پایان نامه با کلمات کلیدی ابراهيم(علیه، كريم، ابراهيم، خليل

دانلود پایان نامه ارشد

11. زنده شدن انساني، ساليان دراز پس از مرگ
12. گرفتن سفره و غذاي آسماني از نهان
13. سخن گفتن كودك
14. تولد فرزند از بانويي، بي‌واسطهي مرد
15. تبديل چيزي به چيز ديگر
16. در خواست عذاب از وليّ خدا و فروفرستادن آن
17. خواب‌های راستين
18. جوشيدن شگفتانگيز آب از زمين
19. انجام كاري زمان‌بر، در اندك زمان
20. آگاهي از غيب
21. برآورده شدن دعا
22. زندگي در شكم ماهي
23. نجات اولياي خدا از عذاب هاي همهگير
24. تسخير موجودات
25. نرم شدن آهن در دستان وليّ خدا
26. شگفتيهايي از برخي حيوان
27. اعجابآوري كوه و درخت
28. شكافت دريا
29. درخشش دست
30. از ميان رفتن كارايي يك افزار
31. عروج به آسمان‌ها و عوالم غيب
و اينك گونهها و نمونههاي قرآني آن:
1. رهايي دادن اولياي الهي از بند مكرهاي دشمنان خدا
خداوند متعال بنا بر سنت ديرينهي خويش هماره دوستانش را از دسيسههاي دشمنان ياري رسانده و ميرساند اما اين كمك الهي گاه در ظاهر، محال مينمايد كه در اين گونه حالات، خداوند متعال، اوليايش را از راههاي خارق عادت و به شيوههاي شگفتآوري مدد رسانده است كه به رخدادن صحنههاي به ظاهر ناشدني انجاميده است.
1-1. داستان‌های اعجاب‌آور كشتي نوح(علیه السلام)
نخست امر شگفتي كه در روند ساخت كشتي حضرت نوح(علیه السلام) رخ داد آنگاه بود كه كشتي آماده شد ناگاه از تنور آتش، آب فوران كرد: «وَ فارَ التَّنُّور و [آب از] تنور فوران كرد»199 و سياق سخن، گواه بر اين است كه اي پيامآور بزرگ من، اين كار شگفتانگيز، نشانه عذاب الهي بر روي‌گردانان از دين خداست. كه از تو و ساليان دراز هدايتگري‌ات طرْفي نبستند، به کژ راهه رفته و راه شماري را نيز بستند.
نوح اندر باديه كشتى بساخت
در بيابانى كه چاه آب نيست
آن يكى مى‏گفت اى كشتى بتاز
او همى‏گفت اين به فرمان خداست

صد مثَل گو از پى تَسخَر بتاخت
مى‏كند كشتى چه نادان ابلهى است
وآن يكى مى‏گفت پرّش هم بساز
اين به چربكها نخواهد گشت كاست200

دوم شگفتآور اين جريان، روان شدن و لنگر انداختن آن كشتي به نام خداست: «ارْكَبُوا فيها بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها…»201 در حالي كه طوفان و موج‌های آب جز آن شمار اندك از همراهان نوح(علیه السلام) همه چيز و همه كس را به باد هلاكت برد.
از گرِ آن احمقان طوفان نوح
تا هلاكت قوم نوح و قوم هود

كرد ويران عالمي را در فضوح202
نادي رحمت به جان ما نمود203

1-2. آتش نمرود و گلستان خليل(علیه السلام)
نخست امري كه تعجب آن، همه را برآشفت و با درنگي، آن هم در آن برهه از تاريخ، همهي خاورميانه را دست كم، پر از هياهو كرد، داستان خليل خدا(علیه السلام) و گلستان شدن آتشِ زبانه گرفته بر او است و افزون بر پريشاني نمروديان در آن دم، هنوز كه هنوز است اعجاب هر خواننده و شنوندهي كنوني حتي خداگرايان را برمی‌انگیزاند. خداي سبحان در قرآن كريم اين امر خارق عادت را بیگمان، نشانهاي بزرگ براي رشد ايمانگروي باورمندان می‌داند.204
با خليل آتش گُل و ريحان و وَرْد
آتش ابراهيم را نى قلعه بود
آتش ابراهيم را دندان نزد
اندر آ اسرار ابراهيم بين
جان ابراهيم از آن انوار ژفت

