پایان نامه با کلمات کلیدی انقلاب مشروطیت، مسئولیت اجتماعی، فتحعلی شاه قاجار، سلوک عرفانی

دانلود پایان نامه ارشد

می‌پردازد. در بررسی وضعیت رمان نو فارسی به تفاوتی چشم‌گیر بین نوگرایی داخلی با نوگرایی غربی بر‌می‌خوریم؛ در نوگرایی غربی با دوری از واقعیت خارجی، به درک و ذهنیّت به شکل افراط متوجه می‌شود و برای خود وظیفه اجتماعی یا اصلاح‌گرایی قایل نیست؛ در حالی که اعل قلم نوگرای کشورچاره رهایی برای خود از جریانات سیاسی و اجتماعی نمی‌داند، همچنان روش گذشتگان را با شیوه‌های بیان ذهنی نو پیش می‌گیرد و به این شکل خود را وفادار به مسئولیت اجتماعی و ایدئولوژیک خود می‌داند. نگاه سنّتی در رمان‌های نو هم‌چنان حفظ شده است؛ در حالی که این نگرش در غرب بر پوچ‌انگاری اومانیستی قرار دارد؛ این عملکرد و نگرش اومانیستی در میان اهل قلم کشور به کمال دیده نشده‌است و پیامد آن دوسویگی و ضدّیت در صورت و محتوای رمان نو فارسی در پیش و بعد از انقلاب 1357‌ وجود دارد. نویسندگان رمان مدرن در نقد هنجارهای ناشی از نوعی تفکر دینی عمدتا به دو مضمون می‌پردازند. نخست ستیز سنّت و مدرنیّت در قالب جنگ پدران و پسران و دوّم نقد برخی از ارزش‌های اخلاقی رایج؛ گفتمان رمان مدرن فارسی در واقع همان گفتمان صادق هدایت در بحث تجدّد و عقب‌‌ ماندگی است که این‌بار فاقد صراحت است.

2-9-5- معرفی محمّد باقر خسروی و بررسی آثار
نویسنده و شاعر، متخلّص به خسروی فرزند محمدرحیم‌میرزا، نواده فتحعلی شاه قاجار و نیای رشید‌یاسمی بود. او در سال‌ 1228‌ش‌ مصادف با 24 ربیع الثانی 1266 هـ.ق در کرمانشاه ‌زاده شد و در همان شهر تحصیل کرد و عربی و علوم ادبی، منطق، ریاضیات و معارف اسلامی را یاد گرفت و در جوانی به سرودن شعر گرایش داشت و به تشویق حسین قلی‌خان سلطانی کلهر از دانشمندان شهر کرمانشاه شعر می‌سرزد. خسروی 5 سال به رایگان در تلگراف‌‌خانه کرمانشاه خدمت کرد و در روز‌های فراغت در محضر اهل معرفت به سیروسلوک عرفانی پرداخت. در آغاز سال(1280‌ش) همراه با علاءِ‌الدوله حکمران کرمانشاه حاکم یزد شده بود به آن دیار رفت و ریاست دفتراو‌(دارالانشاء) او را به عهده گرفت و چندی نیز در فارس ماندگار شد. در آغاز انقلاب مشروطیت به زادگاه خود بازگشت. نتیجه این مطالعات و ره‌آورد این سفر طرح رمان تاریخی معروف او شمس و طغرا بود كه بعدها در یكی از مزارع ماهیدشت به رشته‌ی تحریر كشید. خسروی به كرمانشاهان مراجعت كرد. مشروطه آغاز شد و او از افكار جدید پشتیبانی كرد با انگیزه طبیعت آزادی‌خواه خود و با هدف پشتیبانی از انقلاب، انجمن ولایتی انقلاب را تاسیس کرد و چندی بعد به سبب بروز رویدادهای محلی متواری شد و به ایل‌نشینان، که از خویشان او بودند؛ پناه برد و سپس به عتبات رفت. پس از بازگشت، هنگامی که کرمانشاه به مناسبت روی‌دادن جنگ جهانی اوّل پهنه تاخت‌و‌تاز سپاه بیگانگان شده‌بود، خسروی با عشایر به غارها و جنگل‌ها پناه‌برد تا او را بازداشت و زندانی کردند تا سرانجام پس از دو ماه به پای‌مردی امیر‌افخم‌‌قراگوزلو، وی را آزاد و به تهران تبعید ‌کردند؛ به شرط آنکه از شهر خارج نشود. به این ترتیب خسروی تا پایان زندگیش در تهران به مطالعه و هم‌نشینی با دانشمندان وقت گذراند؛ تا در سن هفتاد‌سالگی درسال‌(1298‌ش) مصادف با شانزده ربیع الاوّل 1338(‌ه.ق) عمرش به پایان رسید و در ابن بابویه در کنار پیر طریقتش آقا محمد حسن نقاش زرگر به خاک سپرده شد. از آثار او می‌توان کتاب دیبای خسروی که تذکره‌ای است از دویست و‌بیست تن از شاعران معروف عرب، رساله تشریح‌‌‌العلل در زحافات بحور و ارکان علم عروض و رمانی در شرح حال حسین قلی‌خان‌جهانسوزشاه، تذکره اقبال‌نامه، دیوان اشعار شامل 3520‌بیت، ترجمه کتاب‌ الهیه‌و‌الاسلام اثر سید‌محمد‌علی‌شهرستانی، عذرای‌قریش اثر جرجی‌زیدان و نخستین و مهمترین اثر او شمس‌ و طغرا (سه جلد) را نام برد. بی‌گمان خسروی را با نگارش این کتاب می‌توان بنیان‌گذار رمان‌نویسی به شیوه، مفهوم و ویژگی‌های اروپایی در ایران دانست.

