پایان نامه با کلمات کلیدی امر به معروف، رسول خدا (ص)، امام رضا (ع)

دانلود پایان نامه ارشد

مفسده و ضرر (شرط چهارم)
شرطي که به عنوان شرط پاياني ذکر مي شود عدم مفسده و ضرر است صاحب جواهر در اين موضوع اينگونه مي گويد؛
در مورد شرط چهارم صاحب جواهر مي گويد: “چهارمين شرط آن است در نهي از منکر مفسده اي نباشد، اگر علم يا ظن پيدا کرد که ضرري به او يا مال يا آبروي او برسد يا اين که مفسده اي متوجه يکي از مسلمين باشد، چه در وضعيت او و چه در مال او وجوب انکار ساقط مي شود و اين به دليل قاعده نفي ضرر و ضرار و حرج در دين است و سهولت در امر دين، امام رضا (ع) فرمودند: امر به معروف و نهي از منکر برکسي واجب است که امکان انجام آن را دارد و ترسي برخود نداشته باشد”13 (نجفي، ج 21: 371)
روايت فوق با اندکي تفاوت از امام صادق (ع) نقل شده که فرمودند: ” امربه معروف ونهي ازمنكر به كسي كه واجب است كه قدرت براقامه آن داشته باشد و همچنين برخود ( و براصحاب خود نترسد )يعني خوف ضرر جاني براي خودش ونزديكانش نداشته باشد”14 (عاملي،ج 16: 125).
در فتاواي حضرت امام خميني (ره) اينچنين آمده:
در اين موارد امر و نهي واجب نيست :
بداند که نهي او سبب ضرر جاني و يا آبروئي يا مالي قابل توجهي به خودش يا نزديکان و ياران و همراهان و يا ساير مؤمنان مي شود.
اگر نهي او سبب ضرر فعلي نيست ولي در آينده ضرري به او مي رسد، واجب نيست (خميني(امام)، ج 1: 472).
يک وقت هم هست که موضوع امر به معروف و نهي از منکر، موضوعي است که اسلام براي آن اهميتي بالاتر از جان و مال و حيثيت انسان قائل است. مي بينيد قرآن به خطر افتاده است… بنابراين، امر به معروف و نهي از منکر، در مسائل بزرگ مرز نمي شناسد. هيچ چيزي، هيچ امر محترمي نمي تواند با امر به معروف و نهي از منکر برابري کند، نمي تواند جلويش را بگيرد… امام حسين (ع) فرمودند به ما فهماند که انسان در راه امر به معروف و نهي از منکر به جايي مي رسد که مال و آبروي خودش را بايد فدا کند، ملامت مردم را بايد متوجه خودش کند (مطهري، 1387، ج2: 130).
رساندن ضرر به خود و ديگران از جمله عواملي است که وجوب امر و نهي را نفي مي کند، بايد گفت سخن استاد شهيد؛ مطهري در دو شرط ” احتمال اثر و عدم ترتب مفسده” مکمل اين بحث است؛
امر به معروف و نهى از منكر براى اين است كه معروف رواج بگيرد و منكر محو شود، پس در جايى بايد امر به معروف و نهى از منكر كرد كه احتمالا اين كار اثر داشته باشد و اگر مى‏دانيم كه قطعا بى‏اثر است واجب نيست، ديگر اينكه اين عمل براى اين است كه يك مصلحتى انجام شود، پس در جايى بايد صورت بگيرد كه مفسده بالاترى بر آن مترتب نشود. لازمه اين دو شرط بصيرت در عمل است. آدمى كه در عمل بصيرت ندارد نمى‏تواند پيش‏بينى كند كه آيا اثرى بر اين كار مترتب هست يا نيست و آيا مفسده بالاترى هست يا نيست. اين است كه امر به معروف‏هاى جاهلانه همان طورى‏ كه در حديث آمده افسادش بيش از اصلاحش است…. در اين تكليف هر كسى حق دارد بلكه واجب است كه منطق را و عقل را و بصيرت در عمل را و توجه به فايده را دخالت دهد. اين عمل به نام “امر به معروف و نهى از منكر” خوانده مى‏شود (مطهرى، ج‏4: 965).
