پایان نامه با واژگان کلیدی هاشمی رفسنجانی، علامه طباطبائی، ایفای نقش، انقلاب ایران

دانلود پایان نامه ارشد

مکتب تشیع زن را صاحب حق میدانند و به اندازه حقوق تعیین شده به وی اجازه حضور در اجتماع را میدهند. نویسندگان در سدد بازنمایی حقوق زنان در دوران طلایی و صدر اسلام هستند. و میخواهند زن را صاحب همان حقوقی سازند که در دوران صدر اسلام به زن داده شد، تا اینگونه جامعه را به سعادت برسانند. به نوعی میتوان گفت این نشریه تا حدی به زن بنیادگرا نیز شکل داد. زنان بنیادگرا با حفظ حجاب که به باورشان جنبه عفت عمومی دارد و نیروی آزادی بخش و نه سرکوبگر و ابزاری برای دوری از آزار و اذیت جنسی و کسب احترام است، اجازه حضور در اجتماع را دارند و میتوانند تا جایی که به کانون خانواده لطمه نخورد و در صورت اجازه و رضایت شوهر، در فعالیتهای اجتماعی و بیرون از خانه حضور داشته باشند. آنان از انواع آزادیهای زنان غربی ابراز انزجار کرده و معتقدند این آزادیها فقط زنان را به سوژهای جنسی برای مردان تبدیل میکند. و فمنیسم غربی را به عنوان ابزارهای عمده سیاست استعماری طرد میکنند.
زنان احیاگر معتقدند که میتوانند با بازگشت به منابع اسلام منتفع گردند. آنان بر این نظرند که احکام اسلامی زنان را موجودی انسانی ، به عنوان شریک مردان و به عنوان مادران و دختران نقش مکمل بودن را (complementartity) اعطا میکند. به اعتقاد آنان اسلام زنان را محترم میشمارد و امکان تعلیم و تربیت را برای آنان فراهم میسازد، در عین اینکه جهت ایفای نقش مادری، همسری و خانهداری فضایی شرافتمندانه برایشان آماده مینماید.(هاله افشار، 1994: 3)

4-1 . مجله مکتب تشیع
اکثر آرای زنان بنیادگرا را میتوان در مجله مکتب تشیع و نویسندگان آن که برخی از آنها در به ثمر رسیدن انقلاب ایران نقش داشتند و پس از انقلاب نیز در رأس حکومت سیاست ورزی میکنند دید. نشریه مکتب تشیع توسط آقایان هاشمی رفسنجانی و محمد جواد باهنر و محمدباقر مهدوی منتشر می‏شد. مجله یاد شده توسط نسل تازه‌ای از طلاب حوزة علمیه منتشر می‌شد که مقتضیات زمان را بیشتر مد نظر داشتند.
 نخستین شماره مکتب تشیع در اردیبهشت سال 1338  منتشر شد و در تیراژ بسیار وسیع توزیع گردید. به لحاظ عمق فکری این نشریه از مکتب اسلام که مقالات کوتاه چاپ می‏کرد، نیرومندتر می‏نمود. نویسندگان شماره سال 1338عبارت بودند از: علامه طباطبائی، احمد آرام، انجمن تبلیغات اسلامی، احمد آذری قمی، فلسفی، ناظرزاده، صدرالدین بلاغی، موسی صدر، طالقانی، مهدی حائری یزدی، راشد، حاج سراج انصاری، طباطبائی، ناصر مکارم و ستوده. مقالات نوشته شده به طور عمده طرح مسائل فلسفی و اعتقادی و اجتماعی اسلام و برخی نیز تاریخی بود.
 در فصلنامه دی ماه 1338 نام نویسندگان دیگری هم به چشم می‏خورد. مرحوم بهشتی مقاله‏ای با عنوان حکومت در اسلام ‏نوشت که چندین شماره دنبال شد. همچنین آقایان طالقانی، غلامرضا سعیدی، صالحی نجف آبادی نیز مقالاتی در آن داشتند که هر کدام به بیان بخشی از مسائل اعتقادی و اجتماعی از دید اسلام و تشیع پرداخته و به نوعی کلام جدید شیعی بود.
