پایان نامه با واژگان کلیدی نيروي، فتيش، اشياي

دانلود پایان نامه ارشد

که نيرومند است. آنچه ريلکه در يکي ازآثارش به نام داستان هاي خدا400، کودکان را به انجام آن وا مي دارد (آن ها در ميان خود توافق مي کنند که انگشتانه، خدا باشد: “هر چيزي مي تواند خدا باشد. صرفا لازم است به آن بگويي که خدا باشد” )، پيش زمين? فکري آيين به اصطلاح فتيش پرستي است.

2. چنانکه گفته شد، هر چيزي مي تواند دربردارند? قدرت باشد. اشيايي که در رابط? نزديک و عميق با جوهر? روح قرار دارند از نيروي انکارناپذيري برخوردارند؛ به همين دليل است که مائوري ها401، چنان که قبلا اشاره شد، توالت صحرايي را انباشته از مانا مي دانند؛ فرد بيمار، ديرک هاي آن را محکم مي گيرد تا شفا يابد.402 ما اين گونه برخورد نظام مند با نيروي موجود در اشيا را فتيش پرستي مي ناميم؛ اصطلاحي که بروس403 در سال 1760م آن را در معناي علمي آن، وضع کرد و در اصل، پرتغالي ها آن را در خصوص باورها و عادات سياه پوست ها به کار مي بردند.404 اما اين واژه صرفا براي اشياي نيرومندي که خود انسان ساخته بود به کار مي رفت نه براي اشياي طبيعي. اما به تدريج، مانا معناي گسترده تري به خود گرفت (گاهي آن قدر گسترده که حتي شامل پرستش طبيعت نيز مي شد ) به گونه اي که اين مفهوم به صورت مبهم و بي شکلي درآمد. اما اگر واقعا بخواهيم با استفاده از اين واژه که معمولا به کار مي رود به ساختار يک نقطه نظر روحاني اشاره کنيم، بايد آن را صرفا براي اموري به کار ببريم که آن ها را “اشيا”405 مي خوانيم، بدون فرق گذاردن ميان اشياي طبيعي و اشياي مصنوعي، زيرا انسان ابتدايي، آن چه را که خود ساخته، در صورت “موثر و کارآمد بودن”، مقدس مي شمارد406، درست همان قدر که اشياي طبيعي را در صورت تجلّي قدرت شان، مقدس مي شمارد. از اين جهت اخير، هر خصوصيتي که اين اشيا را از طبيعت پيرامون شان متمايز مي کند، اهميت اساسي دارد: هيئت و شکل جذاب يک شاخ? خميده يا يک سنگ گرد و مانند آن، “نشانه و سرنخ” وجود قدرت مي شود. لازم است که شيء مورد نظر، بيش از حد، بلند نباشد تا فرد بتواند آن را با خود ببرد يا، به عبارتي، در جيب خود بگذارد. گرچه کوهها و درختان به سبب نيروي شان، همانند فتيش، مقدس شمرده مي شوند، نبايد آن ها را فتيش خواند؛ شاخص? فتيش پرستي، دقيقا همين حسّ توانايي نسبت به حمل کردن نيروي مقدس است. بني اسرائيل، زماني که فيليسطيان407 از هر سو به آن ها حمله کردند گفتند:”پس تابوت عهد خداوند را از شيلوه408 نزد خود بياوريم تا در ميان ما آمده، ما را از دست دشمنان مان نجات دهد”.409
يک مثال مناسب براي فتيش، چورينگا410 در ميان استراليايي هاست: يک تکه چوب که به طرز عجيبي شکل داده شده و بر روي آن، طرح کلّي يک سمبل توتم، حک مي شود. چورينگا به معناي “راز شخصي” است که بايد از چشم زنان و بچه ها مخفي نگاه داشته شود. چورينگا حامل قدرتبوده و از يک سو با فرد و از سوي ديگر با توتمِ وي ارتباط دارد؛411 در اينجا نيز، قدرت، برتر از انسان است و با اين حال، در وي سرازير مي شود. چورينگاها با نهايتِ دقت در نوعي پناه گاه و جاي امن پنهان نگه داشته مي شوند.412