فصل سوّم
بررسی مدرنیسم و شبه‌مدرنیسم در شمس و طغرا و ماری ونیسی

3-1-خلاصه شمس و طغرا
3-1-1- جلد اوّل
رمان شمس و طغرا از جمله رمان‌هاي تاريخي است كه با مقدّمـه و شـرح طـولاني آغـاز شـده بـه گونه‌ای كـه نويسنده، بخش اوّل رمان را اختصاص داده به تاريخ شيراز، سلجوقيان و اتابكان فـارس. در بخـش دوّم، رمـان آغـاز می‌شود و خواننده از زمان و مكان و قهرمان داستان، مطلّع مي‌گردد. در سنۀ ششصد و شصت و هفت ه.ق سال سيّم پادشاهي آبش خاتون در ماه اردي‌بهشت كه برون و درون شيراز نمونه‌اي از بهشت بود، روزي هنگام عصر در يكي از كوچه‌ها و نزديك به سراي اتابكي، جـواني مقابـل درب خانه قديمي بر درخت سرو كهنه‌اي تكيه كرده… »(خسروي،25:1385).
در شمس و طغرا شمس، بزرگ زاده‌اي است كه به همراه پدر براي استقبال از انكيانو‌ اميرمغول ‌ به شيراز مي‌آيد. آتش سوزي كه در بازار رخ داده و به خانه التاجو بهادر، سركرده‌ي مغولان كه تازه مسلمان شده، سرايت كرده، موجب می‌شود تـا شمس براي كمك و رهايي بخشيدن دختر التاجو و دايۀ پيرش، اقدام نمايد و از آن جا است كه بين شمس و طغرا دل بستگي و عشق شكوفا مي‌گردد. جلد اوّل، شامل رفع موانع ازدواج شمس و طغرا و سـختي‌هـا و دشـواري‌هـاي پيش آمده است. كشف گنج عضدالدوله ديلمي، جدّ شمس، باعث ثروت و مكنت شمس می‌شود. رفتـار وي بـا مردم بر پايه حسن خلق و بخشندگي و تواضع استوار است و همه او را دوست مي‌دارند. هم چنين با هنرنمايي در شكار و شمشير‌بازي و تيــراندازي، مورد عنايت و توجــه سلطان واقع می‌شود. پدر طغرا كشته مي‌شود در حالي كه در وصيّت نامه‌اي كه از خود به جا گذاشته، طغرا را به شمس سپرده است. شمس از هراس آباقاخان كه دلباخته طغرا است، وي را به مصر مي‌فرستد تا خود نیز بعداً به او به‌پيوندد؛ امّا كشـتي‌اش توسـط فرنگيـان بـه اسـارت بـرده می‌شود. سلطان كه مي‌پندارد طغرا خواهر شمس است به او وعدۀ نجات شمس را مي‌دهد امّا پسـرش، محمّـد، عاشق طغرا شده. شمس با ارایۀ نامۀ شيخ سعدي، حقيقت را نزد سلطان فاش مي‌كنـد ؛ سـلطان نيـز آنهـا را بـا هدايايي نفيس و كنيزكي ظريفه نام و جاريه زيبايي به نام ماري راهي مي‌كند.

