پایان نامه با واژگان کلیدی کتاب مقدس

دانلود پایان نامه ارشد

ماهي‏گيري الگوي غالب معيشتي و اقتصادي آنها را تشكيل مي‏دهد، اغلب از ويژگي‏هاي باستاني برخوردارند.91 در نگاه مقايسه‏اي هرچند تفاوت‏ها و تمايزها بيشتر برجسته مي‏شوند، اما در عين حال اين رويكرد به محقق كمك مي‏كند تا با كنارهم قراردادن الگوهاي به ظاهر متفاوت ديني و رمزگشايي از آن به ساختارهاي بنيادين و مشتركي دست يابند كه جوهر و اساس هر امر و واقعيت ديني را تشكيل مي‏دهد.92
از سوي ديگر، از نظر پديدارشناسان دين، نمادها و اسطوره‏ها به ندرت به صورت يك امر منفرد و يگانه وجود دارد، بلكه اغلب از ويژگي ساخت‏مند و نظام‏وار برخوردارند. هر نمادي در واقع بخشي از جهان بزرگ‏تر نمادها را تشكيل مي‏دهد و از اين طريق الگوهاي نظام‏وار و منظمي به وجود مي‏آورند كه تمامي ابعاد به ظاهر آشفته و متكثر جهان انساني را به وحدت و يكپارچگي مي‏رساند.93
4. رويكرد تجربي و تاريخي: اصل ديگر در پديدارشناسي دين، رويكرد تجربي و تاريخي است. پديدارشناسان از آن رو رويكرد خود را تنها رويكرد علمي و تجربي مي‏دانند كه از نظر آنها تنها رويكردي است كه فارغ از هر نوع پيش‏داوري و مفروضات پيشيني به مطالعه پديدارهاي ديني مي‏پردازد. پديدارشناسان در قدم نخست به گردآوري داده‏هاي ديني از جوامع گوناگون مي‏پردازند، سپس از طريق رمزگشايي و بررسي رازها و رمزهايي كه در نمادها و اسطورهاي ديني مستترند، به تحليل پديدارشناختي آنها اقدام مي‏کنند.94
از سوي ديگر، پديدارشناسي دين، پيوند عميق با تاريخ اديان دارد. تمدن كنوني جهان در مقايسه با سراسر تاريخ بشري تنها بخش اندكي از رويدادهاي تاريخي را در خود جاي داده و از اين‏رو، قسمت بسيار اندكي از كليت تاريخ بشري را تشكيل مي‏دهد. اكتفا كردن به مطالعه وضعيت دين‏داري در جوامع معاصر، چيز زيادي درباره تاريخ و كليت فراگير جهان بشري به ما نمي‏دهد. و اگر اين كار صورت گيرد، در واقع كلّيت تاريخ بشري قرباني بخش بسيار ناچيز آن شده است. از اين‏رو، محقق دين بايد از وضعيت كنوني بيرون رفته، تاريخ جوامع ديني و الگوهاي به جاي مانده از جوامع باستاني و ابتدايي را به شيوه همدلانه مردم‏شناختي مورد بررسي قرار دهد.95 امروزه هرچند الگوي تام جوامع ابتدايي دست‏نيافتني است، اما باز هم جوامعي كه تاكنون از تعرض تمدن كنوني به دور مانده‏اند، الگوها و عناصري از جوامع ابتدايي را در قالب فرهنگ‏هاي قبيله‏اي و روستايي را در ميان خود نگه داشته‏اند. با مطالعه اين جوامع مي‏توان به چيزهاي زيادي در باب الگوها، نمادها و عناصر نظام ديني‏جوامع‏باستاني‏دست‏يافت.96 بنابراين،يك‏پديدارشناس دين، بالضروره بايد يك مورّخ دين نيز باشد.
