پایان نامه با واژگان کلیدی کارت امتیازی متوازن، عدم اطمینان، منطق فازی، منطق کلاسیک

دانلود پایان نامه ارشد

پذیر نیست مگر اینکه فضای کاری مناسب را برای کارکنان ایجاد و نوآوری، خلاقیت،یادگیری و رشد را در سازمان تقویت کنیم. در جهت تائید رابطه علی و معلولی به صورت ذکر شده “چان- یی چیان” به بررسی وجود همبستگی میان ابعاد کارت امتیازی متوازن پرداخته اند و وجود ارتباط معنا دار میان بعد رشد، یادگیری و فرآیند های داخلی، فرآیند های داخلی و مشتری، و بعد مشتری با بعد مالی را به کمک
نرم افزار نشان دادند و نتیجه گرفتند که این رابطه معنا دار در صنعت بانکداری و اتومبیل وجود دارد.

این رابطه علی و معلولی در شکل 2-11بیان شده است.

همانگونه که مشاهده می شود بعد رشد و یادگیری بر بعد فرآیند های داخلی اثر می گذارد، بعد فرآیند داخلی بر بعد مشتری و بعد رشد و یادگیری و فرآیند های داخلی و مشتری بر بعد مالی اثر گذار خواهد بود.به بیان دیگر ارزش افزوده در منابع انسانی و توسعه سرمایه باید شاخص ها را به سمت بهبود سرمایه مشتری هدایت کند.

2-2-6توسعه مدل کارت امتیازی متوازن

یکی از مزایای کارت امتیازی متوازن امکان افزودن ابعاد دیگر به آن است. در این رابطه افراد زیادی با توجه به نوع سازمان خود مبادرت به افزودن جنبه های دیگر به کارت امتیازی متوازن کرده اند،از جمله هارل و همکاران که بعد عدم قطعیت را برای رتبه بندی 50 پروژه اضافه کردند. همچنین الوانی، میر سپاسی و مجیبی در پژوهش خود بعد مسئولیت اجتماعی را برای سازمان های دولتی و خصوصی پیشنهاد داده اند. “چن25نیز که به تلفیق مدل کارت امتیازی متوازن و تحلیل پوششی داده ها پرداخته بود بعد مدیریت ریسک را به عنوان بعدی تاثیرگذار در صنعت بانکداری به مدل خود افزوده بود. در واقع می توان اینطور جمع بندی کرد که افزودن ابعاد جدید به کارت امتیازی متوازن با توجه به نوع سازمان می تواند متفاوت باشد.

2-2-7- انتخاب شاخص ها در کارت امتیازی متوازن

طبق گفته کاپلان تعداد کل شاخص ها نباید از 20 تا 25 شاخص بیشتر شود. شاخص ها باید به گونه ای انتخاب شوند که امکان تغییر کاذب در آنها وجود نداشته باشد.

2-2-8ماهیت شاخص ها در صنعت بانکداری

“هانک یی- وُ ” از رضایت مشتری، عملکرد فروش و نرخ حفظ مشتری به عنوان شاخص های عملکردی مهم برای بانکها نام می برد.شاخص ها هم می توانند شاخص هایی کمی و غیر کمی باشند، به عنوان مثال شاخصی مانند زمان انجام عملیات، شاخصی کمی و از منظر مالی است و شاخصی مانند درجه رضایت مشتری، شاخصی غیر کمی و غیر مالی است. طبق گفته “هانک یی-وُ” چهار حوزه کارت امتیازی متوازن با چهار کارکرد مالی و حسابداری، بازاریابی، زنجیره ارزش و منابع انسانی هم تراز است.

2-2-9- ضرورت استفاده از روش کارت امتیازی متوازن

به نظر می رسد برای ارزیابی عملکرد در مدیریت دولتی نوین که با مفروضاتی از قبیل انعقاد قرارداد های کارگزاری مناسب برای دخل و خرج صحیح و کارآمد منابع مالی- تمرکز بر ارباب رجوع و مشتری- انطباق بروکراسی و ساختار سازمان دولتی با محیط در حال تغییر و رشد و یادگیری اعضای سازمان شناخته می شوند، استفاده ازمدل امتیازات متوازن مناسب باشد، زیرا این مدل با ارزیابی جامع و چند بعدی امکان تحقق اثر بخشی سازمان را بهتر از هر مدل دیگری فراهم می سازد.

2-2-10- کارت امتیازی متوازن در بانکداری

با توجه به مقدمه ای که در کارت امتیازی متوازن در بانکداری توسط کاپلان و نورتون گفته شده، ترکیبی از اندازه های مالی و غیر مالی در یک سیستم اندازه گیری عملکرد برای هر دو نوع سازمان سود ده و غیر سود ده (غیر انتفاعی) مطلوب است.به این ترتیب بانک ها اگر بدانند که کدام شاخص ها برای موقعیت های سازمانیشان مناسب تر است می توانند مقادیر زیادی زمان و پول را ذخیره کنند.شاخص ها و اندازه های نامشهود و غیر مالی از قبیل روابط مشتری،می تواند به عنوان بیش از نیمی از دارایی های شرکت به حساب بیاید.بنابراین این شاخص های غیر مالی می تواند سازمان ها را در مدیریت عملکرد موثر و پیش بینی سود آوری آینده کمک کند.

