پایان نامه با واژگان کلیدی ولایت فقیه، امام خمینی، حکومت اسلامی

دانلود پایان نامه ارشد

دلالت مىكند و لازمهی آن اين است كه ولىّ نسبت به آنچه بر آن ولايت دارد، داراى حقى است كه ديگرى ندارد و مىتواند تصرفاتى بنمايد كه ديگرى جز به اذن او نمىتواند؛ مثلاً ولىّ ميت مىتواند در اموال او تصرف كند. اين ولايت او ناشى از حق وراثت است. خداوند ولىّ امر بندگان خويش است؛ يعنى امور دنيوى و اخروى آن ها را تدبير مىكند و او ولىّ مؤمنان است. بنابراين، معناى ولايت، گونهاى از قرابت است كه منشأ نوعى تصرف و مالك بودن تدبير است10.
مقصود از ولایت در بحث ولایت فقیه، همان مفهومي است كه در عرف رايج به كار ميرود و هم رديف واژههايي مانند: امارت، حكومت، زعامت و رياست ميباشد. ولايت در این مفهوم، دربارهی كسي گفته ميشود كه بر خطّهاي حكمراني كند.

1-3-1. اقسام ولایت
با توجه به آنچه که بیان شد، ولایت به معنای مذکور به «تکوینی» و «تشریعی» تقسیم می‏شود که برای روشن شدن مقصود اصلی، به بیان هر یک از آن دو میپردازیم.
1-3-1-1. ولایت تکوینی
ولایت تکوینی به معنای تصرف در موجودات و امور تکوینی است. چنین ولایتی از آن خداست. اصل پیدایش، تغییرات و بقای همه موجودات به دست اوست و همه تحت اراده و قدرتش قرار دارند. خداوند متعال مرتبه‏ای از این ولایت را به برخی از بندگانش اعطا می‏کند. معجزات و کرامات انبیا و اولیا، از آثار همین ولایت تکوینی است. آنچه در ولایت فقیه مطرح میشود، ولایت تکوینی نیست.