بر اساس تحقيقات اوليه، گمان بر اين بود که نيروي فتيش،بواسط? روحي است که همواره درون آن ساکن است اما امروزه فرضي? متبايني، مورد توجه است. در عين حال، اين امر محتمل است که شيو? بازنمود شدن اين نيرو، نسبت به شکل دادن فتيش پرستي به معني واقعي کلمه، اهميت ثانوي دارد. بر اين اساس، نيروي تابوت عهد از يهوه که يک خداست و نيروي چورينگا از يک توتم ناشي شد؛ به طور طبيعي تاثير نيرومند فتيش، اغلب به طور مطلق صرف نظر از هر نوع نگرش نسبت به ارواح يا خداياني که صرفا به صورت پويا مورد اشاره واقع مي شوند، بديهي فرض مي شود. فتيش پرستي، در واقع، همواره امري پويا است و نمونه اي آرماني413 قلمداد مي شود همان گونه که در اصل نيز چنين بوده چرا که جوهر? آن در اين باور مندرج است که قدرت، درون يک چيز قرار دارد و از آن صادر مي شود. اما اين که قدرت از کجا ناشي مي شود خود مسال? ديگري است.
در پرتو اين ملاحظات، مي توان گذر از فتيش به بت را فهميد. در بسياري از نقاط دنيا، تلّ هايي از سنگ بر پا مي شد و هر مسافري، سنگ خود را به سنگ هايي که قبلا به آن جا افکنده شده بود اضافه مي کرد؛ اين گونه توده سنگ ها در جنوب آفريقا و اسرائيل باستان يافت شده اند؛ بعدها به اين سنگ چين ها به ديد? بناهاي يادبود يا تپه هاي مربوط به خاک سپاري نگريستند؛ اما در اصل، نيروي سنگ هاي انباشته شده اي بود که انسان ها براي امنيت خاطر خود حمل مي کردند. در يونان، اين توده سنگ ها را هرم ها414 مي خواندند و آن ها را منشا الوهيت مي دانستند؛ “او که داراي توده سنگ هاست”: هرمس415. اما پيش از اين که هرمس، صورت انساني شگفت انگيز خود را از دستان پراکسيتلس416 دريافت کند، مجبور بود سال هاي طولاني، به صورت سنگ قضيب مانند يا هرم417، کنار جاده بايستد.418 شکل همايون و عالي مقام اله? پالاس اتنا419، بسط داده شد? فتيش محافظ دولايه در برابر رعد و برق يا پالاديون420 است. تمثال هايي از اله? پالاس اتنا و نيز اله? زراعت و حاصلخيزي ديميتر421 وجود داشت که نيمي از آن ها ، فتيش سنگي و نيم ديگر، زن بود؛ دقيقا همان گونه که اله? عشق و زيبايي افروديت422 در اصل، يک مخروط بود. در واقع، نيروي اشيا، صرفا به صورت کاملا تدريجي و پيش از نيروي خدايان و حتي حيوانات تحليل رفت. در مصر باستان، فتيش ها در کنار اشکال حيواني و انساني ناظر به قدرت، باقي ماندند و در يونان، مردم به زونون ها423 يعني کنده هاي چوبي نتراشيده، بيش از تنديس هاي شگفت انگيز فيدياس424 عشق مي ورزيدند؛ “اله? پالاس آتنا425 و اله? زراعت سيريز426 او، که به صورت نتراشيده و به شکل يک کند? خام و شکل نايافته هستند ” (ترتوليان)، نزد او از اله? حکمت سرزمين لمنوس427 يا اله? زراعت و حاصلخيزي شهر نيدوس428 محبوب تر بودند. در مقايسه با انسان، اشکال غير انساني بيشتر دور از دسترس بودن شان الوهي را مي نمايانند و در عين حال، پيوند عميق تري را نسبت به قدرت انسان گون نشان مي دهند. اين ارتباط بسيار اوليه ميان تعالي الوهيت و سريان آن، اساسا شاخص? فتيش پرستي است. کنده هاي چوب که به علت قدمت، مورد احترام و يا از گذشته بدنام اند و انسان هاي پرهيزکار آن ها را فرود آمده از آسمان مي پندارند، در