2-2-10-1مزایای کارت امتیازی متوازن در بانکداری

“هانک یی- وُ” بعد بررسی ادبیات مربوطه مزایای زیر را برای استفاده از کارت امتیازی متوازن در صنعت بانکداری بر می شمرد:
چارچوبی برای ارزیابی و توسعه استراتژی های بانک فراهم می کند.
اهداف استراتژیک و اندازه های عملکردی را برای ترجمه و تبدیل استراتژی های بانک به عمل توسعه می دهد.
راهی را برای اندازه گیری و نظارت بر عملکرد شاخص های کلیدی فراهم می کند که می تواند منجر به اجرای موفقیت آمیز راهبردهای بانکی شود.
یک ابزار کارآمد برای اطمینان بهبود مستمر در سیستم ها و فرآیند های بانکی.

2-3 معیارهای مقایسه و تحلیل متدولوژی ها

برای تدوین متدولوژی مناسب عارضه یابی سازمانی، معیارهایی به عنوان ابعاد تحلیل و مقایسه متدولوژی های انتخاب شده مد نظر قرار گرفت که عبارتند از:
معیار 1- اصول و پیش فرض ها: هر یک از متدولوژی های انتخاب شده مبتنی بر یکسری اصول و پیش فرض بنا شده اند که نقاط قوت و ضعف آنها در مورد هر متدولوژی، در جدول شماره 1 ارائه شده است.
معیار 2- ساختار: این معیار ساختار مدل را با توجه به مواردی نظیر دیدگاه مدل به سازمان، حوزه ها و عوامل معرفی شده، وضوح و روشنی حوزه ها و عوامل معرفی شده و انعطاف پذیری ساختار مدل در صورت لزوم ایجاد تغییر در آن، مورد بررسی قرار می دهد. نقاط قوت و ضعف هر یک از متدولوژی های انتخاب شده با توجه این معیار در جدول شماره 2 ارائه شده است.
معیار 3- کارآمدی در اجرا: این معیار کارآمدی متدولوژی را در اجرا، با توجه به مواردی نظیر سهولت اجرا، فراگیری استفاده (تنوع کاربردی)، وضوح روشهای ارائه شده برای اجرای متدولوژی و تناسب متدولوژی با هدف عارضه یابی سازمانی مورد توجه قرار می دهد. نقاط ضعف و قوت هر یک از متدولوژی های انتخاب شده با توجه به این معیار در جدول شماره 3 ارائه شده است.
معیار 4- پشتوانه علمی و اجرایی: این معیار متدولوژی ها را با توجه به پشتوانه علمی و اجرایی از جمله توسعه دهندگان متدولوژی، منابع اطلاعاتی در دسترس وامکانات در دسترس برای اجرای متدولوژی مورد بررسی قرار می دهد. نقاط قوت و ضعف هر یک از متدولوژی های انتخاب شده در ارتباط با این معیار در جدول 4 ارائه شده است.

