پایان نامه با کلمات کلیدی ارزش تکلیف، رزش تکلیف، عزت نفس

دانلود پایان نامه ارشد

مي‌دانند . لذا در مورد توانايي خود در آغاز يا تکميل تکاليف ترديد دارند که اين باعث افزايش اثرات منفي انگيزشي براي آغاز وتداوم انجام تکاليف مي‌شود و در نهايت منجر به افزايش رفتار اهمال کاری مي‌شود (‌‌هارینگتون، 2005).
ج)خودناتوان‌سازي: اهمال کاران ممکن است تصور کنند که اعمال آنها بر تغيير موقعیت‌شان تأثيري ندارد در نتيجه بر تنظيم و مديريت هيجاناتشان تمرکز مي‌کنند، يعني به جاي جهت‌گيري مقابله‌اي تکليف‌مدار تمايل به کاربرد جهت‌گيري مقابله‌اي هيجان‌مدار مي‌يابند (‌‌هارینگتون، 2005). يک شکل از اين مقابله هيجان مدار که نماينده نقص در عملکرد خودتنظيمي نيز مي‌باشد، خود ناتوان سازي است که عبارتست از قرار دادن مانع توسط خود فرد تا عملکرد مطلوب خودش را به تأخير بيندازد. محرک جهت خود ناتوان سازي حفظ عزت نفس فرد است. در این صورت فرد شکست درانجام عملکرد مطلوب را به عنوان يک عامل خارج از خود قرار مي‌دهد (استيل، 2007).
خود ناتوان‌سازي مي‌تواند به عنوان يک علت بالقوه و يا عامل منعکس‌کننده اهمال کاری محسوب شود (الکساندر و آنوگبازی، 2007). اين افراد در صورتي که در تکاليف موفق شوند احساس خودکارآمدي و غرور کمي مي‌کنند ولي اگر شکست بخورند احساس شرمندگي و حقارت بيشتري مي‌کنند. شايد دليل اينکه اهمال کاران به استراتژي خود ناتوان سازي رو مي‌آورند اين باشد که همواره فيدبک‌هاي منفي دريافت کرده‌اند و احتمال دريافت آن را در نتيجه شکست همواره قريب‌الوقوع مي‌دانند (فراری و همکاران، 1994).
د)افسردگي: افسردگي که صورتي از نوروتيک بودن است با خصوصياتي هم چون کمبود انرژي، درماندگي آموخته شده، بدبين بودن، عقايد غيرمنطقي، خودکارآمدي و عزت‌نفس پائين و از خودبيزاري، احساس کاهش يافته، کنترل بر موقعيت مشخص مي‌شود همگي با هم مي‌تواند ارائه کننده علت اهمال کاری باشند چون همه اين عوامل انجام وظايف و تکاليف را مشکل مي‌سازد (استیل،2007).
2ـ برون‌گرايي: که به عنوان دومين عامل شخصيت در طول سه عامل در نظر گرفته مي‌شود در برگیرنده خصوصیاتی مثل: عواطف مثبت، تکانشگر بودن و احساس طلب بودن54 ‌مي‌‌باشد. افراد برون‌گرا اجتماعي ، خوش بين، برون‌ريز، با انرژي، خود بيانگر، فعال و تکانشگر تعريف مي‌شوند (فراری و همکاران، 2007).
بعضي از صورت‌هاي برون‌گرايي – مثل سطوح انرژي ـ که صورت متضاد آن در افسردگي ديده مي‌شود قبلا بحث شد. بعضي از عوامل برونگرايي با اين خصوصيات در تضاد هستند. رخوت و بي‌حالي که در تضاد با برونگرايي است اهمال کاری را پيش‌بيني مي‌کند. همچنين تکانشگري نيز هر چند پيش‌بيني کننده اهمال کاری است ولي وجه ای از برونگرايي است. در مورد برونگرایی نتايج معناداري به دست نيامده است (استیل، 2007).
