پایان نامه با واژگان کلیدی هوش سازمانی، خلاقیت کارکنان، مدیریت اطلاعات، خلاقیت و نوآوری

دانلود پایان نامه ارشد

نبود خلاقیت را با نابودی سازمان در دراز مدت یکی دانستهاند. سازمانی که خلاقیت نداشته باشد نمی تواند بقا یابد. از این رو سازمانها پیوسته در جستجوی راههایی هستند تا خلاقیت را هم در سطح فردی و هم در سطح سازمانی برطرف نمایند،‌ زیرا افزایش خلاقیت در سازمان ها میتواند به ارتقای کمیت و کیفیت خدمات کاهش هزینه ها، جلوگیری از اتلاف منابع، افزایش رقابت، افزایش کارایی و بهرهوری، ایجاد انگیزیش و رضایت شغلی کارکنان منجر شود. اهمیت خلاقیت تنها منحصر به بخشهای تولیدی کشور نیست، بلکه در بخشهای خدماتی و از جمله دانشگاه ها، که پرورش دهنده منابع انسانی آینده هستند، صادق بوده و اهمیت بیشتری نیز مییابد (حسینی و صادقی، 1389،ص2). از آنجايي كه بسياري از دستاوردها و پيشرفتهاي انسان ناشي از تفكر خلاق اوست، ضرورت توجه به اين موضوع وفراهم نمودن زمينه هاي رشد و پرورش خلاقيت درسازمانها كاملاً آشكار است. در اين ميان، خلاقيت كاركنان به اين صورت به بقاي سازمان كمك ميكند كه وقتي كاركنان در كار خود خلاق باشند، قادرخواهند بود ايدههاي تازه و مفيدي ارائه داده و بکار گیرند. براي بهرهگيري سازمانها از خلاقيت، محققان ميبايست متغيرهايي را كه موجب تشويق و ترغيب خلاقيت ميشوند، شناسايي نمايند تا مديران بدانند كه چگونه خلاقيت را در سازمان مورد حمايت قرار داده و آن را تقويت نمايند (احمدی و همکاران، 1390،ص 29-28).
سازمانی که از اهمیت خلاقیت آگاه است و قصد ترویج مؤثر آن را دارد، باید فرصتهایی براي کارکنان خود جهت تدبیر ایدههاي خلاق در کنار کارهاي عادي فراهم کند و با توجه به اینکه عدم موفقیت، بخش جدایی ناپذیرکار خلاق است، تلاش صادقانه در جهت خلاقیت را حتی درصورت عدم موفقیت، تشویق نماید. بدیهی است که نظارت برکارهاي خلاق براي هدفمند کردن آن اجتناب ناپذیر است. نظارت میتواند به صورت تشکیل کمیتههاي خلاقیت، بخشی از امور پژوهش و توسعه، بخشی از نظام پیشنهادات سازمان یا شکلهاي متعدد دیگر باشد. آنچه لازم است ایجاد شرایط مناسب در سازمان براي تدبیر ایدهههاي جدید درخارج از فعالیت اصلی سازمان است. درآن صورت، یکی از عوامل مهم براي ایجاد شرایط مناسب براي بروز خلاقیت کارکنان در یک سازمان، تشویق کارکنان خلاق به تدبیر و سرانجام اجراي ایده یا ایدههاي بدست آمده، حتی در مواردي است که تلاشهاي آنها براي اعمال خلاقیت با شکست روبه رو میشود (قاسم زاده، 1380، ص9). برنامهریزی نیز از عواملی است که با خلاقیت مرتبط می باشد. خلاقیت با ساختن و یافتن فکرهای جدید و نوآوری در کاربرد فکرها سرو کار دارد. فکر باید با عمل نیز همراه باشد، و لازمه این امر به کارگیری فکرهای جدید برنامه های مدیریتی است. هر برنامهریزی بسیار موفق به صدها فکر و ایده کاربردی نیاز دارد. موفقیت نهایی و در بعضی از موارد بقای خود سازمان به توانایی برنامه ریز در ایجاد و به کارگیری فکرهای جدید بستگی دارد (رضائیان، 1387، ص 34).
