پایان نامه با واژگان کلیدی نویسندگان، سارا سالار، معیارهای اخلاقی، کالای فرهنگی

دانلود پایان نامه ارشد

را منعکس کند و درست نیست که خواننده همیشه در داستان به دنبال پند و اندرز و پیامی بگردد و اگر آن را پیدا نکرد، داستان را مردود شـــمرد. در واقع معیارهای اخلاقی را نباید برای سنجش مضمونهای داستان به کار برد چون معیارهای اخلاقی، معیارهای قاطع و ثابت و همیشگی نیستند، امری که بر طبق اصول اخلاقی است ممکن است در نظر دیگری چنین نباشد.(میرصادقی،1392: 183)
به طور کلی «درونمایه» یک مصداق عینی نیست بلکه مفهومی کلی عام و ذهنی است و از این جایگاه میتوان مصـداق عینی خود را در روایــت هم پیدا کند. از همین جا میفهمیم که در «درونمایه» جهتگیری و نتیجهگیری معنا ندارد، ضمن اینکه بدون مشخص بودن جهت و نتیجه گیریاش، وحدت بخش اجزای داستان است در جزءجزء ساختار داستان وجود دارد، اما به شکل عینی و فیزیکی قابل رویت نیست. (بی نیاز، 1393 :53)
«محتوا» و «مضمون» است که زیربنای اعمال و گفتار در داستان است. به عنوان مثال در رمان «احتمالا گم شدهام» مضمون هویت جویی و سرگشتگی زن در جامعه را نشان میدهد و در پی یافتن هویت خود میباشد ولی این موضوع به صراحت بیان نمیشود بلکه این اعمال و گفتار شخصیتهاست که باعث برداشت چنین مسئلهای میشود و رمان که متشکل از رویدادهایی مرتبط است اینگونه ظهور و نمود پیدا می کند. راوی در «احتمالا گم شدهام» این موضوع را که به دنبال هویت زنانهاش میگردد به زبان نمیآورد و در خیابانها به دنبال هویتاش نمیگردد و تنها این کنشهای اوست که مخاطب را به چنین رویکردی رهنمون میکند.
3-6-1 انواع درونمایه
1- جسمانی: که در آن انسان به عنوان ملکول مطرح میشود.
2- عضوی و آلی (ارگانیک): که انسان را به عنوان پرتوپلاسم مطرح میکند.
3- اجتماعی: که در آن انسان به صورت گروهی مطرح میشود.
4- نفسانی و فردی: که انسان را به صورت فرد مطرح میکند .
5- ربانی– خارق العاده: که در آن انسان به عنوان روح طرح شده است. (میرصادقی، 1392 :175)
«درونمایه»ی هر دو رمان از نوع نفسانی و فردی است که عکس العملهای یک فرد را در ارتباط با جامعه به مخاطب مینمایاند و مسائل تقابل فرد با انبوهی از انسانها را مطرح میکند.

3-6-2 درونمایه و شخصیت
در بیشتر مواقع میتوان مضمون هر اثر را از راه تفسیر و تجزیهی شخصیت اصلی داستان تشخیص داد و میبایست شخصیت اصلی را از خود نویسنده جدا دانسته و از هم تفکیک کنیم اما گاهی ممکن است مشخصههای رفتاری و گفتاری و عملکردیای چون نویسنده داشته باشد. و دیدگاه نویسنده از جانب شخصیت اصلی داستان مطرح شود. که در هر دو رمان «احتمالا گم شدهام» و «هست یا نیست» مفهوم و نگاهی را که نویسنده از زندگی داشته و تجربه کرده را به تصویر کشیده شده است. همچنین عملکرد و شخصیت اصلی هر دو داستان همهی «مضمون» را با خود به همراه دارند و در طول داستان با بررسی شخصیت اصلی میتوان به «درونمایه»ی داستان رسید.
