پایان نامه با واژگان کلیدی هنر ایران، سهراب سپهری، افغانستان

دانلود پایان نامه ارشد

( نعمانی، 1335: 171-170)
مثنوی سیرالعیاد الی‌المعاد: یا کنزالرموز که این مثنوی را سنایی بنام سیف‌الحق محمدبن منصور سرخسی اقضی‌القضاه خراسان در وقتی که در سرخس اقامت داشته ساخته است. وزن این مثنوی نیز بر وزن اشعار حدیقه است. چون حکیم سنائی در مثنوی سیرالعباد الی‌المعاد از سیر نفس و سفر روحانی سخن گفته و در آن رموز و اشاراتی به کار برده که درخور فهم همگان نیست و آگاهی و وقوف بر آن رموز همه کس را میسر نمی‌باشد، جمعی از دانشمندان آن را شرح و تفسیر کرده و به توضیح و روشن ساختن رموز آن پرداخته‌اند. (مدرس رضوی، 1360: 15) این منظومه به‌طور کلی درباره وجود خاکی انسان است که بعد از طی مدارج رشد تا مرحله بیداری بالا می‌رود. اولین مرحله روح گیاهی است که در دوره جنینی چون پرستاری انسان را نگهداری می‌کند. سپس روح حیوانی که بیشترین وظیفه آن گردآوری اطلاعات از جهان خارج به کمک حواس پنج‌گانه ظاهر و نگهداری و بهره‌مندی از آن به مدد حواس درونی است که اسن کار در سایه سازگاری چهار عنصر طبیعی امکان‌پذیر خواهد بود. در طی مراحل رشد و آمادگی برای پذیرش « نفس گویا » با گشودن چشم بصیرت، موفق به یافتن راهنمایی می‌شود که در سیر مراحل عقلانی او را ارشاد کند. این راهنما که در حقیقت همان عقل فعال است- و از عقل کل دستور می‌گیرد – در طی سفر به او می‌گوید که در نهایت به « معاد » باید رسید و راه آن از طریق پشت سر گذاشتن زندگی مادی است. سنایی بعد از پشت سر گذاشتن موفقیت‌آمیز موانع، در جمع واصلان حق قرار می‌گیرد امادر فرصتی دوباره مجبور به رجعت می‌شود تا در حرکتی دوباره و پویا و برداشته‌شدن آخرین حجاب و مانع به وصل دائمی نائل گردد.
سنایی چه در روزگار خود و چه در سده‌های بعد همواره مورد تجلیل شاعران و ادبا و مورخان و تذکره‌نویسان گوناگون قرار گرفته و پس از مرگ از اکرام و احترام بسیار برخوردار بوده است. بسیاری از شعرای معاصر او و اعصار بعدی به اشعار او استشهاد کرده و او را در ردیف عنصری و معزی و رودکی و گاه برتر از آنان برشمرده‌اند. سدیدالدین محمد عوفی در تذکره‌ی معروف لباب‌الالباب در وصف او آورده است: « استادالحکما، ختم شعرا، مجدالدین آدم السنایی الغزنوی، سنایی که در دیده‌ی حکمت روشنایی بود و در حدیقه‌ی بینایی سنایی؛ چون قلب او همه انس بود، به قلب انس(سنا) منسوب شد؛ از قعر بحر خاطر خود گنج‌ها نهاد و به دست بیان بر جهانیان گوهر پاشید… ». جامی نیز « در نفحات‌الانس » درباره‌ی سنایی چنین نوشته است:
« حکیم سنایی غزنوی قدس‌الله تعالی روحه (که) کنیت و نام وی ابوالمجدودبن آدم است… از کبرای طایفه‌ی صوفیه است و سخنان وی را به استشهاد در مصنفات خود آورده‌اند و کتاب « حدیقه‌الحقیقه » بر کمال وی در شعر و بیان اذواق و مواجید ارباب معرفت و توحید دلیل قاطع و برهانی ساطع است. وی از مریدان خواجه یوسف همدانی است…». (فروزانفر،12:1381)
