پایان نامه با واژگان کلیدی هتک حرمت، حقوق انسان، حقوق انسانی، جهان اسلام

دانلود پایان نامه ارشد

زنان از وضعیت دهشت بار گذشته سخن بگوید. به نظر نویسندگان چنانکه در جدول شماره سه انعکاس دارد، اسلام در 14 قرن پیش عادلانه ترین حقوق و مزایا را برای طبقه بانوان مقرر داشت.از این تعابیر می‌توان نتیجه گرفت که در اوج تاریکی و فساد و تباهی، اسلام تنها ندای مدافع حقوق انسانی زنان است که در تمام جهان طنین انداز شده است. به عبارتی اسلام، نقطه عطفی در کل تاریخ بشریت، اعم از تاریخ مسلمانان و اروپائیان و سایر مناطق جهان بوده است و عامل گذار از دوران جهانی جاهلیت به دورانی از اساس متفاوت.
بنابراین در ذکر اینکه وضعیت چگونه بوده است، می‌توان به نقش رهایی بخش اسلام اشاره کرد. اسلام سبب شده بود تا زنان از وضعیت غیر انسانی پیشین رهایی یابند.. تلویحا، از سیاق متون می‌توان به وضعیت زنان در جهان دست کم در ایران و جهان اسلام، پیش از ورود به دنیای مدرن راه برد: زنان به برکت اسلام از وضعیت حیوانی خلاص شدند و وضعیتی انسانی پیدا کرده بودند. از حقوق انسانی خود بهره می‌بردند و امور به نفع آنها و عموم جامعه رقم می‌خورد.
5-3 . چه اتفاقی افتاده است
ملاحظه کردیم که زنان اگرنه در جامعه بشری دست کم جامعه ایران و جهان اسلام، به برکت اسلام از وضعیت حیوانی خلاص شدند و وضعیتی انسانی پیدا کرده بودند. حال چه اتفاق تازه‌ای افتاده که منجر به خروج از آن وضعیت شده است؟ اتفاقات زیر را می‌توان با تکیه بر مقالات نشریه مسجد اعظم فهرست کرد:
5-3-1 . زنان در جامعه حضور یافته‌اند
در متن به سرنوشت شوم کشورهای غربی اینطور اشاره میکند که؛
« زنهای اروپایی دست از محیط خانه کشیده، دسته دسته راه کارخانجات و ادارات و شرکت در سایر مشاغل اجتماعی را در پیش گرفتند، این سیل تمدن غلط به سوی کشورهای اسلامی نیز سرازیر شد، طولی نکشید که زنها وظیفه خانهداری و شوهرداری و تدبیر منزل و خیاطی و طباخی، و از همه بالاتر تربیت اولاد را رها کرده و دوش به دوش مردان بیگانه و مجرد و بوالهوس مشغول کار شدند.»( شیخ الاسلام، 1344: 25)
عبارت دست از محیط خانه کشیدند، به جایگاه ذاتی و سرشتی زنان اشاره دارد. زنان با ایفای نقش خانهداری و شوهرداری و تدبیر منزل و خیاطی و طباخی، درجایگاه راستین خود قرار دارند. بیرون رفتن از این جایگاه راستین، هیچ معنایی جز دوش به دوش شدن با مردان بیگانه و مجرد و بوالهوس ندارد. به زبانی پنهان، بیرون رفتن زنان از جایگاه راستین‌شان به معنای ورود به فضای توام با شهوت و فساد است. درست در همین نقطه است که زنان رها شده از وضعیت تحقیر شده و حیوانی گذشته، خود به منشاء تبدیل شدن جامعه به یک فضای آشوب و هرج و مرج جنسی تبدیل می‌شود. اسلام از دو نقطه زن زنده به گور شونده، و زن مایه فساد در عرصه عمومی، در یک نقطه میانی می‌ایستد و آن زن جای گرفته در خانه است. حرکت از زن زنده به گور شونده به زن خانه، کرامت بخشی به زن است، و حرکت از زن خانه به زن عرصه عمومی، آزادی زن. همان متاعی که جهان جدید عرضه کرده است.
