پایان نامه با واژگان کلیدی هویت اجتماعی، هویت فردی، علوم اجتماعی، فرهنگ فارسی

دانلود پایان نامه ارشد

آنچه صرفاً نمایش تصاویر حقیقی انسانهاست اعماز فیلم و عکس و… را هرزهنمایی گوییم. هرچند این نظر طرفداران زیادی ندارد و درتمامی موارد همواره از واژه هرزهنگاری به عنوان معادل درتمامی کتب و متون و قوانین استفاده میگردد. (اسکندرزادهشانجانی، 1389، 6)
درمقابل برخی دیگر بر این اعتقاد هستند که؛ هرزه نگاری، عام تر از پورنوگرافی و ناظر به محتویاتی است که برپایهی قانون و شرع دارای ارزش نیستند و استعمال آن علاوهبر فارسی بودن به دلیل عام بودنش است که شامل هرنوع محتوای بیارزش و زشت است. عام بودن این واژه بیشتر از حیث نگاه بومی به مقوله هرزهنگاری مفید به نظرمیرسد؛ زیرا در کشورهای غربی پورنوگرافی در معنای مضیق بکاربردهمی شود که به موجب آن نه تنها جنبه دیداری داشته، بلکه عمدتاً ناظر به تولید و نمایش محتویات مستهجن کودکان است. اما در مقابل هرزهنگاری از حیث وسیله هم جنبه دیداری داشته و هم به محتویات شنیداری تسری دارد. همچنین در نظام حقوقی ما تولید و نمایش محتویات فراتر از آنچه در کشورهای دیگر نمایش رابطهی جنسی صریح، نامیدهمیشود را دربرمیگیرد؛ از همه فراتر معیار تعیین مصادیق هرزهنگاری، هتک عفت و اخلاق عمومی است و از این رو قربانی جرم اعماستاز کودکان و بزرگسالان. درنهایت انتخاب عنوان “هرزهنگاری” غیر از رواج عرفی و دانشگاهی آن به دلیل رسوخ تدریجیاش در قوانین و مقررات است. این تعبیر به ویژه در عنوان و متن قانون الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به پروتکل اختیاری کنوانسیون حقوق کودک در خصوص فروش، فحشا و هرزهنگاری کودکان 9/5/1386 ذکر شدهاست.(عالیپور، 1390، 294-293)
البته لازم به ذکراست که دربرخی کتب12 نوشته شده در این رابطه عنوان “برهنه نمایی” به عنوان معادل پورنوگرافی بکاربردهشدهاست که بهنظرمیرسد به دلیل اینکه امروزه در پورنوگرافی فقط نمایش برهنگی مطرح نیست بلکه بخش اعظم آن نمایش اعمال جنسی است پس این عنوان هم خالی از ایراد نمیباشد هرچند که بهکارگیری واژه “نمایی” در این معادلسازی نسبت به واژه “هرزهنگاری” صحیحتر بهنظرمیرسد.
درنهایت می توان گفت: هرزهنگاری یک جرمی است که از مجموعهای از رفتارهای مجرمانه تشکیل میشود که شامل تولید، طراحی، ارایه، انتشار و مورد معامله قراردادن محتویات شنیداری و دیداری است که عفت و اخلاق عمومی را جریحهدار می‌سازد. با این تعریف می توان قائل به این شد که؛ هرزهنگاری مثل بزههای مرتبط با محتوا یا مثل جرم فساد یا اقدامات تروریستی نه تنها یک جرم نیست و یا حتی یک فرآیند مجرمانه هم نیست بلکه هریک از رفتارهای هرزهنگاری مانند تولید، انتشار یا ارایه همگی از نوع جرایم آنی بوده و دارای وصف مجرمانه مجزایی هستند.(عالیپور، 1390، 294)

گفتار هفتم: مفهوم هویت
هویت13 از مفاهیمی است که از دیرباز ذهن بشر را به خود معطوف داشته است و از ابعاد گوناگون مورد بررسی قرار گرفته است اما در عین حال واژه ای مبهم است که هر یک از اندیشمندان در حوزه های مختلف اجتماعی و فرهنگی، بنا به چارچوب های روش شناختی متفاوت آن حوزه، به این مفهوم توجه کرده اند. در این گفتار ، برای روشن شدن مفهوم هویت ابتدا به تعریف هویت در لغت نامه ها و فرهنگها و سپس به مفهوم هویت در علوم اجتماعی و در انتها به دو بعد هویت یعنی هویت فردی و هویت اجتماعی می پردازیم.
