پایان نامه با واژگان کلیدی کیفیت حسابرسی، گزارشهای مالی، گزارشگری مالی، بازده سهام

دانلود پایان نامه ارشد

عمليـات)، مبلـغ بـا اهميـت غيرعـادي دريافتي بابت ادعاهاي بيمه اي يا دعاوي حقوقي باشد. همچنين ميتواند سـودهاي تقسـيمي شـركت وابسـته را شـامل شود. (رضایی و تیموری، 1391)
مطابق روش شناسي فيچ، جريان نقد آزاد نسبت به اين تصميم كه آيا سودهاي تقسيمي دريافتي از شركت وابسته منظور يا مستثني شود، خنثي است. از طرف ديگر، فيچ به محاسبه ي جريان هاي نقد آزاد پس از پرداخت سود تقسيمي سهام عادي و ممتاز مبادرت مي ورزد. پرداخت سود سهام عادي، اختياري است و درصورتيكه شركت دوره اي از فشارهاي مالي را تجربه نموده باشد، كاهش سود تقسيمي را انتخاب مي نمايد. با اين وجود، كسر نمودن سود تقسيمي سهام عادي از جريان هاي نقد آزاد طراحي شده تا جريان عادي فعاليت هاي تجاري را نشان دهد، با اين فرض كه شركت تلاش خواهد كرد سطح سود تقسيمي اش را حفظ نمايد يا حتي افزايش دهد.اين نكته حائز اهميت است كه جريان نقد آزاد منفي به تنهايي نشان دهنده ي وضعيت نامطلوب نيست. اگر جريان نقد آزاد منفي باشد، مي تواند حاكي از سرمايه گذاري زياد شركت باشد، امري كه در بسياري از شركت هاي نوپا طبيعي است. درصورتيكه سرمايه گذاري هاي انجام شده بازده بالايي را در پي داشته باشد، استراتژي مزبور ،پتانسيل كسب نتيجه ي مطلوب در بلندمدت را دارد. مديريت وجه نقد شركت به تقاضا براي وجه نقد در شركت بستگي دارد. هدف مديريت وجه نقد آن است كه با محـدود كردن سطوح وجه نقد در شركت، ثروت سهامداران را حداكثر كند. وجه نقد بايد در سـطحي نگهـداري شـود كـه بـين هزينه ي نگهداري وجه نقد و هزينه ي وجه نقد ناكافي تعادل برقرار شود. علاوه بر اين، مديريت وجه نقد ارزش شركت را نيز تحت تأثير قرار ميدهد. زيرا سطوح سرمايه گذاري وجه نقد مستلزم افزايش هزينه هاي ديگر مي باشد كه تحت تأثير سطوح خالص سرمايه در گردش قرار دارد. هم افـزايش و هـم كـاهش خالص سرمايه در گردش مستلزم تعادل جريان هاي وجه نقد آزاد در آينده و به نوبه ي خود، تغييرات ارزش گذاري شـركت است. (غلام زاده لداری، 1389)

2-2-3.جريان نقد آزاد براي شركت
جريان نقد آزاد براي شركت، معياري براي اندازه گيري عملكرد است كه مبالغ خالص وجه نقدي را نشان مي دهد كه براي شركت ايجاد شده است و شامل هزينه ها، ماليات ها و تغييرات در خالص سرمايه در گردش و سرمايه گذاري ها مي شود. جريان نقد آزاد براي شركت از رابطه ي زير محاسبه مي شود:
تغييرات در سرمايه گذاري ها – تغييرات در خالص سرمايه در گردش – ماليات ها – هزينه ها – جريان نقد عملياتي = جريان نقد آزاد براي شركت
جريان نقد آزاد براي شركت معياري است كه سودآوري شركت را پس از همه ي هزينه ها و سرمايه گذاري ها اندازه گيري مي كند. معيار مزبور يكي از معيارهاي متعددي است كه براي مقايسه و تجزيه و تحليل سلامت مالي شركتها استفاده مي شود. (دستورالعمل پذیرش اوراق بهادار تهران، 1386)
مقدار مثبت جريان نقد آزاد براي شركت نشان مي دهد كه شركت پس از پرداخت هزينه ها و سرمايه گذاري ها داراي وجوه نقد مازاد است. از طرف ديگر، مقدار منفي نشان مي دهد كه شركت درآمد كافي به منظور پوشش هزينه ها و فعاليت هاي سرمايه گذاري اش ايجاد نكرده است. به همين دليل، سرمايه گذاران بايد در ارزيابي دلايل اين رويداد كاوش هاي عميق تري به عمل آورند. اين امر مي تواند علامتي از مشكلات حاد شركت مورد رسيدگي باشد. (دستورالعمل پذیرش اوراق بهادار تهران، 1386)

