پایان نامه با واژگان کلیدی پرستاران شاغل

دانلود پایان نامه ارشد

معتقد است که شاخصهاي محيط کار بخش ويژه ميتواند موانعي را براي پرستاران در اجراي فعاليت مراقبتي ايجاد کند، که اين امر کيفيت و ايمني مراقبت انجام شده توسط پرستاران را به مخاطره مياندازد(16) .
مجموع مسائل و چالشهاي مرتبط با شرايط و امکانات محيط کاري پرستاران شاغل در بخش ويژه در قالب “موانع عملکردي” مطرح ميگردد. اين موانع عملا با افزايـش بار کاري، روي کيفـيت زندگي کاري ( رضايت شغلي، استرس و فرسودگي شغلي) وعملکرد آنها ( کيفيت و ايمني مراقبت ارائه شده) تاثير منفي مي گذارد(8).
از آنجاييکه که نکته کليدي و بحث برانگيز در رابطه با عملکرد بيمارستاني ، مسئله ايمني بيماران ميباشد، لذا اين مسئله به طور گستردهاي به عنوان يک بخش اساسي در ارائه خدمـات درتمام سطوح مراقبـتهاي بهداشتي قابل توجه و تاکيد ميباشد(18،17). از اين رو در ارائه مراقبتهاي ويژه نيز، چالشهاي اساسي ايمني بيمار و کيفيت مراقبت مرتبط با آن از مسايل اصلي مطرح شده ميباشد(19،4). عفونت، ميزان زخم فشاري، خطاهاي انساني، مدت زمان بستري و مرگ و مير بيماران از شاخصهاي کيفيت و ايمني مراقبت به شمار ميآيند(20). در راستاي ايمني مراقبت در بخش ويژه زانگ10 مسئله کاستيها و خطاهاي درماني را مطرح ميکند و اظهار ميدارد که در جريان ارائه مراقبت هاي ويژه خطاهاي درماني به ميزان بالا رخ ميدهد که اغلب نتايج وخيمي دارد. دلايل متعددي براي اين مسئله وجود دارد. بطورمثال: فرايند تصميم گيري و حل مشکل معمولا پيچيده است، زيرا بسياري از تصميمات به ناچار با ميزان اطلاعات بسيار محدود اتخاذ ميشود؛ ضمن اينکه اغلب فشار ناشي از محدوديت زماني, خستگي و استرس ناشي از آن نيز وجود دارد. بر اين اساس غالبا يک ارائه دهنده مراقبت ناگزير به انجام چند اقدام به طور همزمان مي باشد واين در حالي است که از يک سو نقصان آگاهي نسبت به نحوه استفاده از وسايل و تجهيزات پزشکي متعدد و پيچيده ، خطر احتمـال بروز خطـا را مطـرح ميکند و از سوي ديگر مسايل اجتمـاعي نيز پيچـيدگي وظـايف را افزايش ميدهد(9).
ارائه دهندگان خدمات مراقبتي علي رغم محدوديتهاي طبيعي موجود در مهارت، توانايي و تمرکزشان، حتي در زمان استرس ميبايست قادر به انجام موارد زير باشند؛ مثلا به طور مداوم از دانش باليني خود استفاده کرده و همه وظايفشان را پيگيري کنند، از بيمار مراقبت کرده و همواره از شرايط و تغييرات آگاهي داشته باشند، ‌جواب پرسشها و زنگها و تماس تلفني را بدهند، بسياري از وظايف محوله را به خاطر آورند و در نهايت اقدام درست را انجام دهند. همه اين فعاليتها بايد در بسياري از مواقع در يک محيط متنـوع، گيج کننده، پر سروصدا و پر هـرج ومـرج انجام شود. بعـلاوه وجود سيستـمها،‌ دستگاهها، تجهيزات و يا محيطهاي مراقبتي که بطور نامناسب طراحي شده باشد، احتمال خطا را افزايش ميدهد(21). همچنين موانع و وقفه هاي عملکردي در زمان خستگي و در موقعيت هاي حجم کاري بالا، نه تنها تمرکز و پردازش شناختي پرستاران را مختل ميسازند، بلکه توجه، هوشياري و خلاقيت را نيز براي آنان مشکل مينمايند. زيرا پرستاراني که دائماً دچار تغيير در توجه از يک موضوع به موضوع ديگر هستند قادر به تدوين و تبيين يک تصوير کامل و منسجم از وظايفي که به آنها اختصاص داده شده نخواهند بود. شايان ذکر است که اگرچه برخي از وقفهها از قبيل زنگ هشدار مانيتورها در مواقع نيازهاي مراقبتي بيمار لازم ميباشد، ولي اکثر وقفهها در ارتباط با درخواست اطلاعات و سوالات مرتبط با بيمار ازسوي همراهان، مثلاً درمورد زمان ترخيص از يک بخـش ميباشد. اين قبيل موانع و وقفهها در زمان بررسي و ارزيابي نيازهاي بيمار توسط پرستار، باعث افزايش بار کار شناختي و بطور بالقوه منجر به خطا ميشود(22).
