پایان نامه با کلمات کلیدی امام صادق، قرآن کریم، آیات و روایات، امام سجاد (ع)

دانلود پایان نامه ارشد

اللّهُ قَالُواْ بَلْ نَتَّبِعُ مَا أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَاءنَا أَوَلَوْ كَانَ آبَاؤُهُمْ لاَ يَعْقِلُونَ شَيْئًا وَلاَ يَهْتَدُونَ ﴾242 «و هنگامی که به آنها گفته شود:از آنچه خدا نازل کرده است، پیروی کنید! میگویند: نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم، پیروی مینماییم. آیا اگر پدران آنها، چیزی نمیفهمیدند و هدایت نیافتند (باز از آنها پیروی خواهند کرد)؟»
کافران زمان پیامبر یکی از دلایلی که برای کفر خود میآوردند و آن را توجیهی در برابر پیامبر قرار میدادند، پیروی از نیاکانشان بود. خداوند در برابر استدلال آنان میفرماید: نباید انسان بدون اندیشه از کسی پیروی کند؛ بلکه باید اندیشه کند؛ چون کسانی که از آنها پیروی میکنید، شاید جاهل بودهاند و هدایت نیافتهاند و به راه اشتباه رفتند.243
یکی از صفات نادانان در قرآن کریم مسخره کردن است که قرآن در دو آیه، این صفت را جزء صفات جاهلان شمرده: ﴿وَإِذَا نَادَيْتُمْ إِلَى الصَّلاَةِ اتَّخَذُوهَا هُزُوًا وَلَعِبًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَعْقِلُونَ﴾244 «آنها هنگامی که (اذان میگویید، و مردم را) به نماز فرا میخوانید، آن را به مسخره و بازی میگیرند این بخاطر آن است که آنها جمعی نابخردند.»
در این آیه، علت اینکه کفار نماز را به مسخره میگرفتند، سبکسری و نادانی آنها بیان شده؛ چون آنان به اعمال دینی و عبادت حقیقی نمیتوانند بنگرند و فواید آن را، که انسان را به خدای متعال نزدیک کرده و تحصیل سعادت دنیوی و اخروی بوده، درک کنند.245
دومین آیهای که در این زمینه قابل استدلال است، مربوط به جریان حضرت موسی و ذبح گاو بنیاسرائیل است که آنها این امر الهی را تمسخر میدانستند: ﴿وَإِذْ قَالَ مُوسَى لِقَوْمِهِ إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تَذْبَحُواْ بَقَرَةً قَالُواْ أَتَتَّخِذُنَا هُزُوًا قَالَ أَعُوذُ بِاللّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ ﴾246 «و (به یاد آورید) هنگامی که را که موسی به قوم خودگفت: خداوند به شما دستور میدهد ماده گاوی را ذبح کنید (و قطعهای از بدن آن را به مقتولی که قاتل او شناخته نشده بزنید، تا زنده شود و قاتل خویش را معرفی کند و غوغا خاموش گردد) گفتند: آیا ما را مسخره میکنی؟ (موسی) گفت: به خدا پناه میبرم از اینکه از جاهلان باشم!»
این آیه نشان میدهد که استهزاء نمودن و مسخره کردن، کار افراد نادان و جاهل است که پیامبران الهی هرگز نادان و جاهل نبودند.247 به بازی گرفتن دیگران کار مردم پست و نادانان است؛ کسانی که جهل وجود آنان را فرا گرفته و موجب تمسخر دیگران شده که در حقیقت، جهالت به ارزش و مقام انسانیت دارند که نه برای خود ارزش قائلند و نه برای دیگران و در واقع به مقام انسانی احترام نمیگذارند.248
یکی دیگر از صفاتی که قرآن برای جاهلان بیان کرده، داشتن توقع و خواستههای بیجاست که معقول و مناسب نیست:
﴿قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلاَ تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَن تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ﴾249 «فرمود: ای نوح! او از اهل تو نیست! او عمل غیرصالحی است [فرد ناشایستهای است]! پس، آنچه را از آن آگاه نیستی، از من مخواه! من به تو اندرز میدهم تا از جاهلان نباشی!»
در حقیقت اگر حضرت نوح (ع) در سخن خود درخواست نجات فرزندش (کنعان) را کرده بود، از جاهلان میشد؛ چون درخواستی بود که از حقیقت و واقعیت آن آگاه نبوده و خواسته بیجا بشمار میآمد. البته حضرت نوح هیچگاه چنین خواستهای را مطرح ننمود، به دلیل اینکه خدای تعالی بعد از نهی، ایشان را موعظه فرمود که زنهار با این سؤالت از جاهلان مباشی.250
از جمله صفاتی که قرآن در مورد جاهلان بیان کرده است، ناتوانی در برابر وسوسههای شیطانی و شهوات است: ﴿قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ وَإِلاَّ تَصْرِفْ عَنِّي كَيْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَيْهِنَّ وَأَكُن مِّنَ الْجَاهِلِينَ﴾251«(یوسف) گفت: پروردگارا! زندان نزد من محبوبتر است از آنچه اینها مرا بسوی آن میخوانند! و اگر مکر و نیرنگ آنها را از من باز نگردانی، بسوی آنان متمایل خواهم شد و از جاهلان خواهم بود!»
آیه بیانگر اینست که کار زشت و گناه در محضر خداوند از کسانی سر میزند که در جهل به سر میبرند؛ کسانی که از حقوق و حدود الهی غافلند؛ و یا علم به اوامر و نواهی الهی دارند، اما به علم خود عمل نکرده و خودشان را به جهالت زدهاند که اینان نیز از نظر قرآن جزء جاهلانند.252
بنابراین طبق آیاتی که مورد بحث قرار گرفت جهل در انسانها زمینه بسیار مساعدی است که افراد از فطرت واقعی خود جدا گشته و به سوی بتپرستی، انکار دین و فرو رفتن در گناه روی آورند و این چیزی نیست جز بیگانه شدن انسان از هویت واقعی خویش و فرو غلطیدن در وادی از خودبیگانگی.