باز بر نمروديان مرگست و درد.205
تا بر آورد از دل نمرود دود206
چون گزيده‏ى حق بود چونش گزد207
كو در آتش يافت سرو و ياسمين‏208
بي حذر در شعلههاي نار رفت209

و در جايي ديگر، خبر از سرد و سلامت شدن آتش بر جان ابراهيم خليل الرحمان(علیه السلام) می‌دهد:«قُلْنا يا نارُ كُوني‏ بَرْداً وَ سَلاماً عَلى‏ إِبْراهيم‏»210.
1-3. گذر كردن موساي كليم(علیه السلام) از ميان دريا
عبور حضرت موسي و يارانش و غرق شدن دشمنان شان در رود نيل از اين گونه امور است. در
آيات پرشماري سخن از نجات موسويان و فروبردن فرعونيان آمده است: «وَ إِذْ فَرَقْنا بِكُمُ الْبَحْرَ فَأَنْجَيْناكُمْ وَ أَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ».211
2. آگهي از غيب و اشراف بر ضماير
سخن قرآن در اين باره، چنين است كه گويا اينكه خداوند هماره پردهي غيب را كنار زده تا خليل او
نهانخانهي هستي را به عيان ببيند: «وَ كَذلِكَ نُري إِبْراهيمَ مَلَكُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْض…: و بدينسان ملكوت آسمانها و زمين را به ابراهيم مى‏نموديم‏»212. و اين كريمه ميتواند دليلي قرآني باشد بر اينكه بزرگان اهل معنا به بياري از امور پنهاني و باطن عالم آگاهاند و تز برخي نيز به گاه نياز آگهي ميدهند.
3. زنده كردن مردگان
از كارهاي شگفت حضرت ابراهيم(علیه السلام) اين بود كه حيوان مردهاي كه ريزهريزه شده و در ريزههاي پراكندهي چهار پرنده ديگر در هم آميخته شده و هر كدام بر بلنداي يك كوهي و دور از دسترس، بخشي از آنها را نهاده و با فراخواني آنها، زنده و شتابان به سوي او آيند: « ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتينَكَ سَعْياً: آن گاه آنها را فراخوان، تا شتابان به سوى تو آيند».213
تو خليل وقتى اى خورشيد
بازشان زنده كن از نوعى دگر

