پایان نامه با کلمات کلیدی آشنایی زدایی، برجسته سازی، شفیعی کدکنی، هنجارگریزی

دانلود پایان نامه ارشد

درک ما از پدیده های پیرامون ما باید تازه و به دور از معارف وشناختهای موروثی باشد وفقط در این صورت است که درست می بینیم. به نظر او در هر نگاه سه عامل وجود دارد.
1-خودنگاه یا عمل دیدن
2-نگرنده یا مدرِک
3-نگریسته یا امر مدرَک
نباید بین نگرنده و نگریسته فاصله باشد « فاصله» حاصل پیش داوری های ماست. با دید موروث ازگذشته به شیء نگریستن است . اگر با چشم گذشته ها به شیء نگاه کنیم آن را چنان که باید نمی بینیم با چشم و ذهن دیگران ، که در غبار قرون و دهور گم شده اند،آن را بد یا خوب می بینیم …پس آنچه مهم و در خور اهتمام است ، خود نفس نگریستن است و آن وقتی صحیح است که بین نگریسته و نگرنده اتحاد ایجاد شود.(شمیسا ، 1376 : 14-15)
با بررسی اندیشه سهراب در می یابیم که او به بیرون از ذهن وضمیر خود به طبیعت وجزء جزء هستی توجه دارد وآن را همان گونه که هست می پذیرد وآن را کمال یافته می داند. او در برابر قانون طبیعت تسلیم ، وبر این باور است که هرچه دراین مجموعه است نه تنها وجودش ضروری وحتمی است که زیبا وشایسته است . او حتی نمی خواهد « پلنگ از در خلقت بیرون برود » و نمیخواهد«مگس از سرانگشت طبیعت بپرد » و می داند « اگر کرم نبو د ، زندگی چیزی کم داشت (روحانی ،113:1388)
2-2-1-3- آشنایی زدایی
آشنایی زدایی (Defamiairization) در لغت یعنی نوکردن وغریبه و متفاوت نمودن آنچه آشنا و شناخته شده است . در اصطلاح یکی از تکنیک های ادبی است که اولین بار درمکتب شکل گرایان « فرمالیستهای روس» مطرح شده و یکی از مهم ترین نظریه های این مکتب محسوب می شود . (میر صادقی،1385: 11)
« این نظریه نخستین بار در مقالۀ «هنر یعنی صنعت » ، ((Art device نوشتۀ ویکتور شکلوفسکی ارائه شده، او در این مقاله می گوید که کار اصلی هنر ایجاد تغییر شکل در واقعیت است.» (شمیسا، 158:1383)
اما پیشینه این نظریه باید در نظریات رمانتیکی آلمانها وکولریج جستجو کرد. کولریج معتقد بود که شاعر به واسطۀ قوه مخلیۀ خود حجاب عادت را از بر دیدگان پاک می کند و واقعیت اشیاء را به گونه ایی تازه بر خوانندگان عرضه می دارد.
