پایان نامه با واژگان کلیدی هلال ماه، مذاهب خمسه، ادای شهادت

دانلود پایان نامه ارشد

و تابعين در معاملات خويش‌گواه مي‌گرفتند، اين مطلب به صورت متواتر و آشکار نقل مي‌شد و عدم ‌گواه ‌گرفتن را منکر مي‌شدند. و چون به صورت عمومي چنين چيزي ازآنان نقل‌ نشده است‌، پس ثابت مي‌گردد که نوشتن و گواه‌ گرفتن در وام دادنها و معاملات و داد و ستدها واجب نيست142» . در کتاب الفقه المنهجی آمده است که، آوردن شاهد در معاملات ضمانت حق را بیشتر و مطمئنتر کرده و سبب تحکیم تعاون در میان مسلمانان میشود. خداوند متعال در سوره البقره، آیه282میفرمایند: « وَ لا تَسْئَمُوا أَنْ تَکْتُبُوهُ صَغيرا أَوْ کَبيرا إِلى‏ أَجَلِهِ ذلِکُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَ أَقْوَمُ لِلشَّهادَةِ وَ أَدْنى‏ أَلاَّ تَرْتابُوا » یعنی: « و از نوشتن بدهی، خواه کم باشد یا زیاد، تا سر رسید آن دلگیر نشوید و این در پیشگاه خدا عادلانهتر و برای گواهی استوارتر و برای آن که دچار تردید نشوید، بهتر است». منظور از آیه این است که نوشتن بدهیها به حق نزدیکتر بوده و در بین مردم روش عادلانهتری است و شهادت دادن بر آن را برای شهود آسانتر کرده و شائبهی تغییر و تبدیل حقوق را که غالبا موجب از بین رفتن اعتماد در بین مردم و امتناع آن ها از قرض دادن به یکدیگر و در نتیجه در مضیقه قرار دادن مردم میشود را از بین میبرد. هم چنین شاهد گرفتن بر معاملاتی که به صورت نقدی انجام میشود، مستحب است تا عقد یا چیزی از شرایط آن انکار نشده و سبب ایجاد نزاع و خصومت در میان طرفین عقد نشود.143
جمهور علماء در خصوص اینکه امر وارده در آیه برای استحباب است به احادیث زیر استناد کرده اند:

1. پيامبر صلي الله عليه وسلم طعامي را از يک نفر يهودي خريداري کرد و سپرش را بعنوان رهن گذاشت ولي شاهدي بر آن نگرفت.144
2. از عداء بن خالد روايت است که گفت‌: پيامبر صلي الله عليه و سلم (چيزي را به من فروخت و) برايم نوشت‌: «هذا ما اشتراه العداء بن خالد بن هوذه من محمد رسول الله اشترى منه عبدا أو أمة، لا داء، ولا غائلة، ولا خبثة، بيع المسلم من المسلم145» يعني: « اينست چيزي كه عداء پسر خالد از محمد رسول الله خريده است‌، از او بنده يا كنيزي ‌كه در آن دزدي و غائله و آلودگي نباشد، آنگونه ‌كه بيع يك مسلمان با مسلمان است‌كه ‌يا عيب نداشته باشد يا عيب را بگويد». پيامبر صلي الله عليه وسلم در اين بيع شاهدي نگرفت.
3. معاملات بين مردم بسيار روي ميدهد، اگر قرار باشد که براي هر معاملهاي شاهد گرفتن واجب باشد، بر مردم سختي وارد ميشود، حال آنکه الله متعال در سوره الحج، آیه 78 ميفرمايند: « وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ » يعني: « دين كارهاي دشوار و سنگين را بر دوش شما نگذاشته است ».