4-1-3- سستی و تنبلی
سستی و تنبلی در راهیابی به حق و عدم تلاش لازم برای رسیدن به مقصود و هدف واقعی می‌تواند یکی از عوامل زمینهساز سقوط به وادی از خودبیگانگی باشد به همین دلیل در فرهنگ اسلامی نسبت به این موضوع هشدارهای زیادی داده شده است که برخی از این آیات و روایات را مورد بررسی قرار میدهیم.
امام باقر (ع) میفرماید: (ایاک و الکسل و الضجر فانهما مفتاح کل شر)253«از تنبلی و بیحوصلگی بپرهیز زیرا ایندو کلید هر بدی میباشند.»
بنابراین اگر کسی تنبلی را پیشه خود کند زمینه ورود به کارهای بد را برای خود فراهم کرده است و بدترین کار این است که انسان را از اصالت خودش دور کند و از خودبیگانگی یعنی همان دوری از فطرت و اصالت انسانیت. انسان تنبل زحمت یافتن راه حق را به خود نمیدهد به همین دلیل براحتی در مسیر ضلالت و گمراهی قرار میگیرد.
امام صادق (ع) میفرماید: (ایاک و الکسل فانهما یمنعانک من حظّک من الدنیا و الاخرة)254«از تنبلی و بیحوصلگی بپرهیز زیرا که این دو خصلت تو را از بهره دنیا باز میدارند.»
از این حدیث توجه اسلام به امور و مادی و معنوی و دنیایی و آخرتی کاملاً مشهود میگردد زیرا انسانهای تک بعدی قطعاً از مسیر صحیح فاصله گرفته و از آن دور گشتهاند در حالیکه در اسلام توجه همزمان به دنیا و آخرت را یک اصل دانسته آنجا که میفرماید:﴿رَبَّنا آتِنا فِي‏ الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً﴾255
ولی انسانهای سست و تنبل نه بهره لازم را از دنیای مادی خواهند برد و نه از آخرت. به همین دلیل است که امام صادق (ع) هشدار میدهد که اگر میخواهید به خیر دنیا و آخرت دست یابید از تنبلی و سستی پرهیز نمایید.
همانگونه که علی (ع) نیز هشدار میدهد که (من سبب الحرمان التوانی‏)256«یکی از عوامل محرومیت سستی است.» در جای دیگری فرمود: (من التوانی یتولد الکسل‏)257«از سستی، تنبلی زاییده میشود.»
این موضوع به قدری مهم است که امام سجاد (ع) در دعاهایشان به آن اشاره کردهاند و فرمودند (اللهم انی اعوذ بک من الهم و الحزن و العجز و الکسل)258«خداوند به تو پناه میبرم از غم و اندوه و ناتوانی و تنبلی»
علی (ع) در جای دیگری میفرماید: (ان الاشیاء لما ازدوجت ازدوج الکسل و العجز فنتجا بینهما الفقر)259 «آن گاه که اشیاء با یکدیگر جفت شدند تنبلی و ناتوانی با هم ازدواج کردند و از آنها فقر متولد شد.»
فقر زاییده تنبلی و بیحوصلگی و نداشتن روحیه تلاش و سعی و کوشش است کار سرمایه است و بیکاری، سرباری تنبلی آفت موفقیت و پیشرفت انسان است.
علی (ع) فرمود: (آفة النحج الکسل)‏260 «آفت موفقیت تنبلی است.»
برای رسیدن به هدف و مقصود زندگی که همان «حیات طیبه» است، باید از ایمان و عمل صالح کمک گرفت اگر ایمان و باور باشد اما کار و عمل نباشد آدمی به هدف زندگی دست نخواهد یافت علی (ع) میفرماید: (من دام کسله خاب امله)‏261 «کسی که پیوسته تنبلی کند، در رسیدن به آرزویش ناکام ماند.»
و نیز فرمود: (عدوّالعمل الکسل)‏262 «دشمن کار، تنبلی است.»
کسی که روحیه کار و تلاش ندارد و سربار جامعه است از لحاظ اجتماعی فاقد جایگاه است، مردم به او اعتماد ندارند و در نتیجه از شور و مشورت با او میپرهیزند و میگویند اگر او حرفی و طرحی میداشت خودش را از این بدبختی نجات میداد. از این رو او از چشم مردم میافتد.
علی (ع) فرمود: (لاتتکل فی امورک علی کسلان)‏263 «در کارهای خود به آدم تنبل، تکیه و اعتماد نکن.»
و نیز فرمود: (لاتستعن بکسلان و لا تستشیرن عاجزا)264 «از آدم تنبل کمک مگیر و با ناتوان مشورت مکن.»
این بود نگاهی گذرا به یکی دیگر از هشدارهایی که از زبان پیشوایان معصوم بیان شده است، بنابراین لازم است افراد جامعه ما برخوردار از نشاط و طراوت و تلاش و جدیت باشند و از هرگونه سستی و تنبلی و کمکاری و بیحوصلگی دوری گزینند.
و با پرهیز از سستی و تنبلی زمینه دوری از خود حقیقی انسان یعنی فرو غلطیدن در دامان از خودبیگانگی را از خود دور کند. اینها نمونههایی بود از علل فردی گرایش به از خودبیگانگی.

