پایان نامه با واژگان کلیدی کهن الگوها، خودآگاهی، پورنامداریان، ناخودآگاه

دانلود پایان نامه ارشد

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.۱ The wise old man

را بیان می کنند. مهرداد به همراهی شش نفر دیگر، سپاه صدنفری آپساخوموگ را تار و مار می کنند.« هفت نفر سوار به ماردوشان رسیدند و جنگ در گرفت. ایرج آستینم را کشید و به همراه باقی بچه ها به دامنه کوه پناه بردیم.»(همان،۳۲)
کهن نمونه پیردانا هرگاه ظاهر شود بیانگر موقعیتی ویژه است: گمراهی و حیرانی در کار است، نوعی ناآگاهی ویژه ، مردم سردر گم اند و نمی دانند چه کنند. پس این سوشیانس ها، هنگام مصیبت ظهور می کنند ، زمانی که بشریت سر در گم است.( یونگ،۸۲:۱۳۹۰) در رمان های ̎ پارسیان و من̎، راوی قصه نوجوانی است که سردر گم است، و به دنبال هویت، خویشتن و سوشیانس خود است؛ برای رسیدن به این هدف، گام در گذشته های دور می گذارد.
کهن الگوی پیر دانا، می تواند مانند همه سرنمون ها دارای جنبه مثبت و منفی باشد. بدین جهت در هئیت های متفاوت و متضادی ظاهر می شود، مانند: پدر، پزشک، معلم، استاد و جادوگر. حتی در تمثال حیواناتی چون گرگ، خرس و شیر مجسم می شود. در جلد دوم ̎ پارسیان و من̎، راوی داستان نوجوانی سیزده ساله به نام سیاوش است که با پیرمردی نابینا با نام ماگوی جادوگر همسفر می شود. ماگوی جادوگر، تمثال دو وجه مثبت و منفی کهن الگوی پیر دانا است. در ابتدای داستان نمود کهن الگوی پیر دانا را نشان می دهد. به همین دلیل سیاوش را کمک و راهنمایی می کند، تا اول از پدر و مادر ناتنی اش جدا شود؛ که اولین گام در رسیدن به تفرد، جدایی است، سپس قدم در راه سفر قهرمانی گذارد. وجه منفی این کهن الگو، از نامش که ماگوی جادوگر است؛ پدیدار می گردد.
از ویژگی های این پیر، آن است که آتش را از هیچ به وجود می آورد:« نحوه ی آتش ساختن جادوگر این بود: او از هیچ ، آتش به پا می کرد.»( آرین،۱۳۹۱: ج۷:۲) که این بسیار شباهت به برخی از افسانه های نخستین دارد و در آن همسانی پیر با خورشید در نظر گرفته شده است که مبین کیفیت نورانی صورت مثالی است. در این افسانه ها، او پاره آتشی به همراه دارد که کدو تنبل خود را بر آن سرخ می کند و پس از تناول غذا دوباره آتش را می برد. در قصه های سرخ پوستان آمریکای شمالی نیز پیر طبیب جاودگری است که مالک آتش است.(یونگ،۱۲۱:۱۳۶۸)
از خصوصیات دیگر این پیرمرد- ماگوی جادوگر، نابینا بودنش است؛ « در افسانه ای بالکانی نیز، پیر به علت از دست دادن یک چشم علیل است. ̎ ویلی ̎ نوعی شیطان بالدار چشم او را کنده است، و قهرمان باید چشم ها را بازپس گیرد، و به پیر بازگرداند.»( همان،۱۲۲-۱۲۳) بنابراین پیر نیمی از دید، بصیرت و درایت خود را به دنیای اهریمنی تاریکی سپرده است. سیاوش برای بازگرداندن بینایی پیر، باید کتاب را پیدا کند و به او بسپارد.
