پایان نامه با کلمات کلیدی امام حسین، امام حسین (ع)، جهان بینی

دانلود پایان نامه ارشد

سازد . در ابتدای داستان حضرت ایوّب به خاطر وفور نعمت با عبارتی مشابه خدا را سپاس می گوید : در ابتدا زارع به نزد حضرت ایوب می آید :
« زارع – السلام ای پیـــــــــــــــــــــمبر دوران
زارعت هستم از دل و از جـــــــــــان
باغ و کشت و ضیاع و ملک و زمــین
گشته بسیار ای پیمبر دیــــــــــــــــن
فکر یک زارع دگر بنــــــــــــــــــما
من نباشم حریف آن تنــــــــــــــــها
ایوّب – شکر گویم مهیمن یکــــــــــــــــــتا
که نمودی زیاد مال مـــــــــــــــــرا
گیر یک زارع دگر همــــــــــــــکار
تا به حفظ ضیاع باشد یـــــــــــــــار »
( ثمینی، 65:1380 )
پس از آن چوپان به نزد حضرت ایوّب می آید و از زیاد شدن دام ها می گوید و در جواب وی حضرت ایوّب خدا را سپاس می گوید :
« ایوّب- بــــــــــــــــــــاز شـــــکر مهیمن غفّار
که به مـــــــــــــــــن داده مکنت بسیار
شکر گویم خـــــــــــــــــدای را اکنون
دولتم می دهد ز حد فـــــــــــــــــــزون
تا بیابی ز خستگی تـــــــــــــــــــسکین
یک دو چوپان دیگری بگــــــــــــــزین »
(صالحی راد، 1380 : 65 )
سپس ساربان نزد ایوّب می آید و از فراوانی شترها می گوید و حضرت با عبارتی مشابه قبل خدا را شکر می گوید:
« ایوّب- خـــــــــــــــدا شکر گویم شکر گویم
به غیر از ایـــــــــــــــــن ره دگر نپویم
تو مأموری که چنــــــــــــدین ساربانی
بگیری آن چه لازم هســــــــــــت دانی » ( صالحی راد، 1380 : 65 )
پس از این وقایع در سیری معکوس پیش می رود:
« ساربان- جان ما قربانت ای شاه جـــــــــــــهان
جمله مردند اسب و گاو و اشـــــــتران
کار ما بد، وضع دیگرگون شــــــــده
دیده ی ما بهر تو پر خون شـــــــــده
ایوّب- شکر کنم در جهان خالق کون و مکان
آن چه به ما داده او باز گرفت این زمان »
( صالحی راد، 1380 : 66 )
پس از آن چوپان و زارع نزد ایوّب می آیند و از نابودی محصول و دام خبر می آورند و پس از آن از فرزندانش به او می گویند حضرت ایوّب باز خدا را شکر می گوید و نقطه اوج این سپاس و صبر حضرت ایوّب زمانی است که حضرت ایوّب بیمار می شود و بدنش کرم می گذارد و مردم شهر او و همسرش را بیرون می کنند:
« ایوّب- الهی ریخت امّت آبــــــــــــــــــــرویم
چو تقدیر تو باشد شکر گـــــــــــــویم»
( صالحی راد، 1380 : 71 )
تصاویری که مجلس از این سیر معکوس به نمایش درمی آید؛ غریب و تأثیر گذار است بیماری، گرسنگی و آوارگی در بیابان، تا آنجا که همسر ایوّب موهایش را می فروشد و این همان نقطه ای است که صبر ایوب به انتها می رسد اما باز هم خدا را شکر می گوید:
« ایوِب- الهی هر بلایی را که دیــــــــــــــــــــــدم
نمودم صبر با جانم خـــــــــــــــــــــــریدم
بود هفت سال کرم اعضام خــــــــــــورده!