2-2-4.جريان نقد آزاد هر سهم
معياري است كه سودآوري مالي شركت مورد رسيدگي را از طريق تقسيم جريان نقد آزاد بر تعداد سهام منتشره نشان مي دهد. معيار مزبور شاخصي براي اندازه گيري تغيير در سود هر سهم است و از رابطه ي زير محاسبه مي شود: (غلامزاده لداری، 1389)
جريان نقد آزاد هرسهم= جريان نقد آزاد/ تعداد سهام منتشره
جريان نقد آزاد هر سهم توانايي شركت براي پرداخت بدهي ها، سود نقدي، بازخريد سهام و تسهيلات رشد كسب و كار را علامت مي دهد. همچنين، معيار مزبور يك پيش بيني اوليه در رابطه با قيمت آتي سهام را ارائه ميكند. براي مثال، وقتي قيمت سهام پايين است و جريان نقد آزاد در حال افزايش است، اين احتمال مناسب است كه سود خالص و ارزش سهام به زودي افزايش خواهد يافت، زيرا مقدار بالاي جريان نقد آزاد هر سهم بدين معناست كه سود هر سهم احتمالاً نيز بايد افزايش يابد. (غلامزاده لداری، 1389)

2-2-5.بازده جريان نقد آزاد
نسبت مذكور ارزيابي بازده كلي يك سهم است. اين نسبت جريان نقد آزاد هر سهم را كه انتظار مي رود يك شركت در برابر قيمت بازار هر سهم خود كسب كند، اندازه گيري مي كند. نسبت مزبور از تقسيم جريان نقد آزاد هر سهم بر قيمت آن سهم به دست مي آيد، يعني: (گال و تسای، 1998)
بازده جزيان نقد آزاد = جريان نقد آزاد هر سهم/ قيمت بازار جاري هر سهم
بازده جريان نقد آزاد به لحاظ ماهيت مشابه بازده سهام است كه معمولاً از تقسيم سود نقدي هر سهم (محاسبه شده براساس اصول پذيرفته شده ي حسابداري) به قيمت هر سهم محاسبه مي شود. معمولاً پايين بودن نسبت مزبور منجر به جذابيت كمتر براي سرمايه گذاري مي شود. منطق ادعاي مزبور هم اين است كه سرمايه گذاران تمايل دارند با حداقل قيمت حداكثر سود ممكن را كسب كنند. برخي از سرمايه گذاران جريان نقد آزاد (كه با لحاظ كردن مخارج سرمايه اي و ساير مخارج مورد نياز براي استمرار فعاليت به دست مي آيد) را شاخص دقيق تري براي بازده دريافتي خود مي دانند، در نتيجه بازده جريان نقد آزاد را به بازده سهام ترجيح مي دهند. (گال و تسای، 1998)

2-2-6.عكس العمل ها نسبت به كيفيت حسابرسي
درک کیفیت حسابرسی
درگذشته تلاشهای زیادی برای تعریف «کیفیت حسابرسی» شده است؛ هر چند هیچکدام از آنها مقبولیت عمومی پیدا نکرده‌اند. کیفیت حسابرسی به‌طور خاص یک مفهوم پیچیده و چندوجهی است. (دیویدسون و نئو، 1993).

