پایان نامه با کلمات کلیدی استراتژی ها، یافته های پژوهش، ارتباط معنی دار، عملکرد تحصیلی

دانلود پایان نامه ارشد

ماهیت مساله 3- کشف راه حل های احتمالی4- عمل کردن بر روی راه حل های کشف شده 5- نگاه به عقب و ارزش یابی نتایج فعالیت ها وولفولک به نقل از سیف1388).
2-4-5-2–تشخیص مساله
نخستین گام در حل مساله تشخیص ودرک مساله است، یعنی این که یادگیرنده متوجه بشودکه مساله ای وجود دارد ، در واقع سهم مهم حل مساله تشخیص مساله یا مشکل است (سیف،1388). به طور کلی مسائل را می توان به دو دسته مسائل تعریف شده و مسائل تعریف نشده تقسیم کرد . مسائل تعریف شده مشخص اند و غالبا از سوی معلمان در اختیار دانش آموزان و دانشجویان قرار می گیرند ،مانند مسائل تمرین داخل کلاس یا تکالیف منزل و پروژه های تحصیلی .غالبا در این گونه مسائل هدف به خوبی بیان شده است ،همه اطلاعات مورد نیاز برای حل مساله موجودند و تنها یک جواب درست برای آن وجود دارد .در مقابل مسائل تعریف نشده، هدف شناخته شده ای ندارند، اطلاعات مورد نیاز برای حل کردن آنها موجود نیست، معمولا برای هر مساله چندین راه حل وجود دارد (ارمرود،به نقل از سیف1388). بایلر و اسنوس (1993)می گویند کلید شناسایی یا پیدا کردن مساله کنجکاوی ونا رضایتی است ” باید بپرسید ، تردید کنید، چرا یک قاعده، روش یا فراورده به گونه ای است که هست ،یا از این که چیزی آن گونه که باید کار نمی کند احساس نا رضایتی کنید “( به نقل از سیف1388).
2-4-5-3- تعریف ومعرفی مساله
پس از شناسایی مساله، نوبت به تعریف و درک ماهیت آن می رسد. تعریف کردن و فهمیدن مساله مستلزم یافتن اطلاعات مناسب و صرف نظر کردن از جزئیات نا مربوط است. علاوه برشناسایی و تعریف مساله، باید آن را به نحو درست معرفی کرد .یکی از متداول ترین راه های معرفی مساله بیان صورت (شفاهی یا کتبی) آن است، علاوه بر این مسائل را می توان به صورت های دیگر از جمله تصاویر، معادلات ریاضی ، نمودارها ، طرح ها و نقشه ها نیز نشان داد.متخصصان حل مساله این فرایند را معرفی مساله نام گذاری کرده اند( سیف، 1388). وولفولک (1995)گفته است مسائل داستانی باید درست معرفی شوند تا از سوی یادگیرنده فهمیده شوند .برای این منظور ،او باید نخست کلمات و جملات را بفهمد باید طرحواره های ذهنی اش فعال شوند و سر انجام کل مساله را درک کند. علاوه بر درک کلمات و جملات، تکلیف بعدی یادگیرنده در معرفی مساله ترکیب همه جملات در یک بافت کلی و درک مساله است .یادگیرنده ممکن است تک تک جملات را بفهمد اما کل مطلب یا مساله را به خوبی درک نکند(سیف، 1388).
2-4-5-4- کشف وتدوین راه حل مساله
وقتی یادگیرنده با مساله ای روبرو می شود باید به جستجوی یک راه حل مناسب بپردازد پژوهشگران حوزه حل مساله راه حل های مسائل را به دو دسته تقسیم کرده اند. یکی از انها روش مراحل پیاپی (ااگوریتم) است. راه دیگر روش بهترین حدس یا روش اکتشافی است. روش الگوریتم یک روش گام به گام منظم است. اگر در حل مساله الگوریتم مناسب انتخاب و اجرا شود جواب مساله قطعی است. روش الگوریتم برای حل مسائل درست تعریف شده و مشخص مناسب است در مقابل روش اکتشافی روشی است که بیشتر برای مسائل نامشخص تر و ابهام دار تر مورد استفاده قرار میگیرد (سیف، 1388).
