پایان نامه با واژگان کلیدی کمال گرایی، کمال گرایی مثبت، کمال گرایی منفی

دانلود پایان نامه ارشد

کمال گرایی مثبت با شاخص های سلامت روانی در دو گستره فقدان نشانه های بیماری (پری و کوپر167، 1992، کریمر، 1999، ویلنت168،1976) و وجود نشانه های سلامت در ارتباط قرار می گیرد. تامین و تدارک شاخص های سلامت روانی تحت تاثیر کمال گرایی مثبت در دو گستره فوق الذکر، به صورت مضاعف موضع و موقعیت فرد را برای استفاده بیشتر از مکانیسم های دفاعی رشد یافته و فاصله گرفتن از مکانیسم های دفاعی نوروتیک و رشد نایافته تقویت می کند. نتایج تحقیق بشارت (1383) نیز نشان داد که بین کمال گرایی مثبت و حرمت خود در دانش آموزان رابطه مثبت و بین کمال گرایی منفی و حرمت خود همبستگی منفی معنادار وجود دارد. کمال گرایی مثبت از طریق تقویت احساس «شایستگی شخصی» و « پذیرش خویشتن» با افزایش سطح حرمت خود در ارتباط قرار می گیرد و کمال گرایی منفی از طریق تضعیف احساس « شایستگی شخصی» و « پذیرش خویشتن» و نیز از طریق تشکیل یا تشدید اختلالهای روانشناختی شامل افسردگی، اضطراب و مشکلات شخصیتی و بین شخصی با کاهش سطح حرمت خود مرتبط می شود.
2-3-3- مدل پردازش دوگانه169 کمال گرایی
در خصوص تمایز دو جنبه مثبت و منفی کمال گرایی، تنها یک مدل ارائه شده که همان مدل پردازش دو گانه اسلد و اوئنز (1998) است. این مدل که بر مبنای تئوری تقویت رفتاری ایجاد شده، آشکارا نظریاتی درباره نحوه شکل گیری کمال گرایی ارائه می دهد. آنها بر این باور هستند، اگرچه رفتارهای کمال گرایان مثبت و منفی از دیدگاه عینی ممکن است یکسان به نظر برسد، اما در واقع بر مبنای تفاوت های کارکردی زیربنایی قرار دارد. این تفاوت ها در حقیقت بازتاب تمایز اسکینر درباره تقویت مثبت و منفی است. طبق نظر اسلد و اوئنز، کمال گرایی مثبت در نتیجه وجود تاریخچه ای از تقویت مثبت شکل می گیرد؛ آن جا که کودکان با الگوسازی یک فرد کمال گرای مثبت، خصوصیات او را می آموزند. در حالی که کمال گرایی منفی ممکن است از تاریخچه غیاب کامل تقویت یا شرطی کردن کامل تقویت به عملکرد درست نشات بگیرد (به نقل از ایجان و همکاران، 2007).کمال گرایان مثبت پاداش هایی نظیر تایید، موفقیت شخصی و عزت نفس بالا به دست می آورند و بیشتر از این که به داشتن معیارهای دست نایافتنی تمایل داشته باشند به معیارهای واقع بینانه تمایل نشان می دهند. این افراد برای پیشرفت، بسیار می کوشند و در مواجهه با شکست رفتارهای انطباقی نشان می دهند مانند تغییر معیارها و سخت تر کار کردن)هماچک، 1978 به نقل علیزاده و همکاران، 1389) در مقابل کمال گرایان منفی به دنبال اجتناب یا فرار از شکست های شخصی بوده و در فعالیت هایی درگیر می شوند که در نهایت ضعیف شدن دستیابی به 2002 به نقل از نومیستر170، 2002). این راهبردها به افراد اجازه می دهند از عملکرد کمتر از کمال اجتناب کنند (فراست و مارتن171، 1990؛ فلت، بلنکشتاین، هویت وکلودین172، 1994؛ پیترز173، 2005؛ به نقل از علیزاده و همکاران، 1389).