ذهنیت پنهان شده پشت عبارات فوق، تصویری از یک جامعه همبسته و سامان یافته است که هر کس وظیفه‌ای به حسب موقعیت و سرشت خود در اختیار گرفته است. زنان به حسب سرشت خود وظیفه خانهداری را بر عهده دارند. اما جامعه جدید با بیرون بردن زن از خانه، تصویر یک جامعه گسیخته و فاقد کانون را به تصویر می‌کشند. در چنین شرایطی اقتدارات پیشین، اخلاق، طبقهبندی‌های اجتماعی، و سازمان یافتگی جمعی از دست می‌رود. آزادی به همین سامان نیافتگی و گسیختگی اشاره دارد. نشانه اصلی تشخیص سامان یافتگی و گسیختگی جامعه، وضع و موقعیت زن است. زن نشانه‌ای است از تشخیص موقعیت کلیت جامعه. اگر در خانه است، همه سویه‌های اجتماعی منظم و پابرجاست و اگر در خانه نیست، ساختار جامعه از هم گسیخته است.
اگر با رویکردی دورکیمی، دین را همان جامعه بیانگاریم، اطمینان به پابرجایی دین و ارزش‌های دینی، به موقعیت زنان وابسته می‌شود. مناسبات مدرن با بیرون آوردن زنان از حریم خانواده، بیش از همه واکنش دین و نهادهای دینی را برمی‌انگیزد. جای گرفتن زن در خانه، بیشترین نشانه پابرجایی دین، و بیرون رفتن آنان، بیشترین تعرض و آسیب به دین و ارزش‌های دینی تلقی می‌شود.
نویسنده از تمام جملاتی که برای یک مرد و حتی زن سنتی بار منفی دارد استفاده می کند و هشدار میدهد که زنان دریک محیط مختلط با مردان مجرد و بوالهوس وبیگانه مشغول کار هستند .استفاده از عبارت «مجرد»اشاره به مرد سرشار از هوس ، بدون تعهد و به دنبال سوژه جنسی برای تخلیه هوس خود است و زن یک موجود کاملا منفعل و بدون اراده تصور شده است که اگر از ورد او به محیط اجتماع و کار ممانعت نشود سوژه مردان برای هوسبازی قرار میگیرد.
5-3-2 . عفت عمومی لکه دار شده است
«عفت» علی الاصول مفهومی فردی است. فرد می‌تواند یا کنترل امیال جنسی‌اش عفیف و با عدم کنترل آن به یک فرد غیر عفیف تبدیل شود. لکهدار شدن عفت نیز ناشی از تجاوز به حریم فرد به خصوص زن است. اما عفت عمومی، با تشخص بخشی به جامعه تولید می‌شود.جامعه هنگامی که یک شخص تصویر شود، می‌تواند عفیف یا غیر عفیف باشد. لکه دار شدن آن نیز ناشی از تعرض و تجاوزی است که به حریم او شده است.

در کشورهای اروپای تحت سیاست غلطی بانوان روانه کارخانه شدند و این سیر غلط در ایران نیز پیش گرفته شد و زنها خانه داری و طباخی و شوهر داری و از همه مهمتر تربیت اولاد را رها کرده و دوش به دوش مردان بولهوس مشغول کار شدند و به نام ترقی عفت عمومی را از بین بردند بزرگترین جنایت را تحت عنوان حقوق زنان و ازادی و کشف حجاب مرتکب شدند. که بخشودنی نیست. و با بیرون امدن زنان از پرده حجاب مراکز فساد و انحرافات جنسی و زنان مجرم زیاد شده و وضع رسوائی به حدی رسبد که حتی نامه معلوم الحال اطلاعات بانوان از مدل های مبتذل اظهار تنفر و شکست کرد.( ریزه کاریهای اسلام در حوزه حقوق بانوان(2) ؛ سید جعفر شیخ الاسلام،1344؛8).