2-4-5-5- عملکرد بر روی راه حل های کشف شده
پس از انتخاب راه حل احتمالی، باید آن را به اجرا در آورد. منظور این است که اگر روش مراحل پیاپی را انتخاب کر دید ،آن را به دقت به کار ببندید ( سیف، 1388).
2-4-5-6- نگاه به عقب وارزش یابی نتایج فعالیتها
پس از آن که یادگیرنده راه حلی را انتخاب کرد و آن را مورد استفاده قرار داد، باید نتایج حاصل را ارزشیابی کند .این مرحله شامل وارسی شواهد برای تایید درست بودن راه حل و جواب مساله است نمونه ای از این گونه، ارزش یابی متداوا ل امتحان راه حل مسائل است که در مدارس برای وارسی جهت جواب مسائل مربوط به محاسبات عددی مورد استفاده قرار می گیرد. روش دیگر ارزش یابی تخمین زدن جواب درست است(سیف،1388).
2-4-6-روش آموزش حل مساله با توجه به الگوی عمومی آموزشی
این روش در سال (1974) توسط دی چکو و کرافو ارئه گردیدآن ها برای حل مساله 5 مرحله پیشنهاد کرده اند که مبتنی بر مراحل الگوی عمومی آموزش است. آن ها برای توضیح دادن این مراحل مساله ای را که به نام مساله پاندول معروف است و توسط مایر (1930) معرفی شده مورد استفاده قرار داده اند( به نقل از سیف، 1388).
2-4-6-1- مرحله اول: باید پاسخی را که از یادگیرنده انتظار می رود به صورت رفتار نهایی و بر حسب عملکرد او مشخص کرد.
2-4-6-2 مرحله دوم: باید رفتارهای ورودی یادگیرنده را در ارتباط با مفاهیم و اصول مورد نیاز برای حل مساله تعیین کرد و آنها را مورد سنجس قرار داده در حل مساله ، رفتارهای ورودی به طور عمده مفاهیم و اصول تشکیل دهنده مساله را در بر می گیرد. یاد گیرنده ای که رفتار ورودیش تعدادی از اصول مورد نیاز را شامل نباشد قادر به حل مساله نخواهد بود .
2-4-6-3- مرحله سوم: باید یادگیرنده را در یادآوری همه مفاهیم و اصول مربوط به مساله کمک کرد کمک به یادگیرنده در به خاطر آوردن مفاهیم و اصول مورد نیاز برای حل مساله از مراحل مهم آموزش حل مساله است. یادگیرنده باید هنگام برخورد با مساله مفاهیم و اصول تشکیل دهنده مساله را به یاد آورد و رابطه میان آن ها، یعنی یک اصل سطح بالاتر را که همان جواب مساله است را کشف کند .
