پایان نامه با واژگان کلیدی نظم و امنیت، شخص حقوقی، ترک فعل، سازمان ملل

دانلود پایان نامه ارشد

می شود که قانون گذار صریحاً تأمین آسایش عمومی و فردی در جامعه اسلامی را یکی از وظایف مأموران نیروی انتظامی قرار داده است اما در این مواد و سایر قوانین موضوعه گرچه عنوان آسایش عمومی مانند واژه های نظم و امنیت استقلال شده و تعریفی از آن ارائه نگردیده است. آنچه از نحوه بکارگیری عناوین سه گانه مندرج در مواد مزبور به دست می آید این است که قانون گذار عنوان تأمین آسایش را بعد از عناوین استقرار نظم و امنیت مورد توجه قرار داده است و این امر نشان می دهد که بین استقرار نظم و امنیت در جامعه با تأمین آسایش عمومی و فردی، ملازمه عرفی موجود است. یعنی لازمه تأمین آسایش عمومی و فردی، استقرار قبلی نظم وامنیت است. به سخنی دیگر پس از استقرار نظم و امنیت در جامعه امکان تأمین آسایش برای افراد ملت، اعم از آسایش عمومی و فردی میسر خواهد شد. با این تعبیر مراد از آسایش، به طور کلی این خواهد بود که افراد ملت، با وجود استقرار نظم وامنیت، قادر خواهند بود هر نوع فعالیت مشروع اقتصادی، صنعتی، فرهنگی، اجتماعی و شغلی که مایل باشند در محیط زندگی خود اشتغال ورزند و زمینه شکوفایی و پیشرفت آنها فراهم باشد. گفتنی است تأمین آسایش در معنای واقعی آن، علاوه بر فعالیت هایی که مأموران نیروی انتظامی در انجام وظایف محوله قانونی خود به مرحله اجرا می گذارند، بستگی به وجود عناصر دیگری از جمله اطاعت مردم از قوانین و نحوه انجام وظیفه مأموران دولتی دارد.
باتوجه به مطالبی که پیرامون مفهوم استقرار نظم و امنیت گفته شده و به طور کلی، به جهت ملازمه عرفی بین واژه های آسایش عمومی و فردی و واژه های نظم وامنیت، هم چنین وحدت ملاک قانونی مفاهیم در تعریف آسایش عمومی و فردی می توان گفت تأمین آسایش به طور کلی عبارت است از فراهم آوردن موقعیت مناسب در جامعه برای افراد ملت توسط فعالیت گوناگون مأموران انتظامی در چارچوب قانون است به طوری که اشخاص در سایه وجود چنین بستری مناسب، با اطمینان به هر نوع فعالیت فردی که مایلند مبادرت نمایند.8
گفتار سوم: انجام وظیفه در مقام ضابط دادگستری
در قانون آ.د.ک مصوب 1378 درخصوص تعریف ضابطین اساسی ترین وظیفه پلیس را وظیفه ضابطی برشمرده است. در این تعریف آمده است: «ضابطین دادگستری مامورینی هستند که تحت نظارت و تعلیمات مقام قضایی در کشف جرم و بازجویی مقدماتی و حفظ آثار و دلایل جرم و جلوگیری از فرار و مخفی شدن متهم و ابلاغ اوراق و اجرای تصمیمات قضایی به موجب قانون اقدام می نمایند».9
نیروی انتظامی درانجام وظیفه ضابطی در زمینه کشف جرم، دستگیری و جلوگیری از فرار مجرم، تحت نظارت و دستور مقامات قضائی اجرای وظیفه می نماید. در قانون ناجا همه این وظایف در بند 8 از ماده4 به شرح زیر مورد اشاره قرار گرفته است:
– مبارزه با مواد مخدر
– مبارزه با منکرات و فساد
– پیشگیری از وقوع جرم
– مبارزه با قاچاق
– کشف جرایم
– بازرسی و تحقیق
– حفظ آثار و دلایل جرم
– دستگیری متهمین و مجرمین و جلوگیری از فرار و اخفای آنان
– اجرا و ابلاغ احکام قضائی

