کنند. از لحاظ ثبات نرخ ارز، نرخ برابری یورو با دلار در چند سال اخیر با نوسان هایی مواجه بوده است. با توجّه به نسبت حجم صادرات و واردات آمریکا و اروپا به تولید ناخالص داخلی در سال 2007 درجه باز بودن اقتصاد آمریکا (5/14درصد) اروپا (0/22 درصد) و ژاپن (5/17 درصد) می باشد. نسبت پایین درجه باز بودن اقتصاد، به آمریکا این امکان را داده است تا از نرخ برابری دلار با دیگر واحدهای پولی، کاملاً در جهت اهداف و منافع اقتصادی خویش بهره گیرد. آمریکا از طریق کاهش ارزش دلار در بازارهای مالی بین المللی که در سال 2002 شروع و تاکنون (2014) نیز ادامه دارد، توانست با افزایش صادرات به اروپا (واردات اروپا از آمریکا) نه تنها کسری تراز پرداخت های خود را کاهش دهد، بلکه با وجود پایین بودن بهره بانکی در آمریکا موفق به افزایش جذب سرمایه گذاری های خارجی شود. سطح تولید ناخالص داخلی آمریکا در سال 2002 معادل 9 تریلیون دلار بوده است در حالی که این مقدار در سال 2010 به 64/15 تریلیون دلار رسیده است. رشد تولید ناخالص آمریکا بین سال های (2010-2002) که ارزش دلار در مقابل ارزهای معتبر جهانی رو به کاهش گذاشت، بیش از 60 درصد افزایش نشان می دهد (بانک مرکزی اروپا، 2008).
در حوزه یورو، تولید ناخالص داخلی از 7 تریلیون یورو در سال 2002 به 2/9 تریلیون یورو در سال 2010 افزایش یافته است (رشد 31 درصدی). با توجّه به اهمّیّت بازارهای داخلی آمریکا برای کشورهای اروپایی بنگاه های اقتصادی اروپا برای از دست ندادن بازار کالا و خدمات آمریکا، مجبور به اتّخاذ سیاست هایی شدند تا بتوانند با مشکلات ناشی از افزایش ارزش یورو در مقابل دلار آمریکا، که قدرت رقابتی شرکت های حوزه یورو را از لحاظ قیمت تهدید می کرد، مقابله کنند. در نتیجه، تحوّلات اقتصادی در بازار محصول آمریکا برای کشورهای حوزه یورو دارای اهمّیّت بیشتری است تا بازارهای اروپا برای آمریکا (ارمان و فراتشر، 2002).

2-3-3. سیاست مستقلّ پولی
یک کشور و یا یک منطقه اقتصادی زمانی دارای سیاست مستقلّ پولی است که بتواند مستقل از نرخ بهره جهانی و نقل و انتقال سرمایه در بازارهای آزاد بین الملل، تصمیمات پولی و ارزی خویش را با توجّه به وضعیّت اقتصاد داخلی به اجرا درآورد. همان گونه که در قسمت پیش توضیح داده شد بیشترین سهم در تولید ناخالص داخلی جهان متعلّق به سه قطب بزرگ اقتصادی، آمریکا، اروپا و ژاپن می باشد. از دیدگاه پولی می توان این قطب های بزرگ اقتصادی را به بلوک دلار، بلوک یورو و بلوک ین تقسیم کرد. بلوک دلارآمریکا بزرگترین بلوک اقتصادی جهان است که در برگیرنده کشورهای آمریکای لاتین اکثر کشورهای آسیای شرقی و خاورمیانه کشورهای آفریقایی و اقیانوسیه (استرالیا و نیوزیلند) می شود. تمام این کشورها تحت تأثیر سیاست پولی آمریکا قرار دارند و دارای ذخایر ارزی دلار هستند. مارسل فراتشر (2002) توانست با استفاده از مدل گارچ نشان دهد که در بیشتر کشورها و بازارهای مالی جهان سیاست پولی آمریکا بسیار حائز اهمّیّت است بلوک یورو کشورهای اروپایی و برخی از کشورهای آفریقایی را شامل می شود که طبیعتاً تحت تأثیر سیاست پولی بانک مرکزی اروپا هستند. بلوک ین نیز در برگیرنده برخی کشورهای آسیایی است. چین و ژاپن جهت تسهیل معاملات و مبادلات تجاری بین دو کشور در سال 2011 توافقنامه ارزی امضاء کردند تا وابستگی به دلار آمریکا را کاهش دهند.
