پایان نامه با کلمات کلیدی احوال شخصیه، عقد ازدواج، ضمن عقد

دانلود پایان نامه ارشد

تا ستمي در حق زوجه وارد نشود. اين موضوع ما را به بحث قسط بندي هاي نارواي مهر مي رساند138.
2-6-8 : قدرت بر تسليم مهر در مهريه هاي غير عقلايي
ﺑﻨﻈﺮ ﻣﻲرﺳﺪ ﭼﻨﻴﻦ ﻣﻬﺮﻳﻪﻫـﺎﻳﻲ كه شوهر از همان ابتدا يقين دارد كه هيچوقت قادر به پرداخت آن نخواهد بود، ﻫـﺮ ﭼﻨـﺪ شرعي مي باشند، ولي مهريه هاي غيرعقلايي اگر به سفاهت منجر شوند عقد را باطل خواهند كرد. ثانياً در عقود و قراردادها قدرت بر تسليم معتبر است. نميتوان در اينجا اشكال كرد كه قدرت بر تسليم در زمان انجام تعهد لازم است، يعني در اينجا در زمان مطالبه زن و نه در موقع عقد، چون اولاً زمان مطالبه معلوم نيست، ثانياً فرض ما در موردي است كه حتي در آينده امكان و احتمال عقلايي توانايي زوج براي پرداخت ضعيف است. لذا برخي از حقوقدانان مي گويند: شوهر بايد قدرت بر تسليم مهريه را داشته باشد و الا تعيين مهر درست نيست139.
2-7 : مشكلات در وصول و اجراء مهريه در صورتي كه عندالاستطاعه باشد
در صورتي كه قيد عندالاستطاعت مالي زوج در مهريه شرط شود مسائل و مشكلاتي گريبانگير زوجه از جهت اجرا و وصول نمودن آن نيز مي شود چرا كه برابر قوانين در صورت امتناع زوج از پرداخت مهريه زوجه مي تواند به دو طريق نسبت به وصول مهريه اقدام نمايد كه در هر دو مسير زوجه مي بايست اقدامات زيادتري جهت وصول مهريه انجام دهد :
2-7-1 : وصول مهريه عندالاستطاعه از طريق اداره اجراي اسناد رسمي
در عقد نكاح شرط شده است كه مهريه عندالاستطاعه به زوجه پرداخته شود. زوجه كه از استطاعت مالي شوهرش اطلاع حاصل كرده جهت صدور اوراق اجرائي مي بايست به دفترخانه اي كه عقد ازدواج وي در آنجا به ثبت رسيده مراجعه نمايد پس از مراجعه و تقاضاي صدور اوراق اجرائي مسئول دفتر بيان مي دارد سردفتر مجاز به صدور اوراق اجرائي نسبت به ديوني است كه حال بوده يا موعد پرداخت آن گذشته است و در مجموع دين مديون منجّز باشد با وجود اين شرط شما ابتدا مي بايست استطاعت مالي زوج را از طريق محاكم به اثبات رسانيده سپس به دفترخانه مراجعه نمائيد. (بنظر راه صحيح قانوني باشد) و بر فرض كه سردفتر اوراق اجرايي را صادر نمايد و به اداره اجرا تحويل نمايد علي القاعده چون اداره اجرا نيز نمي داند آيا زوج استطاعت دارد يا خير و چون پرداخت مهريه مشروط بوده تا زمان اثبات استطاعت مالي زوج اقدامي از ناحيه اداره اجرا نيز ممكن نمي باشد. مگر اينكه اختيار تشخيص استطاعت به اداره اجرا تفويض شود . بدين ترتيب يكي از راههاي سهل الوصول مهريه نيز از بين رفته و به يكي از راههايي صعب الوصول تبديل خواهد شد .
