پایان نامه با کلمات کلیدی امام رضا ع

دانلود پایان نامه ارشد

از دانشمندان گيل و ديلم به نام محمد بن‌حسن ديلمي در قرن هشتم با مسافرت به يمن برخي از کتابهايش مانند کتاب قواعد عقائد آل محمد را به آن ديار منتقل کرد.1078 در اين قرن احمد بن مير(امير) حسني از علماي ممتاز گيلاني کتاب حديثي ” الجامع” را به يمن برد و در آنجا مورد استفاده عالماني يمني قرار گرفت.1079 همجنين او برخي از آثار علمي قديمي را نيز به يمن انتقال داد.1080
3-2-1-4- نفوذ احکام علماي شيعي گيل وديلم در يمن
با وجود آنکه تشيع گيل و ديلم در اين دوره، دوران افول خويش را طي مي‌کردند ولي همچنان هيمنه علمي گيل وديلم و بر يمن سايه افکنده بود و مباحثات علمي دانشمندان گيل وديلم در يمن از جايگاه ويژه‌اي برخوردار بوده است. به عنوان مثال يوسف بن‌ابي الحسن گيلاني به فتواي قاضي عماد الدين ابومضر مويدي مبني بر جواز صلح با اسماعيليان اعتراض مي‌نمايد و اين فتوا را غلطي بزرگ و اهانت در امر دين بر مي‌شمارد.1081 اين نظر يوسف بن‌ابي الحسن گيلاني مورد استقبال امام منصور بالله قرار گرفت.1082 منصور بالله در بسياري از موارد از نظرات يوسف بن‌ابي الحسن گيلاني در برابر فرقه انحرافي مطرفيه زيديه يمن بهره گرفته است.1083 اين موضوع از جايگاه بلند احکام علماي گيل وديلم در يمن حکايت دارد.
3-2-1-5- دعوت امام احمد بن‌حسين يمني در گيل و ديلم
امام مهدي لدين الله احمد بن‌حسين يمني (م 656ق) در سال 646ق در يمن قيام کرده و به امامت رسيد و بسياري از زيديان يمن امامت وي را پذيرفتند.1084 دامنه دعوت او در مناطق زيدي نشين گيل و ديلم نيز گسترش يافت.1085 ولي از واکنش مردم گيل وديلم نسبت به دعوت امامت احمد بن‌حسين هيچ گونه اطلاعي در دست نيست.
3-2-1-6- روابط امام المظلل بالغمام يمني با شيعيان گيل و ديلم
امام مطهر بن‌يحيي مشهور به “المظلل بالغمام” (م697ق) در سال 676 ق در يمن امامت شيعيان زيدي آن ديار را بر عهده گرفت. 1086 وي براي گسترش امامت خويش در گيل و ديلم به يکي از علماي برجسته ناصري مذهب لهجان گيلان به نام ابومحمد قاسم بن‌احمد بن‌سليمان گيلي نامه نگاشت.1087 او در نامه‌اش از پذيرش امامت خويش توسط خاندانهاي ذي نفوذ و علماي يمن سخن گفته و تلويحا از ابومحمد گيلي، تقاضاي گسترش و ترويج امامتش درگيل و ديلم را کرده بود.1088 از آنجاييکه برخي از نويسندگان از ابومحمد گيلي با عنوان “داعي اميرالمومنين” ياد مي‌نمايند.1089 به نظر مي‌رسد وي با درخواست امام المظلل بالغمام را موافقت نموده و در گيل و ديلم به دعوت امامت وي پرداخته است.