3-6-3 درونمایهی رمان احتمالا گم شدهام
دو شخصیت در برابر یکدیگر قرار میگیرند و تقابل این دو شخصیت در واقع تقابل سنت و مدرنیته است. به این ترتیب که راوی از یک خانوادهی سنــتی است و میخواهد انسانی واقعی باشد و از ترسها و خاطرات نا خوشایندی که از گذشته برایش مانده رهایی پیدا کند و همچنین میخواهد از قید و بندهای دنیای امروز رها باشد . این رمان جامعهی زنان سنتی و زنان مدرن را به تصویر میکشد و بیهویتی زنانی این چنین را در جامعه به نمایش میگذارد. زنانی که در جامعهی امروزی نا برابری در برابر مردان را به جان خریدهاند تا با سکوت در کنار فرزندانشان زندگی کنند. زنانی که بین هویت و بی هویتی به دنبال هویت میگردند. زنانی که از قید و بندهای سنتی خشک به ستوه آمدهاند و اندکی آب میخواهند و درک جامعه از زن را. زنی که از احساسات سرشار است و حس مادرانه و زنانهاش به او اجازه نمیدهد پایش را کج بگذارد. تبلیغات و نیز خواستههای جامعه را بیان میکند. راوی از زاهدان به تهران آمده، یعنی یک گذار از سنت به مدرنیته داشته و وقتی به تهران میآید زیر بمباران پیام تبلیغاتی مدرن قرار میگیرد.
3-6-4 درونمایه در هست یا نیست
در «هست یا نیست» به این مسئله پرداخته میشود که آیا این دنیا جای امنی هست یا نیست؟ البته این مسئله از دیدگاه شخصیت داستان بیان میشود. زن این پرســـش را در خلال داستان به گونهای بیان میکند که اگر خواننده تا انتهای رمان پیش نرفته باشد نمیتواند جواب این پرسش را بگیرد. چهل سالگی سن تردید و پریشانی است هر چند این مسئله مقطعی باشد. سن چهل سالگی گویی به انسان هشداری میدهد که عمر در حال سپری شدن است، که نویسنده، این مطلب یعنی پیری، عمر سپری شده و تردید و بی هدفی را که خــــاص این مقطع از سن آدمی است به خواننده القا میکند و به مخاطب اجازه میدهد تا خود را در کنار شخصیت اصلی ببیند و با او همزاد پنداری کند. همزاد پنداری با زنی که دارای چالشهای ذهنیای است که در چند مقطع از زندگی اش دچار آن میشود. همچنین میتوان گفت این رمان معرف زنانی است که برداشت اطرافیان و دیگران برایشان یک اصل به حساب میآید. زنانی که همیشه زیر ذره بین دیگران بودهاند و هر کسی راجع به آنها نظر داده است و اینکه چگونه باید رفتار کنند را برایشان دیکته کردهاند، زنانی که قضاوت شدهاند، زنانی که بین خود خواهی و از خود گذشتگی ماندهاند، زنانی که بیش از حد خود را قضاوت کردهاند و تا آنجا که ممکن است میخواهند بی عیب و نقص باشند و زنانی که هنوز نمیدانند دنیا جای امنی هست یا نیست ؟ در این رمان زن داستان کسی است که از کودکی مرگ را در نزدیکی اش حس کرده است، او به دنبال جایی امن و تکیه گاهی در زندگی برای خود میگردد.
در این رمان نویسنده صراحتا به بیان تردید و پریشانی در مقطعی از عمر انسان اشاره نمیکند و تنها با جمعبندی و کلیت داستان میتوان به این موضوع پی برد. همچنین راجع به مسئلهی مرگ که زن در طول زندگیاش با آن مواجه میشود و نزدیکترین افراد زندگیاش را از دست میدهد و حتی در آخر داستان خودش هم با آن دست و پنجه نرم میکند و یا اینکه زن در جامعهی امروزی زیر ذره بین مردم است به صورت قطع بیان نمیشود و در رمان به گونهای مطرح میشود که مخاطب پس از چند بار بازخوانی چنین مواردی را متوجه خواهد شد.