دل مردم ارزش مند بودند؛ آن ها تا به امروز در مناطق کاتوليک باور، هنوز همين گونه باقي مانده اند. چرا که انسان به طور خود انگيخته و با اشتياق تمام در برابر آفريده هاي برجست? هنري و يا شکل هايي که همدلي او را برمي انگيزند، دعا نمي کند و به زيارت شان نمي رود بلکه اين کارها را نسبت به “تماثيل سياه مريم عذرا”429 انجام مي دهد.430 اين تماثيل اند که اعجاز مي کنند؛ و هيبت اسرارآميز و قداست آميز، با آگاهي عميق از نفوذ و استيلايي که اشيا برمي انگيزند يکي مي شود.431
شدت قدرت جذابي که حتي تا به امروز، فتيش پرستي از آن برخوردار است، به وضوح از کاربرد به اصطلاح نشانه هاي بخت و خوش شانسي432 در ورزش نوين آشکار مي شود: عروسک ها و تماثيل حيوانات همچنان، صرفا به عنوان “اشيا” (و نه تجسم خدايان که ديگر ايمان و اعتمادي به آن ها وجود ندارد) خود را نيرومند نشان مي دهند. براي مثال، در نمايشگاه مذهبي سال 1925م در شهر نيس فرانسه، فتيش هاي بسياري نمايش داده شد و بازديدکنندگان بي شمار اين نمايشگاه حاضر بودند با قيمت هاي بالايي، آن ها را خريداري کنند. از آنجا که طبيعتا اين درخواست هاي خريد رد شد، گردانندگان اين نمايشگاه متوجه شدند که بايست به دقت از اين اشيا محافظت کنند چرا که تلاش هايي براي سرقت آن ها صورت گرفت.433

3.در ميان اشياي نيرومند، آلات و ادوات434، جايگاه برجسته اي دارند. در واقع، از نگاه انسان ابتدايي، کار، نقط? مقابل شغل در معناي فني کلمه است؛ کار، امري آفريننده و خلاقانه است. صنعتگر ابتدايي، قدرت را (که به واسط? آن ، وظيف? خود را کامل مي کند) نه به عنوان قدرت خاص خود، تجربه مي کند؛ به علاوه، در اينجا، توانايي، چيزي به مراتب بيش از کارايي در معناي امروزي است. بنابراين، کسي که در دوران ابتدايي، کارِ دستي انجام مي دهد، به ويژه آهنگر، قدرتي را در اختيار دارد که بي ترديد مي داند چگونه آن را به کار بندد اما با اين حال، او صاحب اين قدرت نيست؛ بر همين اساس است که مي توان فهميد که چرا آهنگري، در بسياري از مناطق آفريقا و اندونزي، مقدس شمرده مي شود. در لوانگو435 نيز هر کس که شب قبل همخوابگي بدون ازدواج داشته، نمي تواند شاهد کار باشد تا مبادا ناپاکيش، کار را به تباهي بکشد؛ چراکه هر چه زير دست انسان ها به وجود مي آيد وجودش را مديون قدرتي برتر از انسان است. در گرفتن ها و حرکت دادن هاي آلات، نه تنها نيروي بازوان يا پاها بلکه نوعي قدرت خاص نيز وجود دارد که در درون خود اين ابزار و وسايل، ساکن است؛ و همين مطلب تببين مي کند که چرا آلات همواره طبق يک مدل يکسان ساخته مي شوند چراکه کمترين انحراف، به توانايي آسيب خواهد زد. افزون بر اين، علاوه بر بخش هاي کاري و موثّر ابزار، آرايش و تزيينات آن ها نيز امري اساسي و بنيادي است.436 انسان ساکن توبا-باتاک437 واقع در جزير? سوماترا، براي کور? آهنگري خود، چکش و سندان و براي قايق خود، تفنگ و اسباب و اثاثيه را قرباني مي کند؛ عضو قبيل? ايوي در غرب آفريقا براي سرزمين بکر خود، چاقو، تبر، ارّه و مانند آن قرباني مي کند؛ و کولي، گرچه او را بي دين مي خوانند و از اين جهت، از او بد مي گويند، بر سندان سوگند مي خورد.
