پایان نامه با واژگان کلیدی نهی از منکر، احادیث نبوی، امر به معروف، اندیشه سیاسی

دانلود پایان نامه ارشد

مفاهیم دینی میشود و عالمان دینی نه تنها در مورد اجماع بلکه در مورد مفاهیم همسو با اجماع مثل شورا و اجتهاد به برداشتی فردمحور میرسند. به این معنا که از مفهوم اجماع در حیطه موضوعات شرعی فردی مثل احکام فردی استفاده میکنند و به دلیل شرکت نکردن در اجتماع سیاسی جامعه برداشتهای مبتنی بر کاربرد در مسائل زندگی جمعی و سیاسی نادیده گرفته میشود.
در دوران غیبت آرا سیاسی فقیهان شیعه در ضمن ابواب امر به معروف و نهی از منکر، قضا، حدود،‌ جهاد، خمس، بیع،‌ حجر، نکاح، طلاق، صوم، حج، نماز جمعه و … آمدهاست. در فقه شیعه تا یک قرن و نیم پیش فصل مستقلی در ولایت و سیاست و امارت پیش بینی نشده بود(کدیور، 9:1376) فقه شیعه به واسطه تلقی خاصی که به تدریج از مسئله غیبت امام زمان (عج) و مسئله امامت و ارتباط آن با دولت پیدا میکند، هرگز نیازی به پرداختن به مسئله دولت و سیاست احساس نمیکند. این پندار که عصمت شرط حاکم است و قیام در زمان غیبت و قبل از قیام قائم بر افراشتن پرچم ضلالت است و عدم احتمال طولانی شدن غیبت از جمله عوامل ایستایی اندیشه سیاسی شیعه و عدم رشد حقوق اساسی در میان فقیهان شیعه بودهاست(همان،10و11)
علاوه بر اینکه موضوع فقه و بالاخص اجماع در انحصار امور فردی است، اجماع در این دوران با نظریه نخبهگرایی قابل توجیه است. چرا که اجماع توسط فقها و با حضور امام عصر در جمع آنان، جامعه را به دو بخش عالم و عامی تقسیم میکند، که عالمان در همنشینی امام عصر احکام مورد نیاز رسیدن به سعادت و بهشت را برای مردم عامی تدارک میبینند و این قوانین به دلیل حضور امام در جمع فقها دارای عصمت از خطا و اشتباهند و مردم عامی برای رسیدن به سعادت از آنها پیروی میکنند. اوج نخبهگرایی در نظریات سنتی اجماع دوره شیخ طوسی میباشد، که حتی فقهای بعد از عصر ایشان تحتتاثیر شخصیت و مقام ایشان کمتر به اندیشه و اجتهاد دست زدهاند و بیشتر در مقام اطاعت از اجماعهای نقل شده از ایشان بودهاند.
حکومتهای غیرشیعی که در این دوران وجود داشتهاست و گوشهگیری و انزوای سیاسی فقیهان بر اساس شرایط روابط قدرت در جامعه عامل مهمی در رشد نکردن فقه سیاسی به شمار میرود، نظریات اندک موجود درمورد امور سیاسی و چگونگی روابط مسلمانان با علما نیز در اندک زمان تساهل در قدرت سیاسی در زمان حکومت امویان و حکومت مغولان رشد پیدا کرد. با توجه به توضیحاتی که راجع به روششناسی فقهای یاد شده دادهشد. می توان گفت که تعریف آنها از عقل در شرایط جامعه آنروز تعریفی وابسته به شرع بود و عقل را مستقلاً به عنوان حجت نمیشناختند، بلکه فقط با تضمین وحی بود که عقل معنی داشت و این گونه بود که تفاسیر یا برداشتهای فقهی آنان نیز در سایه همین عقل، تفاسیری بسته و محدود بود، با توجه به شرایط سیاسی و روابط عالمان به عنوان حاملان دانش با سلاطین به عنوان حاملان قدرت گفتمان گوشهگیری علما از سیاست و انفعال حاکم بوده که از طرفی نتیجه آرمانگرایی شیعه بوده و از طرف دیگر مولد آرمانگرایی بودهاست که این گفتمان هم به بازتولید مفاهیمی انجامیده و هم از خود آن مفاهیم برای شکل گیری خود استفاده کردهاست با توجه به مبحث قدرت مفهوم، مفهوم اجماع را در تعامل با مفاهیم رایج در این گفتمان را بررسی کرده و در مجال مناسبی رابطه این مفاهیم را بر مفهوم اصلی پژوهش یعنی مفهوم اجماع تحلیل خواهیم کرد.
