پایان نامه با واژگان کلیدی ورزشکاران

دانلود پایان نامه ارشد

اين محل کجاست و در صورت وقوع طاعون، وي با استفاده از يکي از اين لاک ها براي روستانشينان بومي يا کامپونگ459 آب مي آورد. اندونزي ها نمونه هاي آموزند? بسياري از اين باور را در يک گنجين? قبيله اي يا گروهي در اختيار مي گذارند. ماکاسارها460 و بوگي ها461، اهميت ويژه اي براي نشان هاي حکومتي و رسمي قايلند؛ هر کس اين نشان ها را داشته باشد کشور را نيز تحت کنترل خود خواهد داشت زيرا در اين نشان ها، “حکمراني بر کشور، به عبارتي، متمرکز شده است”؛462 در جريان يک شورش در لووو463، تنها کاري که لازم بود فرماند? هلندي انجام دهد اين بود که اين نشان هاي حکومتي را به تصرف درآورد و بدينسان، بي درنگ اعتراضات را فرونشاند. اين گونه اشيا، انواع مختلفي دارند: نيزه هاي قديمي، خنجرها، يک قرآن، سنگ ها و مانند آن اما معمولا لازم است اين اشيا از نياکان قبيله به ارث رسيده باشد. نشان هاي شاهنشاهي امپراطوري روم مقدس نيز حتي در قرون وسطي نيروي متمرکز مشابهي داشت. آن ها را اشياي مقدس مي شمردند، در رژه ها به آن ها نزديک مي شدند و با روز هايي که اين اشيا را به مردم نشان مي دادند به مثاب? جشن هاي بزرگ رفتار مي کردند. بنابراين، در اختيار داشتن اين نشان ها براي امپراطور تازه برگزيده شده، فوق العاده مهم بود؛464 اين نشان ها همانند سلاح هاي خداي جنگ (مارس) در روم، pignora imperii بودند يعني وثيقه هاي قلمروي پادشاهي.465
نه تنها قدرت قبيله يا قلمروي سلطنتي بلکه قدرت خانواده نيز با اشياي مقدس پيوند داشت. در اندونزي، هر خانواده، به اصطلاح پوساکا466ي خاص خود را دارد که عبارت است از اشيايي که اغلب ارزش بسيار ناچيزي دارند اما مقدس شمرده مي شوند و از پدر به پسر به ارث مي رسند. آلمان هاي باستان نيز به پوشاک، اسلحه و جواهر به چشم امور شانس آور مي نگريستند و سعادت و بهروزي خانواده را عميقا مرتبط با يک شيء اين گونه نيرومند مي دانستند. نيروي شمشير قهرمان نيز که دارند? آن را شکست ناپذير مي کرد، به درون ماي? هميشگي ساگا467، اسطوره و افسان? پريان تبديل شد.