2-7-2 : وصول مهريه عندالاستطاعه از طريق تقديم دادخواست به محاكم قضايي
در صورت وجود شرط عندالاستطاعه مالي زوج جهت پرداخت مهريه در صورتي كه زوجه بخواهد از طريق محاكم قضايي نسبت به وصول مهريه اقدام نمايد بدون ترديد مي بايست يا ضمن تقديم دادخواست مطالبه مهريه اثبات استطاعت مالي زوج را از دادگاه بخواهد يا ابتدا نسبت به اثبات استطاعت مالي زوج اقدام و در صورت ثبوت مبادرت به تقديم دادخواست مطالبه مهريه نمايد كه در هر دو فرض اگر مرد قصد پرداخت مهريه را نداشته باشد اثبات استطاعت مالي زوج نه تنها كار زوجه نيست بلكه اگر گروهي از وكلاي خبره نيز بخواهند با وجود سنگ اندازي هاي مرد مواجه شوند اثبات استطاعت مالي زوج در پرداخت مهريه بسيار با مشكل مواجه خواهد شد .
2-8 : احتمالاتي در مورد موقعیت شرط «عندالاستطاعه» در توافق مربوط به مهر واشكالات وارد برآنها
2-8-1 : به تاخیرانداختن زمان مطالبه به موجب شرط عندالاستطاعه و اشكالات آن
درج قید «عندالاستطاعه» باعث می شود مطالبه توسط زن تا زمان توانایی مرد بر پرداخت آن به تاخیر افتد. بر این اساس زن حق ندارد پیش از تحقق توانایی مطالبه مهریه نماید. همان طور که می بینیم مقصود شایع عرفی از درج عبارت «عندالاستطاعه» در ضمن مهریه ، همین فرض است140. با اینکه اصل تاجیل مهریه پذیرفته شده است141، اما نسبت به شرط عندالاستطاعه که باعث به تاخیر انداختن و تعویق مهریه است اشکالاتی به نظر می رسد که در ذیل به بررسی عمده ترین آنها می پردازیم :
2-8-1-1 : غرری شدن توافق
یکی از اشکالات جدی بردرج این شرط، پیداش غرر در عقد مهریه است. پیدایش غرر بدین شکل است که با قید شرط مزبور بدون تعیین زمانی برای استطاعت، امکان مطالبه زن تا زمان نامعلومی به تاخیر می افتد. این زمان ممکن است یک ماه، یک سال و یا دهها سال بعد از انعقاد قرارداد باشد. این ابهام به حدی است که ذوق سلیم آن را نمی پذیرید. به همین جهت است که در فقه، رفع جهالت از مهر و تعیین اجل را در صورتی که مهریه در آینده قابل پرداخت باشد شرط ضروری دانسته است142.
چنانچه علامه در اين خصوص می فرماید : «اگر مهریه مؤجل قرار داده شد واجب است که اجل به گونه ای تعیین شود که از کمی و زیادی آن محفوظ بماند و اگر شرط مجهولی قرار داده شد مهر المسمی باطل و مهر المثل به صورت حال با دخول ثابت می شود»143. همچنين در مورد مشاهده مهريه عين معين آمده است: « … در صورتی که مهر عین خارجی باشد، مشاهده آن کافی است هر چند که نسبت به وزن و تعداد و کیل آن جهل وجود دارد مثل مقداری طعام و…»144.
ولي در رابطه با جریان غرر در مورد مهریه ميتوان گفت که مهر همچون عقود معوض نیست به همین جهت غرر در آن تا اندازه زیادی عفو شده است. بر این اساس در کتاب النکاح مرحوم شیخ انصاری آمده است: «در صداق تعیین آن به آنچه که بخش عظیم جهالت با آن برداشته شود، شرط است. به گونه ایی که اگر مهر به طور کلی مبهم باشد، باطل است»145. بعضي دیگر در مقام مقایسه مهر با معاوضات فرمودند: «تعیین مهر مانند تعیین لازم در بیع و سایر معاوضات لازم نیست»146.
