پایان نامه با واژگان کلیدی نمایشنامه، تعلیم و تربیت، مدارس جدید، اعتمادالسلطنه

دانلود پایان نامه ارشد

دوره در سال 1267ق رخ داد که شش صنعتکار برای سفر به روسیه برگزیده شدند. مهمترین گروه اعزامی به اروپا گروه 42 نفرهی گروسی بود که در سال 1276ق به فرانسه اعزام شدند. همچنین در دورههای (1288-1267ق) تعداد زیادی از خانوادهها پسرانشان را با هزینهی خودشان برای تحصیل به اروپا میفرستادند. این روش پس از سال 1284ق که ناصرالدینشاه ممنوعیت سفر به خارج را وضع کرد، در میان خانوادههای طبقات بالا به طور فزایندهای عادی شد (رینگر ، 1381: 104).
کتابهای زیادی چاپ و منتشر شد که در مقایسهی با دورههای قبل چشمگیرتر بود. در سال 1265ق تعداد 293جلد کتاب و 323 قطعه نقشه جغرافیا از فرانسه آورده شد که برای آن زمان رقم مهمی بود (آدمیت، 1348: 380). در دورهی سپهسالار نیز ترجمه آثار مولفان اروپایی با توجه زیادی مواجه شد. مترجمان ایرانی آثار زیادی در زمینههای مختلف علمی، نظامی، فلسفی، تاریخی و….به فارسی ترجمه کردند. از جمله ترجمههای این دوره میتوان به، تاریخ پطرکبیر و شارلدوازدهم اثر ولتر، انحطاط و سقوط امپراطوری روم اثرگیبون، گفتار در روش به کار بردن عقل اثر دکارت، اشاره کرد (آجودانی، 1381: 214). همچنین کتابهایی نیز از طرف دولت به چاپ رسید که میتوان به ناسخالتواریخ، تکمله روضهالصفا، مرآت البلدانناصری، نامهیدانشوران ناصری، منتظم ناصری و… اشاره کرد (اعتمادالسلطنه، 1363: 1/ 173) در زمینههای شعر و نثر و طنز و نمایشنامه و داستاننویسی نیز تحولاتی به وجود آمد. شعر درباری که در دورهی فتحعلیشاه به کمالرسیده بود، در دورهی ناصرالدینشاه همچنان ترقی و پیشرفت داشت. از شعرای این دوره میتوان به شهاب اصفهانی، فروغی، بسطامی، قاآنی شیرازی، یغمای جندغی و… اشاره کرد (آرینپور،1351: 1/ 7). نمایش و نمایشنامهنویسی، به مفهوم اروپایی آن، در ایران سابقه نداشت و اولینبار در دورهی ناصرالدینشاه رونق بسزایی یافت. عروس قریشی، سلیمان و بلقیس و امیر تیمور والی شام از جمله نمایشهای این دوره بودند (همان: 322). نمایشنامهنویسی هم با تأسیس دارالفنون و ترجمهی نمایشنامهی مولیر آغاز گردید. آخوندزاده، میرزا آقا تبریزی، از نمایشنامهنویسان این دوره میباشند (همان: 336).
و همچنین در دیگر زمینههایی فرهنگی و علوم و صنایع پیشرفتهایی حاصل شد که به برخی از آنها با همان عنوانی که اعتمادالسلطنه نوشته است اشاره میشود:
«خوض در تعلیم و تربیت السنهی مختلفه، افتتاح تعلیم و شعب شریف شیمی، انتشار علم فیزیک، انتشار علم دواسازی، ترویج علم گیاه شناسی، انتشار شیمی جدید، رواج علم جغرافیا، رواج علم کسمکرافی، امتداد تلگراف، افتتاح چراغ گاز، افتتاح چراغ الکتریسیته، امتداد تلفون، ترویج علم و عمل عکس، ترویج علم هندسه، تعلیم و تربیت علم ذرهبینی، افتتاح کارخانهی چلواربافی، انتشار دانش شوسهی شوارع شهرها، ایجاد موزه تسخیر وحش، تربیت انواع گلها و ریاحین، ایجاد کارخانهی گلولهریزی، تصفیه و تسطیح آهن، تکمیل آهن معدن ماسوله، ترقی صنعت شالبافی در مملکت کرمان، افتتاح ساختن سماور برنجی، افتتاح کارخانهی بلورسازی، انتشار زراعت خشخاش و ایجاد کمپانی تریاک در اصفهان و…» (اعتماد السلطنه ، 1363: 1/ 143-126).