جنایتی که در متن از آن سخن می‌رود، ناشی از تعرض و هتک حرمت و ناموسی است که از گسترش مناسبات غربی در ایران حادث شده است. این جنابت همانا لکه دار شدن عفت عمومی است. در مقابل هتک ناموس در یک خانواده، از مردان خواسته می‌شود تا غیرتمندانه و تا پای جان مبارزه کنند و هتاکان به ناموس را از میان بردارند. عبارت از بین بردن عفت عمومی، جانمایه دعوت جمعی به مبارزه با هتاکان به نوامیس در سطح ملی است. جامعه هتک حرمت شده، هیچگاه نمی‌تواند به طور کامل آب رفته را به جوی بازگرداند به همین جهت گناهکار و مسئول برای کنش جمعی است. این همان طنین پنهانی است که در این گفتار مقاومت وجود دارد و به تدریج بستر ساز قیام ملی خواهد بود. در جای دیگر عباراتی مشابه عبارت فوق می‌یابیم:

«آزادی، حقوق زنان و کشف حجاب موجب فساد و فحشا و افزایش جرم زنان و حتی انحراف جنسی شد. اینگونه بود که زنان کار و وظیفه اصلی خود یعنی خانه داری، طباخی، شوهر داری و از همه مهمتر تربیت اولاد را رها کرده و پا را بیرون از محیط تعریف شده خود یعنی خانه نهادند و با حضور زن در اجتماع و کار در کنار مردان بزرگترین جنایت رخ داد و عفت عمومی از بین رفت»
با بیرون آمدن زن از محیط خانه اجتماع و سلامت جامعه به خطر میافتد چرا که به طور سنتی ، مردان در فعالیتهای بیرون از خانه و سیاست و بازار و فضای عمومی مشارکت میکنند و در طرف دیگر ، جهان زنان در درون خانه است، محیطی خصوصی و درونی.
نکته جالب توجه در این زمینه، اولویت زنان در جنایت هتک حرمت به عفت اجتماعی است. در جدول سه ستون«ب» آمده است:

« خانوادهای که فرزندان آنان خصوصا دختران ایشان، به سن بلوغ و رشد رسیده و باصطلاح، وارد اجتماع شدند، چون تربیت صحیح و رشد کافی نداشتند آبروی خانوادگی و سوابق نیک اجتماعی همه افراد خانواده خود، از پدر و مادر و برادر و خواهر را بر باد داده و به وسیله وسوسه های سحر آمیز و درخواستهای ناروا و پیشنهادات هوس زای خود، در دل و جان و اخلاق آنان نفوذ کرده، و نه تنها آنها را از هستی مالی ساقط نمودند، بلکه خانه عفاف و تقوی و فضیلت و ایمان آنان را ویران ساختند.»( نصف یا همه،1344: 8)
متن بر آن است این جهت تخریبی در دختران بیشتر از پسران به وجود میآید. با خواندن این متن یک استرس و حتی احساس به شدت منفی نسبت به جنس زن در خواننده شکل میگیرد. نویسنده به وضوح بیان میکند که فرزندان دختر خطری برای پدر ، مادر و حتی برادران و خواهران هستند. با بیان این سخن حتی زنان نیز نسبت به همجنس خود احساس خطر میکنند تا چه رسد به مردان. دختران با درخواست های ناروا و هوسزا موجب سقوط خانواده چه از لحاظ مالی و چه معنوی میشوند. عفاف ، تقوا ، ایمان ، فضیلت ، ابرو ، سوابق نیک تک تک افراد خانواده میتواند به وسیله دختر خانواده نابود شود. البته قید نداشتن تربیت صحیح و رشد کافی نیز آورده شده است. یعنی در صورت نداشتن تربیت صحیح است که این اتفاقات میافتد و اگر فرزند دختر باشد آسیب ها بیشتر و جهت تخریبی فزونتر خواهد بود.