دی آنجلو، 1981، کیفیت حسابرسی را به‌صورت احتمال مشترک این‌که یک حسابرس معین، تحریفهای بااهمیت موجود در گزارشهای مالی را هم کشف و هم گزارش کند، تعریف می‌نماید. دیویدسون و نئو، 1981، در تعریفی جامعتر، کیفیت حسابرسی را توانایی حسابرس در کشف و برطرف نمودن تحریفهای بااهمیت و دستکاریهای انجام‌شده در سود گزارش‌شده عنوان می‌نمایند. بنابراین توانایی حسابرس موضوعی مهم در کیفیت حسابرسی است که از دیدگاههای مختلفی تفسیر شده و به‌طور گسترده‌ای با عوامل داخلی و خارجی، خصوصیات حسابرسان (همانند تجربه، شایستگی، رعایت اخلاق و…)، مستقل بودن حسابرسان(استقلال از کارفرما، رقابت در بازار و…) و محیط قانونگذاری (تعویض اجباری، خدمات حسابرسی و غیرحسابرسی و( … در ارتباط است. با توجه به چندبعدی بودن کیفیت حسابرسی، مشخص نیست که از بین عوامل ذکرشده، کدامیک در تعیین توانایی حسابرسان تاثیرگذارتر بوده و بنابراین نمی‌توان کیفیت حسابرسی را به‌طور مستقیم مشاهده و اندازه‌گیری نمود.
همانطور که پیشتر گفته شد، کیفیت حسابرسی به تعداد زیادی محرکهای مستقیم و غیرمستقیم وابسته است. در عین حال که عده‌ای بیشتر روی محرکهای مستقیم تاکید دارند، اما این جنبه هنوز نتوانسته پاسخی برای این پرسش باشد که آیا کیفیت حسابرسی مشمولیت عام یافته است.
رهنمودهای کیفیت حسابرسی (2004)، کیفیت را مرتبط با چند ویژگی ذاتی و اصلی حسابرسی می‌دانند که این ویژگیها عبارتند از:
•    اهمیت- موضوع حسابرسی‌شده تا چه میزان حائز اهمیت می‌باشد. این معیار می‌تواند از طریق اندازه مالی واحد مورد حسابرسی و تاثیری که عملکرد آن واحد بر عموم جامعه یا بر موضوعهای اصلی مالی داراست مورد ارزیابی قرار گیرد.
•    قابلیت اعتماد- آیا نتایج و یافته‌های حسابرسی، انعکاسی صحیح از شرایط واقعی موضوع بررسی‌شده می‌باشند؟ آیا تمامی اظهارات گزارش حسابرسی یا سایر گزارشها، به‌طور کامل بر مبنای داده‌های جمع‌آوری‌شده در حسابرسی‌اند؟
•    بی‌طرفی- آیا حسابرسی به‌صورت منصفانه و به دور از تبعیض انجام شده است؟ آیا حسابرس ارزیابیها و نظرات خود را بر مبنای حقیقت و تحلیلهای صحیح انجام داده است؟
•    دامنه- آیا کار حسابرسی به‌طور کامل عناصر مورد نیاز یک حسابرسی موفق را برنامه‌ریزی و اجرا نموده است؟
•   به‌موقع بودن- آیا نتایج حسابرسی در زمانی مناسب که جهت تصمیم‌گیری‌ها یا اصلاح ضعف‌های مدیریت مورد نیازند ارائه شده است؟
•    وضوح- آیا گزارش حسابرس در ارائه نتایج، شفاف و مختصر بوده است؟ این مورد شامل اطمینان از این است که آیا دامنه، یافته‌ها و هرگونه پیشنهادها توسط استفاده‌کنندگانی که در زمینه موضوعهای مطرح‌شده از دانش کافی بهره‌مند نیستند قابل فهم باشند.
•    کارایی- آیا منابع تخصیص‌یافته به حسابرسی با توجه به اهمیت و پیچیدگی کار، منطقی بوده‌اند؟
•    اثربخشی- آیا یافته‌ها، نتایج و نظریه‌های واحد حسابرسی‌شده، دولت و سایرین بیانگر واکنشی مناسب بوده است؟
بنابراین موسسات حسابرسی باید سیاستها، سیستمها و رویه‌هایی را به‌کار بندند که عوامل کیفی فوق را تقویت و در کلیه مراحل حسابرسی شامل پذیرش کار، زمان‌بندی کار، برنامه‌ریزی، اجرا، ارزیابی یافته‌ها، نتیجه‌گیری و گزارش‌دهی و پیشنهادهای حسابرسی، کنترلهای کیفیت را اجرا نمایند. جنبه‌های کیفیت حسابرسی در میان استفاده‌کنندگان، بسته به میزان درگیری و دخالت مستقیم آنان در حسابرسی‌ها و معیار سنجش کیفیت حسابرسی، متغیر است (دیویدسون و نئو، 1993).
با توجه به نظرهای متفاوت استفاده‌کنندگان در مورد کیفیت حسابرسی به این حقیقت می‌رسیم که هیچ یک از عوامل به تنهایی اثر عمده‌ای بر کیفیت حسابرسی ندارند. این نظر بیانگر آن است که باید شناخت عمیقتری درزمینه پیچیدگی موضوع از طریق مطالعه و پژوهش صورت گیرد، همچنین نشان می‌دهد که استفاده‌کنندگان باید با دقت این نکته را مد نظر قرار دهند که فعالیتهای آنی آثار منفی بر نظر و نگرش دیگران در زمینه کیفیت حسابرسی نداشته باشد. بنابراین، درک متقابل از نظرات یکدیگر و اینکه چگونه کار یکی بر نظر و نگرش دیگران در مورد کیفیت حسابرسی تاثیر می‌گذارد، ازجمله عوامل مهم در بهبود کیفیت حسابرسی است.

