پایان نامه با واژگان کلیدی هوش سازمانی، کتابداران، مدیران و کارکنان، انتقال اطلاعات

دانلود پایان نامه ارشد

ه تغییر، اتحاد و توافق، روحیه، کاربرد دانش و فشار عملکرد میباشد. از سوی دیگر خلاقیت و تولید افکار و اندیشههای جدید توسط مدیران و کارکنان سازمان دارای اهمیت است و این مهم در سازمان از جایگاه ویژهای برخوردار است. مسئله این پژوهش حول محور مولفههای هوش سازمانی و خلاقیت است تا تعیین شود کتابداران شاغل در کتابخانههای دانشگاهی شهر اهواز از چه سطح هوش سازمانی برخوردار هستند؟ و نیز رابطه هوش سازمانی آنان با خلاقیت چگونه است.
روش کار: جامعه آماری شامل کلیه کتابداران شاغل در کتابخانههای دانشگاهی شهر اهواز بوده که تعداد آنها 134 نفر میباشند. ابزار پژوهش استفاده از پرسشنامه استاندارد هوش سازمانی کارل آلبرخت و پرسشنامه خلاقیت رند سیپ بوده است. بعد از توزیع پرسشنامهها تعداد 105 پرسشنامه تکمیل شده برابر با 4/78 دریافت گردید.
یافته های تحقیق: نتایج ارتباط معنیداری بین هوش سازمانی(به طور کلی)‌ و خلاقیت در سطح معنیداری 000/0 ، نشان داد. ولی هیچ یک از مؤلفههای هوش سازمانی رابطه معنیداری را با خلاقیت نشان ندادند 05/0. p با توجه به یافتههای پژوهش میتوان اين نتيجه را گرفت كه هوش سازماني و خلاقیت در نمونههای مورد مطالعه بسیار ضعيف ميباشد. اين سازمانها بايستي به همه مؤلفههاي هوش سازماني به صورت يكسان توجه نمايند و زمینه ساز پرورش خلاقیت در کتابداران باشند.

کلید واژه: هوش سازمانی- خلاقیت- چشم انداز راهبردی- سرنوشت مشترک- میل به تغییر-اتحاد و توافق- روحیه- کاربرد دانش- فشار عملکرد- کتابخانههای دانشگاهی