نگردیدم دمی از غم فـــــــــــــــــــــــسرده
چه سان بینم عیالم پیش دیــــــــــــــــــده؟
برای قرص نان گیسو بـــــــــــــــــــــــــریده
اگر چه پیش از این طاقت نــــــــــــــــدارم
از این محنت یقین جان می ســـــــــــــــپارم
خدایا باز هم شکر تو گـــــــــــــــــــــــویم
به غیر از شکر تو راهی نپــــــــــــــــــــــویم »
( صالحی راد، 1380 : 73 )
در « تعزیه درّه الصدف » ماجرای کربلا از زبان اشخاص مختلف روایت می شود در ابتدا توسط منادی در خواب به عبدالله هویدا می شود، سپس در گفت و گوی شمر و ابن سعد دوباره واقعه کربلا شرح داده می‌شود:
« شمر- یکی روانه بکن مخفیانه مــــــــــــوقع شب
دو روز پیشتر از ما رود به شهــــــــــر حلب
نویس نامه ای از بهرشان بدین مضـــــمون
که هر که بشنود آن نامه را شود دلــــخون
بگو حسین بن علی کشته شد به کرب و بلا
بگو اسیر نمودیم خواهرش ز جــــــــــــفا
بگو که زینب و کلثوم را به خواری خوار
نموده ایم به جمــــازه های لخت سوار…»
( صالحی راد، 1380 : 86 )
ایّوب – شکر کنم در جهان خالق کون و مکان
آنچه به ما داده او باز گرفت این زمان »
( صالحی راد، 1380: 66 )
پس از آن چوپان و زارع نزد ایّوب می‌آیند و از نابودی محصول و از بین رفتن دام خبر می‌آورند و پس از آن مرگ فرزندانش را به او گفتند حضرت ایّوب باز خدا را شکر می‌گوید و نقطه اوج این سپاس و صبر حضرت ایّوب زمانی است که حضرت ایّوب بیمار می‌شود و بدنش کرم می‌گذارد و مردم شهر او و همسرش را بیرون می‌کنند:
« ایّوب- الهـــــــــــــــی ریخت امت آبرویم
چو تقدیر تو بــــــــاشد شکر گویم »
( صالحی راد، 1380: 71 )
تصاویری که مجلس از این سیر معکوس به نمایش در می‌آید؛ غریب و تأثیر گذار است بیماری، گرسنگی و آوارگی در بیابان، تا آن جا که همسر ایوب موهایش را فروشد و این همان نقطه‌ای است که صبر ایوب به انتها می‌رسد اما باز هم خدا را شکر می گوید:
« ایّوب- الهی هر بــــــــــــــــــلایی را که دیــــــدم
نمودم صبر با جانم خـــــــــــــــــــریــــــدم
بود هفت سال کرم اعـــــضام خــــــــــورده!
نگردیدم دمی از غم فــــــــــــــــــــــــسرده
چه سان بینم عیالم پیش دیــــــــــــــــــــــده
برای قرص نان گیسو بریــــــــــــــــــــــــده؟
اگرچه پیش از این طافت نــــــــــــــــــــدارم
از این محنت یقین جان می‌ســـــــــــــــــپارم
خدایا باز هم شکر تو گویـــــــــــــــــــــــــم
به غیر از شکر تو راهی نپویـــــــــــــــــــــــم »
( صالحی راد، 1380: 73 )
در « تعزیه درةالصدف » ماجرای کربلا از زبان اشخاص مختلف روایت می‌شود در ابتدا توسط منادی در خواب به عبدالله هویدا می‌شود، سپس در گفت و گوی شعر و ابن سعد دوباره واقعه کربلا شرح داده می‌شود،
« شعر- یکی روانه بکن مخفـــــــــــــــیانه موقع شب
دو روز بیشتر از ما رود به شهــــــــــــــر حلب
نویس نامه‌ای از بهرشان بدین مضــــــــــــــمون
که هر که بشنود آن نامه را شود دلخـــــــــــــون
بگو اسیر نمودیم خواهرش زجــــــــــــــــــــــفا
بگو که زینب و کلثوم را به خواری خــــــــــــــوار
نموده‌ام به جهازّها لخت ســــــــــــــــــــــــــوار…..»
(صالحی راد، 1380: 86 )
هنگامی که سنان نامه شمر را برای اهل حلب می‌خواند دوباره واقعه کربلا تکرار می شود:
« سنان- ای اهل حلب ماه زمین را کشتـــند
قندیل قلوب مؤمنین را کشــــــــتند
فرزند نبی و عــــــــــلی و فاطمه را
یعنی که حسین شاه دین را کشتند.»
( صالحی راد، 1380 : 97 )
طی گفت و گوی سنان و عبدالله ما بیشتر به جزئیات واقعه آگاه می شویم، پس از آن باری دیگر واقعه توسط عبدالله برای درّة الصدف تعریف می شود و این روند زنجیره وار ادامه می یابد درّه الصدف واقعه را برای مشتری می گوید و همراه هم به یاری اسیران می شتابند، در راه درّه الصدف به حنظله، شبان، ابوالاسود برمی خورد که دوباره واقعه تکرار می شود:
« شبان- بگویمت که کنم نوحه از برای حسین
شنیده ام ستم شمر و کربلای حسین… »
( صالحی راد، 1380: 101)
در انتها با عزاداری حضرت زینب و اهل بیت رو به روایم که در میان نوحه هایشان وقایعی که برایشان رخ داده است را شرح می دهند. همانطور که در مثال ها آمده، به کارگیری این شگرد در تعزیه هم چون غرب برای نمایش کسالت جهان به کار نرفته است، چرا که تأیید این انگیزه با جهان بینی تعزیه متفاوت است. در هر حال نمی توان کارکرد اهمیت نهادن بر یک واقعه یا تکرار آن را در سیر روایت به کلی در مورد تعزیه مردود شمرد .