اسلد و اوئنز توضیح داده اند که این تفاوت های کارکردی، با تفاوت های بنیادی در حالات هیجانی و فرایندهای شناختی همراه هستند. آنها معتقدند که کمال گرایان مثبت، برای دستیابی به موفقیت تاکید دارند، نه اجتناب از شکست و به همین دلیل، احتمالا آنها درباره به دست آوردن پتانسیل های موفقیت در آینده بیشتر خوش بین هستند، به این معنی که آنها در زمانی هم که در معرض روبه رو شدن با شکست باشند، اعتقاد دارند که موفقیت می تواند در هر لحظه اتفاق بیفتد.

2-3-4- علل رشد کمال گرایی
در بین نظریه پردازان کمال گرایی، پیرامون علت رشد کمال گرایی توافق نسبی وجود دارد: کمال گرایی ریشه در روابط با والدین کمال گرا و سخت گیر دارد (فراست و همکاران، 1991). بسیاری از پژوهشگران کمال گرایی را پیامد تعامل کودکان با والدینشان می دانند(کاوامورا، فراست و هامارتز174، 2002، به نقل از جمشیدی و همکاران، 1388). بیشتر کودکان کمال گرا در خانواده هایی پرورش می یابند که عملکرد کمتر از کامل را با انتقاد آشکار یا ضمنی پاسخ می دهند. در نتیجه، فرزندان این خانواده های متوقع ممکن است شیوه های انتقادی ارزیابی از عملکرد خود را یاد بگیرند.
در این زمینه 4 مدل ارائه شده است:
2-3-4-1- مدل انتظارات اجتماعی
این مدل فرض می کند که کمال گرایی در پاسخ به تاییدات مشروط والدین رشد می کند. به این معنا که یا تایید فرزندان از طرف والدین وجود ندارد و یا اگر وجود دارد، بی ثبات و مشروط است. در نتیجه کودک می آموزد که فقط در صورتی که عملکرد کامل و بی نقصی داشته باشد، والدین او را می پذیرند و تایید می کنند (هماچک، 1978؛ میسل دان175، 1963؛ به نقل از کیارنس و همکاران،2008).
2-3-4-2- مدل یادگیری اجتماعی بندورا
در این مدل، مشاهده و تقلید کردن رفتارهای کمال گرایانه والدین، علت اصلی کمال گرایی در نظر گرفته شده است. در واقع والدین کمال گرا به عنوان نمونه ای از نگرش ها و رفتارهای کمال گرایانه عمل می کنند. تاکید این مدل بر این نکته است که فرزندان خانواده های کمال گرا به احتمال بیشتری نسبت به سایرین، دچار کمال گرایی می شوند. این فرضیه در تحقیقی که توسط فراست و همکاران(1991) صورت گرفت تایید شد. در این پژوهش رابطه معناداری بین کمال گرایی مادران با دختران دیده شد. در تحقیقی دیگر، بین کمال گرایی فرزندان و والدین، همبستگی نسبتاً کمی یافت شد (چانگ176، 2000). این امکان نیز وجود دارد که این نتایج، نشان دهنده عوامل ژنتیکی والدین و فرزندان باشند نه عوامل مربوط به یادگیری محیطی.
2-3-4-3- مدل واکنش اجتماعی
این مدل را فلت و همکاران مطرح کردند. فرض اصلی در این مدل بر این اساس است که علت کمال گرایی در کودکان، زندگی در خانواده و یا محیط اجتماعی سختگیر و خشن است. مطالعاتی که در زمینه اختلالات خوردن صورت گرفته است، نشان می دهد که برخی افرادی که به این اختلال مبتلا هستند، تمایلات کمال گرایانه را در جهت پاسخ به شرایط سختگیرانه زندگی، رشد می دهند (کانر، بالیک و سالیوان177، 1993).
