پایان نامه با واژگان کلیدی وسيله، تشبيه، كند،، زكات

دانلود پایان نامه ارشد

از اين رو قرآن مايه ايمنى از عذاب خداوند و در افتادن در شبهاتى است كه پرتگاه هلاكت به شمار مى‏آيند. هدايت است براى كسى كه به آن اقتدا كند، معناى اين سخن روشن است. عذرى است براى كسى كه خود را بدان منسوب بدارد، يعنى هر كس قرآن را عذر خود قرار دهد، و مدّعى شود كه دست اندر كار حفظ و تفسير آن و يا كارى نظير اينهاست و بدين وسيله از قبول تكاليف ديگرى كه در خور او نيست و يا براى او رنج‏آور است سرباز زند، عذرش مقبول و موجب رهايى اوست، سخن مذكور مانند اين است كه: به كسى كه در صدد آزار ديگرى است گفته شود: سزاوار تو نيست او را بيازارى زيرا او از حافظان قرآن كريم و از دانايان علوم آن است، و اين گفتار سبب ترك آزار او گردد. حجّت است براى كسى كه از آن سخن بگويد. گواه حقّ است براى كسى كه به وسيله آن با دشمن ستيزه كند.(ابن ابي حديد؛1426: 11/150).
14- پيروزى است براى كسى كه به آن استدلال كند، معناى سه جمله مذكور نزديك به يكديگر است، اطلاق واژه فلج(پيروزى) بر قرآن از نظر استدلال به آن، از باب اطلاق نام غايت(نتيجه) بر ذى الغاي?(نتيجه دهنده) است، زيرا پيروزى نتيجه استدلال به قرآن است، واژه‏هاى شاهد و حجّة اعمّ از برهان است.
15- نگهدارنده كسى است كه به آن عمل كند، يعنى كسانى كه در دنيا حامل معارف قرآن و حافظ آيات آنند، قرآن در قيامت حامل و نگهبان آنهاست، امام(ع) اين معنا را كه قرآن در روز رستاخيز اين گونه كسان را از عذاب روزرستاخيز نجات مى‏دهد به اين كه قرآن آنها را حمل خواهد كرد بيان و تعبير فرموده، و اين از باب مجاز اطلاق اسم سبب بر مسبّب است.
16- مركبى است براى كسى كه آن را به كار بندد، واژه مطيّ?(مركب سوارى) را براى قرآن از نظر اين كه نجات دهنده است استعاره مصرحه فرموده است و نظير جمله حاملا مى‏باشد، واژه إعمال(به كارگيرى) را نيز براى پيروى از قوانين و احكام قرآن و مواظبت بر اجراى اوامر آن كه موجب رستگارى از عذاب آخرت است استعاره آورده است، همچنان كه به كارگيرى مركب سوارى در راههاى دور و دراز موجب رهايى از خطر مى‏باشد. نشانه روشنى است براى كسى كه پيگيرى و هشيارى داشته باشد. اين سخن از نظر تدبّر و انديشيدن در مثلها و داستانها و آيات قرآن است، زيرا در اينها نشانه‏ها و عبرتهاست، چنان كه خداوند متعال فرموده است:”إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ”.
