پایان نامه با واژگان کلیدی کسب و کار، محیط زیست، توسعه اقتصادی، توسعه اجتماعی

دانلود پایان نامه ارشد

فرافکنی است، مثلاً پاسخ هایی مانند این روش کار ما است یا عوامل بازار هیچ انتخابی را برای ما باقی نمی گذارند چیزی بیش از توجیه کار نیست(فیشر ونیجهوف، 2005 :157). مسؤولیتپذيري افراد و سازمانها درهر جامعه اي، یکی از ارزش هاي آن جامعه محسوب می شود و از شاخصهاي مهم سلامت روان محسوب میشود (مهدوی و همکاران، 118:1389). مسؤولیت پذیری به معني متعلق بودن انتخابها به خودمان و برخورد صادقانه با آزادي است. شامل ملاحظه كردن ديگران و سرزنش نكردن آنان بابت مشكلات شخصي نيز میباشد ( شارف46، 127:1996). گروه كار ايالت كاليفرنيا به منظور تعريف مسئوليتپذيري با عنايت به عزت نفس بيان نموده که مسئوليت پذيري همان قدردانی از ارزش و اهميت شخصي و داشتن شخصيت پاسخگو براي خود، و عمل مسئولانه، در ارتباط با سايرين است (فرهادي، 16:1383). دیویس مسؤولیت پذیری اجتماعی را به عنوان آن نوع تصمیمات و اقدامات سازمان ها توصیف کرد که به دلایلی فراسوی منافع مستقیم اقتصادی یا فنی اتخاذ می شوند (دیویس، 1960: 72 ).

3-2. تعریف مسؤولیتپذیری اجتماعی سازمان
مسؤولیتپذیری اجتماعی سازمان بر گرفته از انتظارات جامعه از سازمانها برای کسب و کار و اتخاذ رفتار مناسب کسب و کار و نتایج مناسب است (وود47، 710:1991). برخی از جامعهشناسان مسؤولیت پذیری اجتماعی سازمان را به عنوان یک شکل از مشروعیت و یک مدل کسب و کار در مقابل قدرت مهار نشدنی سازمانها وشرکتهای بزرگ تعریف کردهاند (شامیر48، 2011). استوارت و سالمون49 (1997) مسؤولیتپذیری اجتماعی سازمان را شیوهای ازمدیریت تعریف کردند که طبق آن سازمانها فعالیت هایی را انجام می دهند که اثر مثبتی بر جامعه و ترفیع کالاهای عمومی داشته باشد. در واقع نگرش استوارت و سالمون(1997) بر این مبنا بود که خواهان حذف آثار منفی سازمان بر جامعه هستند وسعی بر آن داشتند که بتوانند تغیر نگرش و رفتار مصرف کنندگان را در پیداشته باشد (رویایی، مهر دوست، 47:1388). درک فرنچ و هینر ساورد50(1992)؛ مسؤولیتپذیری اجتماعی سازمان را این چنین تعریف میکنند که وظیفهای است بر عهده موسسات خصوصی، این بدین معنا است که تاثیر سوئی بر زندگی اجتماعی که در آن کار می کند، نگذارند. دیویس51 (1960) مسؤولیتپذیری اجتماعی سازمان را به عنوان آن نوع تصمیمات و اقدامات سازمانها توصیف کرد که به دلایلی فراسوی منافع مستقیم اقتصادی یا فنی اتخاذ میشوند(یزدان شناس، ایزدی، 12:1385).
خوری و همکاران52(1995) مروجان نقش سهامدارن در حمایت از کارکنان و اجتماع؛ مسؤولیت پذیری اجتماعی سازمان را چنین تعریف میکنند؛ مسؤولیتپذیری اجتماعی سازمان ارتباط مسؤولیتپذیرانه شرکت با کلیه ذینفعانشان می باشد، که این شامل مشتریان، کارکنان، صاحبان یا سرمایه گذارن، دولت، تأمین کنندگان و رقبا هم میشود عناصر مسؤولیتپذیری اجتماعی سازمان شامل سرمایه گذازی در توسعه جامعه، روابط کارکنان، ایجاد و نگهداری اشتغال، نظارت زیست محیطی وعملکرد مالی میشود (تقوی، حقیقی کفاش، 10:1390). لرنر و فریکل53(1988) در يك تعريف كلي تر، مسؤولیتپذیری اجتماعي سازمان به عنوان روش هايي تعريف ميشود كه در آن يك كسب و كار به دنبال همسو كردن ارزشها و رفتار خود با ارزش و رفتار ذينفعان مختلف خود است (کاتریج و همکاران54، 727:2009). در سال 1971 کمیته توسعه
اقتصادی در تعریفی مشابه، مسؤولیت پذیری اجتماعی سازمان را به صورت زیر تشریح نمود: امروزه روشن است که مفهوم تعامل بین جامعه و تجارت و کسب و کار به طرق گوناگون در حال تغییر است . کسب و کار باید مسؤولیت های گسترده تری را در خصوص جامعه نسبت به قبل بپذیرد و بایستی محدوده گسترده تری از ارزش های انسانی را مورد نظر داشته باشد(کمیسیون توسعه اقتصادی، 5:1971)