به نظر مي رسد تأکيد استاد بر اين مطلب که شخص آمر و ناهي بايد بصيرت داشته باشد گوياي اين حقيقت است افعال جاهلانه ممکن است نتايج مطلوبي در پي نداشته باشد و سبب مفسده هايي شود که جبران ناپذير باشد، توجه به تمامي شرايط امر و نهي و نکته هاي ريز آن به انجام بهتر اين فريضه کمک مي کند.

2-1-4- مراتب امر به معروف و نهي از منکر
امر به معروف و نهى از منكر داراى درجاتى است که در حديث امير مؤمنان (ع) به آن اشاره شده است:
” گروهى، منكر را با دست و زبان و قلب انكار مى‏كنند، آنان تمامى خصلت‏هاى نيكو را در خودگرد آورده‏اند. گروهى ديگر، منكر را با زبان و قلب انكار كرده، امّا دست به كارى نمى‏برند، پس چنين كسى دو خصلت از خصلت‏هاى نيكو را گرفته و ديگرى را تباه كرده است. و بعضى منكر را تنها با قلب انكار كرده، و با دست و زبان خويش اقدامى ندارند، پس دو خصلت را كه شريف‏تر است تباه ساخته‏اند و يك خصلت را به دست آورده‏اند. و بعضى ديگر منكر را با زبان و قلب و دست رها ساخته‏اند كه چنين كسى از آنان، مرده‏اى ميان زندگان است “15 (نهج البلاغة: 542 ).
در حديث فوق از امير مؤمنان ضمن اشاره به گروه هاي مختلف مردم از نظر التزام به فريضه امر به معروف و نهي از منکر، بيان شده امر به معروف و نهي از منکر داراي سه مرتبه قلبي، گفتاري و يدي است.
هرچند که در اين که کدام مرتبه اول باشد اختلاف است برخي مرحله “زبان” را مقدم مي دانند همچون الشيخ و ابن حمزة “يجب أولا باللسان ثم باليد ثم بالقلب” م برخي همچون سلار ” يد” را مقدم مي دانند “باليد أولا، فإن لم يمكن فاللسان، فإن لم يمكن فالقلب” و از الحلبي في الإشارة “يجب باليد و اللسان، فإن فقدت القدرة أو تعذر الجمع فيه بين ذلك فباللسان و القلب خاصة، فإن لم يمكن الجمع فيه بينهما لأحد الأسباب المانعة فلا بد منه باللسان، و لا يسقط الإنكار به شي‏ء”(نجفي، ج 21 : 379)
اما بايد گفت همه اين بيانات برمي گردد به شرايط و موقعيت هاي مختلفي که در آن امر و نهي صورت مي گيرد، و اين که هر موقعيت مرتبه خاص خود را مي طلبد.

2-1-4-1-مرحله قلبي
مرحله اي در امر به معروف و نهي از منکرکه از آن تعبير به مرحله قلب مي شود مقدمه همه مراحل او پايين ترين مرتبه امر و نهي است، و آن اين است که بر هر مسلمانى واجب است كه در دل اراده كند انجام طاعات را هم نسبت به خود هم از ديگران و بر هر مسلمانى واجب است كه در قلب كراهت داشته باشد انجام معاصى را چه از خود و چه از ديگران، اين مرحله امر به معروف و نهى از منكر چون قلبى است مشروط به شرطى نبوده و بلكه على الاطلاق واجب است (محمدي ، 1378: 601).
امام صادق(ع) فرمودند: “منكر را با دل‏هايتان ناخوشايند بداريد و با زبان‏هايتان نهى كنيد و با اِعمال قدرت، پيشانى كسانى را كه مرتكب منكر مى‏شوند، بكوبيد و در راه خدا از ملامت هيچ ملامت كننده‏اى نهراسيد; پس اگر اندرز گرفتند و به حق بازگشتند، ديگر كارى با آنان نداشته باشيد”16 (کليني، 1362، ج 5: 56)
امير مؤمنان (ع) همچنين فرمودند: ” كسى كه منكر را با قلب و دست و زبانش انكار نكند، مـُرده ‏اى است در ميان زندگان”17 (نجفي، ج 21 : 374).