فقها در بحث از اینکه مهریه زن می تواند تعلیم قرآن باشد می فرمایند: « و اگر مرد آموزش قسمتی از قرآن را صداق قرار دهد، لازم است که آن قسمت را معین کند، بنابراین اگر مهر آموزش سوره ای است، لازم است آن سوره تعیین شود و همچنین اگر آموزش آیاتی از قرآن مهر قرار گرفته، ضروری است آن آیات را معین کند. چرا که این امور مورد اختلاف واقع می شوند . اما تعیین نوع قرائت و امثال آن لازم نیست »147. باتوجه به موارد فوق ميتوان نتيجه گرفت غرر در مهریه در حد بسیار ناچیز عفو شده است.
ضابطه در مقدار مجاز از غرر، آن میزانی است که به طور متعارف و معمول باعث اختلاف نشود. همچنين عدم تعیین اجل در مهریه مؤجل به علت ضرورت پرهیز از غرر مجاز نیست، ولي در مهريه به شرط استطاعت زوج ميزان مهريه مشخص است و فقط زمان پرداخت موكول به استطاعت مرد شده و اين مورد را نميتوان با مهريه مؤجل به اجل نامعلوم يكي دانست چون در مهريه مؤجل به اجل نامعلوم زمان پرداخت مشخص شده ولي بدليل جهل يكي از طرفين يا هر دوي آنها به زمان آن (مثل موردي كه مهريه به وقت عيد نوروز باشد و زن خارجي بوده و نداند عيد نوروز چه زماني است) باعث غرر و بطلان مهريه مي شود درصورتي كه در مهريه به شرط استطاعت توافق طرفين نه يكي از آنها بر اين امر بوده كه هر زمان مرد استطاعت پيدا كرد مهريه را به زن بدهد و مثل اين امر در فقه تاييد شده چنانچه بدهكار معسر از پرداخت بدهي خود باشد طلبكار مجاز در پافشاري و گرفتن طلب خود نيست 148.
در پاسخ به اشكال غرري شدن توافق در شرط عندالاستطاعه همچنين ميتوان گفت: شباهت موضوع به موردی است که در آن خانه و یا خدمتکاری مهر قرار داده می شود و مشخصات آن خانه و یا خدمتکار معین نمی گردد. در این صورت زوج ملزم است فرد متوسط از خانه و یا خادم را تحویل دهد149. این فرض علی رغم تفاوت ارزش میان منزل مرغوب با خانه ای محقّر و نیز خدمتکاری توانا با خدمتکاری ناتوان که مشتمل بر غرر زیادی است، مجاز اعلام شده است. بنابراین مسئله مورد بحث نیز می تواند مجاز باشد.
مضافاً اينكه، روایتی نقل شده ؛ در جایی که مقداری از مهریه حال است و مقداری از آن مؤجل به زمان نامعلومی است، اجل نامعلوم با جدایی یا مرگ حلول می یابد150. در این باره نيز ميتوان گفت تاجیل نامعین که با فوت و جدایی حلول می یابد کمتر از فرض تاخیر مهریه تا حالت توانایی نیست بنابراین در فرضی که مطالبه و پرداخت موکول به استطاعت شده نیز می توان حکم مزبور را اجرا نمود.