هُش اين چهار اطيار رهزن را بكش‏‏214
كه نباشد بعد از آن زيشان ضرر215‏

4. ديدار و گفت‌وشنود فراحسي
مجردات مخلوقاتي هستند كه ديدن آنها براي انسان در حالت عادي و به چشم سر ميسر نيست اما در قرآن كريم مواردي را از مشاهدهي اين موجودات توسط برخي اولياي الهي بازگو ميكند.
4-1. فرشته‌ديداري
يكي از موجوداتي كه در زمرهي ناديدنيهاست فرشتگاناند اما برخي از دوستان خدا با توجه به قداست و لطافت روحي و سنخيت يافتن با آن موجودات، گاه به حكم خداوند به ديدار آنان توانمند مي‌شوند و البته گاه جايگاه شخص بيننده از آن فرشته نيز والاتر است و در حقيقت آن فرشتگانند كه به پيشگاه او بار ميياند و شرف حضور و پديدار شدن براي آن شخص مفتخر ميگردند كه اين امر در نگاه انسانهاي معمولي، امري حيرتآور است.
4-1-1. ابراهيم(علیه السلام) و مهمانان غيرعادي
ديدار و سخن گفتن پيامبر اولوالعزم خدا، ابراهيم خليل(علیه السلام) از ديگر كارهاي فراعادي است كه بارها در قرآن پرده برداشته شده است كه فرشتگان به حضور او آيند و سلام كنند و او را بر هديهي خداوندي يعني فرزنددار شدنِ وي آگاه كنند: «وَ لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهيمَ بِالْبُشْرى‏ قالُوا سَلاماً قالَ سَلام…»216
و يا بار ديگر بيايند و خبر نابودي مردمان سرزمين او از دشمنانش را به وي بدهند: «وَ لَمَّا جاءَتْ رُسُلُنا إِبْراهيمَ بِالْبُشْرى‏ قالُوا إِنَّا مُهْلِكُوا أَهْلِ هذِهِ الْقَرْيَة»217 همچنانكه قرآن كريم خبر از فرود آمدن فرشتگان بر او، خبر از فرزنددار شدن او و نيز پيشبيني هلاكت قومي را كه لوط بود218 را ميدهد.
نيز سخن از مهمانان آسماني ابراهيم(علیه السلام) و سلام و ترس ابراهيم(علیه السلام) و گفتوگوي آنها و پيشبيني فرزنددار شدن وي و نيز خبر از نابود شدن قوم لوط، چيزي است كه در چند نوبت بازگو شده است.219
4-1-2. زكريا(علیه السلام) و كروبيان
در جريان استجابت دعاي وليّ خدا، قضيهي حضرت زكريا(علیه السلام) را آورديم. در همين ميان، داستان سخن كردن فرشتگان با وي: «فَنادَتْهُ الْمَلائِكَة»،220 از ديگر امور خارق عادتي است كه می‌توان بدان اشارت نمود.
4-1-3. حضرت مريم(علیها السلام) و فرستادگان الهي
فرشتهديداريِ حضرت مريم(علیها السلام) بانوي كرامت قرآن كريم از اموري است كه به عنوان يك كار خارق عادت می‌توان ياد كرد. چرا كه فرشتگان موجودات مجرد و روحوشي هستند كه قابل ديد با چشم سر نيستند و بسته به قداست روح و گشايش چشم دل است. بنابراين، آن فرشته، به نقش آدمي درآمد و با آن بانوي گرامي به سخن كردن و گفتوشنود پرداخت و او را به بخشيدن كودكي پاكنهاد مژده داد،221 آنجا كه خداوند ميفرمايد: «مريم را ياد كن. چون از كسانش به گوشه‏اى شرقى از [بيت المقدس‏] كناره گرفت و در برابر آنان پوششى بر گرفت. فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا: آن گاه روح خود را به سوى او فرستاديم، كه برايش به هيئت انسانى كامل در آمد.»222
بانگ بر وي زد نمودار كرم
تو همي گيري پناه از من بحق