1-3-1-2. ولایت تشریعی
ولایت تشریعی خود بر دو قسم است:
الف) قانون‏گذاری: بر اساس توحید ربوبی، هرگونه قانونی که انتساب به خداوند نداشته باشد، به شرک در تشریع منتهی می‏شود. خداوند در قرآن کریم بیان میدارد: «إنِ الْحُکْمُ إِلاَّ لِلَّهِ»11. بر این اساس فقط کسی مجاز به جعل قانون است که از طرف خداوند، مأذون باشد. مانند پیامبر اکرم (ص) و امامان معصوم (ع). در قرآن کریم آمده است: «وَ ما ینْطِقُ عَنِ الْهَوی‏ إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْی یُوحی‏ عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوی»12. یعنی: «و هرگز از روى هواى نفس سخن نمى‏گويد! آنچه مى‏گويد چيزى جز وحى كه بر او نازل شده نيست! آن كس كه قدرت عظيمى دارد او را تعليم داده است»13.
امام صادق(ع) نیز فرموده است: «فَمَا فَوَّضَ اللَّهُ إِلَى رَسُولِهِ فَقَدْ فَوَّضَهُ إِلَيْنَا»14.
در شأن ائمهی هدی (ع) باید گفت «اینان حامل ودایع نبوت بودند و طبق تعلیم و تربیت پیامبر اکرم (ص) و تأیید روح القدس، بینش واقعی لازم را دارا بودند و بر ملاکات اصلی احکام، نسبت به پیشامدها کاملاً واقف بودند و بر حسب رخدادهای زمانه و مصالح مقتضی، تشریع احکام می‏نمودند»15.
در زمان غیبت نیز فقیه جامع الشرایطی که به کتاب و سنت آشنایی دارد و نسبت به اوضاع و احوال زمانه آگاه و از تقوا نیز برخوردار است، از سوی معصومین (ع) مأذون است تا به وضع قوانین متغیر در چارچوب احکام و مصالح جامعهی اسلامی بپردازد. جعل چنین ولایتی برای فقیه جامع الشرایط، نه تنها منافاتی با ولایت تشریعی ندارد، بلکه شأنی از شؤون ربوبیت الهی و در طول آن است16.
ب) زعامت و رهبری: از دیدگاه اسلامی، انسان یکتاپرست نباید از هیچ فرد یا نهادی فرمان ببرد و کسی را ولیّ، سرپرست و ارباب خود قرار دهد و بی‏چون و چرا مطیع او گردد. همانگونه که در قرآن کریم آمده است: «اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ الْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیمَ وَ ما أُمِرُوا إِلاَّ لِیعْبُدُوا إِلهاً واحِداً»17. یعنی: «آنها دانشمندان و راهبان خویش را معبودهایی در برابر خدا قرار دادند، و همچنین مسیح فرزند مریم را؛ در حالی که دستور داشتند فقط خداوند یکتایی را که هیچ معبودی جز او نیست، بپرستند»18.
مگر آنکه خداوند برای کسی چنین حقی را جعل و تشریع کرده باشد. در قرآن کریم بیان شده است: «النَّبِی أَوْلی‏ بِالْمُؤْمِنِینَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ»19. یعنی: پیامبر به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است. همچنین در جایی دیگر از قرآن کریم آمده است: «إِنَّما وَلِیکُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ یؤْتُونَ الزَّکاهَ وَ هُمْ راکِعُونَ»20. یعنی: سرپرست و ولیّ شما تنها خدا و پیامبرش است و نیز کسانی که ایمان آوردند؛ آنها که نماز را برپا میدارند و در حالت رکوع، زکات میدهند.
بر اساس این آیات، خداوند ولایت تدبیری و حق اداره و تنظیم اجتماعی را برای پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع) تشریع کرده است و تنها آنان هستند که می‏توانند حاکمیت سیاسی و زمامداری جامعه را در دست گرفته و در رأس هرم قدرت باشند.
بر اساس دلایل گوناگون که بیان خواهد شد، چنین ولایتی از طرف ائمّهی اطهار (ع) به فقیهان واجد الشرایط، واگذار شده است و آنان به نیابت از معصومین (ع) علاوه بر حق قانون‏گذاری، دارای ولایت و رهبری جامعه بوده و موظف به تدبیر، سرپرستی و تنظیم اجتماعی جامعهی اسلامی هستند21.