در این دو رمان نویسنده «مضمون» را با توجه به موضوع داستان در لابه لای رمان گنجانده است. او اندیشهاش را در بین رخدادهای داستان و گفتگوها و شخصیتها میتند و جدای از اینها نمیگوید و تنها محدود به یک چار چوب هم نیست و فقط به صورت انتزاعی مطرح نمیشود و اعمال و دیالوگها و طرز زندگی شخصیتهای داستان مبین موضوع میشوند. از نویسندگانی که به چنین مسئلهای توجه کردهاند و این قاعده را مورد استفاده قرار دادهاند میتوان به داستایوفسکی و جوزف کنراد41 نام برد.
3-7 موضوع یا قلمرو خلاقیت
«موضوع» شامل پدیدهها و حادثههایی است که داستان را میآفریند و درونمایه را تصویر میکند، به عبارت دیگر «موضوع» قلمرویی است که در آن خلاقیت میتواند درونمایهی خود را به نمایش بگذارد. (میرصادقی، 1392: 217)
شیوه‌ی شروع یک رمـان، تأثیرات ذهـنی و عـاطفی مهمی در جذب‌ خواننده دارد و الزاما باید دارای چند شرط کلی و فراگیر باشد؛ اول اینکه، با داده‌های‌ متمایز و نا متعارف و نو‌ و نـیز غرابت ‌زا، کنجکاوی خواننده را برای خواندن رمان برانگیزد و متعاقبا با تعمیق و تأثیرات اولیه‌ی داده‌هایش فـضای ذهنی و عاطفی او را که قـبلا مـتأثر از حال و هوای محیط‌ زندگی خودش بوده، تغییر دهد و نهایتا با ایجاد یک فضای داستانی آغازین روح و روان و ذهنش را در اختیار بگیرد. همه‌ی این‌ها در وهله‌ی نخست ارتباط تنگاتنگی با «موضوع» و کاراکترهای رمان و چگونگی‌ طراحی اولیهی نویسنده برای بخش آغـازین رمان دارد. اگر نویسنده در این مرحله‌ی اول موفق باشد، حداقل این اطمینان وجود خواهد داشت که مخاطب به خواندن رمان او ترغیب شود. (راد، 1390: 3)
اکثر نویسندگان، امروزه تاکید بر حقیقتبینی و واقعیتهای زندگی و توصیف وضعیت، حالات و روحیات و فضا و اوضاع اجتماعی بشر دارند؛ زیرا بشر امروزی با دغدغهها و حوادث و رویدادهای خاص خود روبهرو است که با خواندن آنها آینهای از زنــدگیاش را میبیند و با آن همزادپنداری میکند. وقتی نویسنده از جامعهی امروز و مردم واقعی بگوید و بنویسد بیش از آنکه بخواهد باعث سرگرم شدن خواننده شود پیامی را به او میرساند.