2-3-4-4- مدل تمرکز بر اشتباهات
این مدل کمال گرایی را نتیجه داشتن والدینی که بیش از حد نگران هستند و بر اشتباهات و نتایج منفی فرزندان تمرکز دارند. هم چنین فرض شده که والدین کمال گرا از تایید رفتار فرزندشان خودداری می کنند و در عوض از آنها می خواهند که بهتر عمل کنند. انتقادات و انتظارات والدین به عنوان مهمترین مولفه های کمال گرایی در نظر گرفته شده اند(فراست و همکاران، 1991).
در مدل علت شناسانه فلت و همکاران (2002 به نقل از ایجان و همکاران، 2007) سه حوزه عامل های والدینی، محیطی و مربوط به خود، جزء فاکتورهای خطرساز در شکل گیری کمال گرایی به حساب می آیند. در خصوص عوامل والدینی کمال گرایی زمانی شکل می گیرد که کودک والدین استبدادی را تجربه می کند. والدینی که خواستار عملکرد بالا در موقعیت های پیشرفت هستند و خود به عنوان والد، اهداف کمال گرایی و معیارهای سطح بالا دارند. به بیان دیگر الگوسازی با والدین کمال گرایی اتفاق می افتد که خود به طرز مداوم درباره کامل بودن اشتغال ذهنی دارند یا عموما مضطرب هستند، در نتیجه کودکان برای اجتناب از ارتکاب اشتباه و به حداقل رساندن تهدیدهای احتمالی، کمال گرا خواهند شد. دوم، در خصوص فاکتورهای مرتبط با کودک معتقد هستند، در کودکانی که آمادگی برای جامعه پذیری و تاثیرپذیری از دیگران نشان می دهند، احتمال برای شکل گیری کمال گرایی وجود دارد.
سایر عوامل مرتبط با کودک، خلق و خو (مزاج) را شامل می شود که از نظر آنها خلق و خوی کمال گرایانه شامل سطوح بالای هیجان پذیری و سماجت (پشتکار) است.
در خصوص فاکتورهای محیطی آنها بر این باور هستند که جامعه برای دستیابی به پیشرفت در موقعیت آموزشی و کاری بر افراد فشار وارد می کند که این خود با ایجاد محیط رقابتی، به مقایسه های اجتماعی مکرر منجر می شود.
عامل دیگری که در رشد کمال گرایی تاثیر گذار می باشد سبک دلبستگی کودکان به والد به ویژه مادر است. رایس و میرزاده178 (2000) نشان دادند که دلبستگی ایمن با کمال گرایی بهنجار و دلبستگی ناایمن با کمال گرایی نوروتیک همبستگی دارد.
نتایج پژوهش بشارت و همکاران (1386) نشان داد، سبک دلبستگی ایمن با کمال گرایی مثبت همبستگی مثبت و با کمال گرایی منفی همبستگی منفی دارد. سبک های دلبستگی اجتنابی و دوسو گرا، به عکس، با کمال گرایی مثبت همبستگی منفی و با کمال گرایی منفی همبستگی مثبت داشتند. سبک دلبستگی در چارچوب روابط والدین- کودک شکل می گیرد و طبق نظر بالبی179، این تجربه های تعاملی نخستین،درون سازی180می شوند و با تشکیل مدل های درون کاری181 تداوم می یابند. مدل های درون کاری به عنوان معادل های درونی ویژگی های والدین، بازخوردها و انتظارات فرد از «خود» و «دیگران» را سازمان می دهند. «اعتماد» به خود و دیگران و «انتظارات واقع بینانه» از خود و دیگران، که از ویژگی های سبک دلبستگی ایمن محسوب می شوند، باعث تقویت کمال گرایی مثبت در افراد ایمن می شوند. این افراد می توانند جنبه های مطلوب و نامطلوب خود را بپذیرند و خودشان را با القاب مثبت توصیف کنند و در عین حال به «کمتر از کامل» بودن خود اذعان