فرمالیستهااین نظریه ها را به دو مفهوم به کار گرفتند: فرمالیستهای اولیه مثل شکلوفسکی آن را عمدتاً در مفهوم آشنایی زدایی از واقعیت های مالوف جهان خارج در نظر گرفتند و فرمالیستهای متاخر مثل رومن یا کوبسن که پایه گذار مکتب پراک بود این مفهوم را از جهان خارج به جهان متن منتقل کرد و آن را به آشنایی زدایی از صنایع ادبی- که وجه تمایز زبان شعری از زبان عملی است –تعبیر نموده ومی گوید :« برجسته سازی در زبان شاعرانه تا آن حد به درجۀ اعلای خود می رسد که عمل ارتباط را در پس زمینه قرار می دهد. » (قادری،329:1373)
شکلوفسکی معتقد است که: « کار کرد اصلی ادبیات همین آشنایی زدایی از واقعیات مالوف است ، چرا که عادت به موجودات ، اشیاءومحیط اطراف خود باعث می شود که آنقدر به مشاهدۀ آنها عادت کنیم که انگار اصلا آنها را نمی بینیم وچنان به زندگی عادت می کنیم .که درک حسی ما انسانها از زندگی رفته رفته کدرتر شده ، انگار هیچ وقت زندگی نگرده ایم .(صفوی ،41:1373)
وشاعر به دلیل توانایی که در بر هم زدن عادتها و امور تکراری که معمولی و در عین حال مبتذل شده اند ، دارد و نیز تصرفی که در محور هم نشینی جملات دارد ، این عادت را به شکلی نمایان می کند که برای ما تازگی دارد . شاعر باغریبه کردن این مفاهیم تکراری و آشنا، فهم شعر یا یک اثر هنری را کمی مشکل تر کرده واز این طریق ، مدت زمان درک خواننده را بیشتر می کند و در نتیجه ایجاد لذت وفکر و ذوق را در خواننده ایجاد می کند. دکتر شفیعی کدکنی ، آشنایی زدایی را یکی در وجوه، رستاخیز کلمات در محور زبان شناسی معرفی کرده ، « به این معنی که کلمات درهنجار عادی گفتار مرده اند وهیچ تشخص ویژه ایی ندارند اما هنر شاعر این است که به این کلمات مرده جان ببخشد وعلاوه بر ایجاد شعر یت درکلام ، باعث لذت ادبی در مخاطب می شود.» (شفیعی کدکنی ، 5:1386)
آشنایی زدایی یکی از اساسی ترین مفاهیم مطرح در نظریه فرمالیست های روس است. آشنایی زدایی در تعریفی گسترده ، تمامی شگردها و فنونی است که نویسنده یا شاعر از آن ها بهره می برد تا جهان متن را به چشم مخاطبان خود بیگانه بنمایاند. هدف او ، روشن کردن سریع یک معنی و مفهوم نیست ، بلکه می خواهد در قلب زیباآفرینی ، مفاهیمی تازه بیافریند. طبق این دیدگاه زبان ادبی زمانی پدید می آید که شاعر یا نویسنده با بهره گیری از این رویکرد موجب ایجاد حسّ تازه و باعث شگفتی مخاطب می شود ؛ به زبان ساده تر ، آشنایی زدایی یعنی بیان متفاوتی از آن چه تا به حال بوده است. خیلی چیزها به سبب عادت در نظر ما معمولی شده است. شاعر به سبب توانایی در بر هم زدن عادت ها آن را به شکلی جلوه می دهد که برای مخاطب تازگی دارد.آشنایی زدایی اصطلاحی است که نخستین بار شکلوفسکی ، منتقد روسی آن را در نقد ادبی بکار گرفت و بعدها مورد توجه دیگر منتقدان فرمالیست و ساختارگرا مانند یاکوبسن4، تینیانوف5و … قرار گرفت و یان موکارفسکی6، اصطلاح برجسته سازی را در این معنی بکار برد. به نظر شکلوفسکی ، هنر ، ادراک حسی ما را دوباره سازمان می دهد و در این مسیر ، قاعده های آشنا و ساختارهای به ظاهر ماندگار ، واقعیت را دگرگون می کند. هنر عادت هایمان را تغییر می دهد و هر چیز آشنا را به چشم ما بیگانه می کند.(احمدی، 1385 : 47)

آشنایی زدایی در عرصه شعر :