2-5-مبانی تجربی تحقیق
2-5-1- تحقیقات خارجی
راساس نظریه عناصر همانند ، دو عامل اصلی منجر به انتقال یادگیری از موقعیتی به موقعیت دیگر و در نتیجه حل مساله جدید می شود .این دو عامل عبارتند از: ا- اصول مشترک بین موقعیت قبلی وموقعیت جدید. 2- روش های مشترک موجود بین آن دو موقعیت. اهمیت آموزش اصول وقواعد را نه تنها ثرندایک و همکاران او بلکه بسیاری از متخصصان دیگر یادگیری از جمله گانیه و برونر مورد تاکید قرار داده اند .گانیه (1984) معتقد است که ایجاد توانایی حل مساله مستلزم یاد گیری اصول تشکیل دهنده مسا له است. برون (1960) نیز به اهمیت آموزش اصولی برای انتقال یادگیری تاکید فراوان داشته و در این باره گفته است : فهم اصول واندیشه های بنیادی راه اصلی رسیدن به توانایی انتقا ل یادکیری است. درک یک مورد خاص به عنوان نمونه از یک قاعده کلی، که ما آن را راه رسیدن به یک اصل یا ساخت کلی می دانیم، نه تنها منجر به یادکیری آن مورد خاص می شود ،بلکه سبب یادگیری سایر اموری که فرد با آن ها رو برو خواهد شد نیز می گردد(به نقل از سیف 1386) .در مورد حل مساله نیز دید گاه هایی وجود دارد. برای مثال مورگان و همکاران (1984) مساله را عبارت از تعارض بین یک موقعیت موجود و موقعیت دیگری که می خواهیم که می خواهیم ایجاد کنیم می دانند .وقتی که شخص با موقعیت یا تکلیفی روبرو می شود که نمی تواند از طریق کاربرد اطلاعات و مهارت هایی که در آن لحظه در اختیار دارد به آن موقعیت یا تکلیف پاسخ دهد ،گفته می شود او با مساله ای روبرو شده است (به نقل از سیف1386).
مفهوم حل مسأله به صورت نظام مند در تعليم و تربيت اولين بار از سوي جان ديويي و ويگوتسكي مطرح شد. امروزه اهميت مهارت هاي حل مسأله بر كسي پوشيده نيست. اهميت آن به ويژه در دنياي مدام در حال تغيير امروز بيشتر هم شده است. فراگيران هر چقدر كه به مراحل بالاتر يادگيري از جمله آموزش عالي نزديك تر مي شوند بايد مهارت هاي يادگيري و حل مسائل خود را به طورمستقل به دست بياورند تا از وابستگي آنها به استاد كاسته شود (بوكارتس35، 1997،به نقل از راستگو و همکاران). مهارت حل مسأله افراد، با تمركز آنها بر مسأله و خودارزيابي مرتبط است (هپنر36،.، بومگاردنر و جكسون37،1985،به نقل از راستگو و همکارن). اگر مهارت حل مسأله يك فعاليت شناختي است، پس ، بهبود بخشيدن مهارت حل مسأله از طريق آموزش بايستي هدف ارزشمندي باشد(سمینارا 381996). جان دیویی فرایند حل مساله را با پیداکردن عواملی که موجب حل مساله شده اند ،آغاز می کند و سر انجام راه حل نهایی را به کار می گیرد و مساله را حل می کند .روش دیویی دارای 5 مرحله است 1-مشخص کردن مساله 2- حدس زدن یا مشخص کردن علل مساله 3-در نظر گرفتن را حل های ممکن 4- انتخاب بهترین راه حل 5- اجرای راه حل انتخابی ونتیجه کیری ( به نقل از صفوی ،1385 ). تحقيقات گوناگوني درباره نقش فراشناخت در زمينه هاي مختلفي ازجمله حل مساله صورت گرفته است. در بيشتر اين تحقيقات ملاحظه شده است که افراد واجد فعاليتهاي فراشناختي موفق تر از سايرين هستند. به عنوان مثال کاي39 مشاهده کرد که رفتارهاي فراشناختي نقش مهمي در حل مساله دارند و چنين نتيجه گرفت که تفاوتهاي افراد درحل مساله را ميتوان به تفاوتهاي فراشناختي آنها نسبت داد و اين تفاوتها کمتر به ميزان دانش پايه و يا حتي انتخاب راهبردهاي راه حل مربوط مي شوند (به نقل از صادقی ومحتشمی ،1389).