1-4. ولایت فقیه
ولایت فقیه اصطلاحی برای نظام حکومت اسلامی پس از ائمّهی طاهرین (ع) است. «حکومت، زعامت و تصدی ادارهی امور اجتماعی ـ سیاسی مسلمانان به دست عالم دینی و یا حکمرانی فقیهان عادل بر مبنای مصلحت قاطبهی مسلمانان و در راستای اجرای مقررات اسلامی را ولایت فقیه می‌گویند»22. به عبارت دیگر، ولایت فقیه عبارت است از حاکمیت فقیه جامع الشرایط بر جامعه اسلامی و سرپرستی کلیهی شؤون زندگی اجتماعی توسط ایشان.
موضوع اصلی ولایت فقیه این است که در زمان غیبت امام معصوم (ع) چه باید کرد؟ آیا امّت اسلامی باید بدون رهبر باشد؟ یا باید به رهبری طاغوت تن دهد؟ یا باید بهترین شخص از نظر علم و تقوا و مدیریت سیاسی که کمترین فاصله را با معصوم (ع) دارد، به رهبری امّت اسلامی بپردازد؟
در عصر غیبت کبری که مردم از نعمت حضور امام معصوم (ع) در جامعهی انسانی و راهبری او در عرصه‌های گوناگون همانند حکومت و قضاوت محروم‌اند، فقیه عادل دارای شرایط فتوا بر آنان ولایت دارد. ولایت فقیه در حقیقت، نیابت عام از امام معصوم (ع) است و به معنای سرپرستی امور شیعیان در عصر غیبت کبری میباشد.
حضرت امام خمینی (ره) در اين باره مینویسند: «فقيه عادل، همهی آنچه را كه پيامبر (ص) و ائمّهی اطهار (ع) راجع به حكومت و سياست داشتهاند را دارا است و تفاوت، نامعقول است. زيرا والي، هر شخصي كه باشد، عهدهدار اجراي احكام شريعت و اقامهی حدود الهي و أخذ خراج و سایر ماليات و تصرف در آن بر اساس مصلحت مسلمانان است»23.
به خوبي روشن است كه مقصود از ولايت، همان مسؤوليت اجرايي احكام انتظامي است كه دربارهی امامت نيز همين معني منظور است و اصلاً مسألهاي به نام قيموميت و محجوريت در كار نيست و هر كس چنين توهمي كند، پنداري بيش نميباشد.
اين گفتار امام راحل (ره) همان چيزي است كه فقهاي بزرگ شيعه، قرنها پيش گفتهاند و مطلب تازه و نو پيدايي نيست. از همان موقع كه فقه شيعه تدوين يافت، مسألهی ولايت فقيه مطرح گرديد و مسؤوليت اجرايي احكام انتظامي اسلامي را بر عهدهی فقهاي جامع الشرايط دانستند.
نظریهی ولایت فقیه، هر چند مبتنی بر مبانی و آموزههای دینی بوده و دارای پیشینهی تاریخی طولانی تا عصر امامان معصوم (ع) میباشد، ولی شکلگیری نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر نظریهی ولایت فقیه که به عنوان تنها شکل مشروع حکومت در زمان غیبت از سوی امامان معصوم (ع) معرفی شده است، در ابتدا و برخورد ملموس و عینی این نظریه با واقعیات جامعه در عرصهی مدیریت، باعث تکامل و تبیین هر چه بیشتر اختیارات ولیّ فقیه، در قالب نظریهی «ولایت مطلقهی فقیه» شد.
1-5. نظریهی ولایت مطلقهی فقیه
مقصود از «اطلاق» در این مبحث، گسترش دامنهی ولایت فقیه و شمول مسؤولیت است که برای تأمین مصالح و تضمین عدالت، همهی ابعاد مصالح مردمی را فرا می‌گیرد. فقهای پیشین به جای واژهی «مطلقه» از «عامه» استفاده می‌کردند؛ زیرا در برابر این شمول و مطلق بودن ولایت، ولایت‌های دیگری نیز وجود دارد که جهات خاصی از آن‌ها مورد نظر است. مانند ولایت پدر در امر ازدواج دختر یا ولایت پدر و جد در تصرفات مالی فرزندان نابالغ. بنابراین، منظور از اطلاق، گسترش دامنهی ولایت فقیه و مسؤولیت اجرایی ولیّ فقیه در همهی احکام اسلامی و همهی ابعاد مصالح عمومی مردم است و مانند دیگر ولایت‌ها، یک بعدی نخواهد بود. ازاین‌رو، مطلقه در برابر مقیده‌ای آمده است که اختیارات ولیّ فقیه را به موارد خاصی همچون امور حسبیه محدود می‌کردند.
اصل این مطلب که فقیه جامع الشرایط فی‌الجمله دارای حق تصرف در برخی از امور اجتماعی است، مورد پذیرش همهی فقها قرار دارد24، ولی این که دایرهی نفوذ حکم او تا کجاست و این که این حق از باب ولایت است یا صرفاً نوعی اجازه است، محل گفت‌وگوی فقیهان شیعی قرار گرفته است. مواردی مثل قضاوت که به وضوح در دایرهی اختیارات فقیه قرار دارد، خارج از این بحث قرار می‌گیرند و هیچ فقیهی مخالف آن نیست.
حضرت امام خمینی (ره) دربارهی ولایت مطلقهی فقیه، معتقد بودند هر اختیاری که پیامبر اسلام (ص) دارد، برای فقیه هم ثابت است و عقلاً نمیتوان میان این دو، تفاوتی قائل شد. همچنین ایشان به ‌صراحت از اختیار ولیّ فقیه برای تعطیل موقت برخی احکام سخن می‌راند و حکومت اسلامی را مقدم بر همهی احکام اولیه می‌دانست.25 از سوی دیگر ایشان هیچ‌گاه ولایت را به قانون عرفی مقید نمی‌دانست و در بسیاری از موارد، فراتر از قانون اساسی و قوانین عادی عمل میکرد؛ مواردی مثل تشکیل مجمع تشخیص مصلحت نظام، تأسیس بنیاد‌های شهید و جانبازان، دادگاه ویژهی روحانیت و… که هیچ‌ یک در قانون اساسی وقت، جزو اختیارات یا وظایف رهبری شمرده نشده بود26.