2-4 نتیجه گیری

سازمان ها بدون توجه به نوع فعالیت، اندازه و ساختار و یا میزان بلوغ سازمانی به منظور کسب موفقیت در دستیابی به آرمان و اهداف راهبردی خود نیاز به استقرار سیستم مدیریتی مناسب دارند. با توجه به مقایسه انجام شده در این مقاله مدل کارت امتیازی متوازن(BSC) به نظر می رسد مدل مطلوب می باشد. این مدل ابزاری اجرایی جهت کمک به سازمان ها برای اطمینان از تحقق استقرار سیستم مدیریتی مناسب بوسیله سنجش میزان قرار گرفتن در مسیر برتری پایدار است،که به صورت جامع و فراگیر کلیه روابط و فرآیند ها را مورد توجه قرار داده و به سازمان ها کمک می کند تا فاصله ها را شناسایی و سپس راه حل ها را با انگیزه بیشتر تعیین کنند.
2-5 منطق فازی
منطق فازی یک تعمیم ∞- ارزشی است، این تعمیم صرفاً مشتمل بر بحثهای محض ومجرد نیست، بلکه این منطق به دلیل توانایی در صورتبندی وجوه تقریبی استدلال، موارد استفاده و کاربرد های بسیار یافته است. ویژگی های اصلی منطق فازی که آن را از منطق کلاسیک (منطق های دو ارزشی و چند ارزشی ) جدا می سازد به شرح زیر است:
1) در منطق دو ارزشی، یک گزاره یا درست است و یا نادرست. در منطق های چند ارزشی هر گزاره می تواند درست یا نادرست باشد و یا یک مقدار درستی میانه داشته باشد، که این مقدار درستی می تواند عضوی از یک مجموعه متناهی یا نامتناهی مقادیر درستی T (معمولاً [1و0] = T) باشد، اما در منطق فازی ، مقادیر درستی ، زیر مجموعه های فازی از [1و0] هستند.
2) در منطق کلاسیک ، محتمل ها باید کاملاً معین باشند، یعنی زیر مجموعه هایی مشخص (غیر فازی) از مجموعه مرجع باشند، در حالیکه در منطق فازی، محتمل ها می توانند فازی باشند.
3) در منطق کلاسیک، تنها قیدی که معنای یک گزاره را تغییر می دهد قید منفی (نه، چنین نیست که) است، اما در منطق فازی می توان از قیدهای فازی برای تعدیل و تشدید و…. به طور کلی تغییر معنای گزاره ها استفاده کرد، مانند قیدهای خیلی، کم و بیش ، کمی ،…
4) در منطق کلاسیک ،تنها دو سور عمومی و وجودی داریم، که به ترتیب بیانگر همه و بعضی (حداقل یکی) است، در مقابل در منطق فازی می توانیم از سورهای فازی ، مانند: اکثر، خیلی، بندرت ،…. استفاده کنیم.
5) منطق کلاسیک یک وجه توصیفی دارد که همان درستی گزاره ها است و هر گزاره یا استنتاج از جنبه درستی سنجیده می شود، در حالیکه منطق فازی ، سه وجه توصیفی به شرح زیر دارد (طاهری، 1378).
الف) توصیف درستی. مانند آنکه بگوییم:
گزاره P : «احمد جوان است» ، تقریباً درست است.
ب) توصیف احتمالی. مانند آنکه بگوییم:
گزاره P : «احمد جوان است» ، تقریباً محتمل است.
ج) توصیف امکانی. مانند آنکه بگوییم:
گزاره P : «احمد جوان است» ، خیلی ممکن است.
نظریه فازی با نظریه احتمال نیز دارای تفاوتهای اساسی است. نظریه احتمالات نظریه ریاضی شانس یا حالت اتفاقی است. ایده احتمال این است که هر واقعه، عددی مرتبط با وقایع برابر یک می گردد، اما منطق فازی استدلال با مجموعه های فازی می باشد. به عنوان مثال مرزبندی فصل های سال مرزبندی حقیقی نیست ، و نمی توان زمان مشخصی را برای شروع یک فصل در نظر گرفت. استدلال بر مبنای نظریه امکان بنا شده است ( امینی و خیاطی ، 1385 ).
2-5-1 نظریه امکان26
پیشرفت های بسیار در نظریه احتمال منجر به این باور عمومی گشته است که عدم اطمینان موجود در پیشامدها و سیستم ها و فرآیند ها صرفاً ماهیتی ناشی از تصادف دارند و در نتیجه می توان با روشهای احتمالی آنها را مورد بررسی قرار داد، به علاوه از دیر باز تنها رهیافت ریاضی تکامل یافته برای اقدام در شرایط عدم اطمینان نظریه احتمال بوده است.گرچه این نظریه در بسیاری موارد مفید و موفق بوده است اما در مواقعی، تنها در یک نوع خاص از عدم اطمینان کارایی دارد.
وجود اطلاعات ناقص، منجر به انواع گوناگون عدم اطمینان می شود که فقط یکی از آن انواع در قالب نظریه احتمال بیان شدنی است و آن، عدم اطمینانی که ناشی از وجود جنبه های تصادفی است، می باشد.
برای کاربرد در شرایط عدم اطمینان و قطعیت ، نظریه امکان بسیار مناسب است. این نظریه در الگوبندی و توصیف بسیاری از فرآیند ها و سیستم های متضمن عدم اطمینان کارایی دارد، چرا که بسیاری از انواع عدم اطمینان ها که در زمینه های مختلفی با آنها سر وکار داریم، اصطلاحاً جنبه امکانی دارند. در نظریه امکان، عدم اطمینان یک پیشامد (اطلاع ما از هر پیشامد) توسط دو عدد مشخص می شود. یکی درجه امکان خود پیشامد و دیگری درجه امکان پیشامد متناقض با آن پیشامد. درجه لزوم خود پیشامد ، متمم امکان پیشامد متناقض است.
تعاریف زیر در مورد مفاهیم اندازه امکان و اندازه لزوم بیان می شوند:
تعریف1: اگر X یک مجموعه مرجع، Φ یک مجموعه تهی وP نگاشتی با برد [1و0 ] باشد، P را یک اندازه امکان بر X گویند هرگاه :
الف)
0 = (Φ)P , 1 = (X)P (2-1)
ب) به ازای هر دو زیر مجموعه مانند A , B از دامنه تعریف :
(2-2)
ج) به ازای هرزیر مجموعه مانند B و A از دامنه تعریف:
(2-3)

این تعریف x ، مجموعه مرجع و هر زیر مجموعه A از آن ، یک پیشامد خواهد بود و (A)P درجه (امکان) رخ دادن پیشامد A تفسیر

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی کارت امتیازی متوازن، استراتژی ها، ارزیابی عملکرد، رضایت مشتری Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سلسله مراتب، روش حداقل مربعات، منطق فازی، اولویت‌بندی