فصل اول
کلیات تحقیق

1-1- مقدمه
امروزه، از هوش به عنوان توانايي كسب دانش ياد میکنند و مناسبترين راه اندازهگيري هوش را ميزان يادگيري فرد ميدانند؛ به اين معني كه فرد با چه سرعتي ميتواند يادگرفته و دانش را بدست آورد. سيستمها يا سازمانهاي فاقد هوش، سيستمهايي هستند كه قادر به يادگيري نميباشند گرچه اين سيستمها ميتوانند حاوي دانش باشند اما نميتوانند خودشان دانش را از تجربيات و آزمون و خطا بدست آورند( ایکاف ، 1382؛ ترجمه شریعتی ،مردانی، مریدی ؛ نقل در اثر ملائیان و اسلامیه ،1389). در محیطهای پویا، سازمانها با یک سلسله مسائل ناخواسته و موقعیتهای پیش بینی نشده روبرو هستند. با بکارگیری الگوهای تعاملی بین اعضا، فناوریها، فرهنگ و فرایندها، یک سازمان میتواند با شرایط دشوار به خوبی روبرو شود. امروزه صحبت از انواع مختلف هوش است. در هر مورد، هوش به توانايي دريافت، درك و كاربرد نمادها و سمبل ها كه نوعي توانايي انتزاعي است، اشاره دارد. هوش، پيشوند بسياري از مفاهيم مديريتي شده است و اين نشاندهنده تغيير نگاه سازمانها و متفكران سازماني بر رويكردهای نوين به مقوله هوش است. یکی از انواع هوش، هوش سازماني1 است که ما را براي تصميمگيري سازماني توانمند ميسازد .آلبرخت2 نویسنده کتاب ” قدرت اذهان در کار” نظریه هوش سازمانی را ارائه میدهد. وی هوش سازمانی را بعنوان ظرفیت و حرکت ذهنی یک سازمان در حرکت قدرت ذهنیاش و تمرکز این قدرت ذهنی در تحقق رسالت سازمان تعریف می کند (خدادادی و همکاران، 1389،ص157-156).
نظریه هوش سازمانی به دنبال آن است که با سنجش وضعیت هوشمندی سازمانها، تواناییها و ضعفهای آنها را شناسایی و بر اساس نتایج به دست آمده راهکارهای لازم را برای بهبود هوش سازمانی و در نهایت بهبود عملکرد سازمان ارائه نماید(جعفری و فقیهی 1388، ص 48). یکی از بزرگترین چالشهای مدیریت امروز چگونگی ایجاد نسلهای جدیدی از سازمانهای هوشمند است. از سوی دیگر خلاقیت و تولید افکار و اندیشههای جدید توسط مدیران و کارکنان سازمان دارای اهمیت ویژهای است و این مهم در سازمان از جایگاه ویژه ای برخوردار است. امروزه سازمانهایی موفق هستند و میتوانند در دنیای پر رقابت ادامه حیات دهند که دائما افکار و اندیشه های جدید را در سازمان کاربردی نمایند و این امر توسط مدیران و کارکنان خلاق امکان پذیر است (پوراحمد و سلیمانی نژاد، 1389، ص 1). خلاقیت در حکم رمز بقا و موفقیت افراد و سازمانها شناخته شده است. تحولات پر شتاب جهانی در علم و تکنولوژی، صنعت و مدیریت بسیاری از سازمان ها و شرکتهای موفق جهان را بر آن داشته که اهداف و گرایش خودرا در جهت بکارگیری خلاقیت هدایت کنند. صاحبنظران خلاقیت را محور حرکت جهانی در قرن 21 می دانند. جو سازمانی باز و پذیرنده تغییر و تحول، شرایط را برای بروز خلاقیت فراهم می کند (شهر آرای و مدنی پور1375؛ نقل در اثر نسبی، 1388 ص 3-1).
از آنجا که یكي‌ از اركان‌ اساسي‌ جوامع‌ دانشگاه‌ها هستند، كتابخانة‌ دانشگاهی‌ مي‌تواند در زمينه‌ رفع‌ مشكلات‌ فرهنگي‌، اجتماعي‌، فني‌، اقتصادي‌، سياسي‌ و اداري‌ تسهيلات‌ ويژه‌اي‌ را فراهم‌ آورد و موجبات‌ ترقي‌ عملكردهاي‌ دانشگاه‌ شود. بدين‌ ترتيب‌ هدف‌ اصلي‌ يك‌ كتابخانة‌ دانشگاهي‌ ‌، مشاركت‌ و فعاليت‌ در امر آموزش‌ است‌ و در اجراي‌ اهداف‌ آموزش‌ عالي‌ نقش‌ اساسي‌ دارد. كتابخانه‌ در سيستم‌ دانشگاه‌ وسيله‌اي‌ است‌ كه‌ بايد دانشگاه‌ را در رسيدن‌ به‌ هدف‌ كمك‌ كند. همچنین کتابخانهها یکی از نهادهای مهم اجتماعی هستند و بايد به طور مستمر قابليتها و تواناييهاي ذهني خود را ارتقاء بخشيده و با ساز و كارهاي مناسب و متناسب با نيازهاي افراد و جامعه امكان تحقق هدفها را فراهم سازند. نظريهي هوش سازماني به این کتابخانهها كمك ميكند تا توانايي فكري و ذهني خود را به عنوان يك سازمان هوشمند ارتقاء داده و رسالت و مأموريتهاي خود را هوشمندانه محقق سازند. با پیشرفت روز افزون دانش و تکنولوژی و جریان گسترده اطلاعات، امروزه جامعه ما نیازمند آموزش مهارت‌هایی است که با کمک آن بتواند همگام با توسعه علم و فناوری به پیش برود. هدف باید پرورش انسان‌هایی باشد که بتوانند با فکری خلاق با مشکلات روبرو شده و به حل آنها بپردازند. به گونه‌ای که انسان‌ها بتوانند به خوبی با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و با بهرهگیری از دانش جمعی و تولید افکار نو مشکلات را از میان بردارند. انگیزش در افراد برای بروز تفکر جدید و خلاق زمانی افزایش مییابد که محیط مناسب برای بروز خلاقیت فراهم باشد. در محيط خلاق افراد به يكديگر اطمينان و اعتماد دارند و ميتوانند ريسكهاي رواني را براي ابراز كردن ايدههاي خود بپذيرند. استعدادهای ذاتی و خلاقیت افراد اساس داشتن جامعهای خلاق است. لذا توجه به مطالب فوق انگیزهای شد جهت انتخاب موضوع پایان نامه حاضر.