1-6. نظارت
1-6-1. تعریف لغوی نظارت
نظارت در لغت به معنای نگاه كردن است و گاهى منظور از آن دقت، تدبر و تأمل و گاهى دیگر منظور معرفت حاصله بعد از فحص و تأمل میباشد‏27.
در زبان عربی واژگان «نظر» و «نظارت» یعنی بازرسی، رسیدگی، مطالعهی دقیق، تفتیش، بررسی، کنترل و مراقبت28. همچنین «النظر» به تأمل کردن در چيزي، اندازهی چيزي را در نظر داشتن و قياس کردن و «الناظر» به حافظ و نگهبان معنا شده است29.
فرهنگنامههای فارسی، واژهی «نظارت» را اینگونه معنا کردند: «نظر کردن و نگریستن به چیزی، مراقبت و در تحت نظر و ديدهباني داشتن کاري، نگراني، ديدهباني به سوي چيزي، مباشرت، حراست»30. همچنين «نظارت» به معناي «عمل ناظر و مقام او و مراقبت در اجراي امور» آمده است31.

1-6-2. تعریف اصطلاحی نظارت
دربارهی اصطلاح نظارت تعریفهای مختلفی در حقوق، مدیریت و … ارائه شده است.
«نظارت به مجموعه عملياتي گفته ميشود که طي آن ميزان تطابق عملکرد اشخاص با قوانين و مقررات، سنجيده ميشود تا از مطابقت نتايج عملکرد با هدفهاي مطلوب، اطمينان حاصل شود»32. همچنین «نظارت به مشاهده و بررسی مستمر، به منظور کنترل و هدایت فعالیت اعضا و سازمانها و یگانهای تابعه در اجرای صحیح خط مشیها، طرحها و برنامههای ابلاغی اطلاق میگردد»33.
بنابراين «وظیفهی نظارت، بررسی و ممیزی و ارزشیابی کارهای انجام شده یا در حین انجام و انطباق آنها با تصمیمات اتخاذ شده و همچنین با قانون و مقررات در جهت جلوگیری از انحرافات اجرایی است»34. ، ، فرهنگ فارسی،)
1-6-3. انواع نظارت
نظارت انواع متفاوتی دارد؛ اما با توجه به حدود اختیارات ناظر و جایگاه آن، دو نوع نظارت وجود دارد: «نظارت اطلاعی یا استطلاعی» و «نظارت تصویبی یا استصوابی».

1-6-3-1. نظارت استطلاعی
منظور از نظارت استطلاعی یا اطلاعی، آن است که ناظر تنها حق دارد از فعل مجری اطلاع یابد و نظارت نماید؛ اما حق دخالت در کار و عملکرد او را ندارد و وظیفهی او تنها اعلام و گزارش عملکردهاست35.
به عبارت دیگر میتوان گفت: «نظارت استطلاعی، یعنی کسب اطلاع و آگاهی ناظر از صلاحیت مصوبات یا عملکرد اشخاص، بدون نیاز به تأیید و تصویب و اطلاع گزارش ناظر به مرجع ذیصلاح مافوق»36.
در نظارت استطلاعي، ناظر حق صدور حکم و دستور ندار

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی فقه سیاسی، حکومت اسلامی، امر به معروف Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی مبانی اسلامی، شورای نگهبان، نظام اجتماعی