در مورد این تحولات باید یادآور شد که گسترش این پدیدههای علمی و فنی و فرهنگی چندان وسیع نبود و متاسفانه بسیاری از آنها در حد افتتاح باقی ماند. دیگر آنکه در مقایسه با پیشرفتهای وسیع درکشورهای اروپایی و نیاز بسیار شدید ایران آن روزگار به صنایع و علوم و فنون این دستاوردها بسیار اندک بود و تحول بسیار چشمگیری در زندگی اکثر مردم به وجود نیاورد و بیشتر این پدیدههای نو در اختیار اعیان و اشراف بود. چنانکه میدانیم دارالفنون در سال 1268ق افتتاح شد، ولی نخسین مدرسه نوبنیاد در تهران به سال 1315 گشایش یافت (رشدیه، 1362: 32) و تا این زمان تعلیم و تربیت عموم مردم محدود به مکتبخانهها بود.

2-3-3-تحولات اجتماعی
پنجاه سال حکومت ناصرالدینشاه (1313-1246ق) همزمان بود با تحولات ژرف در کشورهای صنعتی جهان و تحولات مهم در ایران آن روزگار. در این دوره است که جامعهی ایران از چارچوب سنتهای ایلی و عشیرهای به تدریج بیرون آمده و بیش از پیش با تمدن جدید و پدیدههای نو آشنا شد.
در این هنگام جامعهی اروپایی از نظر علوم و فنون و صنعت و اندیشههای اجتماعی و تربیتی و دستدرازیهای استعمارگران اروپایی دوچندان شد و ایران را به یکی از عرصههای نفوذ آنان تبدیل کرد. در کشورهای همسایه ایران نیز حوادثی رخ داد که بیاثر در ایران آن روزگار نبود. انقلاب هند سبب شد انگلستان در نقشههای نظامیشان در جنگ بوشهر به نفع ایران تجدید نظر کنند. در عثمانی تحولات اجتماعی بسیاری رخ داد که سرانجام منجر به اعلام مشروطیت در کشور ایران شد. برنامههایی تحت عنوان تنظیمات، مدارس سبک جدید ترکیه مانند مکتب سلطانی، مکتب ملکیه، و دارالمعلمات زنان، در ایران آن روزگار تاثیر فراوانی گذاشت.
در عهد ناصری، به ویژه در سه دههی آخر آن در بافت اجتماعی جامعه دگرگونی مهمی رخ داد. نفوذ اقتصادی بیگانه سبب شد صنعت داخلی نتواند با کالاهای خارجی رقابت کند در نتیجه تولیدکنندگان داخلی تضعیف شدند. قشر واسطه یا دلال، که سالها پیش شروع به فعالیت کرده بود، بیش از پیش فعال شد و واسطهای شد بین سرمایهداران انگلیسی، روسی، فرانسوی از سویی و مصرفکنندگان ایرانی از سوی دیگر در مقابل این قشر، تولیدکنندگان داخلی کوشیدند در مقابل کالاهای خارجی دست به تولید داخلی بزنند و صنعت ملی را نیز گسترش بدهند. در دورهی امیرکبیر به این نوع تولید و گسترش آن توجه بیشتری مبذول شد. فرمان آزادی استخراج معدن برای اتباع ایران صادر شد، پابهپای راه افتادن چند معدن، کارخانههای پارچهبافی، شکرریزی، چینی و بلورسازی، کاغذسازی، چدنریزی، فلزکاری، کارخانهی قند و شکر مازندران، کاغذسازی تهران، حریربافی در کاشان تأسیس شد. مسنوجات ایران رونق گرفت، صنعت ابریشم از نظر کمیت و کیفیت ترقیکرد، پارچههای وطنی خیلی رواج یافت و در تولید مصنوعات فرنگی کوشش گردید (آدمیت، 1348: 394-388). از دیگر نتایج اقتصادی عهد ناصری تغییر کالاهای کشاورزی بود. تا آن زمان بیشتر تولیدات کشاورزی محدود به تولیدات خود مصرفی روستایی و عشیرهای بود، ولی در این دوره کشاورزی به تولید محصولاتی پرداخت که میتوانست در بازارهای داخلی و خارجی عرضه گردد. مانند: چای، توتون، پنبه، خشخاش، نیشکر، چغندر قند و غلات. با سودآور شدن چنین کالاهایی نوع جدیدی از مالکان پیدا شدند و مالکیت از انحصار اشراف و خاندان سلطنتی خارج شد (همان:401-396).