الف)تکانشگري: درحاليکه اضطراب به عنوان سيستم بازداري رفتار (BIS)55 در نظر گرفته مي‌شود تکانشگري به عنوان سيستم فعال رفتاري در نظر گرفته مي‌شود (BAS)56 که فرد را در جهت پيگيري تجارب پاداش دهنده تحريک مي‌کند و يک عامل شناختي مهم براي عملکرد سریع است. بنابراين فردي با سيستم BAS بيش از حد فعال داراي ويژگي‌هايي هم‌چون سريع‌العمل بودن در تصميم‌گيري، دامنه توجه کوتاه و محدود مي‌باشد. اين افراد به علت اينکه بيشتر احتمال دارد که با اميال آني مضطرب و تحريک شوند و توجه‌شان را بيشتر بر آن متمرکز کنند، در تصميم‌گيري‌ها کمتر آينده‌نگرند و دنبال خوشي‌هاي لحظه‌اي هستند. در نتيجه از مسؤوليت‌ها و از پاداش‌هاي بزرگتر که در بلندمدت کسب مي‌شود چشم‌پوشي مي‌کنند و آنها را ناديده مي‌گيرند که اين عوامل احتمال اهمال کاری را افزايش مي‌دهد(فراری و همکاران، 2007).
ب) احساس طلب بودن57: مشابه تکانشگري به عنوان نتيجه‌اي از فعاليت زياد سيستم((BAS تفسير مي‌شود. افرادي با اين ويژگي به سرعت و به خصوص در تکاليف آزارنده و يا ملال‌آور، خسته و دلزده مي‌شوند و به آساني برانگيخته مي‌شوند. علاوه بر اينکه اين عوامل در بروز اهمال کاری مي‌تواند مؤثر باشد به نظر مي‌رسد تأخير اين افراد در انجام وظايف يک تأخير برنامه‌ريزي شده (يک تاکتيک) جهت افزايش دلپذيري و خوشايندي ناشي از تجربه برانگيختگي و تنش در زمان فرا رسيدن ضرب‌العجل‌ها و آخرين لحظات فرا رسيدن مهلت‌ها و به تبع آن افزايش عملکرد است (مورالز، 2011؛ فراری و همکاران، 1994؛ چو و چوی ، 2005). در صورتي‌که اين شیوه عمل صورت اعتيادآور به خود بگيرد مي‌تواند اهمال کاری در همه امور را افزايش داده و لذت و خوشي را به بهاي کاهش کيفيت و کميت عملکرد و پشيماني در بلندمدت کسب کنند(استیل، 2007).
3- توافق‌پذيري58: برطبق تجارب باليني بورکا و يان(فراری و همکاران، 2007 ) تمرد، شک و دودلي ـ عدم سازش‌پذيري و توافق پذيري بيشترين محرک‌هاي اهمال کاری هستند. افرادي با اين ويژگي‌هاي شخصيتي بيشتر احتمال دارد که برنامه‌هاي تحصيلي را به عنوان عامل خارجي آزارنده تجربه کنند و در نتيجه از آنان اجتناب و از انجام آنها تمرد کنند و روي برنامه‌ها و امور شخصي خودشان کار کنند و بدين وسيله استقلال فردي خودشان را نشان دهند ( فراری و همکاران، 1994).
4) گشودگي نسبت به تجارب:59 که استیل،(2007) آن را دربرگيرنده تخيلات روشن و وسيع ـ احساسات هنري و عميق و انعطاف‌پذيري رفتاري، هوش و نگرش‌هاي غيرمعمولي مي‌داند از بين 5 عامل بزرگ شخصيت ارتباطي قوي با هوش و استعداد تحصيلي نشان داده است. ولی ارتباطي مستقيم ميان هوش و استعداد تحصيلي و گشودگي نسبت به تجارب با اهمال کاری مشاهده نشده است (استيل، 2007).
لای (2001، به نقل از مورالز ، 2011) خاطرنشان مي‌کند اهمال کاران بيشتر اطلاعات غيرعلمي و سمبوليک را جستجو مي‌کنند. همچنين ارتباطي مثبت ميان اهمال کاری و صورت‌هاي فانتزي و تخيلي از ويژگي گشودگي نسبت به تجارب بدست آورد.