کیتینگ56 (1985) مفهوم خلاقیت را توسعۀ بیشتري بخشیده و براي ایجاد رفتاري خلاق، رشد و تحول چهار دسته از مهارتهاي شناختی را ضروري میداند .مهارت نخست توانایی تفکر واگرا در فرد است، تفکري که دامنۀ وسیعی از بدیلهاي مختلف را با خلق راه حلهاي بسیار متفاوت در نظر میگیرد. ویژگی دوم را داشتن معلومات وسیع و تجربۀ مفید در زمینۀ خلاقیت و توانایی برقراري ارتباط با دیگران جهت طرح اندیشۀ نوین را ویژگی سوم میداند زیرا به اعتقاد وي خلاقیت در خلأ صورت نمیگیرد و داشتن معلومات و تجربه و ارتباط متقابل با دیگران جهت تبادل تجارب ضروري است. کیتینگ معتقد است عنصر چهارم شناختی که کمتر مورد توجه قرار گرفته ولی جزء جدایی ناپذیر فرایند خلاقیت است، توانمندي فرد براي تجزیه و تحلیل انتقادي است. فرد درجریان شکل گیري خلاقیت و به دلیل به بارش مغزي راه حلهاي متعددي میرسد که براي انتخاب راه حل صحیح و کنار گذاشتن راه حلهاي دیگر، داشتن قدرت قضاوت و نقادي دقیق ضروري است.
سبک مدیریت نیز یکی دیگر از عوامل موثر بر خلاقیت می باشد. مدیریت خلاق نمیتواند در بند شیوه سنتی و معمول باشد، بلکه سبکی را برای مدیریت بر میگزیند که برای سازمانهای خلاق مناسب باشد. در چنین سازمانهایی همه افراد به اطلاعات موجود در سازمان دسترسی داشته و افراد از منابع و امکانات کافی جهت آزمودن و اجرای نظریات برخوردار خواهند بود. برنامه ریزی دقیق، کنترل و نظارت شدید، تخصصگرایی بیش از حد از جمله موانع ظهور و بروز خلاقیت است که مدیر باید در تعدیل این موانع تلاش نماید و با درایت خویش تعادلی در امور فراهم نماید و با بررسی، ارزیابی و تمایز بین زمینههایی که به خلاقیت نیاز بیشتری دارد و مواردی که نظم، کنترل و نظارت بر کارآیی ضروریتر است تقویت نماید (حسینی، 1376،ص54).
رابینز57 نیز معتقد است از نظر گاه مدیریتی ، خلاقیت صرف، کافی نیست . فکر باید به عمل نیز درآید و لازمه این امر به کارگیری فکرهای جدید در برنامه های مدیریتی است. هر برنامه‌ریزی موفق، نیاز به صدها فکر و ایده کاربردی دارد . موفقیت نهایی و در بعضی از موارد ماندگاری خود سازمان، به توانایی برنامه ریز در ایجاد و به کارگیری فکرهای جدید بستگی دارد . اگر شخص نداند که می خواهد به کجا برود، هر مسیری را که انتخاب کند به مقصد خواهد رسید. از آنجا که موجودیت سازمانها برای تامین هدفهاست، پس باید این هدف ها را تعیین کرد و راهها یا وسایل تأمین آنها را مشخص ساخت (رابینز ، 1378،ص 4 ). خلاقیت به سازمانها از جمله کتابخانهها امکان میدهد بیش از آن که فقط بعد از وقع تغییر نسبت به آن واکنش نشان دهند، تغییراتی سازنده را که برای موجودیتشان ضروری است به وجود آورند. هرکسی در برههای از زمان احساس می کند که جامعه با سرعت بیش از حدی در حال تغییر است. از سوی دیگر سازمانها مایلند ایستا باشند و از زمان تاثیر نپذیرند. یکی از بهترین راهها این است که به اعضای سازمان امکان داده شود که خلاقیت خود را به کار اندازند، برخی از فنون کمک میکند که ظرفیت فرد برای استفاده از این قوه وارائه تعداد زیادی اندیشه جدید در مدتی کوتاه، افزایش یابد. اندیشه خلاق در صورت اجرا به دگرگونی منتهی میشود. مدیر سازمان نقش بسزایی در بوجود آمدن این قوه در کارکنان دارد. مدیریت باید بخواهد از اندیشههای ارائه شده استفاده کند. بنابراین برای سود مثبت متقابل فرد و سازمان، باید خلاقیت کارمندان را تشویق و برای آن برنامه ریزی نماید (اوانز58،1387، 95-93).