17- سپر است براى كسى كه جامه رزم پوشد، يعنى قرآن براى كسى كه آن را مانند زره به تن كند و وسيله دفاع خود سازد سپر و نگهبان است، واژه سپر را براى قرآن استعاره مصرحه قرار داده است، زيرا قرآن كسى را كه به دانش آن مجهّز گرديده حفاظت مى‏كند، واژه استلآم(زره پوشيدن) كنايه(ايماء) از مجهّز شدن به سلاح قرآن است. دانش است براى كسى كه فرا گيرد، يعنى كسى كه قرآن را به دل بسپارد، و مقاصد آن را درك كند. خبر است براى كسى كه روايت كند، اين سخن به مناسبت اين است كه در قرآن داستانها و سرگذشتهاى امّتهاى پيشين ذكر شده، و راست‏ترين چيزى كه مى‏توان در اين باره نقل كرد اخبارى است كه قرآن مشتمل بر آنهاست، وشايد هم مراد از اين كه قرآن حديث و خبر است اين باشد كه آن قول و گفتار گوينده‏اى كه به نقل آن مى‏پردازد نيست چنان كه خداوند متعال فرموده است: اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَدِيثِ كِتاباً مُتَشابِهاً مَثانِيَ… فايده ويژگى مذكور اين است كه انسان را بى‏نياز مى‏كند از اين كه بخواهد از چيزى غير از قرآن كه داراى فايده و ثواب آن نيست سخن گويد بلكه شايسته است زبان از آن ببندد و به تلاوت قرآن و گفتگو از آن بپردازد. حكم حقّ است براى كسى كه داورى كند، يعنى احكامى كه قاضيان در داوريهاى خود بدان نياز دارند در قرآن است، به جاى واژه حكما، حكما نيز روايت شده، و در اين صورت معنا اين است كه قرآن داورى است كه قاضيان بدان رجوع مى‏كنند، و نمى‏توانند پا از حكم او بيرون گذارند. و در عبارت خبر است براى آن كه روايت كند، و حكم است براى كسى كه به داورى پردازد و مراعات نظير وجود دارد. (بحراني؛ 1374: 3/837-804)

5-03 خطبه 199
5-3-1 موضوع : از خطبه‏هاى آن حضرت عليه السّلام است كه به يارانش در مورد اهميت نماز و فوايد آن سفارش مى‏فرمود:
قسمت اول: تَعَاهَدُوا أَمْرَ الصَّلَاةِ وَ حَافِظُوا عَلَيْهَا- وَ اسْتَكْثِرُوا مِنْهَا وَ تَقَرَّبُوا بِهَا- فَإِنَّهَا كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتاباً مَوْقُوتاً- أَ لَا تَسْمَعُونَ إِلَى جَوَابِ أَهْلِ النَّارِ حِينَ سُئِلُوا- ما سَلَكَكُمْ فِي سَقَرَ- قالُوا لَمْ نَكُ مِنَ الْمُصَلِّينَ- وَ إِنَّهَا لَتَحُتُّ الذُّنُوبَ حَتَّ الْوَرَقِ- وَ تُطْلِقُهَا إِطْلَاقَ الرِّبَقِ- وَ شَبَّهَهَا رَسُولُ اللَّهِ(ص) بِالْحَمَّةِ تَكُونُ عَلَى بَابِ الرَّجُلِ- فَهُوَ يَغْتَسِلُ مِنْهَا فِي الْيَوْمِ وَ اللَّيْلَةِ خَمْسَ مَرَّاتٍ- فَمَا عَسَى أَنْ يَبْقَى عَلَيْهِ مِنَ الدَّرَنِ- وَ قَدْ عَرَفَ حَقَّهَا رِجَالٌ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ- الَّذِينَ لَا تَشْغَلُهُمْ عَنْهَا زِينَةُ مَتَاعٍ وَ لَا قُرَّةُ عَيْنٍ- مِنْ وَلَدٍ وَ لَا مَالٍ((امر نماز را مواظب باشيد، و بر آن محافظت كنيد، و زياد به جا آوريد، و به وسيله آن به خداوند تقرّب جوييد، زيرا نماز وظيفه‏اى است كه بر مؤمنان واجب و معيّن گرديده است، آيا پاسخ دوزخيان را به هنگامى كه از آنها پرسش شد: “چه چيز شما را به دوزخ در آورد” نمى‏شنويد كه گفتند: “از نماز گزاران نبوديم”، نماز گناهان را به مانند برگ درختان مى‏ريزد، و همچون قيد و بندى كه از گردن برداشته شود انسان را از گناه رها مى‏سازد، پيامبر گرامى كه درود خدا بر او و خاندانش باد نماز را به چشمه آب گرمى تشبيه فرموده كه بر در خانه كسى باشد، و او در شبانه روز پنج بار خود را در آن بشويد، پس بى‏گمان ديگر چركى بر او باقى نمى‏ماند، گروهى از مؤمنان حقّ نماز را شناخته‏اند كه زيب و زيورها، و نور چشمها يعنى مال و فرزند، آنها را از آن باز نمى‏دارد)).