5.از ميان فتيش ها، حرز ها468 متمايزند؛ حرزها هم قطعا داراي نيرو هستند البته صرفا در صورتي که در انداز? جيبي باشند. تماثيل اشياي مقدس، صليب ها، خورشيد ها و مانند آن و نيز گره هايي که به منظور منسجم کردن قدرت، بسته مي شوند، سنگ ها و تقريبا هر شيء قابل تصور را به عنوان حرز و طلسم بر بدن خود حمل مي کردند تا دفع خطر و جلب برکت و منفعت کنند. اين اشيا نيز همانند فتيش ها مي توانند تاثير خود را از يک شخص يا موقعيت مقدس بدست آورند؛ اما در اين صورت آن ها را ترجيحا آثار عتيقه و يادگارهاي گذشتگان469 مي خوانند.470

فصل چهارم: نيرو، هيبت، تابو
1.تجرب? نيروي اشيا يا اشخاص در هر زماني ممکن است رخ دهد؛ اين تجربه به هيچ وجه منحصر در فصول يا زمان هاي خاص نيست. قدرت همواره خود را به شيوه اي کاملا غير منتظره آشکار مي سازد؛ بنابراين، زندگي امري مخاطره آميز و سرشار از لحظه هاي بحراني است. در اين صورت، اگر کسي اين لحظات را با دقت بيشتري بررسي کند، حتي عادي ترين حوادث، روابط متداول با همسايگان، يا به همين نحو، کارها و وظايف معمولي و ديرين? شخصي، آکنده از پيوندهاي “اسرارآميز”471 است. در واقع مي توان (مانند مثلا مارت472) گفت که تبيين هر واقعيتي، هر چند طبيعي به نظر برسد، همواره در نهايت “اسرارآميز” است. اما اگر ما به طور کامل به طرح تبييني خاص خود در چارچوب علل واحد، اعتنا نکنيم و به جاي آن، زندگي را جريان گسترد? نيروهاي توانمند تفسير کنيم (؛ جرياني که ما به طور خاص، وجودش را ملاحظه نمي کنيم اما گاهي خود را با نگه داشتن يا سرريز کردن آب هاي خود، عيان مي سازد)، احتمالا بايد منظور خود را به شيوه اي ابتدايي تر بيان کنيم. براي نمونه اگر يکي از قبايل توراجا473 واقع در [جزير? کوهستاني] سليبيز474 [در اندونزي]، آماد? سفر باشد و [در اين حال ] ظرفي سفالي بشکند، آنگاه در خانه مي مانند و مي گويند که اين يک ميسا475 است.476 ميسا را مي توان به “يک نشانه” ترجمه کرد: تنها نه در هرگونه معناي خردگرايانه، که نشانگر نوعي بد اقبالي در آينده باشد بلکه به اين معنا که جريان زندگي متوقف شده است: اگر چيزي شکسته، چرا چيزهاي بيشتري نشکند؟ به همين صورت، زماني که مرد قبيل? ايوي، بر روي تپ? موريانه، پناهگاهي براي فرار از دست دشمنانش براي خود مي يابد، اين راه گريز را به قدرت موجود در آنجا نسبت مي دهد.477 بر اين اساس، مکان، فعل و شخصي که قدرت خود را در آن ها آشکار مي سازد، ويژگي خاصي کسب مي کنند. براي مثال، کساني که از مانا برخوردارند آشکارا از بقي? جهان متمايزند: آنها خودبسنده و مستقل از ديگران478 هستند. يوناني ها نيز جسمي را که صاعقه بدان برخورد کرده بود مقدس479 مي دانستند زيرا قدرتمندي، در آن تجلي يافته بود.480
اشيا، اشخاص، زمان ها، مکان ها يا افعال آکنده از قدرت را تابو481 مي نامند؛ واژه اي که زمين? فرهنگي يکساني با مانا دارد. تابو يعني “چيزي که به خصوص نام برده مي شود”، “استثنايي” در حالي که فعل آن يعني کلم? tapui به معناي “مقدس کردن” است.482 بنابراين، تابو نوعي هشدار است: “خطر مرگ!”. نيرو ذخيره شده است و ما بايد مراقب خود باشيم. تابو، حالتِ آشکارا ثابت شد? آکنده بودن از قدرت است و واکنش انسان به آن، بايد مبتني برتشخيص روشن اين سرشار بودن از قدرت باشد؛ بايد فاصل? مناسب را کرد و به نحو اطمينان بخشي از خود مراقبت کرد.