2-2-3- ویژگی سازمانهای خلاق
مهمترین ویژگیهاي سازمانهاي موفق در شرایط محیطی همواره پیچیده و متغیر، عبارتند از: درك و پیشبینی تغییر و تحول و واکنش سریع و همگانی مناسب با تغییر و تحول. این دو مورد، از ویژگی سازمانهاي خلاق است که در آن فرایندهاي خلاقیت نهادینه شده و به طور مستمر و فراگیر جریان دارد. خلاقیت و نوآوري تقریباً شامل تمامی جنبههاي حیات سازمان، سازوکارها، فرایندها، فعالیتها و جنبههاي خرد و کلان سازمان میشود. خلاقیت موجب رشد، توسعه و بالندگی شده و قابلیتها، و فرصتهاي جدیدي را براي فعالیتها و برنامههاي سازمانی، همچنین ارتقاي کیفیت و بهبود حیات کاري سازمان فراهم میکند. پیآمدهاي مثبت و سازنده فرایندهاي خلاقیت، موجب افزایش انعطاف پذیري، ارتقاي سطح تواناییها و قابلیتهاي یادگیري سازمان میشود( گلستان هاشمی، 1380،ص 2-1). همچنین دریک سازمان خلاق به چند عنصر اساسی باید توجه شود این عناصر عبارتند از: ساختارخلاق، محیط خلاق، افراد خلاق، گروه خلاق و رهبر خلاق. سازمانهاي خلاق خصوصیات ویژهاي دارند که می توان گفت مهمترین آنها انعطاف پذیري در رویارویی بابحران هاست( مشبکی،1380، ص 8).
عابدی (1386) در مقاله خود با عنوان ” ویژگی سازمان خلاق “به برخي از ويژگيهاي سازمان خلاق اشاره نمود. وی در این مقاله آورده است، در يك سازمان درصورتي خلاقيت صورت مي‌پذيرد كه رقابت كامل در آن حاكم باشد؛ هدف نهايي در اين سازمان‌ها توجه به نيازمندي‌هاي جامعه و جلب رضايت آحاد مردم است. در سازمان خلاق افراد داراي يك تخصص ويژه نيستند و اين امكان را دارند كه براي قرارگرفتن درجايگاه مناسب گردش شغلي داشته باشند؛ سازمان‌هاي خلاق بر اين اعتقاد هستند كه دانش در سطح سازمان به وفور پراكنده شده است و مديران به راحتي مي‌توانند افكار و نظرات ديگران را مستقيم و بدون واسطه دريافت كنند، آنها مسئله تغيير را به عنوان تنها عامل ثابت و گريزناپذير ميدانند و با خشنودي آن را پذيرفته و در برابر آن مقاومت نميكنند. طبيعي است در چنين سازماني ضرورت ندارد كه مدير بخش زيادي از وقت خود را براي جلوگيري برخورد با تغييرات اختصاص دهد زيرا همه به اين باور رسيدهاند كه تغيير يك ارزش مثبت است.
از دیگر خصوصیات یک سازمان خلاق وجود افراد خلاقی است که ضمن برخورداری از ویژگی خاص بتوانند در مواقع بحرانی با تفکر خلاق و ارائه اندیشههای پویا جوابگوی نیازها باشند. داشتن رهبر خلاق نیز از خصوصیات یک سازمان خلاق است که با تواناییهای خاص خود میتواند محیطی خلاق به وجود آورد و ایدههای بدیع را ارج نهد. همچنین وجود محیط خلاق نیز می تواند شرایط خلاقیت و نوآوری را فراهم سازد و فضای روانی مناسب را برای شکوفایی خلاقیت بوجود آورد(شهرآرای، مدنی،1375، ص 47).