عقد بیع با شهادت دو مرد، یا یک مرد و دو زن، یا شهادت یک مرد و قسم صاحب حق، ثابت می‏شود.146
خداوند متعال در سوره البقره، آیه 282 میفرماید: « وَ استَشًهِدُوا شَهِیدَیًنِ من رِّجَالِکُمً فَإِن لَّمً یَکُونَا رَجُلَیًنِ فَرَجُلٌ وَ إمرَأتَانِ مِمَّن تَرًضَوًنَ مِنَ الشُهَدَاء أن تَضِلَّ إحًدَاهُمَا فَتُذَکِّرَ إحًدَاهُمَا الاخًرَی » یعنی: « و دو نفر از مردان خود را به شاهد بگیرید و اگر دو مرد نبودند یک مرد و دو زن از میان کسانی به شاهد بگیرید که مورد رضایت و اطمینان شما هستند تا اگر یکی از آنان فراموش کرد دیگری به او یادآوری کند».
از ابن عباس روایت است که: « أنَّ رَسُولَ اللّهِ قَضَی بِاالیَمِینِ مَعَ الشَّاهِدِ147» یعنی: « پیامبر(ص)، با سوگند و یک شاهد، به نفع مدعی قضاوت کرد»

1-9-3- شهادت در جنایات :
جنایات جمع جنایت و مصدر از (جَنَی یَجنِی جنایَه) است، (جنی الذنب) یعنی گناه را به سوی خود کشاند، کلمه جنایت هرچند مصدر است به صورت جمع آمده چون انواع مختلفی دارد، چرا که جنایت گاهی بر نفس و گاهی بر اعضاء واقع میشود، گاهی عمدی و گاهی غیر عمدی است.148 و در اصطلاح شرع، عبارت است از تجاوز بر بدن به گونهای که موجب قصاص یا غرامت مالی شود. جنایت بر بدن از نظر شرعی حرام و از آن نهی شده است، حرام بودن قتل به ناحق، مورد اجماع علمای مسلمان بوده و کسی با آن مخالفت نکرده است.149
سند این اجماع، قرآن وسنت است :
1. قرآن: خداوند متعال میفرماید :
سوره الاسراء، آیه33 « وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتي‏ حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِيِّهِ سُلْطاناً فَلا يُسْرِفْ فِي الْقَتْلِ إِنَّهُ کانَ مَنْصُورا » یعنی: « نفسی را که خداوند حرام کرده است، جز به حق نکشید و هر کس که به ناحق کشته شود، قطعا ما به وارث او قدرت و حق دادیم که قصاص کند و نباید او در این کار زیاده روی کند ( و بیشتر از عمل قاتل با مقتول، نسبت به وی انجام دهد ) همانا وی بر انجام این کار یاری شده است ».
2. سنت :
امامان بخاری و مسلم از عبدالله بن مسعود روایت کردهاند که پیامبر(ص) فرمودهاند: « لَا یَحِلُّ دَمُ أمرِیٍ مُسًلِمِ یَشًهَدُ أنً لاَ إلهَ إلاَّ اللهُ، وَ أنِّ رَسُولُ اللهِ إلاَّ بِإحًدَی ثَلاَثٍ: الثَّیِّبِ الزَّانِی، وَ النَفًسِ بِالنَّفس، وَ التَّارِکِ لدِینِهِ المُفَارِقِ لِلجَماعَةِ 150» یعنی: « ریختن خون انسان مسلمانی که شهادت میدهد جز الله خدایی نیست و من رسول خدا هستم، حلال نیست، مگر به سه دلیل: قصاص نفس در برابر نفس؛ زنای محصنه؛ کسی که دینش (اسلام) را ترک کرده و از جماعت مسلمانان جدا گشته است ».
قصاص به یکی از دو مورد زیر ثابت می شود:
1. اعتراف:
از انس روایت است که: « مردی یهودی سر کنیزی را بین دو سنگ کوبیده بود، به کنیز گفته شد: چه کسی این کار را با تو کرد؟ فلانی؟ فلانی؟ تا اینکه نام یهودی برده شد، کنیز با سرش اشاره کرد، یهودی را آوردند و اعتراف کرد. پیامبر(ص) به قصاص دستور دادند و سرش را با سنگ درهم کوبیدند151».