خوانندگان رمان معمولا از‌ آنچه‌ تکراری و کلیشه‌ای باشد، می‌گریزند و این طور نیست که در ذهن‌شان معیارهایی برای قیاس نسبی کتابی که پیش رو دارند، نداشته باشند، برعکس، آن‌ها آن را با رمان‌های‌ قبلی‌ مقایسه می‌کنند و هریک به نتایجی خاص می‌رسند. این موضوع تا حدی مسئولیت هنری نویسنده را بیشتر می‌کند، تا حدی که مجبور می‌شود حـداقل کـتابش را از یک کالای فرهنگی یا غیر فرهنگی‌ بالاتر‌ ببرد‌ و آن را تا حد‌ اثری‌ هنری‌ و فرهنگی ارتقا دهد. برخی از نویسندگان حتی از این هم فراتر می‌روند و داستان‌شان نه تنها هنری و فرهنگی است، بلکه از لحاظ‌ «موضوع»، ساختار‌ و شـیوه‌ی روایـت و نوع نگرش به خود داستان، بسیار تجربی، نا متعارف‌ و بیگانه است. (راد،1390: 5)
اگر طرح اولیه برای «موضوع» و ساختار رمان وجود نداشته باشد، نویسنده معمولا با توسل به یک موقعیت یا حادثهی اولیه و سپس با راه بردن و گردش کردن کاراکترهایش زمینهی برخورد آنها را با مکانها، آدمها و موجـــودات معینی فراهم میکند و نـــتیجهی این گردشدهی کاراکترها یک داستانسازی تحمیلی و بدون ساختار است. ضمنا او بهانههای ضمنی دیگری هم در نظر میگیرد و آن پرداختن به واکنش درونـــی و بیرونی آنهاست که نهایتا به انباشت «موضوع»های بیربط در متن میانجامد. (پارسایی، 1392: 9)
3-7-1 موضوع در آثار سارا سالار
در رمان «احتمالا گم شدهام» روی موقعیتها و وضعیتهای بسیار معمولی و عادی که در زندگی روزمرهی یک زن به گونههای مختلف و چه بسا پیچیدهتری رخ داده میشود تاکید شده و رمان پر از حوادث و موقعیتهایی است که اهمیت چندانی ندارند و بسیار سطحی است و نویسنده دربارهی این دادهها و «موضوعات» جزیی زیاد مینویسد و در واقـــع بخش عــمدهی رمان را همینها تشکیل میدهند.
«عصبانی به سامیار میگویم این قدر از من دور نشود. یواش میکنم. کمی دیگر که برویم میرسیم به همان رستوران همیشگی… یعنی هنوز هم نمیتوانم آدمهای دور و برم را نگاه کنم؟… شاید بتوانم… مثلا شاید به این آقای تقریبا پنجاه سالهی خوش تیپی که با قدمهای بلند و مطمئن از آن بــالا پایین میآید، هر چه قدر دلم میخواهد نگاه کنم، بدون این که نگران باشم دربارهام چی فکر میکنند… عینکم را برمیدارم و نگاهش میکنم… نزدیکتر… سرم را میاندازم پایین و دیگر نگاهش نمیکنم… پاهاش را میبینم که از کنارم رد میشوند… عینکم را میزنم و به خودم میگویم یکی به نفع گندم.»
3-7-2 تقسیمبندی موضوع داستان به صورت کلی
1- داستانهای حادثه پردازانه
2- داستانهای واقعی
3- داستانهای وهمناک
4- داستانهای خیال و وهم (فانتزی)
5- داستانهای واقع گرایی (رئالیسم) جادویی (میرصادقی، 1392: 218)
3-7-3 داستانهای واقعی
داستانهای واقعی امروزی بیشتر تصویرگر تار و پود ظریف روح انسانی و نمایش گر رابطههای دایمی و همبستگی آنها با هم، اختلافهایشان، انتظارها و آرمانهایشان، امیدها و رویاها، غمها و شادیها و رنجها و محدودیتهایشان است. (میرصادقی، 1392: 263)
این داستانها (داستانهای واقعی) معمولا پیامی به همراه دارند و قصدی را به خواننده میرسانند که مجموعهای از افکار و عقیدهی نویسنده است که در قالب داستان آن را به خوانندگان عرضه میکند.
رمانهای سارا سالار از نوع داستانهای واقعی است. که همهی خصوصیات این نوع داستان را در خود گنجانده است، رمانی که تمام جنبهها و خصوصیات این نوع را دارا است. در این رمان هیچ حادثه و پیش آمدی اتفاقی نیست و از واقعیت هم دور نمیباشد و «موضوع» داستان از کیفیت حقیقت مانندی برخوردار است. «موضوع» هر دو داستان به گونهای مطرح میشود که خواننده گمان میکند چنین وقایعی هر روز برای اطرافیان و مردم عادی پیش

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی سارا سالار، جریان سیال ذهن، تعبیر و تفسیر، شخصیت پردازی Next Entries پایان نامه با واژه های کلیدی انسان شناسی، تعلیم و تربیت، ماهیت انسان، معرفت شناسی