شعرای معاصر او: مسعود سعد سلمان، عثمان مختاری، سید حسن غزنوی، معزی که سنایی او را مرثیت گفته است، انوری و سوزنی که سنایی را تعریضا و تصریحا هجا کرده‌اند. (همان،12:1381)
3-2) زندگی شخصی و هنری سهراب سپهری
سهراب سپهری در پانزدهم مهرماه سال 1307 در خانواده‌ای اهل علم و ادب در کاشان به دنیا آمد. مادر بزرگش حمیده سپهری شاعری بنام و پدربزرگش لسان‌الملک سپهری نویسنده‌ی«ناسخ‌التواریخ» بود. در خرد‌سالی «کودکی پرماجرا و بازیگوش بود و در همین دوران بود که پدرش-اسداله سپهری- بیمار شد و تا پایان عمر نیز بیمار بود. پدرش کارمند اداره پست و تلگراف بود و به هنر و ادب علاقه‌ی وافر داشت. سپهری طراحی، نقاشی و خطاطی را از پدرش آموخت» (رامشینی، 20:1385) درس‌هایش خوب بود اما از مدرسه بیزار بود. در مدرسه شخصیتی خجول و ترسان داشت با استعداد درخشان و نمرات عالی. درست برعکس مدرسه سهراب در خانه بچه‌ای شیطان، زورگو و سرکش به حساب می‌آمد. چنانکه خود در کتاب اتاق آبی به این نکته اشاره می‌کند:«در مدرسه سربه‌زیر بودم، در خانه سرکش. در مدرسه می‌ترسیدم، در خانه می‌ترساندم.» (سپهری، 29:1379)
سپهری کودکی با استعداد بود که همیشه به دنبال افکار و اندیشه‌های خاص خود بود؛ در اتاق آبی از پابرهنه بودن خود اینگونه می‌گوید: « در پست و بلند بام وزشی انسانی بود، نفس بود، هوا بود. اصلاً فراموش می‌شد که بام پناهی است برای آدمی که از باران و آفتاب بیم دارد. روی بام همیشه پابرهنه بودم. پابرهنگی نعمتی بود که از دست رفت.کفش ته مانده تلاش آدم است در راه انکار هبوط. تمثیلی از غم دورماندگی از بهشت… » (سپهری، 34:1382)
کتاب خواندن در خانه سهراب یکی از الزامات بود.پدر سهراب همه‌ی فرزندان را به خواندن کتاب در ساعات معینی از روز وا می‌داشت و هیچ‌کس نمی‌توانست از آن سرپیچی کند. در کنار همه‌ی شیطنت‌های کودکی شب‌ها بعد از صرف شام کتاب‌هایی نظیر آشیانه‌ عقاب، کنت‌مونت کریستو، بینوایان، پاردایان‌ها و… خوانده می‌شد. خواندن غزلیات حافظ و فال زدن به آن که اغلب کار مادر سهراب بود از برنامه‌های کتابخوانی در منزل سهراب به حساب می‌آمد. سهراب کم‌کم دوران کودکی را پشت سر می‌گذاشت. گر‌چه بزرگ شد و به قول خودش« تا هیجده‌سالگی کودک بود» اما پس از اتمام تحصیلات ابتدایی با ورود به دوره‌ی نوجوانی، دوران جدیدی از زندگی وی آغاز شد.
در سال 1325 پس از پشت سر گذاشتن دوره‌ی اول دبیرستان و دوره‌ی دوساله دانش‌سرای مقدماتی در کاشان و تهران به استخدام اداره‌ی فرهنگ و هنر و آموزش و پرورش درآمد و در خرداد 1326 مجموعه شعر خود را به نام «در کنار چمن» یا «آرامگاه عشق» در سن نوزده سالگی به چاپ رسانید (عابدی، 32:1375) که در قالب کلاسیک و تحت‌تاثیر«زهره و منوچهر» ایرج‌میرزا پرداخته شده بود. در شهریور 1327 از اداره فرهنگ استعفا داد، در رشته‌ی ادبیات دیپلم گرفت و در رشته‌ی نقاشی وارد دانشکده هنر‌های زیبای دانشگاه تهران شد، در شرکت نفت مشغول به کار شد اما پس از هشت‌ماه استعفا داد.