2. شهادت دو مرد عادل :
از رافع بن خدیج روایت است که: « مردی از انصار در خیبر کشته شد. اولیاء او نزد پیامبر(ص) رفتند و جریان را به او خبر دادند. پیامبر(ص) فرمودند: آیا دو شاهد دارید که بر قتل دوستتان گواهی بدهند؟ گفتند: ای رسول خدا در آنجا هیچ مسلمانی نبود، و همه آنها یهودی هستند و ممکن است جرأت انجام کارهای بزرگتر از این را هم داشته باشند، پیامبر(ص) فرمودند: پنجاه نفر از آنان را انتخاب کنید و سوگندشان دهید. اما آنها از سوگند خوردن امتناع ورزیدند و در نتیجه پیامبر(ص) خودشان خون بهای مقتول را پرداخت کردند152».
سایرحدود، نیز به یکی از دو چیز ثابت میشود: اقرار یا شهود
1. حد با اقرار ثابت میشود، چون پیامبر(ص) ماعز و غامدیه را به خاطر اقراری که کردند سنگسار کرد: از ابن عباس روایت است که: « وقتی ماعز بن مالک نزد پیامبر(ص) آمد، پیامبر به او گفت: شاید او را بوسیدهای یا لمس یا نگاه کردهای، گفت: نه ای رسول خدا! پیامبر(ص) با لفظ صریح فرمود: آیا با او جماع کردهای؟ به کنایه نگفت، ابن عباس میگوید: در این هنگام پیامبر(ص) دستور به رجم او داد153».
2. حد با شهادت شهود ثابت میشود، خداوند متعال در سوره النور، آیه4 میفرماید: « وَ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثمُ‏َّ لَمْ یَأْتُواْ بِأَرْبَعَةِ شهَُدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِینَ جَلْدَةً وَ لَا تَقْبَلُواْ لهَُمْ شهََادَةً أَبَدًا وَ أُوْلَئکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ » یعنی: « کسانی که به زنان پاکدامن نسبت زنا میدهند؛ سپس چهار شاهد نمیآورند؛ به ایشان هشتاد شلاق بزنید و هرگز گواهی دادن آنان را نپذیرید، و چنین کسانی فاسق هستند ».
شاهدان باید مرد باشند و اگر چهار زن شهادت دهند، شهادت آنها پذیرفته نشده ( زیرا، این حقوق متعلق به خداوند متعال است و فقط شهادت مردان مورد قبول است) و حکم قذف بر آنها جاری میشود. هم چنین همه آنها باید آزاد بوده و اگر برده باشند، حد قذف بر آنها جاری میگردد و نیز شرط است که همهی آنها مسلمان بوده و اگر کافر باشند، شهادت آنها پذیرفته نمیشود و حد بر آنان نیز جاری میگردد.154
از قدیم الایام گواهی دادن در سیستم قوانین اجرایی به عنوان یکی از مستندات اصلی دارای تاثیر چشمگیری بوده و دلیل درجه دوم اثبات محسوب گشته، برخی مواقع به خصوص در پرونده های جنایی و موارد کیفری، تنها دلیل اثبات اتهام و آشکار شدن فرد مجرم شهادت دادن است.
1-9-4- شهادت در عبادات :
در مورد شهادت در عبادات باید گفت که، بنده چیزی به نام شاهد آوردن و گرفتن را در مسائل عبادی نیافته ام، جز اینکه شروع ماه مبارک رمضان با یکی از دو امر زیر ثابت می شود :
1. دیدن هلال ماه در شب سیام ماه شعبان، به این صورت که یک نفر شاهد عادل پیش قاضی ادای شهادت کند که هلال ماه رمضان را رویت کرده است.
از ابن عمر روایت است که: « تَراءَی النَّاسُ الهِلَالَ، فَأخبَرتُ رَسولَ اللهِ (ص) أنِّی رَأیتُهُ، فَصَامَ وَ أمَرَ بِصِیَامِهِ155» یعنی: « مردم برای دیدن هلال به آسمان نگاه میکردند، من به پیامبر(ص) خبر دادم که هلال ماه را دیدم، پس پیامبر (ص) روزه گرفت و به امر کرد که روزه بگیرند ». ابوداود نیز این حدیث را روایت کرده است و آلبانی آن را صحیح دانسته است.