كه امين حضرتم از من مرم223
من نگاريدهي پناهم در سبق224

4-2. شنود صداي خدا
گرچه باورهاي دين اسلام صداي ويژهاي براي خداوند متعال قائل نيست اما از آنجا كه خداوند متكلم است و بهگونههاي مختلف با بندگان به ويژه اوليايش سخن ميگويد.
4-2-1.سخن گفتن خدا با موسي(علیه السلام) با صدايي از ميانه‌ي درخت
قرآن كريم در جريان سفر حضرت موسي(علیه السلام) در يكجا اينگونه ميفرمايد كه: «پس چون موسى [آن‏] وقت معين را به پايان رساند و خانواده‏اش را [همراه‏] برد از سوى [كوه‏] طور آتشى ديد. به خانواده‏اش گفت: درنگ كنيد كه من آتشى ديده‏ام، اميدوارم از آنجا خبرى يا شعله‏اى از آتش برايتان بياورم، باشد كه گرم شويد.»225 ««پس چون [به نزديكى‏] آن رسيد از كرانه راست وادى در جايگاه خجسته از [ميان‏] درخت آواز داده شد كه: يَامُوسىَ إِنىّ‏ِ أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ: اى موسى، من خداوند، پروردگار جهانيانم.»226
سببسازي نهاني و سببسوزي ظاهري، تنها، كار خداست. اگر او بخواهد، از درخت هم كار آدمي سر ميزند تا پيامبري را كليم خدا كند، آنگاه كه «از [ميان‏] درخت آواز داده شد كه: اى موسى، من خداوند، پروردگار جهانيانم.» 227
5. فرزند دار شدن معجزه آسا
دستگاه بدن آدمي به گونهاي است كه براي به وجود متولد شدن كودكي از وي شرايط ويژهاي نياز دارد و اينگونه نيست كه هر زن و مردي در هر شرايطي بتوانند واسطهي تولد يك نوزاد شوند. از اين رو گاه به اذن الهي، در شرايطي به ظاهر خلاف پيشفرضهاي امر ولادت، نوزادي از زني متولد ميشود كه موجب حيرت ديگران است. در قرآن كريم مواردي از اين دست بيان شده است كه حتي خود قرآن نيز از شگفتي آن كار ياد مي كند.
5-1. فرزنددار شدن معجزه‌آسا در پيريِ مرد (ابراهيم(علیه السلام)) و نازايي همسر
كار خارق عادت ديگري كه از حضرت ابراهيم(علیه السلام) سرزد اين بود كه با اينكه خود، پير و همسرش نيز نازا كه انساني عادي بود داراي فرزند شد. البته اين را پيش از اين، از زبان فرشتگان فرستاده خداوند شنيده بود و براي خودش نيز اعجابآور می‌نمود: «أَ أَلِدُ وَ أَنَا عَجُوزٌ وَ هذا بَعْلي‏ شَيْخاً إِنَّ هذا لَشَيْ‏ءٌ عَجيبٌ».228
5-2. تولد دور از انتظار حضرت يحيي(علیه السلام)
از نمونههاي ديگر اينگونه كارها، به دنيا آمدن يحياي پيامبر(علیه السلام)در پيري و ناتواني، پيامبر خدا، زكرياي پدر(علیه السلام) و نازايي مادر به عنوان يك انسان عادي بود: «كانَتِ امْرَأَتي‏ عاقِراً وَ قَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا: حال آنكه پيرى من فرارسيده است و زنم ناز است؟».229
5-3. فرزند دار شدن مريم(علیها السلام) بي‌هيچ همسري
از كارهاي تكرار نشدني تاريخ، يكي تولد عيساي مسيح(علیه السلام) بود كه بيآنكه مادرش همسري داشته باشد «فَحَمَلَتْه: پس به او بارور گشت‏» به سبب صفاي باطن و قداست روح وي خداوند به او فرزندي داد، كه خود او نيز حيرتزده شد.230
گفت مريم در درون خويش هم سجدهاي ديدم از اين طفل شكم231
و به دنبال آن، آزارها و نیش‌هایی بر او وارد شد كه باز خداوند بهگونهاي اعجازگونه و خارق
عادت از او را تاييد نمود، كه در بخش ديدار با فرشتگان و نيز سفرهي آسماني بدان اشارتي خواهد
رفت.
6. پيش‌بینی‌ها
آگاهي دادن از آينده امر است كه در همهي ادوار انساني كاري حيرتآور بوده است. گرچه اين
كار براي پيامبران الهي كه به وحي و فرشتگان الهي دسترسي داشتهاند امري شدني به نظر آيد اما به هر روي، در ديد عموم انسانها حتي در مواردي از سخنان قرآن كريم از ديد انبياي الهي نيز حيرتآور بوده است.
6-1. پيش‌بيني هلاكت دشمنان خدا
مهمانان ابراهيم(علیه السلام) كه از فرشتگان الهي بودند بر ابراهيم(علیه السلام) آشكار گشته و خود را فرستاده خدا، براي نابودي قوم لوط معرفي كردند.232 اينكه فرشتگان خود را بر انساني آشكار كنند كاري است شگفت كه نتها

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی قرآن کریم، اصل موضوع Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی پيش، يوسف(علیه، اينكه، عيسي(علیه