4-1-4- ضعف شخصیت
همانگونه که در مباحث روانشناسی آمده انسان یک تصویری از خود دارد که آنرا «خودپندار» میگویند. اگر این خودپندار ضعیف باشد، در برابر شخصیت دیگران رنگ باخته و یا خود را فراموش میکند. در اینگونه موارد اصالت را به دیگری داده و آن اصالت ثانوی را بر خود تحمیل میکند و آنرا حقیقت شمرده و از خودبیگانه میگردد.
در قرآن کریم شخصیت رباخواران چنین توصیف شده است که اصالت را به ربا داده و خرید و فروش را همانند ربا میدانند آنجا که میفرماید:
﴿الَّذِينَ يَأْكُلُونَ الرِّبَا لاَ يَقُومُونَ إِلاَّ كَمَا يَقُومُ الَّذِي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَانُ مِنَ الْمَسِّ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ إِنَّمَا الْبَيْعُ مِثْلُ الرِّبَا وَأَحَلَّ اللّهُ الْبَيْعَ وَحَرَّمَ الرِّبَا…﴾265«آنان که ربا میخورند بر نمیخیزند [اقدام به کار نمی‌کنند] مگر مانند برخاستن کسی که شیطان او را در اثر تماس (و آسیب رساندن) آشفته میکند [و تعادل او را بر هم میزند] این حالت از آن روست که اگر کسی مورد مسّ شیطان قرار گرفت و خود را در اختیار شیطان قرار داد در واقع دچار نوعی از خودبیگانگی گشته است به همین دلیل است که رباخواران گفتند همانا خرید و فروش مانند رباست.
اندکی تأمل در مفاد آیه شریفه، خواننده را به این نتیجه میرساند که با توجه به محور بودن ربا و رباخواری در آیه شریفه، مقتضای جریان طبیعی بحث آن است که گفته شود بروز چنین حالتی برای رباخواران به سبب آن است که رباخواران میگفتند، ربا مانند خرید و فروش است و اگر خرید و فروش اشکالی ندارد پس ربا هم بیاشکال است. ولی همانطور که ملاحظه شد، آیه شریفه میفرماید: «رباخواران گفتند خرید و فروش مانند ربا است». برخی از مفسران در تبیین و توجیه این سخن گفتهاند: این جمله تشبیه معکوس است و برای مبالغه به کار رفته است؛ یعنی با آنکه مقتضای سخن آن بوده که ربا به خرید و فروش تشبیه شود، برای مبالغه عکس آن صورت گرفته است و خرید و فروش به ربا تشبیه شده است. برخی دیگر از مفسران معتقدند که چون رباخوار اعتدال خویش را از دست داده برای او خرید و فروش و ربا تفاوتی ندارد و همانطور که ممکن است بگوید ربا مانند خرید و فروش است، ممکن است بگوید خرید و فروش مانند رباست. او بین این دو تساوی برقرار کرده است.
صرفنظر از مناقشهای که میتوان در این دو توجیه روا داشت، به نظر میرسد که توجیه و تبیین بهتر آن است که از منظر مسأله از خودبیگانگی و اصالت دادن به دیگری مسأله را توضیح دهیم. انسان از خودبیگانه، که به دیگری اصالت میدهد، برای شؤون دیگری هم اصالت قایل است و در همه مسایل و فروع و ابعاد، اصالت را به دیگری میدهد. از دید انسان رباخوار، اصالت با رباخواری است و خرید و فروش هم مانند رباست. در واقع، او چنین میاندیشد که ربا نه تنها هیچ اشکالی ندارد بلکه رویه صحیح به دست آوردن سود، رباخواری است، نه خرید و فروش. خرید و فروش هم به دلیل تشابه با ربا در سودآوری تجویز میشود و رباخوار، انسان را

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی قرآن کریم، نفس اماره، عوامل اجتماعی، معنای اصلی Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی ساختار وجودی