وی در واپسین سال‌های تحصیل 1330، نخستین دفتر از مجموعه‌ی هشت‌کتاب یعنی« مرگ رنگ» را به دست چاپ سپرد. سرانجام در خرداد 1332- سال کودتای سیاه علیه ملت ایران- درس‌های دانشگاه به پایان رسید و او با کسب رتبه‌ی نخست در دوره‌ی کارشناسی رشته نقاشی از دانشکده هنر‌های زیبای دانشگاه تهران فارغ‌التحصیل شد. در همین سال، سپهری در سازمان همکاری بهداشت مشغول به کار شد و در چند نمایشگاه شرکت کرد. وی دومین مجموعه شعر خود به نام« زندگی خواب‌ها» را منتشر کرد. در آذرماه سال 1333 در وزارت فرهنگ و هنر( اداره کل هنر‌های زیبای سابق) در قسمت موزه‌ها مشغول به کار شد و در همان سال نیز تدریس در هنرستان‌های هنر‌های زیبا را آغاز کرد.( رامشینی، 21:1385) در این سال‌ها، سپهری خود را برای سفر به اروپا آماده می‌کند تا ضمن دیدار از موزه‌ها و آثار هنری آن دیار به تکمیل هنر بپردازد. این فرصت لازم در سال 1336 دست داد و او از راه زمینی عازم پاریس شد. می‌توانست در دانشکده‌ی هنر‌های زیبای پاریس در رشته‌ی لیتوگرافی(چاپ سنگی) نام‌نویسی کند و در عین حال موزه‌ها و گالری‌های نقاشی را نیز ببیند. در سال 1337، به لندن و از آن‌جا به رم رفت و در طی اقامت دوماهه در رم، در بی‌ینال ونیز شرکت کرد و سپس به ایران بازگشت و در اولین بی‌ینال تهران شرکت کرد. در همین سال کار خود را در اداره‌ کل اطلاعات وزارت کشاورزی با سمت ریاست سازمان سمعی و بصری آغاز کرد.(سپهری،141:1386) در سال 1339در دومین بی‌ینال تهران شرکت کرد و جایزه‌ اول هنر‌های زیبا را کسب کرد. هم‌چنین در یک نمایشگاه انفرادی، شخص علاقه‌مندی همه‌ی تابلو‌های وی را یکجا خرید. بدین‌ترتیب مقدمات سفر به ژاپن فراهم آمد. سپهری به ژاپن رفت و« حکاکی روی چوب» را در توکیو آموخت. یکسال اقامت در این کشور، فرصتی برای وی مهیا کرد تا به مطالعه فرهنگ خاور دور بپردازد. غیر از توکیو به شهر‌های کیوتو و نارا نیز سفر کرد که سابقا پایتخت ژاپن بوده‌اند. خود سپهری در نامه‌ای به مادرش اذعان می کند که بهترین آثار هنری ژاپن در همین دو شهر است و بدون دیدن آن‌ها انگار ژاپن را ندیده است (همان،72)
سپهری در بازگشت از ژاپن به هندوستان سفر می‌کند تا به تکمیل پژوهش‌ها و تحقیق‌هایش در مبانی فلسفی بودیسم و هندویسم علاوه بر ژاپن بپردازد. در1340در دهلی اقامتی دو‌هفته‌ای دارد و از اگره و جاهای دیدنی و باغ‌های بزرگ آن‌جا دیدن می‌کند و با کوله‌باری از تجربه و آموخته به ایران باز می‌گردد. برگزاری نمایشگاه انفرادی در تالار رضا عباسی، شرکت در نمایشگاه گروهی بانک صادرات از فعالیت‌های هنری وی در این سال به شمار می‌رود.مجموعه شعر« آوار آفتاب» را به چاپ می‌رساند و به تدریس نقاشی در دانشکده هنر‌های تزیینی به مدت شش ماه می‌پردازد. مجموعه شعر« شرق اندوه» را نیز در همین سال منتشر می‌کند و برای همیشه از کلیه مشاغل رسمی و دولتی کناره‌گیری می‌کند.(رامشینی،22:1385) توجیه او در‌باره فراز و فرود‌های فراوان در زمینه شغلی و دوام موقتی او در کار اداری چنین بود: « کار اصلی من سرودن شعر و کشیدن نقاشی است و نمی‌توانم این‌ها را در حاشیه قرار دهم.»(سپهری،67:1379 )