2-8-1-2 : جهالت در اجل از نظر فقها در شرط عندالاستطاعه
حنفیه آن را به خاطر جهالت در اجل باطل می دانند. به نظر ایشان: « … و مؤجل کردن تمام و یا مقداری از صداق جایز است اما شرط است که اجل دارای جهالت فاحشی نباشد مثل اینکه بگویند: به ازدواج درآوردم تو رابه صد واحد موجل به زمان توانایی»151. سمرقندی نیز در تحفه الفقهاء می گوید: « … و اگر موجل به زمان غیر معلومی شد مثل تاجیل تا زمان توانایی، اجل باطل می شود و مهر حال می باشد»152. محمد صالح عثیمین در این باره می گوید: « … و اگر شرط شود که ثمن موجل به زمانی شود که خداوند او را توانا کند، مذهب این است که این شرط جایز نیست و اجل باطل است چون نمی توان دانست چه زمانی خداوند او را توانا می کند. شاید یک ساعت بعد یکی از اقربای ثروتمند او بمیرد و او ارث ببرد و شاید سالها در عسر بماند. لذا چنین شرطی صحیح نیست و ثمن حال می شود و علت این حکم جهالت است». قانون احوال شخصیه اردن با صراحت چنین شرطی را جایز نمی داند153. برخی دیگر از فقهای عامه آن را جایز می دانند و برای توجیه غرر موجود در آن استدلال می کنند که : غرر در شرط عندالاستطاعه به مراتب کمتر از زمان موت و جدایی است ، بنابراین چنین شرطی صحیح است154. بعضی دیگر از علمای عامه در صورتی چنین شرطی را جایز می دانند که زوج در همان زمان عقد، توانایی مالی داشته باشد اما مانعی برای پرداخت او پدید آمده باشد. به عبارت دیگر در پرداخت مهریه استطاعت دارد، اما مانعی ایجاد شده و آن مانع خللی در پرداخت ایجاد کرده است. مثل آنکه جنسی را نسیه فروخته و هنوز ثمن را دریافت نکرده است. در این صورت عدم دریافت ثمن مانع پرداخت مهریه او نیز می شود. اما این مطلب جزء دارایی شخص محسوب است. ولی اگر زوج در زمان عقد مالی نداشته باشد، شرط استطاعت در آن را سبب غرر و بطلان مهریه می دانند. به علاوه این شرط در نزد فقهای مالکی باعث بطلان نکاح نیز می شود155.
2-8-1-3 : نامشخص بودن زمان اجراي تعهد در مهريه عندالاستطاعه
درج قید عندالاستطاعه، اجرای تعهد را به کیفیت و وصفی موکول نموده که محدوده زمانی مشخصی برای آن قابل تخمین نیست. به موجب این قید، معلوم نیست متعهد «زوج» در تمام مدت زندگی خود، توانایی پرداخت بیابد. این وضعیت نابسامان به گونه ایی مفهوم التزام و جوهره آن را تباه می کند که به دید تحقق، جایگاهی برای آن نمی ماند و دیگر سخن گفتن از تعهد گزاف است. این در حالی است که با قید عندالاستطاعه یکی از آثار اصلی توافق بر مهریه «قرارداد مهریه» منتفی می گردد و نفی آن نیز عقلاً ملازمه با نفی مضمون توافق خواهد داشت. بنابراین همانطور که درج شرطی در ضمن عقد که مخالف با اثر اصلی عقد داشته باشد در حکم شرط خلاف مقتضای ذات محسوب است156. بنا بر اعمال قاعده وحدت ملاک در صورتی که اجرای قرارداد مهریه نیز معلق به حصول توانایی گردد، اثر اصلی مهرالمسمی با حق مطالبه به صورت نامحدود نابود می گردد و این نیز موجب بطلان اصل مهریه خواهد شد.
قابل ذکر است که این اشکال بر صحت مهر المسمایی که در آن قید «عندالاستطاعه» درج شده، مانع جدی ایجاد می کند. مانعیت این اشکال بر صحت مهریه حتی مقدم بر اشکال بر آن به جهت غرری بودن است. چرا که بر این اساس و با حذف جوهره تعهد از مهریه دیگر توافقی درکار نیست تا از غرری بودن و یا نبودن آن سخنی به میان آورده شود.
2-8-2 : تاكيدي بودن شرط عندالاستطاعه
هنگام مطالبه دین توسط طلبکار، لازم است مدیون قدرت بر ادای دین داشته باشد. در غیر اینصورت طلبکار طبق ضوابط فقهی مجاز در مطالبه نیست157. در مورد مهریه نیز حق مطالبه زمانی است که زوج توانایی پرداخت داشته باشد158. این احتمال نیز قابل تصور است که مراد از شرط عندالاستطاعه تاکید

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی مهریه عندالمطالبه، مهریه عندالاستطاعه، اسناد و املاک Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی قانون مدنی، عقد نکاح، مهریه عندالمطالبه