و. نقد پديدارشناسي دين
1/و. نقد دعاوي پديدارشناسي دين از نگاه الن داگلاس
الف ـ دعاوي ضديت با فروكاهش: بسياري از منتقدان به اين اصل پديدار‌‌شناسي دين حمله كرده و استدلال مي‌كنند كه به لحاظ روش‌شناختي مغشوش و غيرموجه و برآمده از انگيزه‌ها و نيت‌هاي الهياتي مدافعان دين در برابر تحليل‌هاي غير ديني است. رايج‌ترين انتقاد ناظر بر ضديت با فروكاهش مبتني بر اين استدلال است كه همه رويكردهاي روش‌شناختي محدود به چشم‌اندازها بوده و لاجرم تحويل‌گرايانه است. فرض غير قابل فروكاهش بودن پديدارهاي ديني خود فرضي تحويل‌گرايانه است چرا كه محدود مي‌كند چه پديدارهايي بايد مورد بررسي قرار گيرد، ‌چه جنبه‌هايي از پديدار بايد توصيف شود و چه معاني اي بايد مورد تفسير قرار گيرد97. پديدارشناسي‌ دين‌ از حيث‌ تذکار دادن‌ نسبت‌ به‌ آفت‌ شايع‌ در تفکر روزگار خود توفيق‌ فراواني‌ داشت‌ اما چنين‌ نيست‌ که‌ هر که‌ بر آفات‌ و آسيبها وقوف‌ يابد لزوماً در مصون‌ ماندن‌ از آن‌ نيز توفيق‌ خواهد داشت. بدون‌ ترديد کشف‌ خطاي‌ تحويلي‌نگري‌ را مرهون‌ تاملات‌ روش ‌شناختي‌ پديدارشناسان‌ هستيم‌ اما آيا آنها در مصونيت‌ از آسيب‌ تحويلي‌نگري، روش‌ و ابزار رهگشايي‌ نيز ارائه‌ کرده‌اند؟
پديدارشناسي‌ خود بر نوعي‌ حصرگرايي‌ مبتني‌ است. به‌ تعبير دقيقتر، پديدارشناسان، روي ‌آورد خود را با حصرگرايي‌ همراه‌ کرده‌اند. از نظر آنها پديدارهاي‌ ديني‌ اموري‌ هستند که‌ صرفاً با رهيافت‌ پديدارشناختي‌ قابل‌ فهم‌ هستند و نه‌ با روي ‌آورد تاريخي‌ و يا روي‌ آورد ديگر. از آنجا که‌ تحويلي‌نگري‌ معلول‌ حصرگرايي‌ روش‌شناختي‌ است‌ (کبري) و پديدارشناسي‌ نيز به‌ نحوي‌ متضمن‌ حصرگرايي‌ روش‌ شناختي‌ است‌ (صغري) بنابراين‌ پديدارشناسي‌ نه‌ تنها درمان‌ و پيشگيري ‌کننده‌ تحويلي‌نگري‌ نيست، بلکه‌ در عمل‌ چيزي‌ جز امعان‌ و فرورفتن‌ در آن‌ نيست‌ (نتيجه).
ب ـ دعاوي تجربي و تاريخي بودن؛ منتقدان اغلب برآن هستند كه پديدارشناسي دين كار خود را با مفروضات غير تجربي پيشيني آغاز مي‌كند و روشي را كه مورد استفاده قرار مي‌دهد در اصل غير تجربي است و ساختارها و معاني ديني را از بافت تاريخي و فرهنگي خاص خودشان جدا مي كند. منتقدان اغلب به يك دوگانگي دقيق و مشخصي ميان رويكرد تاريخي، استقرايي و تجربي از يكسو با رويكرد ضد تاريخي،‌ قياسي و غير تجربي (اغلب عقل‌گرايانه) از سوي ديگر معتقد هستند. آن‌ها رويكردهاي خودشان را با رويكرد نخست و پديدار‌‌شناسي دين را با رويكرد دوم يكي مي‌گيرند و نتيجه مي‌گيرند كه پديدار‌‌شناسي دين نمي‌تواند پايبند حداقل معيارهاي استقرايي، تاريخي و تجربي مورد نياز يك رويكرد علمي باشد يعني معيار دقيقي براي تحقيق‌پذيري و ابطال پذيري.98
2/و. نقد کلي پديدارشناسي دين از نگاه دايره المعارف الهيات انجيلي
در دايره المعارف الهيات انجيلي نيز نقد کلي بر پديدارشناسي دين اين گونه بيان شده است:
حوزه هاي متعددي وجود دارد که در آن ها پديدارشناسي در جستجوي فهم ذات تجرب? ديني با مسايل دشواري روبروست. در پرتو نقد ساختارشکنان? جديد از اينکه چگونه ما بواسط? راه هايي که ديگران را توصيف مي کنيم خودمان را تعريف مي نماييم، ادعاهاي پديدارشناسي نسبت به توصيف محض، در معرض بررسي قرار گرفته است. هيچ کس از تاثيرات فرهنگ، فضاي تاريخي و شرايط اجتماعي مصون نيست. هر يک از اين قلمروها ادعاهاي فرضي نسبت به جهان بيني ما وارد مي کنند. در پرتو شرايط و محدوديت هاي بشري (چه برسد به اشتباه و گناه)، ادعاي توصيفي محض بودن، غير ممکن دانسته مي شود. هم? افراد از جمله پديدارشناس، به تعبيري، برنامه هاي مخفي اي دارند که انتخاب داده ها، شيو? تحليل و ارائ? يافته ها را هدايت مي کند. پديدارشناسان در کتاب هاي خود مرتبا از مرز توصيف مي گذرند و وارد ارزيابي مي شوند. براين اساس، ادعاي پديدارشناسي نسبت به روش شناسي توصيفي محض بودن، مورد هجوم واقع شده است. از نگاه ما به عنوان مسيحيت، تاثير گناه بر روان بشر را نمي توان مورد غفلت قرار داد يا کوچک شمرد و اين مطلب علاوه بر پديده هاي مورد مشاهده، شامل کسي که دربار? آن پديده ها تامل مي کند و تلاش مي کند آن ها را توصيف کند نيز مي شود.99
بعضي اين اتهام را وارد کرده اند که پديدارشناسي به وقايع ديني چنان مي نگرد که گويي مجموعه اي از اسلايد هستند نه يک ويديوي زنده که در يک بافت تاريخي ريشه دارد. جدا کردن پديدارها از تاريخ يا تحليل در زماني و رشدي، پديدارشناسي را با چالش روش شناسي ناقص و معيوب بودن مواجه مي سازد. اين ناتواني نسبت به در بافت قرار دادن انبوه پديده هاي ديني اي که پديدارشناسان نوعا مورد مشاهده قرار مي دهند به ارائ? آن چيزهايي مي انجامد که حوادث بيان گر فرض مي شوند. حل کردن مسال? ماهيت نمايانگر چنين حوادثي، دشوار است حتي زماني که از روش شناسي هاي آماري استفاده شود چه برسد به زماني که به رشته اي مي پردازيم که از تبيين قوانين پيش گويان? تاييدي به عنوان يک هدف اجتناب مي کند.100
اتکاي پديدارشناسانه به شهود ذات نيز نقدهايي را بر مي انگيزد. براي نمونه، ترکيب “ذهنيت” و “شهود”، تعبيري متناقض آميز است. افزون بر اين، اتکا بر بينش هاي شهودي اجاز? فرار از مسايل مربوط به اثبات را نمي دهد. پديدارشناسي در اين حوزه، در معرض اتهام نقص هاي روش شناختي است زيرا شهود اثبات کننده و نشان دادن اينکه يک بينش شهودي خاص، قانع کننده تر از بينش ديگر است، در بهترين حالت، فوق العاده دشوار است. زماني که چندين پديدارشناس، يک تجربه را مطالعه مي کنند و هر يک بينش هاي کاملا متفاوتي را بسط مي دهند اين مطلب، به نحو خاص آزاردهنده است. براي پديدارشناسي، فرار کردن از اين ملاحظه دشوار است که نتيج? نهايي به طور اجتناب ناپذيري مستلزم سوبژکتيويت? شخصي است. نکت? مهم تر اين است که در پرتو وحي کتاب مقدس، مسيحياني که از رهيافت پديدارشناختي استفاده مي کنند، بايد علاقمند باشند فراتر از بينش شهودي حرکت کنند و به تحليل هستي شناختي در پرتو وحي کتاب مقدس برسند. اين مطلب در پرتو در پرانتز گذاشتن ادعاشد? حقيقت توسط پديدارشناسي در روش شناسي آن به طور خاص مهم است. اين در پرانتز گذاشتن، در مراحل ابتدايي بسط يک فهم همدلانه از تجرب? ديني ديگري بسيار ارزش مند است. اما از نگاه الهيدان يا مسيح شناس101، اين امر روش شناسي آغازين ارزشمندي است که محدوديت هاي خود را دارد.102
