پایان نامه با کلمات کلیدی استرآبادی، مکتب اخباری، دولت عثمانی

دانلود پایان نامه ارشد

او بودند، ولی وقتی حاکم در رفتارش از راه راست منحرف می شد وگناه ومعصیت می کرد، اندیشه عصمت در مورد او واصل حاکمیتش زیر سوال می رفت ودر این شرایط مردم بر سر دو راهی قرار می گرفتند که یا شورشی علنی علیه سلطان به راه اندازند واو را کنار بزنند ویا اینکه به این وضعیت که منکر آن هستند تن دهند واز زندگی سیاسی خود را دور نگه دارند. در این میان، فقها باید برخورد دیگری داشته باشند، لذا در مواجهه با شکافی که بین عقیده وعمل وجود داشت وعقیده لزوم عصمت حاکم از گناه واعلم زمان بودن او مطرح بود، در صدد برآمدند که این مشکل را اینطور حل کنند که پادشاه را مطیع وپیرو یک مجتهد کنند وظاهرا محقق کرکی این عقیده را داشته است. علمای دینی قائل بودند که این شاهان فاسق وشرابخوار وعیاش چگونه می توانند جانشین خدا باشند واز طرف خدا مامور هدایت مردم باشند؟ واین مقام فقط برازنده یک مجتهد است، مردی که قداست وعلمش از بقیه مردم بالاتر باشد. البته درست است که مجتهد فردی با تقوا وپاک وصلح طلب است، ولی شاه باید وزیر ودستیاری داشته باشد که با قدرت شمشیر، عدالت را برقرار کند.
از سویی دیگر با اعتقاد به اینکه این اندیشه حاکمیت معنوی وروحانی مجتهد از حاکمیت دنیوی شاه جدا شود، دوباره نظریه سایه خدا بودن سلطان ونصب مستقیم او از طرف خدا تقویت می شد وادعای سایه خدا بودن شاه نیازی به اعتبار بخشی به حاکمیت سلطان نداشت وهیچ واسطه میان شاه وخداوند وجود نداشت ودر عمل، امام کنار گذاشته می شد. به این ترتیب بود که علامه محمد باقر مجلسی با قبول موجودیت پادشاه، سعی در معتبر کردن آن نمی کرد ودر کتابی که تحت عنوان “عین الحیاه” نوشت، در فصلی پیرامون لزوم عدالت از طرف امرا وسلاطین بحث می کند وآنها را به صلاح وعدل فرا می خواند.421
5: علما در تعامل با گرایشهای شیعی
در عصر صفویه گرایشهای فکری متعددی وجود داشت که هر کدام مخالفان وموافقان خود را داشت. اکنون به نحوه برخورد علما با این گرایشهای فکری می پردازیم.
1: اخباریگری واصولگرایی
در این قسمت باید ابتدا تعریفی از اخباری واصولی ارائه دهیم وسپس زمینه های اجتماعی پیدایش اخباریگری را بین کنیم وبعد به اخباریگری واصولگرایی در عصر صفویه وعلمای این دو دسته می پردازیم.