حقایق(1380) در مقاله خود تحت عنوان” ویژگی های سازمان صنعتی خلاق و نوآور” در خصوص نیازهای یک سازمانهای خلاق مینویسد: و از مهمترین نیازها، به اطلاعات به موقع، اخذ سریع نتیجه کار، نیاز به آموزش، در اختیاز داشتن منابع آزاد و بدون کنترل جهت استفاده در طرحها و ایده های نو، آزادی انتخاب نقش خود و انتخاب همکاران در سازمان، و نیز ارتباط سریع با خارج از سازمان اشاره می نماید.

جمع بندی مبحث فوق
در جمع بندی این مبحث می توان گفت که هوش سازمانی و خلاقیت دو ویژگی هستند که در یکایک افراد هر سازمانی نهفته است. هوش سازمانی طیف وسیعی از فعالیتهای مدیریتی، خلافیت و نوآوری و توسعه سازمان را در بر می گیرد. طبق نظر محققین، هوش سازمانی نتیجه اجتماعی هوش فردی است و از آنجا که خلاقیت ارائه یک شیوه و راه حل جدید می باشد می توان اذعان داشت که نبود هوش فردی و سازمانی، سازمان را در دستیابی به اهدافش دچار ناتوانی میسازد. همچنان که توضیح داده شد هوش سازمانی فقط در کارکنان خلاصه نمیشود، بلکه از مولفهها و عناصر مختلفی تشکیل شده است. مهمترین آنها وجود بینش راهبردی در سازمان، اتحاد و ایجاد سرنوشت مشترک بین کارکنان و استفاده از دانش در انجام امور است. در این میان نقش مدیران خلاق و کارآمد به عنوان عنصر کلیدی در خلق هوش سازمانی و پرورش خلاقیت کارکنان و جلوگیری از عوامل بازدارنده ظهور آن، از اهمیت بیشتری برخوردار هستند. کتابداران کتابخانههای دانشگاهی نقش مهمی در موفقیت کابخانهها و تعامل مستمر با جامعه علمی کشور دارند که در این میان اهمیت دادن هوش سازمانی و نقش محوری آن وپرورش و بکارگیری خلاقیت، می
تواند در توسعه و بهینه کردن خدمات کتابخانهای مثمر ثمر باشد.

3- کتابخانه
2-3-1 سازمان کتابخانه
لفظ کتابخانه به مفهوم کتابخانه ، مرکز اطلاعات، مرکز مرجع، یا عبارات مشابهی به کار می رود. این عبارات تداعیگر سازمانی است که اساس موجودیت آن ارائه خدمات اطلاعاتی از قبیل اطلاع رسانی، مدیریت اطلاعات، سند داری و مانند آنهاست و لفظ کتابدار نیز به طور کلی به معنای فردی است، اعم از زن و مرد که در این سازمان کار می کند (اوانز، 1387، ص12). هر محلی که در آن هدفی دنبال می شود و بر آن ضوابط و قوانینی حاکم است سازمان نام دارد. چستر بارنارد59 سازمان را یک سیستم افراد یا نیروهایی می داند که آگاهانه هماهنگی دارند. هربرت سایمون سازمان را عبارت از سیستمی که فعل و انفعالات سلوکی و رفتاری اجتماعی انسانی است،‌ میداند که هریک از اعضاء و یا گروههای شرکت کننده برای کاری که انجام میدهند سودی را دریافت می کنند. سازمان کتابخانه بهترین سازمانی شناخته شده است که اعمال تصمیمها،‌ برنامه ها،

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی هوش سازمانی، یادگیری سازمانی، ارتباطات سازمانی، حل مسائل سازمانی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی هوش سازمانی، ابزار پژوهش، سازمان یادگیرنده، عملکرد کارکنان