پيامبر گرامي اسلام (ص) فرمودند: “من رأى منكرا فلينكر بيده إن استطاع، فإن لم يستطع فبقلبه، فحسبه أن يعلم اللَّه من قلبه أنه لذلك كاره” (همان منبع : 375)؛ كسي كه فساد ديد، اول بايد با قدرت جلويش را بگيرد. اگر با قدرت نمي‌تواند، با بيان جلويش را بگيرد. اگر نه قدرت و نه بيان دارد، يعني كسي نه زور و نه زبان دارد، بايد قلباً ناراحت باشد.
احساس نفرت با مشاهده منکر، امري طبيعي است و لازم است اين احساس در قلب هر مسلماني شعله‌ور باشد. براي نمونه به اين روايات اشاره مي‌کنيم:
پيامبر اکرم (ص) فرمود: “بهترين اعمال، حب و بغض در راه خداست.” و “کسي که عمل زشتي را به قلب و زبانش انکار نکند مرده‌اي ميان زنده‌هاست.” (اسماعيل نژاد، ، 1387: 40).
اين مرتبه مقدمه ي همه مراتب هست، اين که بايد هر مسلمان در دل خويش نسبت به فعل حرام کراهت داشته باشد، امّا آنچه به عنوان اولين مرتبه ذکر مي شود اظهار اين تنفر قلبي است. صاحب جواهر انکار قلبي را اينگونه مي گويد: انکار قلبي به معناي باور، حتي نارضايتي و يا نفرت و يا امثال آن از مراتب امر به معروف نيست، و واجب بودن آن به دليل برخي از نصوص است، اما اظهار آن مرتبه اي از امر به معروف و نهي از منکر است به اين به خاطر دلالت فعلي است،اما به شکل مطلق واجب نيست، بلکه با توجه به شرايط خاص خود واجب مي شود18 (نجفي، ج 21 : 377)
مرتبه اول اين است که عملي از خود بروز دهد که تنفر قلبي او را از منکر و خواسته او در انجام معروف و ترک منکر را نشان دهد. و اين داراي درجاتي است؛ از جمله: بستن چشم، عبوس بودن و گرفتگي صورت، رو برگرداندن يا برگرداندن بدن، رها کردن و ترک مراودت با او. مرتبه دوم، امر و نهي با زبان، و مرتبه سوم، امر و نهي با دست است 19(خميني(امام)، ج‏1: 476)
كراهت و انزجار. متضاد (الحُبّ) است. (مهيار، 1410: 189)
امر و نهي کننده ناراحتي قلبي خود را از منکر واقع شده آشکار مي کند و به طرف مي فهماند که منظورش از اين کار، اين است که وي معروف را انجام داده و يا منکر را ترک نمايد. براي اين کار چند درجه است؛ در مواجهه با کسي که منکري را انجام داده: به صورت چهره در هم کشيدن، روي گرداندن ترک معاشرت، سلام نکردن، ازدواج نکردن، خريد نکردن و هر آنچه که نشان دهد که از خطاي فرد خطاکار ناراحت هستيم، و در مورد خوشايندي از انجام معروف نيز بايد رضايت و خوشايندي خود را از انجام آن فعل در چهره و رفتار نشان داده شود تا مصداق امر به معروف قلبي باشد ؛
در تاريخ آمده که اسماء بنت عميس ميگويد: رسول خدا (ص) به خانه همسرش عايشه وارد شد. خواهر عايشه به ديدن عايشه آمده بود و لباسي از نوع لباس زنان شام، با آستينهاي گشاد پوشيده بود. چون نگاه رسول خدا (ص) به او افتاد، برخاست و از خانه بيرون رفت. عايشه به خواهرش گفت: دورشو؛ زيرا رسول خدا (ص) چيزي ديد که ناراحت شد. خواهر عايشه بيرون رفت. بعدها عايشه از پيامبر اعظم (ص) پرسيد: چرا بيرون رفتيد و ناراحت شديد؟ حضرت فرمود: آيا وضعيت خواهرت را نديدي؟ براي زن مسلمان جايز نيست غير صورت و دستهايش ديده شود (مدني بجستاني، 1376، ج 2،: 87).