1-2- بیان مسأله
کارل آلبرخت نویسنده المانی و یکی از پیشگامان اصلی در زمینه طراحی مدل هوش سازمانی است. وی هوش سازمانی را بعنوان ظرفیت بهرهگیری از قدرت ذهنی سازمان در عالم واقعیت و متمرکز سازی آن برای تشخیص ماموریت سازمانی تعریف میکند، و آن را بعنوان مجموع هوشهای فردی میداند که بر بهرهوری و رفتار سازمان تاثیر میگذارد. تاکید اصلی آلبرخت بر قدرت ذهنی کارکنان میباشد. آلبرخت برای تبیین هوش سازمان هفت متغیر شامل: چشم انداز راهبردی3، سرنوشت مشترک4، میل به تغییر5، اتحاد و توافق6، روحیه7، کاربرد دانش8 و فشار عملکرد9 را بعنوان مدل ارائه میدهد (آلبرخت، 2003؛ نقل در اثرغفاری آشتیانی ،1390، ص228). از طرف دیگر سازمانها برای رسيدن به هدفهای نسبتاً مشخصی به وجود میآيند و فعاليتهای مستمری را برای رسيدن به آن هدفها انجام میدهند. البته هر سازمانی ويژگی خاص خود را دارد که عبارت اند از: مرزهای تقريباً ثابت، سلسله مراتب اداری و نوعی نظم مدبرانه، يک سيستم ارتباط و يک سيستم انگيزشی که موجب میشود افراد در سايه همکاری با يکديگر برای دستيابی به هدفهای مشترک، تلاش کنند(اسکات 2001؛ ترجمه بهرنگی؛ نقل در اثر الهیان و زواری، 1388).
هوش سازمانی به معنای داشتن دانشی فراگیر از همه عواملی است که بر سازمان تاثیر میگذارد. از جمله این عوامل؛ مشتریان، ارباب رجوع، رقبا، محیط اقتصادی، فرهنگی، فرایندهای سازمانی (مالی، اداری، حفاظتی، تولیدی، بودجه)، که بر کیفیت تصمیمات مدیریتی تاثیر بسزایی دارد (کاوسی، رزقی،1389،ص 128). امروزه سازمانها با شرايط دائماً متغير در محيط اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و سياسي مواجه هستند. واكنش موفقيتآميز و پوياي سازمانها بستگي به توانايي آنها درارائهي اطلاعات مرتبط و يافتن به موقع راه حل مناسب براي مشكلات مواجه شده دارد. با توجه به اين امر نظريه پردازان سازماني، بر طراحي تواناييهاي فكري سازمان و از جهتي ديگر بر يكپارچگي فناوريهاي اطلاعاتي و ارتباطي توجه دارند، كه در نتيجه اين روند، مفهوم جديد تئوریهای سازماني است که از آن به عنوان هوش سازماني نام برده ميشود(سیمیک 2005؛ نقل در اثر عرفانی خانقاهی و جعفری ، 1389).
گلين10( 1996) معتقد است هوش سازماني حاصل اجتماع و تعامل هوش تك تك اعضاي سازمان است. هوش سازماني فرايندي اجتماعي است كه تئوري هاي آن بر اساس تئوري هاي هوش انساني طرح ريزي شده است.