4-2. تاریخچه مسؤولیتپذیری اجتماعی سازمان
نگرش و نظریات مربوط به مسؤولیتپذیری اجتماعیسازمان سابقه چندانی ندارد. قبل از سالهای حدود 1800، هنجارها و نگرشهای اجتماعی، اثر بسیار کمی براعمال مدیریت داشته است در دهه آخر قرن نوزدهم در زمانی که سازمانها و شرکتهای بزرگ و عظیم در حال شکل گیری بودند و صنایع بزرگ، روز به روز قویتر می شدند، توجه جامعه به ضرورتهای مسؤولیتپذیری سازمان ها بیشتر معطوف گردید. در ابتدای قرن حاضر، بسیاری از صاحب نظران نیاز به مسؤولیتپذیریاجتماعی سازمان را مورد تاکید قرار دادند. و بالاخره در 1919 محققان رشته بازرگانی برای اولین بار هشدار دادهاند که اگر بنگاهای اقتصادی در خصوص انجام مسؤولیتپذیری خود اهمال کاری کنند جامعه بایستی به هر نحو ممکن اختیارات آنها را در خصوص فعالیت های اقتصادی شان سلب کرده وکنترل آنها در دست گیرد. از اوایل دهه1920 سایر محققین مدیریت در نوشته های خود به مسؤولیتپذیری بنگاهایاقتصادی تاکید کردند (الوانی، قاسمی، 78:1377). تفکر جدید پیرامون سازمانها ومسؤولیت پذیری اجتماعی آنها توسط بوون55 در سال 1953 مطرح گردید، وی مسؤولیت جدیدی را برای شرکت و مدیران بیان کرد. در دهه 1960 برای اولین بار مسائل سیاسی در مقررات گزارش شرکتها در نظر گرفته شد. این تحولات باعث ظهور مسؤولیت پذیری سازمان در اوائل دهه 1970 شد در دهه1970 تغیرات مهمی در قوانین کار کشورهایی همچون انگلستان وآمریکا در جهت افزایش قدرت کارکنان واتحادیههای کارگری به وجود آمد. در این دهه ارتباطات میان کارکنان وکار فرمایان بهبود یافت. در دهه 1970 شرکت های انگلیسی گزارشهایی درزمینه مسؤولیتپذیری خود منتشر کردند که می توان از جمله آنها به گزارش در مورد مشتریان و اجتماع که بیشتر توسط بخش دولتی انگلستان منشتر می گردید. گزارش مربوط به کارکنان که شامل حسابداری منابع انسانی میشد و گزارش در مورد محیط زیست اشاره کرد. دهه 1980 و1990 مسائل محیطی مورد توجه دولتمردان قرارگرفت (پوردهقان، حمیدیان پور، 16:1391).
موضوع مسؤولیت پذیری اجتماعی در سازمانها در دهه آغازین قرن بیستم و هنگامی که شرکت هایی همچون فورد و کارینج56 شروع به ایجاد موسسات غیر انتفاعی در جهت توسعه اجتماعی نمودند باز میگردد. تکلیف اجتماعی شرکت ها در دهه های پنجاه و شصت میلادی مورد توجه بیشتری واقع گردید هنگامی که شرکت ها با سولاتی در زمینه نقش خود در جامعه مواجه شدند و چندین