از آنجا که صورت مثالی، دارای دو وجه است: وجهی مثبت که مطلوب، روشن، و والاست و وجهی دیگر که پست و شرور است. در نتیجه پیر در مواقعی ساده و مهربان ظاهر می شود، مانند شخصیت نخستینی که از پیرمرد نابینا توصیف می گردد. گاهی شخصیتی مبهم و شیطانی دارد؛ در رمان راز کوه پرنده، این وجه از پیر دانا چشمگیرتر می باشد. مخصوصاً که در پایان مجموعه ̎ پارسیان و من̎، ماگوی جادوگر، نقش اریکشاد را می گیرد.
در ادامه پژوهش، به بررسی برخی از کهن الگوها؛ مادر مثالی، نوزایی و ولادت مجدد، جاودانگی و قهرمانی پرداخته شده است. شناخت و بررسی این کهن الگوها در پیشبرد اهداف تحقیق سودمند و مفید می باشد؛ به همین دلیل مورد بررسی و توجه قرار گرفته است.
۲ـ۳ـ۲ـ۱. مادرمثالی۱

مادر مثالی مفهومی است که در طول تاریخ، بسیاری از الهه های مادر را در بر می گیرد. این صورت مثالی می تواند، در تصویرهای متفاوت ظاهر گردد: مادر واقعی، مادر بزرگ، نامادری، پرستار، دایه و هر ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.۱Archetype Mother
زنی که با فرد نسبت پیدا کند. همچنین هر چیزی که در مفهوم مجازی مادر باشد. از نظر یونگ ویژگی های مادر مثالی این موارد است:« دارای شوق و شفقت مادرانه، قدرت جادویی، فرزانگی و رفعت روحانی که برتر از دلیل و برهان است، می باشد. همچنین مادر مثالی بر عرصه دگرگونی جادویی ولادت مجدد، همراه با جهان زیرین فرمان میراند.»(یونگ،۲۷:۱۳۶۸)
اولین تصویر از این صورت مثالی، که کودک با آن آشنا می شود؛ مادر است. کودک در ابتدا همزیستی کامل با مادر دارد. اما هر چه کودک در مسیر خودآگاهی و رشد پیش رود، این همزیستی کم رنگ تر می گردد؛ تا در نهایت فرد در مسیر خودآگاهی، خود را از الگوی مادر جدا می سازد. وقتی که جداسازی صورت بگیرد، ویژگی های تصویر مادر به چهره ی مادر بزرگ منتقل می شود. در نهایت هنگامی که فاصله خودآگاه و ناخودآگاه بیشترگردد، تصویر مادربزرگ، به الگوی رفیع و با ارزش ̎ مادر اعظم۱ ̎ مبدل می شود. مادر اعظم نیز دارای دو وجه مثبت و منفی است: در وجه مثبت ممکن است، همانند فرشته نیکوسرشت ظاهر شود؛ اما به گونه منفی، به الهه ای بدکار و خطرناک تبدیل می شود.