4. برداشت اولیه از مفهوم اجماع
.4_1 تعریف اجماع و اقسام آن
اجماع در لغت به دو معنی آمده است: یکی به معنای عزم و قصد و نیت چنانکه در این حدیث دیده میشود؛ «لاصیام لمن لم یجمع الصیام من الیل» یعنی اگر کسی از شب پیش نیت روزه نداشته باشد روزهدار نیست. در قرآن «فاجمعوا امرکم» به این معنی که در اجرای امورتان عزم کنید. دوم به معنای اتفاق بکار رفته و بیشتر هم همین معنا مستعمل شده. اما هر اتفاقی اجماع نیست و هر اجماعی حجت نیست. در قرآن: «اجمع القوم علی القیان بعمل ما» یعنی قوم برای انجام کاری اتفاق کردند.(محمدی، 159:1351)
در مورد حجیت اجماع در بین مسلمانان بعد از غیبت نظر واحدی وجود ندارد. سه دیدگاه کلی در این موضوع یافت می شود: 1.گروهی مانند دانشیان کلامی و فقهای مذهب حنفی و مالکی و شافعی قائل شدهاند که اجماع مطلقاً دارای حجیت و اعتبار است. 2. در نقطه مقابل این گروه فقهای مذاهب ظاهری و حنبلی قائل شدهاند که اجماع دارای اعتبار نیست مگر اجماع صحابه و یا بعضی از بزرگان اهل سنت مانند نظام و جعفربنحرب و جعفربنمبشر.3. دانشمندان اصولی امامیه معتقدند که اجماع دارای اعتبار و حجیت است بهشرط اینکه کاشف از رأی معصوم باشد وگرنه برای مطلق اجماع اعتبار شرعی قائل نیستند.(جناتی، 9:1367)
بنابه عقیده سنیان حجیت اجماع بواسطه خود آن است و بدین جهت حجت است که به فرموده پیغمبر(ص) اسلام ملت اسلام به خطا و باطل اتفاق نمیکنند، یعنی نمیتوان قبول کرد که مسئلهای که همه آنرا قبول دارند اشتباه و خطاباشد. در حالیکه شیعیان اجماع را دلیل مستقلی نمیدانند و اجماع را از آن جهت حجت میدانند که کاشف از رأی معصوم باشد.(محمدی، 149:1351) فرق دیگر اینکه در مشرب سنی اتفاق تمام علما لازم است تا اجماعی بوجود آید و حال آنکه در طریق شیعه اتفاق کل لازم نیست بخصوص اگر مخالف شناخته شدهباشد و به اصطلاح معلوم النسب باشد چون معلوم است که او معصوم نیست، مخالفتش ایرادی به اجماع وارد نمیکند.(محمدی ، 1351:150)
در میان امامیه گروهی ـ اخباریان ـ نه در فروع فقهی و نه در مسائل کلامی اعتقادی به حجیت اجماع ندارند، اما اصولیون اجماعی را که کاشف از قول معصوم باشد معتبر میدانند.(موذن سلطان‌ آبادی،‌ 1391 : 91و92)شیخ حر عاملی از محدثین اخباری میگوید :
روشن است که ادله حجیت اجماع تمام نیست و تحقق اجماع خصوصا در زمان غیبت بسیارمشکل و آگاهی یافتن از آن محال است و دلیلی به اختصاص آن به یک عصر و زمان وجود ندارد و تخصیص آن به اهل حل و عقد عجیبتر و غریبتر است.و هر آنچه که در این زمینه در کتابهای اصولی آمده از عامه است و دلیلی برای آن نیست.(همان، 105)