3-2-1-7- انتقال تصوف توسط شيعيان گيل وديلم به يمن
پس از حمله مغول تصوف در مشرق اسلامي به ويژه در ايران روندي فزاينده به خود گرفت. سده‌هاي هفتم و هشتم و نهم وحتي دهم اوج رشد صوفي گري را در ايران شاهد هستيم. در ميان بسياري از فرق اسلامي از جمله اماميه و حتي اسماعيليه به تصوف تمايل پيدا کردند. بنا بر پاره‌اي از گزارشهاي تصوف در بين زيديان گيل وديلم نيز نفوذ پيدا کرده بود و حتي زيديان اين نحله عرفاني را به هم کيشان خويش در يمن انتقال دادند. محمد بن‌حسن ديلمي (م 711ق) از دانشمندان زيديه ديلم، در اين موضوع نقش به سزايي را ايفا کرد. وي در زمان زعامت امام محمد بن‌مطهر (م 728ق) وارد يمن گرديد. او دو کتاب عرفاني به نامهاي “الصراط في علم الطريقه” و “کتاب التصفيه في الطريقه” ظاهرا در يمن تأليف کرد.1090 ابن‌ابي‌الرجال يمني (م 1092ق) از آن دو اثر با تعبير “کتابان جليلان مفيدان في بابهما” ياد مي‌نمايد.1091 بسياري از عرفاي صعده يمن آموزه‌ها و دستورالعملهاي اين دو کتاب را مبناي سير سلوک خويش قرار داده و به تزکيه نفس پرداختند.1092 آثار عرفاني ديلمي از سوي امامان زيدي يمن نيز مورد استقبال قرار گرفت امام مؤيد بالله يحيي بن‌حمزه (م 749ق) کتاب التصفيه وي را مورد تاييد قرار داده و نيز مسلک او را همان مسلک پسنديده عرفايي چون جنيد بغدادي و بسطامي و شبلي معرفي کرد.1093 پس از مرگ ديلمي يکي ديگر از صوفيان زيدي گيلان به نام داود بن‌محمد گيلاني (زنده 736ق) از گيلان به يمن مهاجرت کرد و در آنجا تفکر ديلمي را پيگيري و به ترويج انديشه تصوف پرداخت.1094 او را با عناويني چون “امام اهل الطريقه” و “قدوه اهل الحقيقه” معرفي کرده‌اند.1095 گيلاني در مدت حضورش در يمن رهبري عرفا و زهاد صعده يمن را بر عهده داشته است.1096 احتمال مي‌رود احمد بن‌مير حسني، ديگر عالم مهاجر گيلاني نيز در زمينه گسترش تصوف در يمن تاثير گذار بوده است شايد بتوان آثار پيرامون زهد و موضوع “علم المعامله” خصوصا کتاب “صفوه الصفوه” وي را در اين راستا قلمداد نمود.1097
3-2-1-8- اهميت مراقد علويان شيعي مذهب ايران در نزد شيعيان يمن
از برخي گزارشات بر مي‌آيد که مراقد و قبور علويان مدفون در ايران به ويژه در نواحي کرانه درياي خزر براي زيديان يمن داراي اهميت بوده‌اند. زماني که مغولان به سرزمينهاي اسلامي هجوم آوردند. بسياري از آثار فرهنگي تاريخي مسلمانان را ويران کردند. مشاهد امام زادگان و بزرگان ديني مانند بارگاه امام رضا عليه السلام و محمد بن‌امام جعفر صادق (ع) در گرگان نيز از يورش آنان در امان نمانده و آسيب ديدند.1098 به نظر مي‌رسد زيديان يمن از اين رخداد نگران بوده‌اند. از اين‌رو علماي گيل و ديلم با ارسال نامه‌اي به يمن، به آنها اطمينان مي‌دهند که مناطق زيدي نشين از حملات مغولان سالم مانده و به مراقد ناصر اطروش و ابوالعباس حسني و ابوطالب هاروني هيچگونه آسيبي وارد نشده است.1099 يوسف بن‌ابي الحسن از علماي گيلاني در سال 608 نيز در نامه‌اي از منصور بالله (م614ق) امام مقتدر يمنيان، تقاضاي بازسازي مراقد ابن‌داعي حسني و ناصر هوسمي مدفون در هوسم را کرده بود.1100
3-2-1-9- مسافرت برخي از شيعيان به گيل وديلم