تئوری در این زمینه در این دهه ارائه گردید (برجی57، 393:2008). قدیمیترین توجهات مدرن به مسؤولیتپذیری در سازمانهای مربوط به دهه 1953 میباشد که آربوون58 در کتاب (مسؤولیتهای اجتماعی تجاری) یک تعریف اولیه از مسؤولیتپذیری فراهم کرد؛ تعهدات کسب و کار و افراد تجاری به پیگیری آن دسته از سیاستها، تصمیم گیریها و فعالیت هایی که از نظر اهداف و ارزشهای جامعه مطلوب هستند. نظریه مسؤولیت پذیری اجتماعی سازمان شکل گیری خود را مرهون یک اقدام ابتکاری در آمریکا، کمیسیون آزادی مطبوعات است. این کمیسیون برای یافتن راحلهای پیرامون چند معضل اساسی شکل گرفته بود:
1. بازارآزاد نتوانسته بود وعده مطبوعات آزاد را جامه عمل بپوشاند و منافعی را که جامعه انتظار داشت، عاید آن کند .
2. پیشرفت فناورانه و تجاری مطبوعات منجر به کاهش امکان دسترسی افراد و گروه های گوناگون شده و کیفیت عملکرد مطبوعات در زمینه پاسخ گویی به نیازهای اطلاعاتی، اجتماعی، اخلاقی جامعه را پایین آورده است.
3. ظهور رسانههای نو و به ظاهر قدرتمند رادیو و تلویزیون نیاز به نوعی کنترل عمومی و ایجاد مسؤولیت پذیری را برای آن ابزارهایی که مناسب مطبوعات دیرینه و حرفه ای چاپی بودند، آشکار کرده است (مک کوایل59، 1639). شکل گیری مسؤولیت اجتماعی در سازمانها به واسطه منطق دیالکتیک نظریه لیبرالی بود اولین نتیجه نظریه مسؤولیتپذیری اجتماعی سازمانی این بود که کارکنان سازمان به وسیله اصول اخلاقی آموزشهای حرفهای و فضای خود تنظیمی به وضع حرفهای ارتقا داده شدند (بورق60، 66:2000).
5-2. انواع مسؤولیتپذیری اجتماعی سازمان
موسسات بازرگانی در جامعهای کار میکنند که آن جامعه برای آنها فرصتهای مختلفی را ایجاد کرده است که آنها به کسب سود میپردازند، در عوض سازمانهای مذکور باید متعهد باشند که نیازها و خواستههای جامعه را برآورده کنند، این تعهد را مسؤولیتپذیری اجتماعی سازمان مینامند (چانگ61، 1988 :294). در یک دسته بندی کلی میتوان مسؤولیتپذیری اجتماعی سازمانی در سازمان را به انواع زیر تقسیم بندی کرد:
1-5-2. مسؤولیتپذیری در برابر خود
در این منظر هرفردی یا سازمانی لازم است تا نسبت به سلامت روح و جسم خود ارزش قائل شده و نسبت به آن مسئول باشد. این بعد از مسؤولیتپذیری بیشتر مورد مطالعه روانشناسان و دانشمندان علوم سلامت است. مسئله اصلی در این نوع مسؤولیتپذیری سلامت و منفعت فردی است (خوشبین و همکاران، 215:1391).