اخباری به گروهی اطلاق می شود که معتقدند باید از اخبار واحادیث پیروی کرد وروشهای اجتهادی واصول فقه را نمی پسندند ولی فقها طرفدار اجتهادند که به آنها اصولی گفته می شود وکاربرد ایندو اصطلاح برای اولین بار در نیمه نخست سده ششم قمری در کتاب “ملل ونحل” شهرستانی به چشم می خورد ودر ادامه در کتاب “النقض” عبد الجلیل قزوینی رازی (عالم امامی سده ششم قمری) دو اصطلاح اخباری واصولی در مقابل همدیگر قرار گرفته اندو برخی اعتقاد دارند که “ابن ابی جمهور احسایی” (زنده در 904 ق) در ردیف کسانی بوده است که راه را بر اخباریان هموار کرد ومحمد امین استر آبادی اولین کسی بود که طعن بر فقها را شروع کرد وعلاوه بر او “عبدالله بن صالح جمعه سماهیجی بحرانی” و”شیخ یوسف بحرانی” از اخباریان تندرو بوده اند.422 ومحمد تقی مجلسی وملا خلیل بن غازی قزوینی (م1089 ق) وشیخ حر عاملی (م1104ق) ومحمد طاهر قمی (1098ق) از اخباریان میانه رو بوده اندو قزوین در بین شهرهای ایران محل اصلی پیروان مکتب اخباری بود.423
برخی از تفاوتهای این دو مکتب عبارتند از:
1: اخباریان اجتهاد را حرام می دانند ولی اصولیون آن را واجب کفایی وحتی برخی آن را واجب عینی می دانند؛
2: اخباریان ادله را در کتاب وسنت محصور می دانند واجماع وعقل را حجت نمی دانند؛
3: اخباریان احادیث را به دو نوع صحیح وضعیف تقسیم کرده اند ولی مجتهدان اخبار را به چهار نوع صحیح وموثق وحسن وضعیف تقسیم کرده اند؛
4: اخباریان حسن وقبح عقلی را قبول ندارند واحکام مستقل عقلی را حجت نمی شمرند؛
5: اصولیون در شبهه حکمیه تحریمه وحکمیه وجوبیه، اصاله البرائه را جاری می کنند ولی اخباریان فقط در مورد دوم با آن موافقند.424
الف: زمینه های اجتماعی پیدایش اخباریگری:
1: اختلافات فرقه ای واوج گرفتن واگرایی: سده های 9 تا 11 هجری، دوره اوج واگرایی میان اهل سنت وشیعیان بوده است وردیه هایی که طرفین در این دوره علیه همدیگر نوشته اند، بر گفته فوق گواه است. در اوایل سده دهم هجری، دولت عثمانی با پشتیبانی اهل سنت خود را خلیفه خدا خواند ومدعی حکومت بر تمام جهان اسلام شد ولی شیعیان به آن خوشبین نبوده وآن را مشروع نمی دانستند واز طرفی دیگر دولت صفوی در اوایل قرن 11 و12 تشیع را در ایران گسترده بود ومورد توجه شیعیان نقاط دیگر بود.425 وبا دولت عثمانی هم رقابتی شدید داشت ومهاجرت عالمان شیعی از قلمرو عثمانی ها به ایران دلیلی است بر افزایش جذب ودشمنی هر چه بیشتر این دو ودولت426 وبه شهادت رساندن عالمانی چون شهید ثانی گواه این دشمنی هاست وشیعیان با هرچه که رنگ وبویی از اهل سنت داشت مخالف بودند؛
2: نیاز به حدیث برای اثبات مذهب وتلاش برای گسترش مذهب؛ تلاش برای گسترش تشیع در ایران در فضای رقابتی با اهل سنت عاملی مهم بود در گرایش به حدیث در دوران صفویه وزمامداران صفوی فکر می کردند حفظ مقامشان واستقلال ایران در جنگ با دولت عثمانی لازمه اش جدا کردن حساب شیعیان از اهل سنت وتبری جستن از آنهاست که راه تحقق این هدف، تقویت اخباریگری بود. لذا مشرب اخباری رشد کرد واصولگرایی مغلوب شد.427 واصلا تبلیغ تشیع ویا هر دینی ذاتا نیازمند توجه به نصوص دینی است لذا ارزش حدیث در نگاه شاهان صفوی زیاد شد؛
3: نفوذ تصوف: گسترش تصوف در سرزمین های اسلامی وایجاد علاقه عمومی به گرایشهای صوفیانه از دلایل رشد اخباریگری بود وچون تصوف می کوشید تا به جای عقل واستدلال، تاویل واشراق را جایگزین کند واخباریگری به دنبال نشاندن نص به جای آن بود وعلمای شیعه به احادیث توجه ویژه ای می کردند. یعنی برای یافتن پاسخی از جنس مستندات صوفیان از احادیث استفاده می کردند.428
از سویی دیگر، تصوف نسبت به مذاهب بی قید بود ودر نقل حدیث تساهل داشت وآثار عرفانی پر بود از احادیث مرسله بدون سند وسید حیدر آملی که مسلک تصوف را داشت ومجتهدی امامی بود بسیاری از احادیث بی سند فراوان از اهل سنت را از طریق آثار عرفانی اش به آثار شیعی انتقال داد وپس از او ابن ابی جمهور احسایی (زنده در 901ق) به خاطر این دو دلیل مذکور خیزش گروهی از علما وفقهای علاقمند به حدیث را باعث شد.429
ب: اخباریگری واصولگرایی در عصر صفویه
در عصر صفویه دو جریان بزرگ اتفاق افتاد که در تاریخ فقه شیعه کم نظیر است: یکی جریان اخباریگری ودیگری ضد آن یعنی اصولگرایی. در این دوران فقهای بزرگی ظهور کردند که هر کدام سرسختانه اصول گرایی یا اخباریگری را تبلیغ وحمایت می کردند.