به واسطۀ زبان ادبی انجام می گیرد . زبان ادبی ، عدول از زبان معیاری است که همه به آن زبان سخن می گویند . در این زبان واژه ها وجملات در معنای عادی و مألوف خود به کمک مجاز واستعاره و تشبیه و…انجام می شود . چرا که شاعر با استفاده از این ابزارها و با دیدی و با نگاهی- که حاصل دیگرگون شدن اندیشیدن است . واقعیت های مبتذل وتکراری جهان را دگرگون نمایان کند . پس زبان ادبی بااستفاده از ابزارهای خیال انگیز ازهنجارهای مربوط به زبان عادی وتکراری گویندگان خود عدول کرده وتصاویر تازه ایی می آفریند . (صفوی ، 52:1373)
در آشنایی زدایی شاعر می خواهد درک معمول ما از« واقعیت را » بازسازی کند تا ما بتوانیم دنیا را ببینم نه آنکه بهت زده وجودش را تصدیق کنیم تا بتوانیم واقعی «تازه ایی» را جایگزین واقعیتی کنیم که به ارث برده ایم وبه آن خو گرفته ایم . اگر از این دیدگاه به شعر بنگریم ، یعنی از دیدگاه آشنایی زدایی ، آنگاه دیگر درشعر کلمات صرفاً ابزارهای انتقال افکار نیستند ، بلکه نهادهای عینی ، مستقل قائم به ذات هستند . حال اگر از واژگان سوسور استفاده کنیم ، واژگان شعر دیگر « دال » نیستند، بلکه خود به « مدلول » بدل شده اند واین دگرگونی ساختاری حاصل ابزارهای شعری چون وزن ، قافیه وغیره اند که درخدمت آشنایی زدایی قرار دارند . (سجودی ، 45:1384)
یاکوبسن در این زمینه می گوید: خصیصۀ ممیزۀ شعر در این واقعیت نهفته است که واژه به منزلۀ یک واژه درک می شود ونه نمایندۀ چیزی که به آن ارجاع شده است یا فوران احساس واژگان و آرایش آنها ، معنایشان وصورت بیرونی و درونی شان اهمیت وارزش خاص خود را کسب می کنند (سجودی 46:1384)صد
کیتس7 شاعر رمانتیک انگلیسی، نخستین بار، تعبیر« رهایی از خویشتن ، یا « گنجایش منفی » را قابلیتی از عدم اطمینان وشک در دست یابی به حقیقت محسوس و منطقی عنوان کرده ، این فن در شعر سهراب به صورت آشنایی زدایی نمایان شده است . آشنایی زدایی سپهری ، افزون بر ویژگی های زبانی ، به حوزه های ادراکی نیز سرایت می کند وچنان که در تعبیر « فاصلۀ زیبایی شناسی» کیتس مندرج است ، افقی نو را فرا روی چشم خوانندگان می گشاید. کیتس آشنایی زدایی را قابلیتی از عدم اطمینان وشک بدون دست یابی به حقیقت محسوس و منطقی توصیف کرده است . (ملکی ،نویدی.114:1386)
آشنایی زدایی باید با دو مبنا سنجیده شود : یکی نسبت به زبان معیار و دیگری نسبت به خود زبان ادبی ؛ برای مثال اگر شاعری در دوره ما شعری به زبان و قالب کلاسیک بسراید ، نسبت به زبان معیار ، آشنایی زدایی دارد ؛ زیرا هم قاعده افزایی ( وزن ، قافیه و موسیقی سنّتی شعر) در آن صورت گرفته است و هم هنجارگریزی (صور خیال و … ) دارد. امّا نسبت به ادبیات فاقد آشنایی زدایی است.
زیرا تکرار قالب ، وزن ، تشبیه ها ، استعاره ها و … باعث نوعی یکنواختی و عادت در ذهن خوانندگان می شود و دیگر در گوش آن ها طنینی نمی افکند. استعاره های قدیمی بر اثر تکرار ، ارزش زیباشناختی خود را از دست داده اند.(خائفی،1383 : 75)
2-2-1-4- برجسته سازی
برجسته سازی (Foregrounding) انحراف از زبان معیار است ؛ هنگامی که یک عنصر زبانی برخلاف معمول بکار می رود و توجه مخاطبان را به خود جلب می کند. موکارفسکی برجسته سازی را فرایندی آگاهانه می داند. هر اندازه فرایندی ، آگاهانه تر بکار گرفته شود از خودکاری کمتری برخوردار است. بر اساس نظر او برجسته سازی در مقابل هنجارها ایجاد می شود و حدّ اعلای برجسته سازی کلام را از ویژگی های شعر می داند.در فرایند برجسته سازی باید عواملی چون انسجام ، نظام مندی ، رسانگی ، انگیزش و زیباشناسی مورد توجه قرار گیرد که البته از بین این عوامل دو اصل «رسانگی» و «زیباشناسی» اهمیت بیشتری دارند.موکارفسکی یکی از ویژگی های برجسته سازی را انسجام عناصر برجسته می داند.