تابو به شيوه هاي مختلف و در ارتباط با اشياي کاملا متباين ملاحظه مي شود. يوناني ها، پادشاه و بيگانه يا غريبه را موضوع هاي آيدوس483 (: هيبت) مي دانستند که بايد با حفظ کردن فاصل? خود با آن ها، احترام مقتضي نسبت به آن ها را به عمل آورد.484 تقريبا همه جا به پادشاه به چشم يک فرد قدرتمند مي نگرند به گونه اي که لازم است صرفا با مراعات بيشترين احتياط به او نزديک شد؛ اين در حالي است که بيگانه، که داراي نيروي ناشناخته است و از اين رو، بايد ترس مضاعفي نسبت به او داشت، مساوي با دشمن است؛ واژ? هوستيس485 هم به معناي بيگانه يا غريبه است و هم به معناي دشمن. بيگانه را مي توان يا در صورت امکان کشت يا به او خوشامد گفت اما به هيچ وجه نبايد با بي تفاوتي به رفت و آمد او نگريست. از همين روي، سلام و خوشامدگويي486 يک عمل ديني است که به منظور جلوگيري از نخستين هجومِ قدرت صورت مي گيرد و نام خدا در آن، گنجانده مي شود يا عامل موثرِ آرام کننده اي بدان ضميمه مي شود (براي مثال، سلام و خوشامد گويي سامي ها اين گونه است: بدرود گروشگات487). بنابراين، مهمان نوازي همانند جنگ، يک عملِ ديني است که مقصود از آن، يا دفع کردن نيروي بيگانه و يا خنثي کردن آن است. حيات جنسي هم مملو از نيروست و زن ها بواسط? خصوصيات عجيب و مرموز خود، متمايز از مردان هستند؛ بر همين اساس، حجاب و پوشش، حتي پيش از آنکه به نماد حيا و کم رويي تبديل شود، به عنوان نوعي دفاع به کار مي رفت.488 هر امر مرتبط با امور جنسي، امري “استثنايي” است: وقتي کسي به لحاظ جنسي ناپاک است بايد مراقب باشد و مثلا هيچ مسال? مهمي مانند جنگ را برعهده نگيرد. همچنين نبايد به زن حايض (که اغلب به همين دليل، از يک آيين اخراج مي شود) نزديک شد: تاثير نيرومند زن حايض، مي تواند نيرويي را که بواسط? اين آيين بدست مي آيد به دشمني برانگيزد؛ از همين جهت است که عبارت “بگذاريد هم? غريبه ها، مبتلايان به يبوست، زنان و دوشيزگان کنار بايستند”489 با بعضي از آيين هاي قرباني رومي ها پيوند داشت. به همين منوال است هشدار کاتو490 در ارتباط با “نذر کردن براي گاو: زن نبايد در اين قرباني شرکت کند يا نظاره گر نحو? انجام آن باشد”.491 همچنين، يک روز يا چند روز خاص، نيرومندتر از ديگر روزها به شمار مي روند. شبات، يکشنبه، روز عيد ميلاد مسيح و معادل هاي اوليه آن ها در ميان کفار ، مقدسند: [در اين ايام] هيچ کاري را انجام نمي دهند و يا حداقل به امور مهم نمي پردازند. از همين جهت بود که اسپارتي ها در جنگ ترموپيلي492 شکست خوردند چرا که “ايام مقدس”493، توقف عمليات را بر آن ها تحميل کرد و به همين سبب، آنها زماني به ماراتن494 رسيدند که بسيار دير شده بود. در روزهاي مقدس، حتي جزئي ترين کارها ممنوع بود چرا که نبايد اجازه داد اوقات حياتي و حساس، بي آنکه توجه کسي را جلب کنند، بگذرند بلکه انسان بايد به نوب? خود، با نوعي رفتار استثنايي مناسب مانند روزه گرفتن، با اين ايام برخورد کند. بنابراين، تابو عبارت است از اجتناب از کار و کلام که از هيبت در حضور قدرت نشات مي گيرد. واژه هاي مربوط به امور حساس مانند شکار، جنگ و آميزش جنسي را نبايد بر زبان راند بلکه بايد آنها را با زبان تابويِ به طور خاص پيچيده جايگزين کرد که بقايايي از آن ، همچنان در زبان مخصوص ورزشکاران و اصطلاحات خاص دزدها وجود دارد. حتي مجموعه اي از اصطلاحات مخصوص زنان در کنار مجموعه اي از اصطلاحات مخصوص مردان وجود دارد.