در مجموعه ̎ پارسیان و من̎، وجه مادر اعظم، بسیار به سیمرغ نزدیک است. او همانند یک مادر یا فرشته از جلد دوم رمان وارد می شود، و مراقبت از سیاوش و بردیا را برعهده می گیرد. رستگار فسایی معتقد است:« ایزد سروش معمولاً شکل مرغی در می آید؛ راز کشتن اسفندیار را فاش می کند. شاید بتوان گفت، این سروش است که به صورت سیمرغ بر زال جلوه می کند. دقت در خصوصیت های عمده سیمرغ، نشان می دهد؛ سیمرغ توتمی مادینه است، که مظاهر گیاهی و حیوانی دارد.»(رستگار فسایی،۵۵:۱۳۸۳) در مجموعه ̎ پارسیان و من̎، با توجه به ویژگی هایی که برای شخصیت سیمرغ آمده است؛ دارای وجهی مادینه، و همانند فرشته می باشد. شاید بتوان گفت سیمرغ، کهن الگوی مادر مثالی را منعکس می کند. یونگ معتقد است:« در افسانه ها مکرر در مکرر با موضوع حیوانات یاری دهنده مواجه می شویم، آنان
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.۱great Mother
انسان گونه عمل می کنند، به زبان انسانی سخن می گویند. عقل و معرفتی، برتر از عقل و معرفت انسان نشان می دهند.» (یونگ،۱۲۷:۱۳۶۸)
در مجموعه ̎ پارسیان و من̎، ویژگی های عمده ای که سیمرغ دارد؛ درمان کننده زخم ها، سخنگو بودن، مهربان و دلسوز بودن، دارای عقل برتر و در نهایت، حامی و نگهبان قهرمان امروزی می باشد:
« صدای خوشایند زمزمه کرد: سیاوش زیبای من!. (آرین،۱۳۹۱،ج۱۷:۲) تو که به من اعتماد کردی، من نیز به تو محبت خواهم کرد. این صدایی که می شنوی از آن این کتاب نیست، از آن من است! تو روزی مرا خواهی دید.(همان،۱۹) حالا می دانستم صدایی که از میان کتاب زندگی با من سخن گفته بود! از آن سیمرغ است!.(همان،۵۶) پرنده ای عظیم الجثه در هفتاد رنگ بود….او گفت: سلام سیاوش کوچک من که حالا به خوبی بزرگ شده ای!.(همان،۲۰۵) با شادی دست بردم و تن گرم سیمرغ را لمس کردم.(همان،۲۰۶) تو دلیرتر و داناتر خواهی شد، اینک برو، سیاوش من!.(همان،۲۸۷)
سیمرغ از انواع پرندگان است، که در جلد دوم و سوم ̎ پارسیان و من̎، نقش مهمی ایفا می کند. حیوانات، مخصوصاً پرندگان در بسیاری از کتب، نقش اصلی داستان را برعهده دارند. از جمله این کتاب ها می توان، ̎ رساله الطیرها ̎ را نام برد، که در قرن ششم و هفتم حضور آن بسیار چشمگیر است. نویسندگانی که به این مسأله توجه کرده اند؛ ابن سینا، سهروردی، محمدغزالی و عطار هستند. پورنامداریان معتقد است:« پرندگان ممثل کسانی اند که از دام تعلقات مادی رسته، و به سوی مقصد در پرواز هستند. سیمرغ معمولاً رمز عقل است؛ زیرا عقیده داشتند، سیمرغ بر روی درخت طوبی آشیان دارد. در عین آن که رمز نخستین نور اشراق شده‌، نماد عقل اول، عقل فلک شمس و عقل فعال است؛ به طور کلی رمز مجموع عقول محسوب می شود.» (پورنامداریان، ۳۴۹:۱۳۶۷-۳۵۲)
یکی از نقش های مهمی که سیمرغ در مجموعه ̎ پارسیان و من̎، برعهده دارد؛ حضور فعالش در حوادث رستاخیز می باشد. « پرندگان اساطیر و قصه ها مظاهر روان محسوب می شوند. ققنوس به عنوان مظهر نمادین مراتب اعلای تشرف و رازآموزی است. یکی از زیباترین نشانه های رستاخیز، مرغ ققنوس است، که رمزی کیهانی به شمار می آید.»(دلاشو،۱۶۰:۱۳۶۶) در رمان ̎ پارسیان و من̎، هنگامه رستاخیز سیمرغ، همه ی قهرمانان امروزی را در دامنه کوه دماوند گرد می آورد. او همچنین کوه دماوند را از جایش بر می دارد و دوباره سر جایش می گذارد. در پایان داستان فرشگرد او با مار که مظهر اهریمن است؛ نبرد می کند، و پیروز می گردد. همچنین به همه ی نوجوانان جاودانگی می بخشد و می گوید: که همه ی آنها سیمرغ هستند.