دومین نشریه سالانه آن ویژه نظریات علامه طباطبائی در باره تشیع و پاسخ به پرسشهای هانری کربن در این باب بود. از آقایان مطهری، صالحی کرمانی، حسین شب زنده‏دار و محمد جواد حجتی، نیز مقالاتی در چهارمین نشریه سالانه (1341) درج شده است. هاشمی رفسنجانی نیز مقالاتی تحت عنوان معجزه، آیت الله کاشانی، سالگرد آیت الله بروجردی در این شماره نوشته است. برخی از مقالات پنجمین سالانه آن (1342) عبارت بود از: گوشه‏ای از سیاست خارجی اسلام از صالحی نجف آبادی، مبارزه با تحریف از مرحوم بهشتی، مکتب اخلاقی امام صادق (ع) از محمد مفتح، تکامل در پوتو آزادی از محمد تقی فلسفی، روش صحیح تفسیر قرآن از جعفر سبحانی، علی و عرفان مثبت از محمدتقی جعفری و…. در برخی از شماره‏های مکتب تشیع مقالاتی نیز درباره مسائل بانوان و شرکت آنان در امور اجتماعی به چاپ رسید. از آن جمله مقاله آقای مصباح یزدی تحت عنوان «زن یا نیمی از پیکر اجتماع» بود که در ششمین سالانه مکتب تشیع به چاپ رسید. در همین شماره مقاله‏ای هم از محمد مفتح تحت عنوان «همبستگی مسجد ودانشگاه» چاپ شد.( برگرفته از سایت کتابخانه موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی).
4-1-1 . نشریه مکتب تشیع پایگاه مطبوعاتی امام خمینی(ره)
به گفته هاشمی رفسنجانی مجله مکتب تشیع پایهای برای بیان نظرات امام(ره) بود. البته پیشنهاد این کار از سوی آقای هاشمی رفسنجانی بوده است و امام(ره) قبول میکنند تا نظرات خود را نیز به صورت مشاوره انتقال دهند اما دخالت مستقیمی در این نشریه نداشته باشند. چنانکه در مصاحبه زیر نیز به این امر اشاره شده است.
«آیت الله هاشمی رفسنجانی اما سابقه و پیشینه ای هم در تأسیس و اداره سالنامه مکتب تشیع دارد که شاید کمتر مورد توجه قرار گرفته باشد. آنگونه که در مصاحبه اخیر وی با روزنامه جمهوری اسلامی می خوانیم، ضمن آنکه ناگفته های مهمی را از شخصیت اخلاقی و معنوی امام راحل(ره) بیان نموده، اشاره های مختصری به فعالیت های تألیفی و مطبوعایت خود در مکتب تشیع داشته و به ایفای نقش حساس در تأمین مالی برخی از نویسندگان متعهد از جمله مرحوم شهید مطهری(ره) اشاراتی داشته و از اتفاقات آن دوران با حالتی نوستالوژیک یاد کرده و خلأ و افول اخلاق در بخش هایی از جامعه کنونی را با حسرت و افسوس مورد توجه قرار داده است: «بخش زیادی از تیپ مذهبی ما، از حوزوی گرفته و سیاسی، مسئول و غیرمسئول، در همه ابعاد مراعات اخلاق اسلامی را نمی کنند. شاید الویت شان ایده های سیاسی شان باشد، آن هم نه در قالب یک برداشت عالمانه، در قالب باندی، گروهی و حزبی. اگر بخواهیم حسن نیت داشته باشیم و حمل بر صحت کنیم، باید بگوییم آنها قدرت خودشان را مقدمه اصلاح امور کشور تعریف می کنند و فکر می کنند از جاهایی که اهداف، وسائل را مباح می کند، همین جا است. لذا هر وسیله نامباحی را هم به کار می گیرند و الا اگر کمی با سوءظن نگاه بکنیم این وضعی که من می بینم فاجعه است.»
