پایان نامه با کلمات کلیدی امام حسین، امام حسین(ع)، زمان گذشته

دانلود پایان نامه ارشد

پذير است.
تماشاگر با شكست زماني و مكاني آشناست و آن را به عنوان قرارداد پذيرفته است. شكست رويدادي را نيز به آساني مي پذيرد و كم تر دنبال روابط علي در نمايش مي گردد. نمايشگر نيز ، با هر اتفاق يا طرفه اي، به سادگي مجلس را برهم مي زند و با حيله هاي خاص، نمايش را جمع و جور كرده و تا پايان ادامه مي دهد.در مجلس شهادت ، امام در ميان صحنه اجرا مي كند، جنگ و گريز با اشقياء در محيط پيرامون صحنه اجرا و حضور ارواح يا ملائكه مي تواند بر روي با حسينيه يا حجره هاي تكيه صورت پذيرد.

پذيرش قرار دادها از سوي تماشاگر امر مهمي است كه بد.ن آن توهم صحنه اي هرگز شكل نمي گيرد. اما همين كه تماشاگر قراردادهاي صحنه را از گروه نمايش پذيرفت ، محدوديتها ازبين رفته و هنرمند مي تواند توس خيال را رها كرده و از تمامي امكانات براي نمايش خود بهره برد.
در نمايش ايراني، به دليل بينش خاص در مورد زمان و مكان هنرمن به آساني مي تواند، صحنه هاي فراواني را به نمايش بگذارد و بدون محدوديتي صحنه ها تعويق نمايد.
شبيه خواني فاقد وحدت هاي سه گانه ارسطويي است و اتفاقا گونه نمايشي است كه نيازمند تغيير زمان و مكان و موضوع است. از اين جهت ذهن خالقان اوليه شبيه خواني بنا به ضرورت ديت به خلق قراردادها و تكنيك ها يي زده است كه امكان تغيير زمان و مكان و موضوع در كم ترين مدت ممكن را ميسر مي سازد.

3-4 بررسي ارتباط زمان در تعزيه و باور زمان زرواريسم

در اين بحث به زمان كرانه مند و كيهان شناختي آيين زرتشتي اشاره خواهيم نمود، انديشه اي كه در شكل دادن به ادبيات و به تبع آن مجالس تعزيه نيز اهميت بسياري برخوردار است زيرا مجالس تعزيه نيز موضوعاتي را دربرمي گيرند كه زمان آن ها از روز ازل – زماني كه پيش از آن زماني متصور نيست و درواقع “آغاز زمان” به شمار مي آيد – آغاز مي گردد(مجلس تعزيه “عالم ذر”) و تا به ابد، زماني كه پيش از زماني متصور نيست و درواقع”آغاز زمان” به شمار مي آيد به طول مي انجامد(مجلس تعزيه”روز قيامت”)« يعني مي توان گفت كه تعزيه سرايان به رغم خود سعي داشته اند كه تمامي رويدادهاي دوراني را كه انديشه باستاني آن را ” زمانه كرانه مند” معرفي معرفي مي كند به تصوير بكشند و سرگذشت جهان را از ازل تا ابد طبق الگويي كه كيهان شناختي شيعي – ايراني عرضه مي دارد، به جامه ي نمايش درآورند»(ناصربخت، 1386:45) و اين نگره اي است كه بار ها در مجالس تعزيه به آن اشاره مي شود و تحت تاثير همين انديشه است كه صحنه بسته شدن پيمان ازلي امام حسين(ع) در عالم ذر(ذرات) در تعزيه به همين نام تصوير كشيده مي شود مجلسي كه برخي آن را “مجلس الست” نيز ناميده اند.
هاتف خطاب به جبرئيل:
اين جام را حق به يد قدرت آفريد
شد باده تقرب حق اندر آن پديد
نوشيد هر كه جام بلا را چشيد
شادي به دهر رنج عنا را كشيد
زهري است شهد تقرب مقاتلش
از موجه ي غريق رساند به ساحلش
بردار جام پيش همه انبيا ببر
تكليف شرب كن به خلايق تو سربه سر
اي جبرئيل هركه مي قرب حق خورد
بايد كه از لذايذ دنيا طمع برد
جويد هر آنكه قرب خداوند لايزال
بايد به دهر دست بشويد زجان و مال
تا قرب حق كه خواهد و گردد سرامقام”
(نسخه دست نويس عالم ذرات – فردهاتف – آرشيو دكتر ناصر بخت)
ايرانيان اعتقاد داشتند و هنوز نيز، عيرغم تغييراتي كه در ظاهر نگرش ايشان رخ داده است، دارند كه در جهان و دوراني(زماني) كه ما در آن به سر مي بريم يا به اصطلاح تعاليم