2-5-2. مسؤولیتپذیری در برابر دیگران
انسان به عنوان موجودی اجتماعی در زندگی جمعی خویش در برابر دیگران مسئول است و می بایست برای حقوق دیگران احترام قائل شود. دیگرانی که در نوع خاص و عام قابل تفکیک میباشند. مسؤولیتپذیری خاص ناظر بر تعهد و مسؤولیت در قبال دیگرانی است که کنشگر رابطه عاطفی با آنها دارد مانند پدر، مادر. اما مسؤولیت پذیری عام به دیگری عام اشاره دارد که رابطه کنشگر با آنها قرار دادی و غیر عاطفی است.

3-5-2. مسؤولیتپذیری در قابل طبیعت و محیط زیست
محیط زیست و عناصر تشکیل دهنده آن چون منابع آبی، خاکی، هوای سالم، و غیره همگی متعلق به همه انسان ها هستند و از این رو احساس مسؤولیت و تعهد نسبت به سالم نگه داشتن آن ها برای همگان ضروری است.

4-5-2 . مسؤولیتپذیری در برابرخدا
غالباً مباحث این بعد از مسؤولیتپذیری اجتماعی حوضه مطالعاتی معارف و الهیات میباشد. از این نوع مسؤولیتپذیری می توان به عنوان مسؤولیت پذیری الهی نام برد (خوشبین و همکاران، 218:1391). بررسی و تحلیل مسؤولیتپذیری اجتماعی از منظر جامعه شناسی در سه سطح خرد، میانی و کلان قابل مطالعه می باشد. در سطح خرد مسؤولیت پذیری به عنوان احساس تعهد و کنشی که تک تک افراد در قالب نقش های خود نسبت به یکدیگر دارند، در بر گرفته می شود. مسؤولیت پذیری جوانان در سطح خرد می باشد. در سطح میانی مسؤولیت پذیری در ارتباط با گروه، سازمان و مانند آن مطرح می گردد. در سطح کلان نیز مسؤولیتپذیریدولت ملتها در نظام جهانی مطرح می گردد (اسکلر و میلر62، 2010: 486-475، ترجمه خوشبین و طالبی، 220:1391).

6-2. آثار مثبت رعایت مسؤولیتپذیری اجتماعی سازمان بر عملکرد و موفقيت سازمان
مسؤولیتپذیری اجتماعي سازمان نيز از راه افزايش مشروعيت سازمان و اقدامات آن، التزام اخلاقي درتوجه به اهميت ذي‌نفعان، افزايش درآمد، سودآوري و بهبود مزيت رقابتي، و…، توفيق سازماني را تحت تاثير قرار مي‌دهد. در ادامه به تشريح اين آثار مثبت رعایت مسؤولیتپذیری اجتمای سازمان و شواهد مويد آن می پردازیم (رحمانسرشت و همکاران، 3:1389).

1-6-2. افزايش مشروعيت سازمان و اقداماتآن
امروزه در شرايط جهاني شدن و شبکه‌هاي گستردة اطلاعاتي از سازمانها، انتظار مي‌رود در برابر مسائل محيط زيست، رعايت منافع جامعه، حقوق اقليتها و … حساسيت داشته، واکنش نشان دهند. به علاوه اين شبکة گسترده، تمام فعاليتهاي سازمانها را زيرنظر دارد و به راحتي مي‌تواند از راه انجمنها و مجامع مختلف، چهره سازمانها را در انظار عمومي خراب کند، بنابراين سازمانها ناچار به انجام اقدامات وسيع و گسترده براي جلب افکار عمومي هستند که وجه غالب آنها نشان دادن وجهه اخلاقي کارهاي سازمان است. گفتني است که هر چه سازمانها بزرگتر باشند، بايد حساسيت آنها هم نسبت به اين مسائل بيشتر باشد(باسکلی63، 2001. ترجمه پارسائیان و اعرابی، 23:1374).

2-6-2. التزام اخلاقي در توجه به اهميت ذي‌نفعان
علاوه بر سهامداران، گروههاي ديگري نيز وجود دارند که از اقدامات سازمان تأثير مي‌پذيرند و داراي منافع مشروعي از سازمان‌اند. ازجمله اين گروهها مي‌توان به مشتريان، تامينکنندگان مواد اوليه، دولت و جامعه اشاره کرد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی توسعه حرفه ای، مبانی نظری، نیروی انسانی، روابط بین فردی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی کیفیت زندگی، بهبود کیفیت، محیط زیست، مشارکت اجتماعی