هرچند در اين دوره حوزه‌هاي علمي در گيل و ديلم پويايي و تکاپويي خود را از دست داده بودند. ولي حوزه علمي گيل وديلم به عنوان پايگاه با سابقه علم و دانش زيديه در نزد يمن‌ها از اهميت فراواني برخوردار بود.از اين‌رو فرهيختگان يمني همچنان مشتاق بودند تا از باقيمانده علم و دانش در محيط گيلان بهره‌مند گردند. در اين راستا در نيمه اول قرن هشتم يکي از علماي بزرگ يمن به نام يحيي بن‌قاسم علوي براي فراگيري دانش پس از مسافرت به بغداد، اصفهان، ري به منطقه گيل و ديلم عزيمت کرد ومدتي را در آنجا گذراند.1101
3-2-1-9- مکاتبات علماي شيعه يمن با علماي شيعه گيل و ديلم
در اين دوره علماي يمن مي‌کوشيدند ارتباط خويش را با فرهيختگان گيل وديلم حفظ نمايند و آنان را از پاره‌اي از تحولات يمن آگاه سازند. در قرن هفتم احمد بن‌منصوربالله اشعاري در مدح ملک مظفر رسولي1102 سرود و به گيل و ديلم ارسال کرد.1103 به نظر مي‌رسد او با توجه به جايگاه پدرش در گيل و ديلم و سو ء استفاده از اين موقعيت، قصد داشت اهالي آن ديار به ملک مظفر حاکم رسوليان يمن متمايل سازد. لذا يکي از دانشمندان برجسته زيديه يمن به نام قاسم بن‌احمد بن‌عبدالله شاکري با ارسال قصيده‌اي به گيل وديلم آنان را از نيرنگ احمد بن‌منصور بالله آگاه ساخت.1104 همچنين يکي ديگر از عالمان بزرگ يمن به نام احمد بن‌محمد بن‌حسن رصاص با ارسال نامه‌اي به دوتن از علماي گيل و ديلم، کوشيد آنان به پذيرش امامت ابوطير احمد بن‌حسين (م656ق) ترغيب نمايد.1105
3-2-2- قيام و دعوت محمد بن‌حيدر حسني (م نيمه دوم قرن 7) در گيلان
يکي از علويان به نام محمد بن‌حيدر بن‌محمد حسني در سال663ق در يکي از مناطق گيلان قيام کرد و مردم را به امامت خويش فراخواند.1106 قيام محمد بن‌حيدر در اين زمان که زيديه و علويان دوران ضعف و افول خود را مي‌گذراندند در نوع خود با اهميت است. او و پدرش را در زمره علماي زيدي برشمرده‌اند.1107 اصيل الدين زوزني (زنده 652ق) در ضمن معرفي برخي از مناطق گيلان و حکام آنها، مي‌نويسد: “اول ملک زمين گيلان که دوازده هزارست،بعد از آن کوچيان پس کلاجه کوه که اکنون پسر حيدر کيا متصرف است برشرقي سفيد رود که مدعي ايشانست و به جاي امام ناصر که حسن اطروش علوي بود.”1108 احتمالاً اين فرد همان محمد بن‌حيدر حسني مي‌باشد. گويا حاکمان برخي از نواحي حاشيه سفيدرود نيز با حکم او بر مسند قدرت بودند.1109 به هر روي محمد بن‌حيدر حسني در سال 667ق در گذشت و در تنهجان گيلان به خاک سپرده شد.1110 بارگاهش مدتها محل زيارت مردم گيلان به شمار مي‌رفت.1111
3-2-3- تبليغ مذهبي شيعيان در مناطق اهل سنت
در اين دوران شيعيان زيدي با تمام نابساماني‌هاي سياسي و اجتماعي دست از تبليغ ديني بر نداشتند. علويان بسيار تلاش مي‌کردند در مردم نواحي سني نشين را به کيش زيديه رهنمون سازند. کاشاني (م738ق) تاريخ نگار دوره ايلخاني در ذيل وقايع سال 706ق در اين باره مي‌نويسد: “سيد قاسم کيا که بر بعضي از تالش و اطراف گيلان مستولي بود و مردم را به مذهب و سنت زيد دعوت مي‌کرد.”1112 اين اقدام امري مهم در تاريخ علويان گيلان و آن هم در دوران رکود قدرت نمايي آنان در گيل وديلم به شمار مي‌رود.