1- هویت در لغت نامهها
در فرهنگ فارسی معین نیز چنین آمده است: «هویت یعنی 1- ذات باری تعالی 2- هستی، وجود 3- آنچه موجب شناسایی شخص باشد 4- حقیقت جزئیه، یعنی هرگاه ماهیت با تشخص لحاظ و اعتبار شود هویت گویند و…»(معین، 1381، 1223)
علامه علی اکبر دهخدا(1377، 20886) نیز هویت را عبارت از تشخص دانسته و می گوید: «همین معنی میان حکیمان و متکلمان، مشهور است. هویت گاه بر وجود خارجی اطلاق می گردد گاه بر ماهیت با تشخیص اطلاق می گردد که عبارت است از حقیقت جزئیه… . هویت از لفظ هو گرفته شده که اشاره به غایب است.»
در فرهنگ فارسی عمید در باب معنای لغوی هویت چنین آمده: «حقیقت شی یا شخص که مشتمل بر ذات، هستی و وجود است. منسوب به هو»(عمید،1384، 2513)
در فرهنگ لغات و اصطلاحات فلسفی، منظور از کلمه هویت اشاره به ذات و تشخیص و این همانی موجودات است و نیز آمده است: واژه عربی هویت دارای کاربرد فلسفی است که عبارت است از دو چیز که با هم در وجود و حقیقت یکی باشند هر چند که دارای بعضی وجوه افتراق باشند. (حجفروش، 1380، 8)
فرهنگ انگلیسی آکسفورد هویت را اینگونه تعریف می کند: هویت به عنوان مجموعهای از ویژگیها، احساسات و عقایدی است که یک فرد را از دیگران متمایز میکند.(هرنبی، 2005، 643)
همچنین، فرهنگ امریکن هریتیج14 در مورد واژه هویت چنین گفته است:
1- مشخصههایی که به واسطه آن یک چیز به صراحت قابل شناسایی است؛ 2- مجموعه ای از رفتارها و ویژگی های شخصیتی که به واسطه آن عضو گروه خاصی تشخیص داده می شود؛ 3- کیفیت یا شرایطی که به واسطه آن چیزی مساوی چیزی قرار داده شود؛ 4- ویژگی های فردی.(دیویس، 2004، 584)
بر اساس معانی یاد شده در این لغتنامهها و فرهنگها به طور کلی می توان ویژگیهای یاد شده برای هویت را به این شرح بیان کرد: 1- هویت، حقیقت است. 2- جزئی است. 3- مشتمل بر صفات جوهری(ذاتی) است. 4- ممیز شخص است. 5- مرکب است از ماهیت+تشخص.(عارف، 1389، 112)
بنابراین هویت در فرهنگهای لغت به معنای حقیقت جزئیهای است که شامل صفات ذاتی است که یک شخص یا شی را از دیگر اشخاص و اشیا متمایز میکند.
2- هویت درعلوم اجتماعی
تعاریفی که در علوم اجتماعی برای هویت ارائه شده در دو دسته قابل تقسیم است.
الف- تعاریف عینی پندار:
در این تعاریف هویت امری عینی و خارجی تعریف می‌شود. این تعاریف خود نیز دو دسته‌اند:
یک؛ تعاریف نفسی پندار
دو؛ تعاریف نسبت پندار.