ابن حزم فقیه و متکلم ظاهری (456ق) با قاطعیت میگوید:‌ «اجماع تنها اتفاق آرای اصحاب پیامبر در مورد یکی از احادیث نبوی است و لاغیر. آن هم توافقی که خود در اعلام تصریح آن مراقبت کردهاند به نحوی که تمام مردم به مطمئنترین وجه از آن آگاهی یافتهاند.» اصحاب میتوانستند نماینده امور مؤمنانی باشند که در یک عصر میزیستهاند و از آن تاریخ به بعد این کار غیر ممکن شدهاست وی در کتاب مراتب الاجماع یکایک اجماعهای نقلی روزگار صحابه را برشمردهاست.(ترکی، 34: 1368) در کل فقها و اصولیون شیعه با تفاوتهای جزئی در روشهای اثبات آن و موضوعات در بردارنده آن، اجماع را به شرط کاشف بودن از قول امام معصوم(ع) پذیرفتهاند. تفاوتهای جزئی در انواع اجماع باعث شدهاست انواع مختلفی از اجماع وجود داشته باشد که همگی بر اتفاق نظر علما در یک موضوع با کاشفیت از رأی معصوم متحدند برای آشکار شدن تفاوتها به تعاریف مختصری از اقسام اجماع اشاره میکنیم:
اجماع محصل(عملی) و منقول: اجماع محصل اجماعی است که فقیهان یک دوره بر آن اطمینان حاصل کرده باشند و اجماع منقول اجماعی است که فقیه طبق نقل و تحصیل آن به وسیله دیگران اعتماد میکند،‌ خواه این نقل با واسطه باشد یا بیواسطه و چنانچه نقل اجماع به حد تواتر برسد اجماع متواتر مینامند.( جناتی، 14:1367) این دو نوع اجماع مثل کفه یک ترازو هستند چنانکه تمسک به اجماع منقول افزایش یابد در واقع اجماع فقها در مسائل در هر دوران کاهش مییابد و به جای اجماع در عمل به اجماعهای انجام شده در گذشته تمسک میجویند. اجماع عملی در موضوعات مستحدثه باعث پویایی فقه و تمسک فراوان به اجماعهای منقول باعث تصلب فقه میشود.
اجماع بسیط یا مرکب: اجماع بسیط عبارتست از اتفاق فقیهان طبق یک فتوا مانند اجماع و اتفاق فقیهان بر «نجاست فضله حیوانی که خوردن گوشت آن حرام است» که مدلول مطابقی این اجماع نجاست فضله حیوانی است که گوشت آن حرام است. اما اجماع مرکب اجماعی است که فقیهان قول سوم را به دلیل اختلافی که بینشان وجود دارد، نفی کنند.
اجماع مدرکی و تعبدی: اجماع مدرکی اجماعی است که ممکن است منشأ آن، مدرک و دلیلی داشته باشد که موجود است. مانند اجماع پیشینیان بر متنجس شدن آب چاه بواسطه نجاست که مستند این اجماع روایاتی است که در این زمینه وجود دارد. اما متاخران به دلیل اعتماد نداشتن به روایات با‌ آن مخالفت میکنند. اجماع تعبدی اجماعی است که به دلیلی مستند نیست به همان جهت به آن اجماع تعبدی گویند.(امامی، 111:1388) شناختن و پذیرفتن اجماع منقول بر اساس مدرک آن به نوعی وابسته به پذیرش مدرک آن اجماع است اما در اجماع تعبدی همین که اجماعی صورت گرفته است به فرض اینکه امام معصوم در آن حضور دارد پذیرفته شدهاست و این نوع اجماع به خودی خود رواج اجماع منقول از گذشتگان را باعث میشود که پذیرش آن مانع از اجماع علمای دروان در مسائل بوجود آمده میشود.