3-1-2- جلد دوّم ماري ونيسي‌
در جلــد دوّم، داستان با حوادث عشقــي و تاريخي جديدي ادامـه می یابد. شـمس و طغـرا در شـيراز ازدواج مي‌كنند. هم چنين مقدّمات ازدواج پدر شمس با مادر طغرا، ماري با امير شبانكاره، مريم رومي با اميـدوار، ظريفـه بـا خرّم، فراهم مي‌گردد. ماري نزد امير شبانكاره اعتراف مي‌كند كه دل‌بسته‌ی شمس است و از او جدا می‌شود. شـمس نيز دلباختۀ ماري مي‌گردد و طغرا، ماري را به ازدواج شوهر خود در می‌آورد. آبش خاتون، ملكۀ زيباي فـارس كـه از ديرباز دل در گرو عشق شمس دارد، باوي هم بستر می‌شود و سپس براي سبك كردن بار گناه، اصرار مي‌ورزد تـا شمس او را به خود حلال كند و شمس نيز با موافقت دو همسرش، وي را به عقد خـود در‌می‌آورد. طغـرا بـر اثـر وقوع زمين لرزه‌ای می‌میرد. شمس سوگوار است امّا توّلد فرزند ماري به او دل گرمي تازه‌‌اي مي‌بخشد.