شايد بدين لحاظ است که اگر چه از مراقبين بهداشتي انتظار نميرود که خطا کنند؛ اما عملا اشتباه رخ ميدهد که بعضي از اين اشتباهات منجر به آسيبهاي جدي يا مرگ ميشود. درخصوص مرگ و مير ناشي از خطاهاي بيمارستاني، اسکات11 گزارش ميکند که هر سال تقريبا 3/1 ميليون بيمار از خطاهايي که در زمان بستري در بيمارستان رخ ميدهد، آسيب ميبينند و بيش از صد هزار مرگ از حوادث قابل پيشگيري ناشي ميشود(17). همچنين در مطالعه اي که در 28 بيمارستان از 2 ايالت ولز جنوبي جديد12 و استرالياي جنوبي13 انجام گرديد، به وضوح نشان داده شد که 17 درصد از پذيرشها، همراه با عوارض جانبي بوده و 5/18 درصد از حوادث منجر به از کارافتادگي دائم و يا مرگ ميشود. اين مطالعه همچنين نشان داده که 51 درصد از عوارض جانبي قابل پيشگيري ميباشند(23). سوسا14(2009) بر اساس مطالعات متعدد انجام شده در سالهاي اخير اعلام ميدارد که حدود 17-4 درصد از پذيرشهاي بيمارستاني منجر به حوادث ناخوشآيندي ميشوند که 50 درصد آنها قابل پيشگيري ميباشد(24).
همانگونه که ذکر شد، موانع عملکردي موجود در محيط کار بخش ويژه با افزايش بار کاري ، علاوه بر تاثير نامناسب روي ايمني و کيفيت مراقبت، تاثير منفي نيز روي کيفيت زندگي کاري( رضايت شغـلي, استـرس وفرسـودگي شغلي) دارد(4 ). نارضـايتي و فرسـودگي شـغلي، همچنين بروز بيماري و جراحات، از پيامدهاي مربوط به پرستاران شاغل در بخشهاي ويژه است(14). وقتي پرستاران بخشهاي ويژه افزايش حجم کاري را تجربه ميکنند،‌ بالطبع با مشکلاتي که به صورت اختلال در مکانيـسمهاي مقابله با استـرس، مديريـت کردن مشکلات و توانايي کنـارآمدن با تغيير مواجه ميشوند. بنابراين پرستاران بخش ويژه همواره با مسائل و مشکلات مربوط به کار از قبيل عدم انگيزه،‌ رفتار ناسازگارانه، سرخوردگي به دليل تجهيزات ناکافي يا کمبود پرسنل و نارضايتي مواجه ميشوند (25). در رابطه با رضايت از شغل و نقش آن در رضايت پرستاران، نتايج بدست آمده از پژوهشي که توسط ميرفرهادي انجام شده است نشان ميدهد که افزايش رضايت از عوامل شغلي ( سياست سازماني (004/0 P ) و وضعيت حرفهاي ( 02/0 P ) ) موجب افزايش رضايت افراد از زندگي شده است(26).