2-2-7. عوامل موثر بر كيفيت حسابرسي
به‌طور مفهومی کیفیت حسابرسی را می‌توان از سه جنبه اساسی بررسی نمود:
نمودار شماره 2-1: ورودي ها، خروجي ها و عوامل موثر بر كيفيت حسابرسي شيلدر( 2011)

به جز استانداردهای حسابرسی، ورودیهای دیگری برای کیفیت حسابرسی وجود دارد. یکی از آنها، ویژگیهای شخص حسابرس مانند مهارت و تجربه وی، ارزشهای اخلاقی و طرز تفکر اوست. یکی دیگر از عوامل مهم، فرایند حسابرسی است. این فرایند شامل صحت روش‌شناسی حسابرسی، میزان تاثیر روشهای حسابرسی استفاده‌شده و میزان دسترسی به شواهد حسابرسی مورد نیاز است. (شیلدر، 2011)
خروجیهای حسابرسی نیز پیامدهای مهمی برای کیفیت حسابرسی دارند، چرا که خروجیها توسط استفاده‌کنندگان در ارزیابی کیفیت حسابرسی در نظر گرفته می‌شوند. برای مثال، چنانچه گزارش حسابرس به‌طور شفاف نتیجه کار حسابرسی را بیان کند، می‌تواند اثر مثبت روی کیفیت حسابرسی داشته باشد. همین‌طور، ارتباط حسابرسان با ارکان راهبری در مورد موضوعاتی همچون جنبه‌های کیفی گزارشهای مالی و نقاط ضعف کنترلهای داخلی می‌توانند اثر مثبتی روی کیفیت حسابرسی داشته باشند. (شیلدر، 2011)
به‌طور گسترده‌تر، عوامل محیطی وجود دارند که بر کیفیت حسابرسی تاثیر می‌گذارند. به‌عنوان مثال، نظارت مناسب ارکان راهبری، کیفیت حسابرسی را بهبود می‌بخشد؛ به‌ویژه اگر فضایی شفاف و دارای ارزش اخلاقی در داخل واحد تجاری به‌وجود آورد. قوانین و مقررات نیز می‌تواند بر کیفیت حسابرسی تاثیر مثبت داشته باشد؛ اگر میان اشخاص دیگر، چارچوبی به‌وجود آورد که بتوان حسابرسی را به‌طور کارا هدایت نمود. همین‌طور، کیفیت چارچوب گزارشگری مالی مربوط نیز می‌تواند بر کیفیت حسابرسی موثر باشد. برای مثال، استفاده از یک چارچوب گزارشگری مالی که به بهبود موارد افشای شفاف و کامل کمکی نمی‌کند، ممکن است بر کیفیت حسابرسی به‌عنوان یک عامل خارجی اثر معکوس گذارد. (جنسن،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی مدیریت سود، اقلام تعهدی، قلام تعهدی، اقلام تعهدی اختیاری Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی مدیریت سود، هموارسازی سود، استانداردهای حسابداری، گزارشگری مالی