پژوهش هاي برانسورد، استرنبرگ40 و زيمرمن41 نشان ميدهند که ميان خودآگاهي شناختي و يادگيري ارتباط مثبت وجود دارد و خودآگاهي شناختي لازمه يادگيري است. بسياري از فراگيراني که مشکل يادگيري را برآمده از ناتواني خود ميدانند، در حالي که مشکل واقعي آنها چگونگي کاربرد راهبردهاي يادگيري است. خودگرداني دريادگيري عاملي مهم در پيشرفت تحصيلي است و فراگيران خودگردان با تعيين اهدافي، براي دستيابي به آنها برنامه ريزي و ارزيابي ميکنند.آنهايي که راهبردهاي خودگرداني را بيشتر به کار ميگيرند، در تحصيل خود بيشتر پيشرفت ميکنند. خودگرداني دانش آموز را وادار ميکند تابه طور فراشناختي، انگيزشي و رفتاري در اداره تفکر و يادگيري خود فعال باشد و کنترل يادگيري را در دست بگيرد(به نقل از صادقی ومحتشمی،1389).
در مطاله ای دیگر در سال 2007 توسط کاتر با عنوان تاثیر فرا شناخت در بهبود پژوهش و مقاله نویس مشخص شد که استراتژی های فراشناختی در بین دانش آموزان به صور مختلف به کار می رود و آنها نسبت به آن آگاهی ندارند .آشنا کردن دانش آموزان از استراتژی ها فرا شناختی باعث خود -راهبری آنان در یادگیریشان می شود. پينيتريچ و ديگروت براساس پژوهشي که روي دانش آموزان پايه هفتم در دروس علوم و زبان انگليسي داشته اند به اين نتيجه رسيدند که فراشناخت با عملکرد يادگيري دانش آموزان رابطه مثبت دارد. وینمن و همکاران در سال2005 طی پژوهشی با نام بررسی ارتباط مهارت های فرا شناختی و مهارت های ذهنی از لحاظ هوش نشان دادند فراشناخت پیش بینی کننده واقعی یادگیری و مستقل از هوش می باشد .یافته های پژوهش نشان دادکه بین فراشناخت و هوش ارتباط معنی داری وجود ندارد. اما بین فرا شناخت و عملکرد تحصیلی رابطه معنی دار وجود دارد همچنین بین فراشناخت و عملکرد یاد گیری رابطه معنی دار وجود دارد. در رابطه با حل مساله نیز نظراتی ابرازشده از جمله این که لاكسمن42 ( 2010) تحقيقي با عنوان ” طراحي چهارچوب مفهومي كاربرداستراتژي هاي جست وجوي اطلاعات براي حل مسأله بد سازماندهي شده و خوب سازماندهي شده”انجام داد كه خلاصه آن به شرح زير است: يادگيري مبتني بر مسأله يك رويكرد آموزشي است كه حول بررسي و حل مسائل سازماندهي شده است. مسائل نه مشابه هستند و نه يكساند.جانسن43( 2000) در طرح نظريه حل مسأله، مسائل را به دو نوع گسترده طبقه بندي كرده است :مسائل بدسازماندهي شده و مسائل خوب سازماندهي شده. او هم چنين مهارت هاي واسطه اي راكه بر نتايج حل مسأله تاثير مي گذارد توصيف كرده است(به نقل ازراستگو و همکاران 1389).
پرتز،ناپلس واسترنبرگ(2003) نیز براین عقیده هستند که در مقایسه با مسائل خوش ساختار ،مطالعه مسائل بد ساختار عمدتا چندان نتیجه بخش نبوده است .نظریه های موجود حل مساله مسائل خوش ساختار را به خوبی توصیف نموده اند ،در حلی که، مسائل بد ساختار که اغلب مبهم وپیچیده می باشند، از سوی روان شناسان به خوبی درک نشده است .هر چند به طور مستدل این واقعیت پذیرفته شده است که بیشتر مسائل دنیای واقعی خوش ساختار نمی باشند. پیشینه نظری وپزوهشی در حیطه حل مساله (کینگ وکیچنر ،1981؛ شومر 2002؛ ووس و همکاران، 1991،جاناسان ،1997؛شین هانگ ،1998؛ دیوید سون

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی فراشناختی، برنامه درسی، توانایی ها، خود ارزیابی Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی فراشناختی، یافته های پژوهش، دانش آموزان دختر، تفکر انتقادی