البته نباید به این تحلیل بسنده کرد چرا که تکرارها در تغزیه آبشخوری آیینی دارند، در واقع آیین عرصه ی تکرار است تکرار بی نظمی نخستین با اهدای قربانی به نظم می گراید و باز در بی نظمی غوطه ور می شود. ( نقل به مضمون : ثمینی ، گردهمایی مکتب اصفهان)
پیرامون این مطلب الیاده چنین می نویسد: « هر چیزی در نقطه ی شروع خود در هر آن در حال آغازیدن است… هیچ واقعه ای برگشت ناپذیر و هیچ استحاله ای نهایی نیست. هیچ چیز تازه ای در جهان اتفاق نمی افتد، چون همه چیز عبارتست از تکرار همان نمونه های نخست و ازلی … » ( الیاده 1383 : 128 ) می توان گفت که در واقع تمامی نسخ تعزیه به نوعی تکرار واقعه ی کربلاست، که پیش از این در بخش شگرد رجوع به آینده و گذشته، به طور مفصل به آن اشاره کردیم، اگر حضرت یعقوب همه ی مشکلات را تاب می آورد و صبر پیشه می کند، قصد بازسازی رنج های امام حسین و یارانش را دارد، اگر امام رضا ( ع ) مظلومانه به شهادت می رسد در واقع به نوعی احیای مظلومیت امام حسین ( ع ) است در زمانی دیگر و به جهت فراموش نشدن آن.
« بنابراین مقام تعزیه به مثابه آیینی است که از یک نقطه مرکزی که همانا کربلاست، آغاز می شود و با تکرار گسترش می یابد، و این یکی از بکرترین و غریب ترین شیوه ای روایی است که از خلال آن واقعه کربلا به کلان روایت بدل می شود.» ( ثمینی، 1386 : 114 )
در واقع این بار در ظاهر متون تعزیه کثرتی محسوسی را می بینیم که همگی آن ها در تلاش هستند تا به یک نقطه که همان شهادت امام حسین (ع) است وصل شوند تا به صورت یک روایت درآیند، همان چیزی که در مقایسه بزرگتری از آن در جهان بینی اسلام می بینم: همه ی دین ها از پس اسلام آمده اند و به دینی واحد که همانا اسلام است، می پیوندند.

شگرد آغاز و پایان
به اعتقاد ارسطو هر طرح ( Plot ) دارای آغاز، میانه، پایان است و این مسئله را از اصلی ترین پیش شرط های هر روایت می داند، اما در تعزیه نمونه هایی وجود دارد که با نظریه ارسطو هم خوان نیست به عبارت ساده تر مجلس با یک داستان فرعی و بی ارتباط آغاز می شود نه با نقطه ی شروع روایت محوری و اصلی. به اعتقاد بوردول مهم ترین عامل وحدت بخش روایت علیت است.
برای روشن شدن مطلب در زیر به نمونه هایی اشاره می کنیم:
در « مجلس درّة الصدف » مجلس با اجازه ی درّة الصدف از پدر جهت رفتن به شکار آغاز می شود در صورتی که داستان محوری که یاری رساندن درّة الصدف به اسیران است. هیچ ارتباط مستقیمی با نقطه آغازین آن ندارد.
و یا در « مجالس وهب نصرانی تازه مسلمان » مجالس با گفت و گوی شمر و ابن سعد بر سر کشتن امام حسین (ع) و شرطهایی که شمر مبنی بر کشتن امام می گذارد، آغاز می شود که ارتباط مستقیمی با داستان اصلی که کمک رساندن وهب به امام حسین (ع) است ندارد.
البته به یاد داشته باشیم این مسئله در همه متون وجود ندارد و بی شمارند متونی که شروع آن ارتباط مستقیم با داستان اصلی دارند به عنوان نمونه در « مجلس عمر و بن عبدود » در همان ابتدا که ابوسفیان به همراه وزیر نشسته اند و گفت و گو می کنند از میان گفت و گوی آن ها مسئله اصلی که جنگ با پیامبر و یاری گرفتن از عمر و بن عبدود برای این جنگ است آشکار می شود.
« ابوسفیان- بگو عــــــــــــــــــــــــبدود ما تو را چاکریم
تــــــــــــــــتو دانی که بی صاحب و سروریم
یهودان همه خـــــــــــــــــــــــوار گردیده اند
بدی از محمد بسی دیده انــــــــــــــــــــــــد
بکن پای همت کنون بر رکــــــــــــــــــــاب
بزودی به جنگ محمد شـــــــــــــــــــتاب »
( صالحی راد، 1380 : 96)
و اما پیرامون پایان نسخ تعزیه، گاهی در متون یک نقطه پایان قاطع را شاهدیم، ولی هستند نسخه هایی که از پایانی نامتعارف بهره مندند. برای نمونه در « مجلس

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی امام حسین، پاره روایت، امام حسین (ع) Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی جهان بینی، نظریه های روایت، امام حسین (ع)