به هر حال نوع تربیت مورد نظر نیز مطمانا از قبل مشخص شده است که در قسمتهای بعدی متن دیده میشود. اما به هر حال با وجود این همه خطر و تحدید برای خانواده به راستی که حضور موجودی به اسم دختر تا چه اندازه برای نه تنها برادر و پدر که همه اعضای خانواده میتواند استرس زا و ناراحت کننده باشد. پس برای مهار این موجود باید تمام سعی و تلاش به کار برد تا از شدت آسیب و ضرر کاسته شود. در عبارتی مشابه نیز می‌خوانیم:

«امروزه بحثهای درباره حقوق بانوان به عنوان نصف افراد جامعه است و ما میگوییم زنان از جهت نفرات و کارگری و عهده داری مشاغل اجتماعی نصف جمعیت به شمار میآیند ولی از جهت تربیت و اخلاق، صلاح و فساد به منزلهی همه جمعیت می باشند و در بدبختی و خوشبختی و پاکی و ناپاکی جامعه بسیار مفیدند. در یک رابطه بین زن و مرد بارداری اتفاق شیرین و بزرگی است ولی وقتی فرزند دختر باشد لبخندی همراه با ناراحتی از ته دل برلب می نشیند. خانوادهای هستند که فرزندانشان آبرو و اعتبارشان رابه خطر انداختهاند و دختران بیشتر از پسران تخریبی بودهاند.»( آشتیانی،1344، شماره8)
جالب توجه است که نویسنده واکنشی مشابه با واکنش همان اعراب جاهلی در مقابل تولد فرزند دختر بروز می‌دهد. احساس ننگ و نگرانی از تولد یک دختر. واكنش ملايم به زايمان يك دختر اغلب در مقابل با شعف و شادماني تولد يك پسر قرار ميگيرد، چرا که دختران جنبه تخریبی بیشتری دارند، رشدشان از پسران کمتر است، هوس ها و انحراف و فساد آنها بیشتر و مهمتر از همه اینکه تحت نفوذ مادران خود هستند و مادر در اینجا همان زنی است که قدرت مقاومت آنها از مردها کمتر است. در واقع دختران همان زنان خطرناک آینده هستند. نکته جالب متن این است، مادری که بهشت زیر پای اوست همان زنیست که قدرت مقاومتش از پدر کمتر و در تخریب شخصیت دختر و فرزندش سهم بیشتری دارد چون قدرت استدال و عقل وی از پدر یا مرد کمتر است.
همچنان که فرزانه میلانی در مقاله مناسبات جنسیتی در ایران می گوید: فرض بر آن است كه زنان به عنوان موجوداتي احساساتيتر از لحاظ عقلي در مرتبه اي فروتر از مردان ، نصف عقل مرد ، قرار دارند. نقصان تلويحي آنان در فرايند تصميم گيري ، همراه با كمبود عقلشان (زنان يك دنده كم دارند ) ، مسير تلقي قانوني آنان را به عنوان [ فرد ] كوچكتر هموار مينمايد . آنان ”نيازمند “ حمايت مرداني هستند كه مردانگيشان تا اندازهاي ناشي از حمايت و سلطهشان بر روي زنان ميباشد .(فرزانه میلانی، بیتا:6 )
اولویت بخشی به زنان و دختران در ایجاد زمینه برای هتک حرمت جامعه و لکه دار شدن عفت عمومی، تا جایی است که از ظهور دختر خطرناک سخن می‌رود. نویسنده در یکی از مقالات، از ظهور دخترانی سخن می‌گوید که برای خانواده ، پدر ، مردان و و جامعه خطرناک‌اند. نویسنده در تشریح این دختر خطرناک میگوید:
« آن دختر خانم سینمایی، اجتماعی و هنرمند تا آنجا که توانسته یا پیش آمده است خانه ی اخلاق و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی جامعه اسلامی، عرصه عمومی، علامه طباطبایی، خارج از خانه Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی جامعه اسلامی، حقوق زنان، زنان و دختران، عرصه عمومی