3-5بررسی زمان گیتیانه و مینوی در تعزیه
پیرامون مسئله زمان ما یک دوگانگی10و دوئیت در زمان داریم، دوگانگی زمان شامل : زمان درونی و بیرونی نمایش می شود که در این بخش با این مسئله کاری نداریم اما دوئیت زمان شامل مینوی و گیتانه می شود و این همان چیزی است که در این بخش به آن احتیاج داریم در ابتدا تعریف مختصری از زمان مینوی و گیتانه می کنیم:
– زمان گیتانه(زمان کرانه مند) : زمان گیتانه زمانی است با آغاز و پایان مشخص که از یک نقطه شروع و به نقطه دیگر ختم می شود بی آنکه بازگشتی داشته و قابل سنجش باشد و این همان زمانی است که در زندگی عادی و روزمره وجود دارد و مختص انسان های معمولی و دنیای مادی و «شخصیت هایی که بیشتر در فضای پیرامونی صحنه جای می گیرند.»( اسماعیلی 1389 : 165)
– زمان مینوی(بی کرانه): زمانی بی آغاز است که ابتدا و انتها دارد و کاملاً چرخشی11 است و غیرقابل سنجش به طور مدام در رفت و برگشت، به عبارتی هر سه زمان گذشته –حال-آینده در کنار هم است. این زمان مختص دنیای فراواقعی و غیرمادی است و «ویژه ی شخصیت های سپنتایی است که فضای مرکزی و محوری را در اختیار دارند.»( اسماعیلی 1389 : 165)
با شناخت این دو زمان و تمایز بین آنها به بررسی آنها در تعزیه می پردازیم. حضور دائمی فرشتگان، ملائک، امامان، انبیاء و اشخاصی از این جنس همگی تابع زمان بی کرانه هستند که در هر لحظه و در هر زمانی حضور می یابند و اما مهمتر از همه حضور شخصیت امام حسین(ع) است به عنوان شخص محوری همه متون که تمام روایات به ایشان و واقعه کربلا ختم می شود. به عبارتی امام حسین(ع) تقریباً به طور پیوسته، در صحنه مرکزی (اجرا) و در تمامی پاره روایتها که، در متن و روایت، زمان مطلق و تام را از خلقت تا رستاخیز می پوشاند، و این بدان معناست که ایشان در همه جا حضور دارند امام حسین(ع) از هر دو زمان برخوردار است که هر کدام از این زمانها یک نوع زندگی با ویژگی های خاص خود را می طلبد.
– زندگی خاکی و مادی که مانند انسانهای عادی زمان کرانه مند را شامل می شود.
– زندگی اسطوره ای که زمان مینوی و بی کرانه را شامل می شود که حتی پیش از تولد نیز حضور داشته و پس از شهادت ایشان هم ادامه خواهد داشت، این همان بعدی ست که آزاد از حصار دنیای خاکی و مادی می باشد.
البته ناگفته نماند که «برای تماشاگران تعزیه، امام حسین(ع)، در واقعه کربلا، شخصیتی است که بعد اسطوره ای و ذاتی اش را برای تجربه کردن شرایط تاریخی، موقتاً کنار نهاده است، او شخصیتی است که در شرایط تاریخی، یعنی در زمان گیتانه قرار گرفته و رمز قدرت و عظمت شخصیت امام در همین تاریخمندی مطلق، نهفته است.»(اسماعیلی 164:1389)
و این مسئله ریشه در باور شیعیان دارد که امام حسین(ع)، افزون تر از دیگر امامان، سرنوشتی رقت بارتر و وقایع دردناکتر را تاب آورده و شهادت و مصیبت ها را پذیرفت و علی رغم این که با توجه به بعد اسطوره ای اش توانایی آن را داشت که جلوی این واقعه را بگیرد اما به مانند یک انسان فناپذیر و خاکی تن به شرایط تاریخی داد، در حالی که بارها و بارها از معجزات و توانایی خود برای دگرگونی «شرایط تاریخی» انسانهای دیگر استفاده کرد. امام حسین(ع) با وجود ویژگی نهان بینی و نهان شنوی خود هر آن چه که از دید ما پنهان است هم می بیند و هم می شنود و این نیرو در کنار بعد اسطوره ای و بهره مندی از زمان بی کرانه به امام توانایی آن را می دهد که علی رغم حضور فیزیکی و تاریخی اش در یک مکان هم چون کربلا، به یاری شخصی دیگر در یک مکان دیگر بشتابد، نمونه این مسئله را در داستان سلطان قیس هندی می توان مشاهده کرد که سلطان مورد حمله شیر قرار گرفته است اما امام حسین(ع) که در اوج کشمکش کربلا قرار دارد با ویژگی هایی که از آن یاد کردیم به یاری سلطان قیس می شتابد در حالی که انسان از دید مادی و خاکی خود ایشان را در همان حصار کرانه مند و در کربلا مقابل دشمنان مشاهده می کند.
همانطور که اشاره شد امام توانایی آن را داشت که جلوی این واقعه را بگیرد و یا آن را به شکل دیگری تغییر دهد اما از توانایی های خود استفاده نکرد.