یک- تعاریف نفسی پندار:
منظور تعاریفی است که ناظر به نفس هویت است و آن را امری عینی و مستقل از اموری همچون اجتماع، ذهن و امثال آن می دانند. برخی از این تعاریف عبارتنداز:
– هویت عبارتست از ویژگی های غیر مشترک یا ویژگی های ماهوی خاص انسان یعنی آنچه انسان را از سایر موجودات متمایز می سازد و با بخشیدن وجودی منحصر به فرد، او را برتر قرار می دهد. همه ما در یک دو یا سه ویژگی با هم مشترک هستیم و به اعتبار آن دو یا سه ویژگی به ما انسان می گویند اما انسانیت هویت ما نخواهد بود. هویت یعنی اویی هر انسان. به عبارتی اگر به فردی حسن و به فردی حسین می گویند حتماً حسن صاحب ویژگیهای اختصاصی است که به او حسن می گویند… هویت یعنی وجه اختصاصی ای که در من است و در هیچ انسان دیگری نیست. این وجه اختصاصی را میتوان هویت من گفت، هویت ما مرز میان ما با دیگران است بر اساس این تعریف به کسی می توان گفت بی هویت که هیچ چیز مختص به خود نداشته باشد.(ملکیان، 1384، 50)
– هویت مجموعه خصوصیات فرد یا شی را از دید تعلق به گروه یا نوع تبیین می کند. درواقع هویت که همان اوئیت یا انیّت شخص یا شی است، معادل Identity یعنی این همانی فرد یا شی است.(عبادیان، 1386، 71)
پس هویت از این منظر از یک طرف بیانگر شباهتها و از طرف دیگر بیانگر تفاوتهای میان اشیا و افراد است، به صورتی که مثلا با شباهت ها یک فرد از سایر موجودات متمایز شده و در دسته انسان ها قرار می گیرد و با تفاوت ها در همان دسته انسان ها مثلا حسن از حسین قابل تمییز است.
دو- تعاریف نسبت پندار:
منظور تعاریفی است که هویت را رابطه و نسبت میان دو یا چند چیز میدانند. به عنوان مثال در تعریف این مفهوم گفتهاند:
– «هویت چیزی نیست جز ماحصل فرایندهای مختلف اجتماعی شدن که ثابت، موقت، فردی، جمعی، ذهنی، عینی، بیوگرافیک و… است و هم زمان افراد و نهادها را تعریف میکند.»(آخوندی، 1383، 19)
ب- تعاریف ذهنی پندار:
این قسم از تعاریف هویت را به گونهای تعریف می کنند که ظرف وجود آن ذهن می باشد. به عنوان مثال؛
– هویت شناختن و شناساندن است و این دارای دو وجه است اول شناخت خود در ارتباط با چیزی و دیگر شناساندن خود براساس آن چیز به دیگران. انسان خود را بر اساس رابطه ای که با یک پدیده دارد شناسایی و به دیگران معرفی می کند.(احمدی، 1383، 166)
– تعریفی که فرد از خود دارد و اولین آگاهی که به خود پیدا میکند، هویت مینامند. (احمدی، 1383، 166)
البته اندیشمندان علوم اجتماعی و علم فلسفه بر این تعاریف نقدها و اشکالات عدیدهای وارد میدانند که بیان این نقدها نه در حوصلهی این بحث است و نه در حیطهی موضوع پایاننامه میگنجد فلذا از بیان آنها می پرهیزیم .