کنند. درنقطه مقابل، سبک های دلبستگی ناایمن (اجتنابی، دوسوگرا) با ویژگی های «بی اعتمادی» به خود و دیگران و «انتظارات غیرواقع بینانه» از خود و دیگران، به تقویت کمال گرایی منفی در افراد ناایمن کمک می کنند. این افراد، ناتوان از پذیرش محدودیت های شخصی، خود را «کامل» توصیف می کنند و به منظور پنهان ساختن احساسات ناارزشمند، خود و دیگران را آرمانی سازی می کنند. افراد دارای سبک دلبستگی ناایمن182 آموخته اند که برای حفظ تماس با نگاره دلبستگی (معمولا والدین، مخصوصا مادر)، نیازهای عاطفی خود را نادیده بگیرند و عواطف منفی را فرونشانند هدف مکانیسم تنظیم عواطف از این «نادیده انگاری» نیازهای عاطفی و فرونشانی عواطف منفی، کامل نمایی است: خصیصه ای که بر ناتوانی فرد در پذیرش محدودیتهای شخصی تکیه می زند. این وضعیت که با ویژگی های کمال گرایی منفی مطابقت می کند، در افراد دارای سبک دلبستگی ایمن تقریبا معکوس شکل می گیرد. مکانیسم تنظیم عواطف در این افراد تحت تاثیر الزام « نادیده انگاری» نیازهای عاطفی و فرونشانی عواطف منفی به منظور حفظ تماس با نگاره دلبستگی عمل نمی کند و کامل نمایی به مثابه یک ضرورت بر فرد تحمیل نمی شود.
این احتمال وجود دارد که کمال گرایی در آغاز مثبت و پاداش دهنده باشد اما سپس افراطی، منفی و مخرب شود که این امر دلایل متفاوتی دارد. اول، رفتار کمال گرایی مثبت در طول زمان ممکن است منجر به اثرات منفی مثل خستگی و نقص در تمرکز شود. دوم، اگر یک رفتار کمال گرای مثبت در دستیابی به اهداف بالا مثل افزایش عزت نفس شکست بخورد، این فرد ممکن است استانداردهای خود را بالا ببرد که این مسئله منجر به تاثیرات منفی می شود. سوم، شرایط می تواند تغییر کند و رسیدن به استانداردهای قابل دستیابی قبلی سخت تر شود. در نهایت، آنچه که همیشه باید در نظر داشت رفتارهایی است که می توانند برای خود مثبت درک شوند، اما آن فرد ممکن است آگاه نباشد یا ممکن است اهمیت زیادی به تاثیرات منفی کمال گراییشان بر دیگران و سلامت جسمانی شان ندهند (اسلاید و اونز، 1998).
2-3-5- درمان کمال گرایی
یکی از مشکلاتی که در درمان کمال گرایی وجود دارد، خود کمال گرایی است که می تواند مانع هر گونه تلاش برای اصلاح عقاید کمال گرایانه شود. کمال گرایان کمتر در جستجوی درمان هستند زیرا جستجوی درمان برای آنها به این معناست که آنها شکست خورده اند و برای آنها پذیرش شکست دشوار است. این افراد حتی اگر در جستجوی درمان باشند، کمتر تمایل دارند که اطلاعاتی را که از نظر آنها نوعی شکست یا ضعف است برای مشاور خود، فاش کنند (هابک183، 1997؛ نادلر184، 1983؛ به نقل از کیارنس و همکاران، 2008).
پیشینه مربوط به درمان کمال گرایی بسیار محدود است. شافران و مانسل (2002) در مطالعه مروریشان، فقط 1 مورد تجربی را یافتند که کمال گرایی درمان شده بود. این مطالعه که شامل درمان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی کمال گرایی، اجتماع مدار، کمال گرایی مثبت Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی کمال گرایی، کمال گرایی منفی، کمال گرایی مثبت