شايان ذکر است که پيامدهاي ناشي از موانع عملکردي پرستاران ميتوانند همديگر را نيز تحت تاثير قرار دهند(14). بهطوريکه پرستاران دچار حجم کاري بالا، غالبا قادر به تسهيل و حفظ سلامت حرفه اي و فردي خود و در نتيجه سلامت بيمار و خانوادههايشان نميباشند (25) ؛ ضمن اينکه پرستاراني که قادر به ارائه مناسب خدمات مراقبتي نباشند، از کار خود راضي نخواهند بود و اين امر موجب نارضايتي بيمار خواهد شد. همچنين تاثيرات نامطلوب اين موانع بر روي پرستار و بيمار، به دليل ايجاد بهرهوري پايين، گردش مالي بالا، ادعاي غرامت کارکنان و بيماران، همچنين طولانيترکردن زمان بستري بيمار و لزوم انجام درمانهاي بيشتر، باعث افزايش هزينه ميشود(14). از اين رو درک حجم کار شناختي پرستاران در محيطهاي ويژه جهت افزايش ايمني بيمار از سوي مديران و برنامه ريزان و تاکيد بر اينکه ارتقا کيفيت و ايمني در مراقبت بهداشتي نيازمند تغيير در چگونگي ارائه مراقبت و استفاده بهينه از ارائهدهندگان مراقبت و ارتقاء ساختار سيستم ميباشد، واقعيتي انکارناپذير و ضروري است(27،22).
در تحقيقات کمي و کيفي معدودي که در رابطه با موانع عملکردي بخشهاي مراقبت ويژه انجام شده است، اين موانع به گروههاي اصلي زير تقسيم شده است: 1- محيط کار فيزيکي مانند: نبودن جاي کافي جهت نشستن و انجام کارهاي نوشتاري، 2- ارتباط با خانواده بيمار مانند: صرف وقت طولاني جهت آموزش به خانواده يا دريافت تلفنهاي متعدد از خانواده بيمار، 3- تدارکات از قبيل: خوب تجهيز نبودن اطاقهاي ايزوله و غير ايزوله يا ذخاير نا کافي انبار تجهيزات و تاخير در دريافت دارو از داروخانه، 4-تجهيزات از قبيل: صرف وقت جهت پيدا کردن وسايل بدليل اينکه در جاي اصلي خودشان نمي باشند، 5-اطلاع رساني و ارتباطات مانند طول کشيدن زمان تحويل و تحول شيفت يا دادن اطلاعات غير ضروري يا ناکافي هنگام تحويل شيفت، 6- چگونگي همکاري ساير افراد تيم مانند: به موقع نبودن , مفيد نبودن و ناکافـي بودن کمک سايـر پرستاران و منـشي بخش، 7- الزام به مشارکت در انتقال داخل بيمـارستاني مددجويان مثل همراهي کردن بيمار هنگام انتقال؛ در حاليکه بيمار ديگري که مسئوليتش به پرستار واگذار شده است در بخش تنها ميماند(8). شايعترين موانع عملکردي تجربه شده توسط پرستاران بخشهاي ويژه شامل محيط کار پر سر و صدا ، پرت شدن حواس توسط خانواده بيمار و تأخير در گرفتن دارو از داروخانه مي باشد. اين موانع عملکردي ممکن است کيفيت و ايمني مراقبت ارائه شده توسط پرستاران را تحت تأثير قرار دهد براي مثال فرصت هايي براي خطاهاي درماني ايجاد کند(29،28).