در زمینهی امور شهری و خدمات عمومی تحولی به وجود آمد. قانون آبلهکوبی کودکان همگانی و اجباری شد. در سال 1268ق اولین بیمارستان دولتی و داروخانه تأسیس شد. به ولایات پزشکانی فرستاده شدند و همچنین برای پرداختن به فن پزشکی قرار تصدیق طبابت داده شد. برای جلوگیری از بیماری، نظافت شهری و جمع آوری بیماران و گدایان در سطح شهر صورت گرفت. از مهمترین اقدامات در این دوره تأسیس چاپارخانه بود که باعث سرعت بخشیدن به کارها میشد و در روابط نمایندگان سیاسی کشورهای خارجی با ایران موثر بود (همان:337-333).
در زمان ناصرالدینشاه به تدریج نهادهای مدنی صورت خارجی پیدا کرد و دستگاه دولتی به معنی دربار یا دیوانخانه و یا درخانه نبود. ناصرالدینشاه بنا بر پیشنهاد اطرافیان مخصوصا صدراعظمهای اصلاحگر و نیز به دنبال آگاهی یافتن از مظاهر تمدن اروپایی البته به صورت بسیار سطحی، و مسافرتهای متعدد به فرنگ، و همچنین برای جلب روشنفکران مقیم داخل و خارج از کشور که خواستار اجرای قانون و اصلاحات بودند، دست به اصلاحات زد.
درسال1276ق اولین هیئت دولت در ایران و اولین مشورتخانه تشکیل شد (ادمیت، 1351: 57). در سال 1289ق اساسنامهی دربار نوشته شد و در همین سال مجلس مشورت وزرا به وجود آمد که منجر به ایجاد نه وزارتخانه گردید که فقط سه وزارتخانه یعنی مالیه، خارجه، و جنگ، دستگاه اداری خود را به وجود آوردند و بقیه عنوانهای بیپشتوانهای بودند (همان: 214-208)
تغییر لباس وکلاه اهلدیوان، تشکیل پستخانه و تمبرپستی از جمله اقدامهای دورهی ناصری است. در سال 1291ق پستخانه ایران به سبک اروپایی در آمد. تمبرپستی برای نخستین بار رایچ شد و رابطهی پستی بین ایران و جهان برقرار شد و در سال 1294ق ایران به موسسهی اتحاد پستی جهان پیوست (همان: 453).
خط تلگراف برقی، دستگاه ضرابخانه، راهآهن، کارخانهی تفنگسازی و باروتکوبی، کارخانهیکاغذ، کارخانهی قند سازی، کارخانهی بلورسازی و چینی سازی و ابریشم تابی از اقدامات سپهسالار و امینالدوله و امینالضرب در دورهی ناصری میباشد (بیانی، 1375: 3/ 24).

2-4-تحولات آموزشی ، فرهنگی و اجتماعی در دورهی مظفری :

پس از قتل ناصرالدینشاه پسرسوم وی، مظفرالدینشاه (1324-1313ق) به سلطنت رسید. در دورهی یازده سالهای که وی حکومت کرد تغییر عمدهای در روال حکمرانی اتفاق نیفتاد. مگر وزارت یکسالهی امینالدوله که به خاطر اقدامات اقتصادی و فرهنگیاش جهات مثبت فراوانی داشت. در این دوره نیز باز تشدید عوامل سابق عاملی که بحران مالی به بار آورد، فشار اسستعمار اقتصادی و سیاسی را افزایش داد و از قدرت معنوی و مادی حکومت در مقابله با دشواریهای داخلی و خارجی کاست(قاسمی پویا، 1377: 37).