5-وجدان گرایی: اين عامل در راستاي ساختارهاي مختلف مربوط به خودتنظيمي مورد بررسی قرارگرفته است و از آنجا که اهمال کاری به عنوان شکست در خودتنظيمي و کمبود وجدان گرايي ارائه و تعريف شده است در نتيجه اهمال کاری بايد با آنها ومولفه‌‌هایشان همبستگي قوي داشته باشد. يعني بايد با حواسپرتي، ضعف سازمان دهي، انگيزه پيشرفت پائين و شکاف بين اراده ـ عمل در ارتباط باشد ،که هرکدام از اين ساختارها نماينده شکست در خودتنظيمي و سطوح پائين وجدان‌گرايي مي‌باشند) لی ، کلی و ادواردز60 ،2006).
الف) سازمان‌دهي: که يک عامل مهم خودتنظيمي است مي‌تواند اهمال کاری را از طريق هدف گزيني و درجه‌بندي اهداف کاهش دهد (پتی61،1988، به نقل از لی و همکاران، 2006).
ب) انگيزه پيشرفت: که عاملي از وجدان‌گرايي است از آن نظر مي‌تواند با اهمال کاری در ارتباط باشد که افرادي با انگيزه پيشرفت بالا اهداف سختي براي خودشان تعيين مي‌کنند و از درگيري و کار کردن بر روي آنها في نفسه لذت مي‌برند(کاستا62ومک کرا،1992؛ به نقل از استیل،2007).
ج) شکاف ـ عمل ـ اراده: اشاره به درجه و ميزاني داردکه افراد از برنامه اصلي کارشان پيروي مي‌کنند. به عبارتی شکست در اجراي نيات جوهره اصلي شکست در خودتنظيمي است و بيشتر به عنوان خودکنترلي پائين تعريف مي‌شود (استیل،2007). عده ای اهمال کاری را نه تنها به عنوان امري غيرمنطقي همچنين به صورتی غيرارادي مي‌داند این افراد عقيده دارند که اهمال کاران بصورت هدفمند از انجام کارهاي روزمره‌شان طفره نمي‌روند. در اين صورت ديگر نمي‌توان آن را اهمال کاری نامید. بنابراين اهمال کاری را مي‌توان به عنوان ميانجي بين اراده- نيت- عمل در نظر گرفت (ون‌‌هافت63، 2005، به نقل از جوکار، 1386).

بررسی اهمال کاری به عنوان یک ویژگی شخصیتی
پاسخ به اين سؤال که آيا اهمال کاری يک ويژگي شخصيتي است و يا فقط در موقعيت‌هاي خاصي بروز مي‌کند، مستلزم پاسخ به اين سؤال است که آيا اهمال کاری در همه موقعيت‌ها و زمان‌ها به صورت ثابت وجود دارد يا خير؟ از جمله مطالعاتي که به اين موضوع پرداخته پژوهش فری64، آروي65 می‌باشد. فری و آروی و همکاران (2003، به نقل از استیل،2007) با مطالعه بر روي 118 دوقلوي همسان و 93 دوقلوي دوتخمکي در خانواده‌هاي تقريباً مشابه که درجاتي از اهمال کاری را نشان داده بودند عنوان کردند که حداکثر 22% از واريانس، همراهي با عامل ژنتيک را حدس مي‌زند.
جهت اثبات و تحقيق بيشتر در اين زمينه مي‌توان اهمال کاری را در ارتباط با مدلهاي قانونمند شخصيت و از جمله کامل‌ترين آن يعني 5 عامل بزرگ شخصيت در نظر گرفت.دراین راستا همپوشي قابل ملاحظه‌اي اهمال کاری با وجدان گرايي و بخصوص خرده‌مقياس خودنظم دهی وسازماندهی آن (همبستگي مثبت بالا) دارد. همچنین از ديگر خرده‌مقياس‌هاي اين فاکتور شخصيتي مساعي بودن و مسؤوليت‌پذيري است که هر دو نشانگر پشتکار جهت تکميل اهداف است و ارتباط آنها با اهمال کاری بصورت منفي گزارش شده است (مک کرا،کاستا، 1992، به نقل از استيل، 2007).