محقق کرکی وشیخ بهایی وشهید ثانی وحسن بن زین الدین صاحب معالم و… از علمایی بودند که نشان دهنده عظمت فقها در این دوره بودند ودر مقابلشان در قرن 11 دانشمندانی از فقهای شیعه رخ نمودند که قائل شدند اهل سنت موسس اصول هستند430 واگر در استنباط احکام شرعی از ادله، بخواهیم از قواعد اصولی کمک بگیریم، چون لازمه اش فقیه نبودن اصحاب امامان می باشد واین موجب عدم پایبندی به احادیث می شود. لذا معتقد شدند که تنها استنباط فقه شیعه، کتاب وسنت است نه آن چیزی که مجتهدان وفقها با استفاده از قواعد علم اصول به آن عمل می کنند ودر راس همه اخباریان ملا محمد امین استر آبادی (متوفای 1036 ق) مولف کتاب “الفوائد المدنیه” است که با تالیف این کتاب، انتقادات وهجمه های زیادی را به فقهای شیعه داشته است واز دیگر شخصیت هایی که در مذهب اخباری درخشیدند، عبارت بودند از مولف کتاب “الحدائق الناظره والدرر النجفیه” یعنی شیخ یوسف بحرانی وشیخ حر عاملی مولف کتاب “وسائل الشیعه” وسید نعمه الله جزایری صاحب کتاب “غایه المرام” و”کشف الاسرار”.
این جنبش اخباریگری در فقه واصول ودیدگاههای دانشمندان عصر صفویه تاثیرات زیادی داشت تا جایی که به تدریج علم اصول رو به ضعف نهاد وکتب فقهی بر مبنای احادیث نگاشته شد مثل “الحدائق الناظره” وهمچنین اخباریگری باعث ظهور آثار مهمی در جوامع اخبار شد مثل کتاب “وافی” ملا محسن فیض کاشانی ویا “وسائل الشیعه” شیخ حر عاملی و”بحار الانوار” علامه مجلسی. اما طرفداران اصولگرایی هم ساکت نماندند وحرکتی را در مقابل اخباریها انجام دادند که این کار توسط اساتید فقه واصول ودر راسشان وحید بهبهانی (1205ق) شروع شد وضربات سنگینی را بر اخباریها وارد کردند431 وتحول شگرفی را در علم فقه پدید آوردند وبه شبهات اخباریان پاسخ دادند ووحید بهبهانی کتاب “الفوائد الحائریه” را دال بر نیاز فقه به اصول نوشت وپس از او سید بحر العلوم (متوفای 1212ق) وشیخ جعفر کاشف الغطاء (متوفای 1227ق) ومیرزا ابولقاسم قمی (1231ق) این راه را ادامه دادند وپس از اینها هم صاحب جواهر (متوفای 1266ق) وشیخ مرتضی انصاری (متوفای 1281ق) بسیار زیاد درخشیدند.432
در ادامه مطالب مربوط به اخباریگری قابل ذکر است که موسس مکتب اخباریگری، ملا محمد امین استرآبادی، مولف کتاب “فوائد المدنیه” است وروش اخباریگری را در عصر صفویه احیاء کرد. او متاثر از استادش میرزا محمد استرآبادی بوده است وبر این باور است که تمامی احادیث کتاب کافی بلکه تمام احادیث کتب اربعه صحیح است واخباریان را عارف به خداشناسی از طریق گفته های معصومین می داند وعلمای اصولی را گمراه وبدعتگذار ومخرب دین می داند وآنها را سرزنش می کند. واین درحالی است که خوانساری مولف “روضات الجنات” استرآبادی را نابود کننده دین می داند.433