3- هویت فردی
هویت فردی15 هویتی است که به ویژگی های فرد اشاره دارد و فرد به وسیله آن ویژگیهای خود را معرفی می کند و همان مشخصات و ویژگی های منحصر به فردی است که فرد را از غیر متمایز می‌کند. هویت فردی بیشتر در چارچوب روابط اشخاص جلوه می کند.(عیوضی، 1380، 180)
4- هویت اجتماعی
هویت جمعی، نشان دهنده تعلق فرد به یک جمع می باشد. هویت اجتماعی16، هویتی است که فرد در فرایند اجتماعی شدن و در ارتباط با گروه ها یا واحدهای اجتماعی موجود در جامعه، کسب می‌کند و مشخص ترین آنها گروه یا واحد اجتماعی یا حوزه و قلمروی است که خود با ضمیر ما به آن اشاره می کند. و خود را از لحاظ عاطفی و تعهد و تکلیف ، متعلق و منتسب و مدیون به آن می‌داند.(عبداللهی، 1375، 142)
بر اساس نظریه هویت اجتماعی، هویت دارای دو وجه فردی17 و اجتماعی18 است. هویت فردی ناظر برجنبههایی از خود است که سبب تمایز فرد از دیگران میشود و خاص فرد است. در مقابل، هویت اجتماعی بیانگر تشابهات فردی است. در این بعد فرد بر مبنای وابستگی های گروهی یا طبقاتی خود را تعریف می کند.(جوکار و لطیفیان، 1385، 31)
جنبه هویت اجتماعی که بر پایه عضویت در گروه است از اهمیت خاصی برخوردار بوده و داشتن یک هویت اجتماعی مشخص به معنای عضویت در یک گروه اجتماعی معین است، در این حالت شخص همه چیز را از دید گروه میبیند و مورد ارزیابی قرار میدهد و با آن گروه همانندسازی میکند.(جوکار و هاشمی، 1389، 61)
پس چنین فهمیده می شود که هویت فردی، مشخصه های فرد است بدون در نظر گرفتن فرد به عنوان عضوی از گروه و عامل تمایز فرد از دیگران است اما هویت اجتماعی مشخصات و ویژگی‌های فرد به عنوان عضوی از گروه مورد بررسی قرار می گیرد و ویژگی های مشترک آن فرد و دیگر اعضای آن گروه اساس کار است.
5- شخصیت و تفاوت آن با هویت
گذشته از زبان حقوقی، واژه شخصیت و شخص در روانشناسی و جامعه شناسی و دیگر دانش‌ها معنا و مفهوم ویژهای دارد. اشاره کردیم که معادل انگلیسی هویت Identity است اما معادل شخصیتpersonality است که به لحاظ ریشه به معنای نقاب است. شخصیت از شخص19 گرفته شده است. شخص که واژه ای مجازی است، از پرسونا 20در زبان لاتین آمده است. پرسونا نقاب و پوششی بود که بازیگر نمایشنامه ها در رم به چهره می آویخت و سیمای آنان را می پوشاند.(ساکت، 1386، 58)
تعاریفی که از اصطلاح شخصیت شده است از منظرهای گوناگون و بالطبع متفاوت است، برخی از آنها به قرار ذیل است:
-شخصیت در نگرش دانشمندان اسلامی، ارتباط مستحکمی با انسان شناسی قرآنی، که آدمی را موجودی متشکل از جسم و روح می داند، دارد. امام محمد غزالی، شخصیت هر کس را برآیند تعامل رفتار و اندیشه(باطن و ظاهر) وی می داند؛ این دو مؤلفه در یکدیگر تأثیر متقابل دارند و تعالی و تدانی هر یک، مسبوق به دیگری است. علامه مجلسی شخصیت آدمی را مشتمل بر نفس و بدن دانسته و اصالت و هویت او را به نفس ناطقه که هر شخص به کلمه من از آن تعبیر می کند، دانسته است.(موسوی و متقیفر، 1390، 101)
شخصیت سازمان پویای (زنده) جنبه های ادراکی و انفعالی و ارادی و بدنی (شکل بدن و اعمال حیاتی بدن فرد) آدمی است.(سیاسی، 1374، 7)
شخصیت نظام تمایلات فرد است.(چلبی، 1384، 227)
با توجه به تعاریف فوق از مفهوم شخصیت میتوان به عنوان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی فضای سایبر، فضای مجازی، مبادله داده، تلفیق فناوری Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی هرزه نگاری، جرایم سایبری، شبیه سازی، فضای سایبر