در این زمینه سنکال و لاوي وکوئستنر66(1997) نشان دادند که اهمال کاری نتيجه‌اي برآمده از عکس‌العمل‌هاي متقابل ميان ويژگي‌هاي موقعيتي و زمينه‌اي و تمايلات و ويژگي‌هاي شخصیتي است که به خصوص در شرایطی که ارزيابي عملکرد به صورت تهديدآميز تلقي شود بروز مي‌نمايد.
مون و ايلينگورث67 (2005) اظهار مي‌کند هرچند تحقيقات گذشته اهمال کاری را يک ويژگي شخصيتی که در طول زمان و در هر محتوا و شرايطي ثابت است مي‌دانستند پژوهش‌هاي متناقض تجربي و تئوريکي در حال فراهم کردن يک تئوري منطقي از اهمال کاری هستند که آن را يک رفتار که خط مسير پويا و متغيري را بسته به شرايط و نوع تکليف و محتواها دارد،تعريف کنند. مطالعات زيادي به بررسي تغيير پذيري اهمال کاری در طول زمان پرداخته است (ون ارد،2000).علاوه بر این همانطور که قبلا بیان شد نوع تکلیف ( تنفر ، خوشایندی و دشواری آن) با اهمال کاری درارتباط است (حسین و سلطان، 2010) .
علاوه بر این رودی وال و دیودسون68 (1986، به نقل از فراری، 1991) درنتیجه تحقیقاتشان بیان ‌مي‌‌کنند: اهمال کاران در موقعيت‌هاي عادي به تکاليف جذاب و آسان و تقريبا غيرعلمي گرايش دارند و از تکاليف ملال‌آور و سخت (هرچند علمي و داراي پيامدهاي مفيد باشد) اجتناب کرده يا آنها را به تأخير مي‌اندازند. اما در شرايطي که عملکردشان از منظر عمومي مورد ارزيابي قرار مي‌گيرد از آنجا که تمايل دارند تا برداشت همگان از آنان مطلوب و مثبت باشد تکاليف چالش‌برانگيز و مشکل‌تري که هرچند آن‌ها را آزارنده مي‌دانستند انتخاب مي‌کنند، با وجود اینکه ممکن است در آغاز کردن يا تکميل آن‌ها شکست بخورند.
بعضی از تحقیقات نشان دادندکه انگيزه مطالعه و مقاومت در برابر وسوسه‌هاي اجتماعي و محيطي که مانع مطالعه مي‌شود و مقدار ساعات مطالعه در روزهايي که فاصله زيادي با امتحان يا فرا رسيدن زمان موعود وجود دارد در پائين‌ترين حد خود است و با نزديک شدن به روزهاي امتحان يک مسير منحني شکل (رو به‌ رشد) را طي مي‌کند (مون و ايينگورث،2007). ذکر این نکته ضروری است که اهمال کاران تنها برای انجام یک دسته یا دسته ای خاص از کارها و تکالیف، دچار اهمال کاری و مسامحه ‌مي‌‌شوند. نتیجه اینکه به تعویق انداختن کارها تاحد زیادی با ماهیت کارهای مختلفی که باید انجام گیرد، در ارتباط ومتغیراست (فراری و همکاران،2007).

نمودار 1-2. شرایط افزایش دهنده احتمال بروز اهمال کاری
پائین
– تمایل به اهمال کاری درفرد
-زمان در دسترس برای انجام تکلیف
بالا
-اهمیت یا ارزش تکلیف برای فرد
-جذابیت ومطلوبیت برای فرد
بالا
-تمایل به اهمال کاری درفرد
-زمان در دسترس برای انجام تکلیف
پائین
-اهمیت یا ارزش تکلیف برای فرد
جذابیت ومطلوبیت برای فرد

استيل (2007) دلايل اهمال کاری ‌ را به اين صورت بيان مي‌کند:
1ـ آزارندگي تکاليف: در بعضي مواقع دانش‌آموزان و دانشجويان علي‌رغم توانايي از انجام تکاليف اجتناب

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی فیزیولوژی، یشرفت تحصیلی، اختلال شخصیت Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی یشرفت تحصیلی، عملکرد تحصیلی، پیشرفت تحصیلی