بیش‌تر وقت او در خلال سال‌های 40 تا 44 به نقاشی و فعالیت‌های هنری و مسافرت‌های خارجی گذشت. برگزاری دو نمایشگاه در تالار فرهنگ (1341) و شرکت در نمایشگاه گروهی گیل‌گمش، نمایشگاه هنر ایران در اسرائیل، نمایشگاه انفرادی در استودیوفیلم گلستان، بی‌ینال سائوپلو، نمایشگاه هنر ایران در موزه لوهاور فرانسه، نمایشگاه گروهی در گالری میالا، نمایشگاه انفرادی در گالری صبا و سفر به هندوستان (1342)، سفر به جزیره‌ی الفانتا، دیدار شهر‌های بمبئی، اورنگ‌آباد، جالگون، بنارس، گایا، اگره و دهلی. دیدار از آثار هنری غار‌های اجانتا و الوار، سفر از دهلی به کشمیر، سفر به پاکستان، دیدار از لاهور و پیشاور و عزیمت به افغانستان و اقامت در کابل و بازگشت به تهران از جمله فعالیت‌ها و سفر‌های سپهری در سال 43 بود. شرکت در دو نمایشگاه گروهی و انفرادی در نمایشگاه بورگز، سفر از راه زمینی به اروپا، یک هفته اقامت در مونیخ، دو ماه در لندن و عزیمت به پاریس، سفر به اسپانیا، دیدار از موزه پرادو در مادرید، دیدار از تولدو، بازگشت به پاریس، عزیمت به آمستردام و فلورانس، بازدید از موزه ها، عزیمت به ونیز و بعد وین و بازگشت به ایران ادامه سفر‌ها و فعالیت‌های سهراب در سال 1344محسوب می‌شود. (همان،141) سفر به هندوستان و افغانستان و شهر‌های مختلف این دو کشور، که درحقیقت بر مبنای تحقیقات فلسفی و دینی او در ادیان و فلسفه‌های شرق می‌باشد، بنا شده است.
انتشار شعر بلند « صدای پای آب» که در حقیقت آغاز شاهکار‌های اوست در فصلنامه آرش(1344) اتفاق می‌افتد. سپهری این شعر را در قریه چنار- بین راه کاشان و شهر اردهال- در باغ سر‌سبز و پر‌درخت که متعلق به خواهر بزرگ وی بود، سرود. (ثروتیان،38:1386)
پس از بازگشت از سفر اروپا بود که شعر بلند« مسافر» را در سال 45 در همان فصلنامه آرش به چاپ رسانید. زادگاه این منظومه بلند در بابل، منزل مسکونی خانواده سهراب بود که اتاق بزرگ و مربع‌شکل طبقه بالای این خانه، در انتظار مسافری بود که از سفر دور و دراز باز گشته است. (سپهری،103:1386)
همزمان با سالروز گشایش گالری سیحون در سال 1346، سپهری یک نمایشگاه نقاشی انفرادی در این گالری ترتیب می‌دهد. انتشار مجموعه« حجم سبز» توسط انتشارات روزن و تشکیل نخستین شب شعر به نام شب شعر سپهری در گالری روزن از رویداد‌های سال46 می‌باشد. شرکت در نمایشگاه گروهی گالری مس و هم‌چنین شرکت در نمایشگاه هنر معاصر ایران در باغ انستیتو گوته، شرکت در نمایشگاه فستیوال هنر شیراز، فرستادن چند اثر به نمایشگاه فستیوال روایان و سفر به لندن(1347)، شرکت در نخستین فستیوال بین‌المللی نقاشی فرانسه و اخذ امتیاز مخصوص و بازگشت به تهران از وقایع تا سال 1348 زندگی سپهری است. (همان، 141)
عمده فعالیت‌های هنری سپهری در سال‌های 46 تا 56 انجام گرفت که همراه با مسافرت‌های متعدد به

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی شفیعی کدکنی، دوران کودکی، کانون توجه Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی احساس غربت، سهراب سپهری، ظاهر و باطن