امام رضا (ع) فرمودند: همنشين شراب خوار نباش و بر او سلام نکن. 20(مجلسي، ج 63: 491)
يک نوع برخورد با اشخاص خطاکار جهت اظهار ناراحتي قلبي ترک معاشرت يا سلام نکردن، عدم ازدواج و… است .
امر و نهي قلبي يک مسلمان- کراهت نسبت به فعل حرام- در رفتار او ظهور و بروز مي يابد و رفتار مخالف قلب خود ندارد البته تمامي مراحل امر به معروف و نهي از منکر مشمول اصل الأيسر فالأيسر و الاسهل فالاسهل هست و نوع مواجهه با انجام منکر در هر مرحله خود نيز مرتبه بندي دارد.

2-1-4-2- مرحله گفتاري
مر حله دوم امر و نهي گفتاري است صاحب جواهر اين مرتبه را اينگونه بيان مي کند: ” مرتبه ديگر امر و نهي بعد از مرتبه قلبي مرتبه گفتاري است، که با در نظر گرفتن مراتب از آسان به مشکل صورت مي گيرد “21 (نجفي، ج 21 : 379)
بر هر مسلمانى واجب است كه ديگران را با قول‏ و سخن امر به معروف و نهى از منكر نمايد يعنى اگر مى‏بيند مسلمانى اهل نماز و روزه و ساير واجبات نيست و يا مسامحه مى‏كند به او اعتراض كند كه چرا مسامحه دارى؟ چرا نماز نمى‏خوانى؟ مسلمان بايد نماز بخواند و … و اگر مى‏بيند كه مسلمانى اهل فسق و فجور و شراب و قمار و تعدى از حدود الهى است بر او اعتراض نموده و با نرمى و گاهى با پرخاشگرى بگويد: چرا شراب مى‏خورى؟ چرا به ناموس مردم تعرض مى‏كنى؟ تو حق ندارى اقدام به معصيت كنى و … (محمدي ، 1378: 601).
سخنرانيهاي معصومان(ع) در مقام موعظه و نصيحت، جزو اين مرحله از امر به معروف و نهي از منکر شمرده ميشود. از سوي ديگر، نوعي از اين مرحله، گفت‌و‌گوي دو جانبه است. بحثها و مناظرههايي که معصومان(ع) با اصحاب خود و نيز با ديگر علما، از اين دسته امر به معروف و نهي از منکر بوده است. از سوي ديگر، اين مرحله در شرايطي که انسان تشخيص ميدهد بهتر است، ميتواند به شکل گفت‌وگوي خصوصي باشد.
امام باقر(ع) فرمودند: رسول خدا(ص) از بازار مدينه عبور ميکرد و مردي را در حال فروختن حبوبات ديد. حضرت به او فرمود: چه حبوبات نيکويي!! چند ميفروشي؟ در اين زمان، خداوند به پيامبر الهام کرد که دستت را به درون حبوبات فرو ببر. رسول خدا(ص) دست خود را به درون حبوبات فرو برد و ديد قسمت زيرين آن، با قسمت رويش تفاوت دارد و نامرغوب‌تر است. پيامبر رو به فروشنده کرد و فرمود: “ميبينم تو بين خيانت به مسلمانان و کم‌فروشي جمع کردهاي” (کليني، 1362، ج5: 16).
در حديث فوق سخن پيامبر(ص) در قالب اعتراض به شخص خطاکار، به عنوان امر به معروف و نهي از منکر مطرح مي شود و رسول گرامي اسلام(ص) گناه و خطاي او را به او متذکر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی امر به معروف، امام صادق Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی امر به معروف، امام سجاد (ع)، دستور زبان