2. کامل شدن سی روز شعبان، و اگر رویت هلال ماه به علت ابری بودن آسمان دشوار باشد، یا شاهد عادلی نباشد که ادای شهادت کند که او هلال را دیده است؛ پس در این حالات، سی روز ماه شعبان کامل می شود، چون اصل تداوم شعبان است، مگر چیزی خلاف آن را ثابت کند.156
به دلیل حدیثی از ابوهریره که روایت کرده است پیامبر (ص) فرمودند: « صُوموا لِرُویَتِهِ وَ أفطِرُوا لِرُویَتِهِ، فَإن غُمِّی عَلَیکُم الشَّهرُ فَعُدُّوا ثَلَاثِینَ157» یعنی: « با دیدن هلال روزه بگیرید و با دیدن هلال افطار کنید و اگر ابر مانع دیدن ماه شد سی روز را کامل کنید ».
در فقه تشیع رویت هلال ماه با شهادت دو مرد عادل ثابت میشود و نیز جزء حق الناس است.158

فصل دوم
حکم شهادت در طلاق
ازدواج، پیمان محکمی است و ارتباطی جدایی ناپذیراست که اسلام شرایط و احکام و آدابی را برای حفظ و دوام استمرار آن تشریع و اسلام درخواست برای عفاف و پاکدامنی کرده و همچنین به حفظ نسب ها سفارش کرده است. هر آنچه که پیوند زناشویی را حفظ کند مرغوب و مطلوب است و هر آنچه که پیوند زناشویی را از بین ببرد ناپسند و مذموم است. با توجه به تأثیر طلاق در حقوق و وظایف بین زوجین و انگیزه برای إنکار طلاق میان آنها اسلام شهادت گرفتن برای طلاق را تشریع نموده است. خداوند در آیهی دو سوره طلاق میفرماید: « فَإذا بَلَغنَ أجَلَهُنَّ فَأمسِکُوهُنَّ بِمَعرُوفٍ أو فارقُوهُنَّ بِمَعروُفٍ وَ أشهَدوا ذوی عَدلٍ مِنکُم وَ أقیموا الشَهادَة للهِ ذَلِکُم یوعَظ بِهِ مَن کان یومنِ بِاللهِ وَ الیومَ الاخرَ وَ مَن یَتق اللهِ یجعل لَه مَخرِجاً » علماء مذاهب اسلامی همگی در مورد اینکه حضور شاهدان در طلاق جایز است اتفاق نظر دارند اما اختلاف آنها در وجوب و عدم وجوب آن است، که در این فصل به بیان آن خواهیم پرداخت، موضوعات مورد بررسی در این فصل شامل:
بررسی محل اختلاف و دلیل اختلاف فقهاء در مساله شهادت بر طلاق
حکم إشهاد در رجوع از طلاق در مذاهب خمسه و حکم إشهاد در طلاق در مذاهب خمسه
ادله شرعی ارائه شده توسط فقهاء در موضوع شهادت بر طلاق و بررسی کردن این ادله توسط فقهاء
فتوی دکتر احمد السایح و بررسی دلایل ایشان
نظر مفسران درباره آیات یک و دو سوره طلاق
حکم رجوع از شهادت و آثار ناشی از آن در مذاهب خمسه

مساله شهادت در طلاق بحث مستقلی است که توسط فقهاء به صورت جداگانه و مستقل ارائه نشده است، میتوان جایز بودن شهادت گرفتن در طلاق را از جایز بودن شهادت گرفتن برای رجعت از طلاق گرفت. فقهاء در مورد درجه مشروعیت شهادت گرفتن برای رجعت از طلاق با هم اختلاف نظر دارند که این اختلاف آنها موجب اختلاف در شاهد گرفتن برای طلاق هم شده است. پس فقهاء در حکم شاهد گرفتن برای طلاق اختلاف نظر دارند که آیا شهادت دادن برای طلاق مستحب است همچنان که جمهور علماء میگویند،159یا اینکه واجب است همچنان که گروهی از صحابه و تابعین و مفسرین و ابن حزم و شیعهی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه ارشد رایگان درباره تحت درمان، بیماران مبتلا، درمان بیماران Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی طلاق رجعی، مذهب مالکی، فقهای امامیه