اما صِرف اجتناب از نيرو، به معناي واقعي کلمه، کافي نيست. براي مثال، درميان کايان495 هاي بورنئوي مرکزي، در طول دوران بارداري زن، نه مرد و نه زن حق ندارند به پرندگان ذبح شده دست بزنند. همچنين مرد نبايد بر زمين بکوبد و مانند آن496؛ حلق? ارتباط و مقصود از اين امور براي اذهان ما نامعلوم است. با اين حال، تابو همه چيز است مگر يک اقدام سودمند: قدرت خود را آشکار ساخته است يا به صورت وقفه و انقطاع و يا به صورت فزوني و فراواني. بنابراين، مساله صرفا اجتناب از آن نيست بلکه تامل دربار? نحو? دفاع در برابر آن نيز مساله است. گاهي شيو? مراقبت، براي ما قابل فهم و روشن است مثلا با پوشش يا از طريق نوعي شعاير يا قواعدي چون روزه گرفتن؛ اما اغلب ما اصلا نمي توانيم به کُنه آن پي ببريم. تداعي ها و پيوند هايي آشکار مي شوند که ما انسان هاي امروزي آن ها را نمي فهميم و حس هايي پديدار مي گردند که ما کاملا نسبت به آن ها غير حسّاسيم. اما حتي زماني که ما موفق مي شويم، آنچه را که ما رابط? سببي قلمداد مي کنيم ظاهر نمي شود؛ درست به همان ميزان که واکنش هيجاني در معناي احترام يا دلبستگي در نگاه ما پديد مي آيد، هر چند ممکن است اين دو در نگرش انسان ابتدايي در هم بياميزد. افزون بر اين، تابو مي تواند فرماني باشد که صادر مي شود؛ يک دارند? قدرت، يک پادشاه يا کاهن، مي تواند يک موضوع را از نيروي خود، برخوردار سازد و يک فصل نيرومند را اعلام کند؛،در پولينزيا497، فرستاد? پادشاه تابو را اين گونه اعلان مي کند:
تابو- هيچ کس حق ندارد از خانه اش خارج شود!
تابو – هيچ سگي نبايد پارس کند!
تابو – هيچ خروسي نبايد بانگ برآورد!
تابو – هيچ خوکي نبايد خرخر کند!
خواب – بخوابيد تا تابو بگذرد!498
در مانيپور499 واقع در ايالت آسام500 هند، کاهن روستا، تابوي مشترک مشابهي را مقدر مي کند که جنّا501 نام دارد؛ دروازه هاي روستا بسته مي شوند؛ دوستي که بيرون است همانجا مي ماند و بيگانه اي که اتّفاقا داخل روستاست در روستا مي ماند؛ مردان، خود براي خود غذا مي پزند و بدون حضور زنان مي خورند. تمام تابوهاي مربوط به غذا به دقت مراعات مي شود؛ داد و ستد و صيد ماهي، شکار، چيدن علف و قطع درختان ممنوع است. بر اين اساس، نوعي وقف? آگاهانه ايجاد شده در زندگي رخ مي دهد: اين لحظه، حساس و بحراني است و انسان نَفَس خود را در سينه حبس مي کند! در واقع، در اوقاتي که به طور خاص مقدسند، تعطيل کردن روز همچنان حتي در بعضي از مناطق روستايي اروپا، حالت شعايري خود را حفظ مي کند. براي مثال، پنجاه سال پيش، در استان گلدرلند502 هلند، در شب کريسمس، تمام چيزهاي داخل خانه را به دقت مرتب مي کردند؛ خيش و کلوخ کوب نبايد بيرون مي ماندند، تمام اسباب و وسايل را داخل انبار علوفه مي بردند و درهاي منتهي به مزارع را مي بستند. هم? چيزها را مي بايست درجاي امن مي گذاشتند و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی نيروي، فتيش، اشياي Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی آداب و رسوم، عشق و محبت، هتک حرمت