در همين راستا توکر15 نيزگزارش کرده است که بطور متوسط 9 درصد از وقت پرستاران(44 دقيقه در يک شيفت 8 ساعته) صرف فعاليت هايي جهت حل و فصل نارساييها و شکستها مثل تماس با داروخانه جهت تهيه کمبود داروهايي که بايد در قفسه مربوط به داروهاي بيمار موجود بوده يا پيدا کردن ترمومتر و يا تلاش در يافتن پزشک معالج بيمار ميشود. بعلاوه موانع و شکستهاي عملکردي، در تمرکز پرستاران اختلال ايجاد کرده و باعث تأخير در مراقبت از بيمار، هدر رفتن منابع بيمارستاني و در موضع خطر قرار دادن بيماران ميشوند. همچنين وي اذعان ميدارد که شايعترين محدوديتهاي مطرح شامل: اطلاعات مربوط به کار، ابزار و تجهيزات و پشتيباني بودجه، خدمـات مورد نياز و کمـک از سايرين، آمادگـيهاي شغلي از طريـق آموزش و تجـربه، زمان در دستـرس، جنبـههاي فيزيـکي محيـط کار و برنامهريزي مي باشد (30) .

نتايج حاصل از ديگرمطالعات انجام شده در زمينه مديريت بار کاري پيشنهاد ميکند که بهبود محيط کار و روش انجام کار، ميتواند استرس تجربه شده توسط پرستار را کاهش داده و ثبات شغلي را افزايش دهد. مديريت کردن منابع از طريق مديريت ظرفيتها نه تنها يک راهکار جهت مديريت بارکاري بلکه يک تمرکز بين المللي جهت کيفيت بهبود و مراقبت از بيمار و ايمني بيمار ميباشد(11). ضمن اينکه تغيير در برخي از عوامل ساختاري و سازماني بخش مراقبت ويژه از جمله حضور تيم مراقبت ويژه ، مديريت تمام وقت، بخش ويژه با مدل بسته، حضور متخصص داخلي 24 ساعته، ميزان پايدار نسبت پرستار به بيمار، درجه بالاتر بيمارستان، حضور مشاور داروساز در بخش ويژه، ورود دستور پزشک به صورت کامپيوتري و تعاملات مناسب بين پزشک و پرستار، با بهبود نتايج مربوط به بيمار همراه ميباشد(31). بسياري از شواهد مبتني بر مطالعات مداخلهاي در محيط بخش ويژه ضمن اينکه ارتباط بين عوامل سازماني بخش ويژه و نتايج را نشان ميدهد(20،19، 16)، بر نقش عوامل سازماني بخش ويژه در کاهش مرگ و مير بيماران تحت تهويه مکانيکي تاکيد دارد(10).
عليرغم مطالعات متعددي که در رابطه با شرايط کاري و فاکتورهاي فيزيولوژيک محيط کار پرستاران بخش ويژه انجام شده است، ولي به نظر ميرسد که اين مطالعات تاثير زيادي روي بهبود کار پرستاران بخش ويژه نگذاشته است؛ که به احتمال زياد وقوع اين امر ميتواند در ارتباط با عدم توجه به جزييات ضروري و اساسيتر روي سيستم کار در بخش ويژه باشد، زيرا مشخص نيست که در چه مواردي به اعمال تغيير و ايجاد بهبود در مدل و چهارچوب اقدامات بخش ويژه نياز داريم. لذا پيشنـهاد ميشود سيستم کار در بخش ويژه با هدف تشخيص نقاط قابل ارتقا و يا قابل تغيير در مدل مراقبتي در بخش ويژه مورد بررسي و تاکيد قرار گيرد. در همين راستا اسميت16 و کارايون- سن فورد 17در سال 1989 و کارايون18 و اسميت در سال 2000 مدل سيستم کار را ارائه دادند که يک چهار چوب جهت تعيين موانع عملکردي در محيط کار بخش ويژه را فراهم ميکند . در اين مدل مطرح شده سيستم کار از چهار جزء “وظايف, تجهيزات و تکنولوژي, محيط و سازماندهي” تشکيل شده است که موانع عملکردي ميتواند از هر کدام از اجزاء اين سيستم برخاسته شود(4) .
ازآنجائيکه مفهوم موانع عملکردي مي تواند جهت پردازش و بهبود کار بخش ويژه استفاده شود(8). به نظر مي رسد، انجام پژوهش در رابطه با محدوديتهاي

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی عملکرد کارکنان، پرستاران شاغل Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی پرستاران شاغل