در جلد آخر مجموعه ̎ پارسیان و من̎، سیمرغ در ابتدای داستان، بردیا را که هواپیمایش سقوط نموده و بر فراز کوه قرار دارد؛ نجات می دهد. سیمرغ او را در حالی که زخمی است، به لانه اش می برد. بردیا با قرار گرفتن در لانه سیمرغ و خوردن میوه های آن جا بهبود می یابد:« پرنده مرا در میان پاهای بزرگش برداشته بود و باخود می برد!…پرنده در لانه ای گرم و نرم فرود آمد! آهسته مرا برکف لانه گذاشت…آنجا مثل لانه ی باقی پرندگان نبود..گیاهانی تازه و نرم بر دیواره بودند..از شاخه درختان میوه های پرآب آویزان بود..با یکی از بال هایش، خوشه ای انگور چید و به سویم دراز کرد و گفت: آمدن تو نشانه بسیار مهمی است، بردیای عزیزم!..از سیب ها و انگورها و انجیرها بلعیدم و ناگهان احساس کردم تمامی دردها از بدنم بیرون رفته است!.»(آرین، ۱۳۹۲،ج۱۵:۲-۱۶)
سیمرغ با توجه به متن فوق نقش مادر مثالی را که دلسوز و درمانگر است؛ برعهده دارد. « سیمرغ، معمولاً قهرمان را به سرزمینی دیگر، یا آن سوی دریا می برد؛ یا او را به خانه بر می گرداند. این پرنده روح جمعی همه پرندگان را بیان می کند. او قادر است حتی فیل را جابه جاکند.»(فرانتس،۱۷۵:۱۳۸۳) در این جا سیمرغ، بردیا را به کوه دماوند می برد. در پایان داستان سیمرغ، آن قدر قوی است، که کوه دماوند را جا به جا می کند.
۲ـ۳ـ۲ـ۲. کهن الگوی نوزایی و ولادت مجدد۱

ولادت مجدد افراد ممکن است، به صورت های مختلف انجام پذیرد. از جمله کسانی که به این مهم توجه نموده است، یونگ می باشد. او به صورت کلی و جامع معتقد است ̎ ولادت مجدد ̎ به حالت های زیر
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.۱ Rebirth
ایجاد شود:
۱– انتقال نفس۱ یا هجرت روح : حیات یک نفر از طریق گذشتن از درون پیکر موجودات مختلف، در طول زمان ادامه می یابد. یا به تعبیر دیگر این حیاتی متوالی است که با تجسدهای مختلف فاصله گذاری می شود.
۲ – تناسخ۲ : شخصیت انسان استمرار دارد و در دسترس حافظه است به گونه ای که هنگام تجسم یافتن یا تولد انسان حداقل بالقوه به یاد می آورد که در وجودهای قبلی زندگی کرده و همه آن وجودها به او تعلق داشته اند و تناسخ قاعدتاً یعنی ولادت مجدد در بدنی انسانی.
۳ – رستاخیز۳: استقرار مجدد هستی انسان پس از مرگ، یعنی تغییر ماهیت یا تغییر شکل شخص، گویی انسان خود را در مکانی متفاوت یا بدنی که به گونه ای متفاوت تشکیل شده است؛ می یابد.
۴ – ولادت مجدد ( نوشدن ): تولدی تازه در گردونه ی حیات فردی، ولادت مجدد ممکن است؛ بدون هیچ گونه تغییری در وجود و تنها به صورت تجدید رخ دهد. یعنی قسمت های از شخصیت در معرض تقویت و اصلاح قرار می گیرند. جنبه دیگر ولادت مجدد دگرگونی ذاتی، که به معنی ولادت مجدد کامل فرد و تغییر ماهیت است؛ مثل دگرگونی موجودی فانی به موجودی فنا ناپذیر.
۵ – شرکت در فرایند دگرگونی : ولادت مجدد به صورت غیرمستقیم یعنی دگرگونی مستقیماً از طریق مرگ و ولادت

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی ناخودآگاه، کهن الگوها، روان درمانی، ناخودآگاه جمعی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی تجدید حیات، گیاهان دارویی، بین النهرین، درون مایه