در ميان ابزارآلات، اسلحه نيروي ويژه اي دارد؛ در واقع، بسياري از سلاح ها چيزي بيش از آلات و ادوات (تبر و چکش) نيستند. تقديس و تکريم تبر دوروي کرتي ها در ميان همگان مشهور است. عصا نيز در اصل نوعي سلاح بود که بعد ها به ظرف قدرت سلطنتي تبديل شد. در مصر، نه تنها عصا را مي پرستيدند بلکه واژه اي که به آن اشاره داشت يعني واژ? اشم438، به تعبيري براي “قدرت” به طور کلي، براي “قادر بودن”، و بعدها به نيرويي الوهي تبديل شد که به همراه ديگرعوامل موثّر شبيه مانا، موجب مي شد تا پادشاه متوفي، در دنياي ديگر نيز حاکم باشد.439 بر اين اساس، در اينجا با سه مرحله مواجهيم: عصاي شاهي، نيروي آن و سرانجام قدرت به طور کلي. زماني که توثموسيس سوم440، امير خود را براي مقابله با جوپا441 گسيل داشت، عصاي شاهي خود را به او داد؛ عصايي که، همانند عصاهاي حتي افراد مستقل در مصر، نام خاصي داشت -” که با زيبايي تزيين شده بود”.442 در کرونيا443 نيز يوناني ها عصاي شاهي اگاممنون444 را مي پرستيدند و برايش قرباني مي کردند445 و رومي ها نيزه را فتيشِ مارس446، خداي جنگ، مي دانستند. هر کس در جنگي شرکت مي کرد از نيز? مقدس ياري مي خواست: Mars vigila يعني “اي خداي جنگ! اي مارس! بيدار شو!” همچنين، هاستا447 را که نوعي سپر448 بود و معتقد بودند در عصر نوما449 از آسمان فرود آمده است، مقدس مي دانستند.

4.مثال اخير، ما را از يک نيروي حيوانيِ صرفِ شيء به اهميت آن به عنوان يک ذخيره و گنجينه با ماهيت گروهي سوق مي دهد. چراکه وجود سپر مذکور، وجود حکومت برتر را تضمين مي کرد. به همين نحو، پالاديوم450 که در اصل يک سنگ يا سپر دورويه بود و بعدها زونون451 يا تصوير چوبي اله? اتنا شد، اندوخته و ماي? قدرت تروي بود. اگر پالاديوم گم مي شد شهر نابود مي شد. در اسرائيل باستان، تابوت عهد، همين نقش را ايفا مي کرد. سرخپوستان فاکس452 نيز “بست? مقدسي” داشتند که عبارت بود از يک جغد، يک چپق، دو لاک پشت، يک سنگ چخماق و يک فلوت. اين بست? مقدس، قدرت قبيله را تضمين مي کرد.453 اماندبل 454هاي جنوب آفريقا، سبد کوچکي بنام مامچالي455 داشتند که بدون دهانه و حاوي اشياي “مقدس” و يک پالاديوم حقيقي بود؛ اگر مامچالي بدست دشمنان مي افتاد خود را آسيب ناپذير و مصون نشان مي داد.456 در تاليابو457 (واقع در جزير? سولا458)، نقط? مقدسي وجود دارد که در آنجا، تعدادي ظرف، لاک و مانندآن در خاک نگهداري مي شود؛ تنها يک نفر است که مي داند

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی نيروي، اشيا، قدرت، Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی ورزشکاران