آیت الله هاشمی رفسنجانی در ادامه به پرسش مطرح شده در خصوص مخالفت مرحوم آیت الله بروجردی با رفتن طلبه ها به دانشگاه چنین پاسخ می گوید: «آقای بروجردی دستور دانند طلبه هایی که می روند دانشگاه، شهریه آنها را قطع کنند؛ آقای مطهری رفتند دانشگاه الاهیات، شهریه ایشان را قطع کردند، آقای حاج محسن جهانگیری که ما پیش ایشان مطول می خواندیم، الان هم استاد بازنشسته فلسفه دانشگاه شریف است و خیلی آدم باسوادی است، فلسفه اش هم قوی است، او هم رفت، شهریه اش را قطع کردند، ناراحت بود. گاهی که ما را می دید می گفت ما را به رندی افسانه کردند.! آقای باهنر، آقای بهشتی و اینها رفتند، ظاهراً شهریه آنها را قطع کردند. آنها که می رفتند، مشکل مالی هم پیدا می کردند. آقای مطهری برای تهیه مکتب تشیع، مقالات خوبی برای ما می نوشتند، ما هم روی حساب کلمه و سطر و صفحه، به همان قیمت هایی که آن زمان ها بود، به ایشان پول می دادیم. دلیلش این بود که زندگی اش نمی گشت، یعنی به این مقدار احتیاج داشت. آقای علامه طباطبایی هم همین طور بود، مقاله را برای ما می نوشت، ما هم پول می دادیم و استفاده می کردیم. بله آقای بروجردی مخالفت می کردند ما هم به خاطر همین خودداری کردیم و نرفتیم.»
از آیت الله هاشمی رفسنجانی، سؤال می شود که «منابع مالی مکتب تشیع از سوی آقای بروجردی تأمین می شد؟» پاسخ می دهد: «نه، این جور نبود. اولین شماره سالنامه مکتب تشیع، با مقالات بسیار قوی از آقایان طباطبایی، مطهری، بازرگان، روزبه، آقاسیدابوالفضل موسوی و بهشتی؛ 10 هزار تیراژ پیدا کرد، چاپ دوم هم خورد، 15 هزار چاپ کردیم. آن موقع تیراژ کتاب ها کم بود، اما این تیراژ بالا در زندگی طلبگی، یک درآمد حسابی بود. چون سرمایه نداشتیم، قبض منتشر کرده بودیم، در سراسر کشور هم نمایندگی گرفته بودیم. هر کس پیش از چاپ می خرید، 5 تومان و هر کس بعد از چاپ می خرید، 7 تومان می دادیم. به خاطر همین 2 تومان، خیلی ها پیش خرید می کردند، لذا پول خوبی دست ما آمده بود و از همین منبع خودش پول می دادیم.»
وی در بخشی دیگر از سفارش امام(ره) برای استفاده از قلم و مقالات سیدابوالفضل موسوی زنجانی یاد می کند. کسی که به گفته خبرنگار به نقل از آیت الله موسوی اردبیلی، گویا پس از انقلاب نامه تندی به امام می نویسد. امام هم در دیداری به آیت الله موسوی اردبیلی تأکید می کنند که مبادا شما برخوردی بکنید و کاری با ایشان داشته باشید.