با وجود اين نقدها، منبع پيش گفته نتيجه گيري کلي خود را اين گونه بيان مي کند:
رهيافت پديدارشناسانه به مطالع? دين، درهاي ارزشمندي را گشوده که در بسط فهم همدلان? پديده هاي بسيار پيچيد? ديني در جهان حايز اهميتند. ميسيولوژيست ها معمولا از روش شناسي پديدارشناختي در طلب فهم پديده هاي ديني در بافت هاي جهان بهره مي برند. از نگاه الهيدان يا ميسيولوژيست، بعضي از ابعاد روش شناسي پديدارشناختي را مي توان به نحو سودمندي به عنوان نقط? آغاز فهم ديني به کار برد. تاکيد بر توصيف، با هشدارهاي وابسته، ارزش رقابت و تقليد را دارد. اجتناب از تحويل گرايي، هدفي است که بايد براي آن تلاش کرد زيرا غالبا ما در بررسي ديگر پديده هاي ديني، مستعد محدود کردن تبيين هاي خود به يک حوز? مطالعاتي يا تعميم بيش از حد نتايج خود هستيم. اتکا بر بينش شهودي در وهل? اول سودمند است اما بايد نهايتا جاي خود را به کشف کتاب مقدس به مثاب? چارچوب پارادايم ارزش گذاران? ما بدهد. به همين نحو، توانايي نسبت به در پرانتز گذاشتن مسايل مربوط به صدق و حقيقت بخاطر فهم نزديک پديده ها سودمند است اما تا زماني که دريابيم ما به عنوان مسيحي بايد نهايتا از اين در پرانتز گذاشتن فراتر رويم و در پرتو کتاب مقدس، به ارزيابي برسيم. به طور خلاصه و ضمن در نظر گرفتن محدوديت هايي که در بالا بحث شد، رهيافت پديدارشناسانه به مطالع? دين را مي توان به نحو سودمندي به عنوان ابزاري مفيد در فهم تجربه هاي ديني که تنوعشان گيج کننده است به کار برد. اما خود اين رهيافت را نبايد فرجام کار در نظر گرفت. به دليل تاکيد رهيافت پديدارشناسانه بر در پرانتزگذاشتن حقيقت و بينش بشري، نقش اين رهيافت ضرورتا محدود به نقش يک گام بنيادين به سمت پاسخ کتاب مقدس به پديده هاي ديني در جهان امروز ماست.103

بخش دوم: گراردوس فان در ليو104
الف. زندگي نامه
گراردوس فان در ليو،‌ در سال 1890م در لاهة هلند متولد شد و همانجا، تحصيلات ابتدايي و متوسطة خود را پشت سر گذاشت. در سال 1908م در دانشكدة الهيات دانشگاه ليدن پذيرفته شد؛ او در اين دانشكده،‌ تاريخ اديان را با كريستنسن و زبان مصري را با پي.اي.اي. بوئسر105 گذراند. گراردوس در سال 1913م از دانشگاه ليدن فارغ التحصيل شد و در ادامة تحصيلات خود، يك ترم را در گوتينجن106 و يك ترم را در برلين كه در آنجا با كي.سيت107 و اي.ارمان108 كار كرد گذراند. او همچنين زبان و ادبيات مصرى را در گروه ادبيات تدريس مى كرد. عنوان تاريخ آموزه هاى مربوط به خدا بعدها از سمت اش حذف شد و پس از جنگ جهانى دوم پديدارشناسى دين به سمت رسمى او اضافه گشت. فان در ليو در سال 1916م موفق به دريافت دكتراي الهيات از دانشگاه برلين شد. عنوان رسالة وي،‌ “تصوير خدايان در متون اهرام مصر باستان” بود. وي از سال 1916 تا 1918م، كشيش كليساي اصلاحي هلند بود. در سال 1918م

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی ناخودآگاه، صدق و کذب Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی علوم انسانى، جاودانگى نفس