3-2- تحلیل رمان شمس و طغرا
در رمان شمس و طغرا، برخي حوادث غير منطقي جريان دارد. به عنوان مثال، با پايـان مـاجراي عشـق شـمس و طغرا، بلافاصله ماري ونيسي سر راه شمس قرار مي‌گيرد و بدون هيچ مانعي ازدواج مي‌كنند. يا هنگامي كه خــسروي از پرداختن شخصيّتي فارغ مي‌گـــردد به سادگي با يك مرگ ناگهــــاني آن‌ها را از داستان بيرون مي‌كشد. بـا تمـام اين‌ها، اگر چه رويدادهاي ناگهاني رمان، متعدّد و ظاهراً بدون انسجام هستند امّا ساختار كلي، واضح و روشن است. بخش عمده‌اي از رمان كه مي‌توان گفت: زيباترين قسمت‌هاي آن نيز هست، شـامل تحليـل احساسـات شـمس و طغرا و ماري و آبش خاتون است؛ که شايد هدف اصلي خسروي، پرداختن به روايت‌هاي عاشقانه كتاب با نگاهی به رمانتیسم مدرنیستی باشد وعلاوه بر آن به عنصر سر‌گرمی مخاطب توجه داشته است. رمـان از حيـث بافـت اجتمـاعي، معرف يك جامعه تاريك و خفقان آور است كه بيگانگان مستبد برسر قدرت هستند امّا ايرانيـان فاضـل و بـزرگ زادگان پيرامون آنها قرار دارند. خسروي از روحيّه بالاي وطن پرستي برخوردار اسـت و بـه گذشـته پـر افتخـار ايراني مي‌نازد و در مقابل به دستگاه فاسد حكومتي كه توسط بيگانگان نالايق اداره مي‌شود، نفرت عميقي مي‌ورزد. هم چنين وي در پرداختن به شخصيّت قهرمانانش، كمي اغـراق كـرده، آنهـا را همان طور كه خود مدّ نظر دارد خلق مي‌كند. «اصولاً هنر بزرگ نويسنده در همين تصـوير اشـخاص و اجتماعيـّات و بيان زندگي و صفات طبيعي و معنوي آنها است و شايد براي نخستين بار است كه ما در رمان نوين ايراني كسـاني را با خصایل وحالات طبيعي مي‌بينيم»(آرين‌پور ‌1385:‌221).
خسروي هرجاكه روند داستان اجازه مي دهد، شرح مفيدي از تاريخ و جغرافياي شهرهاي ايران يا كشورهايي را كـه به داستان ربط پيدا مي‌كنند به‌دست مي‌دهد. هم‌چنين اطلاعات كاملي از اخلاق، عادات، پوشش ايرانيان و مغـول ها، تشريفات درباري و آداب و رسوّم، مسابقات مختلف مانند اسـب سـواري و…، مراسـم شـادماني و سـوگواري و صفات نيك و بد ارایه مي‌دهد. در جايي از داستان هم با زيركي تمام از زبان شمس و ماري به بيان مشخصه‌هاي يك حكومت آزاد‌مدار مي‌پردازد. امّا «گاهي لحن شوخ نويسنده به رنگ هزل و ابتذال كشيده می‌شود و برخي محاوره‌هاي رد و بدل شده بين قهرمانان، از ارزش اثر به ميزان قابل توجهي مي‌كاهد كه خسـروي خـود از اهـل دانـش و ادب معذرت مي‌خواهد و اميد عفو و اغماض دارد»‌(ميرعابديني،‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌1377‌:‌32).
خسروي تعصب فراواني به دين اسلام مي‌ورزد و با تمام وجود آن را ستايش مـي‌كنـد و در عـين حـال، عـادات ناپسندي را هم كه براثر غرض‌ورزي به اسلام رسوخ كرده را نيز تأیيد نمي‌كند. گرچه خسروي در ساخت و پرداخت رمان شمس و طغرا مي‌كوشد تا نوگويي داشته باشد امّا با در نظـر گـرفتن تمام اين تلاش ها، ناخواسته رمان او با افسانه‌هاي عاشقانه ايراني پهلو مي‌زنـد‌؛ البتـه «نبايـد انتظـار داشـت كـه خسروي در اين اثر ادبي كه خود نخستين آزمايش در طرح يك داستان تاريخي بـه روال نويسـندگان غـرب اسـت، بتواند رشتۀ ارتباط خود را با سنن داستان نويسي قديم به كلي گسسته و دفعتاً رستاخيزي در رمـان نويسـي پديـد آورد و همين حد كافي است كه او اوّلين قدم را برداشته»(آرين پور،‌1385:‌255).
شروع داستان در رمان‌هاي گوناگون، متفاوت است. در برخي از رمان‌هاي تاريخي و اجتماعي، ابتـدا نويسـنده بـه نگارش مقدّمه‌اي مختصر يا مفصّل مي‌پردازد و محورهاي زماني و مكاني را مشخص مي‌نمايد؛ اين مقدّمه‌چيني بـه پيش‌آگاهي اوّليّه خواننده كمك مي‌كند تا با تحليل زمان و مكان شخصيّت‌ها بـه درك داسـتان نایـل آيـد. گروهي ديگر نيز بلافاصله خواننده را بدون ذكر هيچ‌ گونه مقدّمه‌اي به داستان پرتاب مي‌كنند. «برخي نيز به گونه‌های(آستانه‌‌ی ورودي) روي مي‌آورند كه همان داستان چارچوب است و جريان رمان را واژگونه مي‌كنند يعني داستان سرگذشت را از پايان سرگذشت شرح مي‌دهند»(بالایی،315‌)
گونه‌های ديگر از داستان‌هـا هـم در ميانـۀ رويـدادها و اتفاق‌ها آغاز مي‌شوند و زماني كه تأثيرش آشكار شد، خواننده را به علل و منشأ رويدادها هدايت مي‌كننـد و سـپس گام به گام و بدون هيچ شتاب‌زدگي به نقطۀ شروع داستان مي‌رسند. تمام اين گسستگي‌ها در زمـانِ سرگذشـت، نشانه‌هاي بديع داستان و ريزه كاري‌‌هاي راوي در پيكربندي رمان هسـتند و نشـان مـي‌دهنـد كـه در رمـان فارسـي، برداشت زمان و نقش آن در ساختار روايي، كاملاً تغيير كرده است.
همان طور كه مي‌بينيم، داستان براساس شيوۀ معرفي رمان‌هاي اروپايي قرن 19 آغاز مـي‌شـود و نويسـنده طبـق سنّت داستانهاي قديمي و كلاسيك فارسي، شخصيّت اصلي داستان را باتفصيل توصيف مي‌نمايد و وي را به تمامي محاسن اخلاقي و صفات نيك و زيبايي ظاهري مي‌آرايد. سپس شخصيّت دوّم، خرّم، نوكر و مربّي با وفاي شمس به جريان داستان وارد شده و نويسنده عقايد خود در مورد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی رمان فارسی، رمان تاریخی، جامعه ایرانی، حقایق تاریخی Next Entries پایان نامه ارشد درمورد سیاست خارجی، فرامنطقه ای، عوامل داخلی، ساختار سیاسی