در این دوره ایران به روسیه و پس از آن به انگلیس بیشترین وابستگی را داشت و در همین دوره است که امتیاز نفت به دارسی انگلیسی داده میشود و دولتهای دیگر نیز هرکدام تلاش کردند نفوذ اقتصادی و سیاسی خود را در ایران افزایش دهند(همانجا).
2-4-1-تحولات آموزشی
با قتل ناصرالدینشاه و به سلطنت رسیدن مظفرالدینشاه انگیزهی بزرگی برای اصلاح آموزشی به وجود آمد. اگرچه مظفرالدینشاه مانند پدرش بر دستگاه اداری جدید کنترل نداشت، اما برخلاف پدرش در آغاز پذیرای اصلاح آموزشی بود. وی هنگامی که نایبالسلطنه و حکمران تبریز بود، از مدارس حسنرشدیه حمایت میکرد، اما بسیار بیش از آنکه خود شاه به تغییر اعتقاد داشته باشد، شخص امینالدوله بود که به اصلاح آموزشی حرکت تازهای بخشید. امینالدوله معتقد بود که درد ملت نادانی و دوای آن دانایی است و به همین علت بیش از هرکاری به توسعهی معارف اهمیت میداد ( دولتآبادی، 1371: 1/ 180). در دوران صدارت وی در سال 1315ق انجمنی به نام “انجمن تأسیس مکاتب ملیه ایران” تأسیس شد (سپهر، 1368: 264-263) عمدهترین وظیفهی این انجمن تأسیس مدارس جدید بود که با تکمیل نظامنامهی داخلی خود از دولت نیز کمک خرج دریافت میکرد. مدارسی که در این زمان توسط انجمن تأسیس شد عبارت بود از: مدرسهی علمیه، شرف، رشدیه، سادات، افتتاحیه، اقدسیه، مظفری، ادب، تربیت، خیریه، دانش (افضلالملک، 1361: 382). این انجمن برای پیشبرد نظام آموزشی کشور روزنامهی معارف و همچنین در سال 1316ق کتابخانهی ملی را نیز تأسیس کرد. از دیگر اقدامهای این انجمن تأسیس شرکتی به نام شرکت طبع کتب بود که بعضی از کتابهای مفید مخصوصا کتابهای ابتدایی برای مدارسی که تأسیس کرده بودند را چاپ میکرد (سپهر،1368: 315)). علاوه بر تأسیس انجمن معارف در سال 1317ق وزارت امور خارجه ایران مدرسهی علوم سیاسی تهران را تأسیس کرد و در سال بعد 1318ق مدرسهی فلاحت مظفری توسط یک نفر متخصص بلژیکی در تهران تأسیس شد (دولتآبادی، 1371: 1/299). در این میان اروپاییان نیز از دولت اجازه یافته بودند که در تبریز، جلفا، ارومیه و سلماس مدارس دخترانه و پسرانه تأسیس کنند.
در این دوره تهران تنها جایی نبود که شاهد شکوفایی مدارس جدید باشد. آذربایجان به ویژه به دلایل متعددی پیشقدم نهضت اصلاح آموزش بود. آذربایجان در آن زمان پرجمعیتترین و ثرومندترین ایالت ایران بود و علاوه بر آن، دارای اقلیتهای مسیحی زیادی بود و آنها از زمان محمدشاه به فعالیتهای آموزشی اروپاییان میدان داده بودند و نزدیکی آذربایجان به قفقاز همهی اینها باعث شده بود که آذربایجان در این دوره در اصلاح آموزش نقش برجستهای را ایفا کند. مهمترین مدارسی که در این زمان

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی دارالفنون، اعتمادالسلطنه، اعتضادالسلطنه، ناصرالدین شاه Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی مدارس دخترانه، تعلیم و تربیت، مدارس جدید، انقلاب مشروطه