یکی از جنبههای اصلی تفکر یا اندیشیدن خلاقیت است، فرآیندی که در ذهن فرد خلاق شکل میگیرد. برای ایجاد و تداوم آن درافراد سازمان بایستی عادت به تفکر را در کارکنان و مدیران ایجاد کرد وقتی تفکر برای انسان سازمانی عادت شود به دنبال آن خلاقیت و تولید افکار و اندیشههای جدید در تک تک کارکنان بعنوان یک امر روزمره و همیشگی در آمده و سازمان تبدیل به یک سازمان خلاق می شود. ارنست ويل11، معتقد است كه يكي از روشهاي مهم متبلوركردن خلاقيت، ايجاد فضاي محرك، مستعد و بطور كلي خلاق است .او معتقد ا ست محيط مناسب براي بروز خلاقيت، انگيزش را در افراد براي ابراز تفكر جديد و خلاق افزايش مي دهد. در محيط خلاق افراد به يكديگر اطمينان و اعتماد دارند و مي توانند ريسك هاي رواني را براي ابراز كردن ايدههاي خود بپذيرند(پور احمد، سلیمانی نژاد ،1389،ص 8-6).
همگام با بسیاری از سازمانهای نوین، کتابخانهها در جوامع امروز نقش بسیار مهم و حساسی در توسعه اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در جوامع پیدا کرده اند. کتابخانه یک سیستم پویاست و نیاز دارد که به طور مدام اطلاعاتی را کسب نموده و در مواقع ضروری برای اتخاذ تصمیمات مناسب از آنها استفاده نماید. در عصري‌ كه‌ متولیان‌ توليد دانش‌، دانشگاه‌ها هستند، توجه‌ به‌ كتابخانه‌هاي‌ دانشگاهي‌ به‌ عنوان‌ قلب‌ دانشگاه‌ ضرورت‌ مي‌يابد. این نوع کتابخانهها بخش جدايي ناپذير نظام آموزشي عالي محسوب میشوند و به عنوان مراكز گردآوري و انتقال اطلاعات علمي و فني و كانون پاسخگويي به نياز محققان، ناگزير به سرمايه‌گذاري در اشاعة خدمات، تهية منابع روزآمد و استفاده از نیروهای ذهنی خلاق و كارآمد میباشند، و نیز بعنوان یکی از نهادهای مهم اجتماعی بايد به طور مستمر قابليتها و تواناييهاي ذهني خود را ارتقاء بخشيده و با ساز و كارهاي مناسب و متناسب با نيازهاي افراد و جامعه امكان تحقق هدفها را فراهم سازند. نظريهي هوش سازماني به این کتابخانهها كمك ميكند تا توانايي فكري و ذهني خود را به عنوان يك سازمان هوشمند ارتقاء داده و رسالت و مأموريتهاي خود را هوشمندانه محقق سازند.
از آنجا که اغلب مراجعهکنندگان به کتابخانههای دانشگاهی اعضای هیأتعلمی، دانشجویان، محققان و کارشناسان میباشند، در این میان کتابداران نقش کلیدی در موفقیت کتابخانه و تعامل با جامعه علمی کشور و نیز ارائه خدمات مفید به کاربران ایفا میکنند. گردآوري، سازماندهي، و انتقال اطلاعات كه مايه اصلي پويايي و كفايت آموزشي و پژوهشي دانشگاه‌ها محسوب مي‌شود، از وظايف اساسي كتابداران كتابخانه‌هاي دانشگاهي است؛ بنابر این کتابداران نیاز دارند تا خودشان را با دانش روز تطبیق داده و با استفاده از ابتکار و تخصص و مهارت و بر اساس شرایط مخاطبین و شرایط خارج از کتابخانه هماهنگ شوند. بدیهی است توانائیهای علمی و تکنیکی در هر شغلی وجود دارد اما آنچه که بر عملکرد تاثیر مثبت دارد ویژگیهای شخصی فرد، قدرت ابتکار و خلاقیت، قابلیت انطباق با محیط، توانایی همکاری با

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی کتابداران، هوش سازمانی، مقطع تحصیلی، توزیع فراوانی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی هوش سازمانی، مدیریت دانش، تعبیر و تفسیر، پردازش اطلاعات