لغات:
*
* الرِّبَق: جمع ربق به معناى حلقه طناب است
* حَمَّةِ: گودال پرازآب،باحاءهم روايت شده
* الدَّرَن: چرك

سيماي ادبي:
1- اين خطبه سفارش و تشويق بر سه امر است: اوّل: در باره نماز است كه دستور داده است نسبت به آن توجّه كامل داشته، و بر آن محافظت شود، زيرا انسان براى نظم حال و مراقبت از ضمير خود در هنگام‏ نماز به توجّه و محافظت نيازمند است، تا مبادا وسوسه‏هاى شيطانى نمازش را به ريا و خودنمايى بيالايد و يا توجّه او را از نماز به سويى ديگر معطوف سازد، ديگر محافظت بر اوقات نماز، و اداى واجبات و اركان آن به گونه‏اى كه شايسته است، پس از آن كوشش در زياد به جا آوردن نماز، و تقرّب جستن به درگاه بارى تعالى به وسيله آن است، زيرا نماز برترين عبادتها و بالاترين وسيله تقرّب جستن به اوست. پس از اين امير مؤمنان(ع) به ذكر فضيلتهاى نماز و علل وجوب آن مى‏پردازد: فَإِنَّهَا كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتاباً مَوْقُوتاً يعنى: زيرا نماز بر مؤمنان فريضه‏اى است معيّن، و اين سخن، عين الفاظ قرآن كريم است، واژه موقوتا به معناى مفروضا مى‏باشد يعنى واجب شده است، و گفته شده به معناى منجّما مى‏باشد يعنى در هر وقتى نماز معيّنى مقرّر شده است.
2- با بيان أَ لَا تَسْمَعُونَ… تا مِنَ الْمُصَلِّينَ ترك كنندگان نماز بيم و هشدار داده كه ترك آن مستلزم دخول در آتش دوزخ است. اين كه فرموده است نماز گناهان را مانند برگ درختان مى‏ريزد تشبيه معقول به محسوس است وجهت اين تشبيه روشن است، همچنين جمله تُطْلِقُهَا إِطْلَاقَ الرِّبَقِ به اين معناست كه نماز مانند بندى كه از گردن گوسفند برداشته شود تشبيه محسوس به محسوس ميباشد که گردن جان انسان را از غلّ و زنجيرهايى كه بر آن است رها و آزاد مى‏كند. درباره اين كه فرموده است پيامبر خدا(ص) نماز را به حوضى تشبيه فرموده كه بر در خانه كسى باشد صورت حديث وارد از پيامبر(ص) اين است كه فرمود: آيا هر يك از شما خرسند مى‏شود از اين كه بر در خانه او حوضى باشد كه هر روز پنج بار در آن شستشو كند تا چركى بر بدن او باقى نماند که در اينجا استعاره مصرحه است و همچنين تشبيه کردن نماز به چشمه آب گرم است که تشبيه محسوس به محسوس ميباشد عرض كردند بلى، فرمود: اين حوض و شستشو نمازهاى پنجگانه است. تذكر داده است كه مؤمنان ارزش و مقام والاى نماز را شناخته‏اند، و مراد از اين مؤمنان آنانى هستند كه در آيه شريفه مذكور توصيف شده‏اند. فرموده است پيامبر خدا(ص) در مورد نماز خود را به رنج مى‏افكند، و خداوند به او دستور داده بود كه بر آن مواظبت كند، چنان كه فرموده است:”وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها” و با اين كه آن حضرت مژده بهشت را براى خويش داشت فرمان الهى را نسبت به خود امتثال و كسانش را به نماز امر مى‏كرد، روايت شده است كه پيامبر گرامى(ص) تا آن اندازه به نماز ايستاد كه هر دو پايش آماس كرد، و چون در اين باره به او گفته شد، آن حضرت فرمود: آيا بنده سپاسگزار خداوند نباشم و اين حديث خود روشنترين دليل بر بسيارى فوايد نماز و اهميّت فضيلت آن است. بايد دانست علاوه بر اين كه قرآن امر به نماز را تأكيد مى‏كند، در فضيلت آن اخبار بسيارى وارد شده و ما در ذيل خطبه‏اى كه با عبارت: إنّ أفضل ما يتوسّل به المتوسّلون إلى اللّه سبحانه الإيمان به و برسوله آغاز مى‏شود در اين باره توضيح داده و به قدر كافى در باره فضيلت آن سخن گفته‏ايم. لأهل الإسلام. (بحراني؛ 1374: 3/849-838)