از نظر لیچ8، هنجارگریزی می تواند تا بدان حد پیش برود که ایجاد ارتباط مختل نشود و برجسته سازی قابل تعبیر باشد(صفوی،1373 : 43) شفیعی کدکنی نیز بر این نکته تأکید دارد و معتقد است که هنجارگریزی می باید اصل رسانگی را مراعات کند.(شفیعی کدکنی، 1380 : 13) از نظر لیچ برجسته سازی به دو شکل امکانپذیر است : نخست این که در قواعد حاکم بر زبان خودکار انحراف صورت پذیرد و دوم این که قواعدی بر قواعد حاکم بر زبان خودکار افزوده شود ؛ بدین ترتیب برجسته سازی از طریق دو شیوه هنجارگریزی و قاعده افزایی تجلّی خواهد یافت.(صفوی، 1373 : 43)
شفیعی کدکنی هنگام بحث درباره برجسته سازی ادبی ، اشاره می کند که «رستاخیز واژگان» به دو صورت می تواند انجام پذیرد. او انواع برجسته سازی را در دو گروه موسیقایی و زیبایی شناختی طبقه بندی می کند.گروه موسیقایی ، مجموعه عواملی را در بر می گیرد که زبان شعر را از زبان روزمره به اعتبار آهنگ و توازن بخشیدن جدا می کند و در واقع از رهگذر نظام موسیقایی ، سبب رستاخیز کلمات و تشخیص واژه ها در زبان می شود. این گروه صناعت هایی مانند وزن ، قافیه ، ردیف و … را شامل می شود. گروه زبانشناختی ، عواملی را در بر می گیرد که به اعتبار تمایز نفس کلمات در نظام جمله ها بیرون از خصوصیت موسیقایی آن ها ، می تواند موجب تمایز یا رستاخیز واژه ها شود. این گروه صناعاتی همچون استعاره ، مجاز ، کنایه ، حس آمیزی و آشنایی زدایی را در بر گیرد.(احمدی ،1385 : 8-7)

2-3- هنجارگریزی
هنجار گریزی ( فرا هنجاری )
انوشه در تعریف ازهنجار گریزی(Deviation) می نویسد : گریز از قواعد حاکم بر زبان هنجار وعدم مطابقت وهماهنگی معانی بازبان متعارف هنجار گریزی است. (انوشه ، 1445:1376)
یکی از سویه های مهم : آشنایی زدایی در ادبیات ، غرابت زبانی اثر و نامتعارف بودن روش بیان است . درمجموع باید گفت آشنایی زدایی در ادب با، فراهنجاری ایجاد می شود که در این صورت انواع فراهنجاری ها نقش مهمی در ساخت هنری آثار ادبی دارند . گریز از هنجارها اگر عالمانه، زیبا و هنجارمند اتفاق بیفتد گذشته از شکوفایی ، بالندگی واستمرار حیات شعر ، به غنای زبان نیز کمک می کند . به عبارت دیگر نوعی داد و ستد میان زبان وادبیات وجود دارد . شاعران ونویسندگان موفق از زبان کمک می گیرند وبه آفرینش می پردازند و سپس همان آفریده ها در خدمت زبان قرار می گیرند و زبان را بارور می سازد . (روحانی ، عنایتی قادیکلاتی ، 67:1388)
شمیسا معتقد است که نباید به سادگی از مسأله هنجار گریزی گذشت زیرا

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلمات کلیدی هنرهای زیبا، آموزش و پرورش، دانشگاه تهران، زهره و منوچهر Next Entries پایان نامه با کلمات کلیدی هنجارگریزی، هنجارگریزی معنایی، سهراب سپهری، شفیعی کدکنی