اجماع سکوتی و صریح: اجماع سکوتی عبارت است از تصریح برخی عالمان یک عصر به فتوایی در یک مسئله و سکوت دیگران پس از آگاهی از این فتوا و اجماع صریح عکس آن است ، یعنی تصریح تمام عالمان به فتوای خویش و اعلامشان از توافق خود با دیگر عالمان است.(ساعدی، 159:1384)رواج اجماع سکوتی ممکن است باعث شود که اجماع با وجود مخالفان در جمع حجیت یابد. اکنون به تقسیم بندی دیگری از اجماع به جهت مبنایی که اجماع بر آن بنا نهاده شدهاست میپردازیم:
اجماع تشرفی:‌ اجماعی است که مبنای آن تشرف یکی از عالمان برجسته به خدمت امام در عصر غیبت است که طی این تشرف حکم شرعی مسئلهای را از امام گرفته و سپس بر آن مساله ادعای اجماع میکند. این که با این روند اجماع میگویند به این دلیل است که امام اگرچه یک نفر است رفتار او سر مشق سلوک دینی امت و فقیهان است. مطابق این معنا، اجماع تشرفی از حقیقت و ماهیت اجماع خارج است و با مسامحه به آن اجماع اطلاق میشود.(جناتی، 24:1367) این نوع از اجماع در دوران صغری وجود داشته است که نائبان امام میتوانستند به حضور امام مشرف شوند و مسائل و احکام فردی و شرعی را که در قرآن و سنت دلیلی یر آن وجود ندارد از امام جویا شوند.
اجماع دخولی(تضمنی):‌ این اجماع اتفاق تمام عالمان یک عصر و از جمله امام در یکی از امور دینی است. اینکه اجماع دخولی نامیدهشد به دلیل دخول امام در جمع عالمان و موافقت او با نظر آنهاست. در این اجماع حضور برای امام در اجماع واجب شمرده می شود و شرکت در اجماع از وظایف مسلم امام دانسته میشود.(ساعدی،‌ 162:1384) بعد از اجماع تشرفی، اجماع دخولی پیوند نزدیکی با اوایل غیبت امام(عج) دارد. چرا که خالی شدن جامعه از وجود امام هنوز جای نگرفته بود و به دلیل گره سخت زندگی شیعه با مفهوم امامت، حضور ایشان را در اجماع فقها لازم و ضروری میدانستند.
اجماع تقریری : هرگاه اجماعی بر این اساس استوار باشد که اگر فتوای مجتهدان مطابق با واقع باشد امام فتوای آنان را با سکوتش امضا کرده و چنانچه مطابق واقع نباشد آنها را به فتوای حق ارشاد و از آنچه بدان دست یافتهاند منصرف میکند اجماع تقریری نامیده میشود.(ساعدی، 162:1384)
اجماع لطفی: اجماعی است که هرگاه میان عالمان اتفاقی تحقق یابد این اتفاق کاشف از رأی معصوم است زیرا بر اساس حکم عقل چنانچه اتفاق آنها بر خلاف حق باشد، اقتضای لطف خداوندی بر بندگانش این است که ولی خویش را در روی زمین ملزم به اظهار حق بر آنان کند.
بر اساس این نظریه لطف خدا سنتی غیرقابلتغییر است که در دوران ائمه و پیامبران وجود داشته و در دوران غیبت نیز که مردم راهی به سوی حل مشکلات ندارند باید اعمال شود.(جناتی، 16:1367) این نوع اجماع نیز به اجماع تضمنی نزدیک است، چرا که حضور امام در اجماع را بر اساس قاعده لطف که برای اثبات امامت در اندیشه شیعه بکار گرفته شدهاست، واجب است و اجماع به دلیل همین حضور امام حجیت مییابد.
اجماع حدسی: اجماعی است که بر اساس نظر و اجتهاد، سبب کشف قطعی یا نزدیک به قطع

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی اجتماعی و سیاسی، اندیشه سیاسی، جامعه اسلامی، نظام پادشاهی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی احکام شرعی، امام زمان، انقلاب مشروطه، امام زمان (عج)