قسمت دوم: يَقُولُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ- رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ- وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِيتاءِ الزَّكاةِ- وَ كَانَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) نَصِباً بِالصَّلَاةِ- بَعْدَ التَّبْشِيرِ لَهُ بِالْجَنَّةِ- لِقَوْلِ اللَّهِ سُبْحَانَهُ وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها-فَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ وَ يَصْبِرُ عَلَيْهَا نَفْسَهُ ثُمَّ إِنَّ الزَّكَاةَ جُعِلَتْ مَعَ الصَّلَاةِ قُرْبَاناً لِأَهْلِ الْإِسْلَامِ- فَمَنْ أَعْطَاهَا طَيِّبَ النَّفْسِ بِهَا- فَإِنَّهَا تُجْعَلُ لَهُ كَفَّارَةً وَ مِنَ النَّارِ حِجَازاً وَ وِقَايَةً- فَلَا يُتْبِعَنَّهَا أَحَدٌ نَفْسَهُ وَ لَا يُكْثِرَنَّ عَلَيْهَا لَهَفَهُ- فَإِنَّ مَنْ أَعْطَاهَا غَيْرَ طَيِّبِ النَّفْسِ بِهَا- يَرْجُو بِهَا مَا هُوَ أَفْضَلُ مِنْهَا فَهُوَ جَاهِلٌ بِالسُّنَّةِ- مَغْبُونُ الْأَجْرِ ضَالُّ الْعَمَلِ-و خداوند سبحان مى‏فرمايد:”رِجالٌ لا تُلْهِيهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَيْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَّهِ وَ إِقامِ الصَّلاةِ وَ إِيتاءِ الزَّكاةِ طَوِيلُ النَّدَمِ “((پيامبر خدا(ص) با اين كه به بهشت مژده داده شده بود، براى اجراى دستور خداوند كه فرموده است: وَ أْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَيْها” خود را در اين باره به رنج مى‏افكند، و كسانش را به نماز فرمان مى‏داد و بر آن شكيبايى مى‏كرد. پس از اين زكات به همراه نماز براى مسلمانان وسيله تقرّب به خداوند قرار داده شده است، پس كسى كه آن را با خشنودى بپردازد، كفّاره گناهان او محسوب، و او را مانع و حاجزى از آتش دوزخ خواهد بود، لذا كسى نبايد به دنبال زكاتى كه داده چشم بدوزد، و از دادن آن زياد اندوهگين باشد، زيرا كسى كه آن را از روى بى‏ميلى بپردازد، و به چيزى زيادتر از آنچه داده اميد بسته باشد به سنّت پيامبر(ص) نادان، و در اجر و پاداش زيانكار، و در عمل گمراه، و پشيمانى او بسيار خواهد بود.))
لغات:
* لَهَفَهُ : زياد اندوهگين شدن
* مَغْبُونُ : زيانکار

سيماي ادبي:
1- موضوع ديگرى را كه اميرمؤمنان(ع) دستور محافظت و پاسدارى از آن را فرموده زكات است. زكات در كتاب الهى و از نظر فضيلت همواره با نماز قرين و با هم ذكر گرديده است، از اين رو امام(ع) فرموده است: زكات با نماز قرار داده شده است، و پس از آن به اسرار آن اشاره، و فرموده است. امام(ع) با ذكر عبارت فَمَنْ أَعْطَاهَا تا طَوِيلُ النَّدَمِ. به شرطى كه در صورت تحقّق آن، زكات موجب تقرّب به خداوند

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی نيست،، آشكار، كند،، محلّ Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی زكات، اداى، خوددارى، آسمانها