ظهور اخباریان در اواخر عصر صفوی روی داد وتالیفات این دوره در حوزه اندیشه وتفکر وارائه نظرات نو در برابر تالیفات بزرگ در حوزه جمع آوری اخبار واحادیث ناچیز بود وتحقیق وتکاپوی علمی وارائه احکام اجتهادی همراه با ادله عقلی منزوی شد واندیشه حدیث گرایی حاکم شد وعلمای مذکور آن را تقویت کردند وشیخ یوسف بحرانی در کربلا، عالمی نامدار ومروج اخباریگری بود وگفته شده است که تبلیغات آنها به حدی بود که اگر کسی می خواست کتاب مجتهدی را بدست گیرد، آن را در دستمالی می پیچید تا دستش نجس نشود. البته شیخ یوسف مولف کتاب “لولوه البحرین” با وجود ترویج اخباریگری، یک عالم اخباری ملایم بود وطریقه خود را مثل علامه مجلسی، طریقه ای متوسط بین اخباری واصولی می دانست434 واندیشه های استرآبادی توسط همفکرانش در سده پایانی دولت صفویه رشد وباعث تضعیف دین وبی اعتمادی نسبت به فقها ومجتهدان ورویگردانی از اجتهاد وعلوم عقلی شد؛ البته اخباریگری ریشه در قرن سوم وچهارم دارد.435
ج: علل بروز اخباریگری در عصر صفویه
یکی از پیامدهای مذهبی حضور عاملیان در ایران عصر صفوی، خیزش اخباریان بر ضد مجتهدان بود ونفوذ سیاسی این فقها در دولت صفویه دو پیامد برای این دستگاه داشت:
1: حکومت صفوی، حکومت نایبان امام غایب قانونی ومشروع قلمداد می شد؛
2: به خاطر اجتهادهای زیاد ونوین مجتهدان، روحانیونی که در درجه پایین تر از اجتهاد قرار داشتند، عکس العمل نشان می دادند؛ چون این روحانیون ایرانی پایین تر از درجه اجتهاد، قدرتشان بواسطه مجتهدان غیر ایرانی محدود شده بود ومی دیدند که مثلا محقق کرکی به عنوان بالاترین عنوان مذهبی حکومت صفوی که همان خاتم المجتهدین بود، روحانیون بلند پایه ایرانی را عزل ونصب می کند ونظرات وفتاوای او بی چون وچرا اجرا می شود.436 به دلایل مذکور، گروهی وتفکری پیدا شدند که به واکنش در مقابل نفوذ واقتدار مجتهدان جبل عاملی پرداختند وروحانیون شیعه دو بخش شدند. این تفکر جدید اخباریگری بود که بر مجتهدان می تاخت ودر برابر اندیشه مجتهدان قائل می شدند که باید فقط به اخبار رسیده از امامان معصوم اعتماد داشت. مکتب اخباریگری در خلال چند سده با وجود مخالفت اصولگراها به طور پنهان ادامه یافت تا وقتی که ملا محمد امین استرآبادی (متوفای 1036ق) با تشویق استادش میرزا محمد علی استرآبادی که نامبرده شدند، دوباره مکتب اخباری را به راه انداخت ودر سال 1031ق کتاب “فوائد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی شاه طهماسب، امام صادق، دوره صفوی Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی علامه مجلسی، عقب ماندگی، شاه طهماسب