«تجربه ی مذهبی شیعیان، براساس تقلید از کردار و خصایص امام حسین(ع) همچون نمونه ی غایی و بر بازسازی آیینی زندگی خاکی وی، از تولد تا شهادتش بر روی صحنه و بر همزمان شدن تماشاگر و بازیگر با «زمان کلان» یعنی کلیّت زمان از فرو- آفرینش تاورا- رستاخیز، بازسازی یک سرگذشت نمونه و گسست زمان گیتانه به وسیله چشم اندازی که به زمان کلان باز می شود.»(اسماعیلی 166:1389)
و این همان چیزی است که میرچه آالیاده از آن به عنوان نکات «بنیادینی از رفتار اسطوره ای» بشر یاد می کند.
زمان آیینی، زمانی است که تماشاگر آن را در حین اجرا تجربه می کند و از نوع مینوی محض است که از امام سرچشمه گرفته و نه تنها به همراهان او، بلکه به همه ی دوستداران امام و پیروانش که در حال تماشای روایت هستند گسترش می یابد و بدین طریق تماشاگر تعزیه هم با تماشای تعزیه برای مدتی این زمان را تجربه می کنند، در تعزیه زمان کرانه مند (گیتانه) مختص اشقیاست. و اما «زمان اسطوره ای زمانی از نوع دگر است که از رهگذر نمونه های زماندار موجود در متن پدیدار می شود، به صحنه آوردن این زمان متفاوت، عبارت است از نشان دادن یک دگرگونی عمیق و ظاهر شدن حال و هوای مینوی از طریق نمونه های دیداری و شنیداری، از طریق موسیقی، ریتم(شتاب و درنگ) و حتی ایست در بازی است.»(اسماعیلی166:1389)
این زمان همواره در گذر است و نمی تواند در ایستایی ایجاد شود، به عبارتی این زمان، زمانی چرخشی است که مدام در گردش است و به قول میرچه آالیاده یک زمان «نازمان»است.
«در جایی که همه چیز دگرگون می شود و همیشه در یک سو پیش می رود، جهان اسطوره ای همچون سامانه ای بسته پدیدار می شود در چنین حالتی، قابلیت بازسازی و ترانهادی را دارد. این چنین است که می تواند ارتباط گسترده و گوناگونی با جهان بازبرد تماشاگر بر قرار کند. حد و مرز اسطوره در نهایت امکان یک پیش بینی، جهش به سوی آینده ای پیش بینی شده را فراهم می آورد. از اینجاست که عناصری همچون غیب گویی، پیشگویی، هاتف، الهام و رویا در تعزیه نقش بنیادی و بازآمدی بسیار بالا دارد.»(اسماعیلی 167:1389) برای درک بهتر مطلب و ارتباط آن به زمان های حاکم بر تعزیه اشاره می کنیم
در تعزیه ما با دو زمان رو به رويیم:
– زمان مینوی(اسطوره ای)
– زمان گیتانه(تاریخی)
که پیش از این به طور مفصل درباره ی تعاریف هر کدام صحبت کردیم در این جا به نمونه هایی از متون تعزیه می پردازیم:
در «تعزیه حضرت ایوب پیامبر(ع)» چنین داریم:
«ایوب – از تاب جوع رفته ز تن تابم ای خـــــدا
باشد سه روز مانده ام بی قوت و بی غذا»
(صالحی راد 72:1380)
و در جای دیگر از همین مجلس:
« ایوب – الـــــــــــــــــهی هر بلایی را که دیدم
نمودم صبر با جـــــــــــــــــانم خریدم
بود هفت سال کرم اعضام خـــــــورده»
(صالحی راد 73:1380)
در ابتدا حضرت ایوب، می گوید سه روز است که هیچ نخورده و در بخش بعدی می گوید هفت سال است که بیمار شده در این نمونه نمون های زمانمندی وجود دارد که موقعیت زمانی مجلس را از نظر گاهشناسیک حاکم بر زمان تاریخی، یعنی روز و سال به دقت روشن می کند. به عبارت ساده تر ما با یک زمان کرانه مند که همواره قابل سنجش است رو به روایم، در زیر به نمونه دیگری از این قسم اشاره می کنیم:
در «تعزیه شهادت وهب نصرانی تازه مسلمان» امام زمان عروسی وهب را به حضرت زینب(س) چنین می گوید:
امام- دو هفته است ایا خواهر حمیده لــــــــقا
نموده است عروسی وهب در این صحرا
(صالحی راد 502:1380)
در جای دیگر «مجلس عاق والدین» در میان اذان بلال ما به زمان واقعی آگاهی می یابیم:
«بلال اذان می گوید: الله اکـــــــــــــــــــــــبر الله اکـــــــــــبر
رسید ظهر رسول نیامد بهر نمـــــــــــــــاز
چه شد که از سر ما در کشید پای نیـــــــاز
رسیده است چه آیا به ذات پیغمــــــــــبر؟
نیامده است چرا این زمان ز حجره به در؟»
(اسماعیلی 203:1389)
در این مجلس بارها و بارها به توالی روزها و سرعت زمان رهنمون می شویم:
«فاطمه با بلال ایا بلال، ندانم جناب مصطفــــــــــــوی
به خویش بسته در حجره آن شه نبـــــــــــوی
بود سه روز و سه شب آن رسول فخر انــــــام
نه آب می طلبد، نه طلب نموده طعـــــــــــام»
(اسماعیلی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی انسان آرمانی Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی پاره روایت، امام حسین، امام حسین(ع)