2-3-4. نقش دلار و یورو در بازارهای مالی جهان
بازارهای مالی جهان را می توان از طریق بررسی و ارزیابی جایگاه هر واحد پولی در بازار اوراق قرضه، بازار وام و اعتبارات بانکی و همچنین بازار سپرده های بانکی مشخص کرد.
2-3-4-1. اوراق قرضه بین الملل11
بازار اوراق قرضه بین الملل بازاری است که در آن فعّالان اقتصادی اعم از بخش خصوصی و دولتی اقدام به خرید و فروش اوراق قرضه به واحد پولی غیر از پول داخلی کشور خویش می کنند. در این معاملات، یک سو قرض دهنده و سوی دیگر قرض کننده قرار دارد. واضح است که وام گیرنده می تواند بین دارایی ها و (بدهی ها) برحسب دلار، یورو و پوند یکی را انتخاب کند (رقابت بین واحدهای پولی). رقابت در بازارهای مالی بین الملل ابعاد مختلفی دارد. عمده ترین تفاوت میان بازار خارج از مرز و بازار داخل مرز، تفاوت در محیط مقرّراتی است. (اصول بانکی) اوراق قرضه در بازارهای داخلی دارای هزینه مقرّراتی و مخاطرات سیاسی مشخص می باشند. چنانچه این هزینه ها و مخاطرات افزایش یابند برای سرمایه گذاران انگیزه ورود به بازارهای خارج از مرز نیز افزایش می یابد. بنابراین، ابزارهای مالی بازارهای بین المللی نه تنها با ابزارهای سنتی بازارهای داخل مرز به رقابت می پردازند بلکه یک بازار موازی رقیب برای بازارهای داخلی نیز محسوب می شوند. سه عامل را می توان بیان کرد که شخص بدهی به واحد پول خارجی را در مقایسه با بدهی به واحد پول داخلی ترجیح می دهد (بانک مرکزی اروپا، 2008).
نخست اینکه چنانچه شخص دارای درآمدهای ارزی باشد از طریق ایجاد بدهی خارجی می تواند از ریسک نوسان های آتی نرخ ارز در امان بماند و از کاهش ارزش دارایی های ارزی خود جلوگیری بعمل آورد. شخص با در دست داشتن ارزهای معتبر جهانی در بازارهای مالی بین الملل قدرت خرید یافته و می تواند به سهولت در منطقه اقتصادی مورد نظر خویش اقدام به سرمایه گذاری نماید. علاوه بر این، منابع مالی در بازار سرمایه داخلی محدود بوده و ممکن است دست یافتن به آنها دشوار باشد، به ویژه برای شرکت ها و مؤسّسات بزرگ اقتصادی که مبالغ کلان برای مقاصد سرمایه گذاری خویش احتیاج دارند. برای این شرکت ها و مؤسّسات، بازار اوراق قرضه بین الملل نسبت به بازار اوراق قرضه داخلی اولویّت دارد، زیرا این بازار گسترده و از لحاظ شرایط خرید و فروش، تسهیم مخاطره و مدت زمان بدهی دارای امکانات بهتری است.
اختلاف بین نرخ بهره بانکی در داخل و خارج می تواند یک عامل بسیار مهم در ایجاد بدهی به واحد پول خارجی باشد (گراهام و هاروی، 2001). چنانچه نرخ بهره بانکی در بازار جهانی اوراق قرضه کمتر از نرخ بهره در

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی قانون اساسی، کسری بودجه، بازارهای جدید، سیاست های اقتصادی Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی بانک مرکزی، بازارهای مالی، سپرده های بانکی، اوراق قرضه