3-2-4- درگيري شيعيان زيدي با ساير مذاهب اسلامي در گيل وديلم
زيديان گيل و ديلم در اين بازه زماني از جانب فرقه‌هاي اسماعيليه و نيز حنابله سني مذهب مورد تهديد و فشار قرار داشته است. در ادامه از مواجهه زيديان گيل وديلم در برخورد با اين فرقه سخن خواهيم گفت.
3-2-4-1- درگيري با اهل سنت
مردم بخش غربي سفيد رود (گيلان غربي) به مذهب حنبلي باورمند بودند. تقريبا همزمان با حضور ناصر اطروش در شرق سفيد رود، شخصي به نام ابوجعفر ثومي (سير فروش)در غرب سفيد رود به تبليغ مذهب حنبلي پرداخت.1113 او همچنين در اوائل قرن چهارم با ناصر اطروش نيز به ستيز برخاست.1114 مذهب حنبليه سالهاي درازي در پاره‌اي از نواحي گيلان ادامه حيات داد. حنبليان گيلان با ابن‌تيميه (م728ق) نظريه پرداز مشهور حنابله در ارتباط بودند. از اين‌رو ابن‌تيميه در سال 704ق رساله‌اي براي آنها نوشته است.1115 با توجه به تفاوت ديدگاه زيديان و حنبليان اين دو گروه مذهبي هيچ گاه با همديگر سر سازش نداشتند. حتي در قرن پنجم حنابله طبرستان بارگاه ناصر اطروش در آمل را به آتش کشيدند.1116 در زمان اقتدار علويان در گيلان شرقي تا قرن هفتم، هيچ گزارشي از تعرض حنبليان گيلان غربي به مناطق زيدي نشين در دست نيست. ولي در دوره افول قدرت سياسي زيديه در ديلم و گيلان شرقي، حنابله بر برخي از مناطق زيدي نشين استيلا يافتند. يوسف بن‌ابي الحسن گيلاني در سال 607ق در اين زمينه مي‌نگارد: “گيلان در اين زمان ويران گشته و از عدل خالي شده است. عده‌اي از جبريان و مشبهان (همان حنابله) بر برخي نواحي آن استيلا پيدا کرده‌اند.”1117 يکي از نويسندگان ناشناخته زيدي اين دوره در اين باره مي‌نويسد: “شهر بزرگ خانکج در حوالي سفيدرود که عالماني فراواني در آن زيسته‌اند اکنون خراب گشته و مشبهه (حنابله) کوتم (شهري حنبلي نشين) خربها الله بر آن مسلط شده‌اند.”1118 منصور بالله يمني (م614ق) نيز در اوائل قرن هفتم با ارسال نامه‌اي به زيديان گيل وديلم از آنان وضيعت حنابله گيلان را جويا مي‌شود.1119 اين امر نشاندهنده نگراني زياد زيديان از فعاليتها مخالفان حنبلي شان مي‌باشد.
3-2-4-2- درگيري با اسماعيليان نزاري
اسماعيليان ساکن قلاع الموت هماره با همسايگان زيدي شان در گيل وديلم در ستيز و نزاع بوده‌اند. اسماعيليان در قرنهاي 5و6 چند تن از امامان زيدي را به قتل رسانند و از ديگر سو زيديان نيز با شدتي تمام با آنها مي‌جنگيدند. (قبلا در اين زمينه اشاره شد) از قرن هفتم که دوران افول زيديه ارزيابي مي‌شود اسماعيليان نيز همجواران زيدي خويش بيشتر تحت فشار قرار دادند. هرچند به دليل فقدان منابع تاريخي در اين دوره، از جزئيات اين درگيري‌ها چيزي دانسته نيست ولي برخي گزارشها محدود تاريخي، عمق آسيب پذيري زيديان در مواجهه با اسماعيليان نزاري را به خوبي بازگو مي‌کنند. در اوائل قرن هفتم زيديان گيل وديلم با ارسال نامه‌اي براي منصور بالله يمني (م614ق) او را از خطر اسماعيليان در گيل وديلم آگاه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی عرفان و تصوف، عدل و انصاف Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی جهان اسلام، امام سجاد (ع)، امام حسن (ع)، شاه طهماسب