آقای هاشمی خاطره مربوط به آقاسیدابوالفضل موسوی زنجانی را این چنین شرح می دهد: «زمانی که ما (آقایان باهنر، صالحی، مهدوی و من) می خواستیم مکتب تشیع را راه بیندازیم، یکی از اهدافمان این بود که پایگاه مطبوعاتی امام باشد. آقای شریعتمداری«مکتب اسلام» را تأسیس کرده بود و هفت هشت نفر از شخصیت های مهم حوزه هم با ایشان کار می کردند. ایشان از لحاظ مالی و سیاسی و خیلی چیزها حمایتشان می کرد. ما به فکر افتادیم «مکتب تشیع» را درست کنیم تا پایگاه امام هم باشیم. من خودم رفتم با امام صحبت کردم، گفتم ما می خواهیم این کار را بکنیم، ایشان گفت اینکه پایگاه من باشد را قبول ندارم. نمی خواهم پایگاه من باشد، ولی حاضرم به شما مشورت بدهم. ما می خواستیم تحت فرمان ایشان باشیم، اما ایشان تنها مشورت را پذیرفتند. ایشان در مقام مشورت، چند نفر را در تهران معرفی کرد که مقاله از آنها بگیریم، یکی از آنها هم آقاسیدابوالفضل موسوی زنجانی بود. اتفاقاً او هم خوب می نوشت. ما هم از ایشان استفاده می کردیم. اما این نامه ای که شما می گویید را یادم نیست حالا بعید است که من در آن موقع مطلع نشده باشم».( سایت حوزه،1380: 2)
با توجه به این مقدمات، به تحلیل شاخص‌های شش گانه مورد نظر در این پژوهش با توجه به مقالات نشریه مکتب تشیع خواهیم پرداخت.
4-2 وضع چطور بوده است
در این نشریه تصویری که از اجتماعات گذشته به خواننده میدهد به دو دوره قبل و بعد از اسلام مربوط است. نویسنده مکتب تشیع زندگی بشر را سه دوره ؛ توحش، مدنیت و ظهور اسلام میداند. دوره اول و در زمان باستان دوران سیاه و اختناق برای زنان بود. آنان تاریخ زنان در دروان اولیه را پراز وحشت و سیاهی میدانند. در مرحله دوم با وجود تمدن و قانون مدنی باز وضع زنان بهبودی نداشته و زن نتوانست استقلال خود را به دست آورد و همچون کودک و موجودی با ضعف عقل و اراده با وی برخورد میشد. اما در مرحله سوم ظهور اسلام زندگی زن را تغییر داده و زن همچون انسانی کامل شناخته میشود. اما در ادامه نویسندگان مکتب تشیع دچار پارادکس و تناقض در ادعاهای خود شده و اذعان میکنند محدودیت زن در طول تاریخ مانعی بر سیادت اسلام در جهان نداشته و جلوی گسترش اسلام را نگرفته است. همچنین قانون تعدد زوجات را داری قدمتی به بلندای بشر دانستهاند که از زمان صدر اسلام به دلیل تربیت دینی هیچ مشکل و حرف و حدیثی بین خانوادهای دیندار بوجود نیاورده و زنهای متعدد و فرزندان یک مرد بدون هیچ مشکلی با هم زندگی میکردند. همچنین به بیان اینکه داشتن خانواده در گذشته برای مردان فایده داشت پرداخته میشود. موارد یاد شده به کمک نشریه مکتب تشیع فهرست شده است:
4-2-1 . قبل از اسلام
نویسنده دوره اول زندگی بشر را دوره توحش انسان میداند که برای خوراک خود از گوشت زن تغذیه میکرد و دوره دوم بشر را که همراه با تولد تمدن و مدنیت بوده را نیز دورهی سخت اسارت زنان معرفی میکند. دورهای که زن فاقد استقلال و هویتی مستقل بوده و مردان برای زندگی او تصمیم میگرفتند. حتی ادیان دیگر نیز نتوانستند به زن استقلال دهند تا وقتی که اسلام ظهور کرد. دوره سوم زندگی بشر ظهور اسلام است که زن را صاحب حق شناخت و به او استقلال و شخصیت مستقل داد.
4-2-1-1- با زن مثل حیوان اهلی رفتار میشد
نویسنده مکتب تشیع زندگی بشر را به سه دوره تقسیم میکند. او دوره اول زندگی انسان و تاریخ زنان را همراه با ننگ و تعصبهای کورکورانه علیه زنان معرفی میکند. دورهای که حتی وضع بسیار ننگینتر از تعصبات مرد سالارانه بود و زنان مثل حیوانات

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی زنان و دختران، حقوق سیاسی، عرصه خصوصی، حقوق زنان Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی خانواده گسترده، علامه طباطبایی، تعدد زوجات، اجتماعی و سیاسی