فصل دوم : بزه دیده و آسیب های ناشی از جرم
در این فصل با عنوان بزه دیده و آسیب های ناشی از جرم، به تعریف بزه دیده و انواع بزه دیده که شامل بزه دیده حقیقی و حقوقی، مستقیم و غیرمستقیم و نخستین و ثانویه می باشد و همچنین اقسام آسیب های ناشی از جرم پرداخته شده است.
مبحث اول: بزه دیده
بزه دیده که در جریان جرم متحمل آسیب های فراوان شده نیازمند حمایت پلیس و دستگاه قضا بیش از گذشته می باشد. حمایت از قربانیان جرم می تواند نقش اصلی را در کاهش پدیده های مجرمانه ایفا کرده و در تحقق عدالت کیفری، بازسازی شخصیت بزه دیده، و تامین خسارت های مادی و معنوی وی تأثیر گذار باشد. سازمان ملل نیز با تأثیر پذیری از جنبش های حمایت از بزه دیدگان و مؤسسات وابسته به آن ها، قوانین و ساز و کار های قضایی- دولتی و عرفی- را تحت عنوان« اصول اساسی عدالت برای بزه دیدگان و قربانیان سوء استفاده از قدرت» حاوی 21 ماده، در راستایی حمایت از حقوق بزه دید گان و تسکین نا ملایمات آنان وضع کرده و دولت ها را ملزم به رعایت آن نموده است، اما در عمل چندان موفق نبوده اند، زیرا اولا، این قوانین بیشتر بر بعد شکلی حمایت از حقوق بزه دیدگان و فرآیند دادرسی آن ها تکیه دارد تا جنبه ماهوی و ثانیا، به دلیل منافع سیاسی کشورها و حاکم نبودن روح ارزش و معنویت کمتر مورد پذیرش و استقبال کشورهای عضو قرار گرفته است. برای بررسی دقیق تر بزه دیده، اقسام بزه دیده و حمایت از آنان ابتدا به اقسام بزه دیده و تعریف آن، سپس به قوانین موجود در ایران و اسناد بین المللی در زمینه حمایت از بزه دیده می پردازیم.
گفتاراول: مفهوم و اقسام بزه دیده
بزه‌ديده، قربانى عمل مجرمانه را بزه ديده مى‌گويند. عمل مجرمانه‌اى که شخص قربانى آن مى‌گردد؛ مى‌تواند قتل، سرقت، تجاوز به عنف و بسيارى از جرايم ديگر باشد، فردى هم که قربانى چنين عمل مجرمانه‌اى قرار مى‌گيرد ممکن است زن، مرد، پير يا جوان باشد به عبارتى همان‌گونه که جرايم متنوع هستند بزه ديدگان هم متنوع و گوناگون‌اند.10
بزه دیدگان مختلف از جهت سن، جنس، حقیقی یا حقوقی بودن، بزه دیدگی مستقیم یا غیر مستقیم بزه دیدگی متفاوتی را تجربه می کنند در این گفتار در دو بند به تعریف بزه دیده و اقسام بزه دیده که شامل بزه دیده حقیقی و حقوقی، بزه دیده مستقیم و غیر مستقیم، بزه دیده نخستین و ثانویه می باشد پرداخته شده است:
بند اول: مفهوم بزه دیده
از دیدگاه تاریخی یکی از نام آوران نظریه پرداز بزه دیده شناسی در جهان که در تعریف بزه دیده، به نسبت کامل از رهگذر واژه victim ارائه کرده، دکتر عزت فتاح است. در باور فتاح واژه قربانی در هر مفهوم بیش و کم ممکن است برای اشاره به هر کسی که به یک برایند منفی یا هرگونه زیان یا آسیب دچار شده باشد به کار رود. خود آن آسیب ممکن است مالی یا بدنی یا به شکل درد و رنج باشد.
دو ديدگاه در تعریف بزه دیده وجود دارد. در تعریف موسع بيش تر به ورود ضرر و خسارت به ديگري توجه شده است تا به منشاء ايراد ضرر وعلل و عوامل جرم. مطابق این دیدگاه، بزه ديده کسي است که يک خسارت و آسيب قطعي بر تماميت شخص او وارد شده است به گونه اي که اکثر افراد جامعه به آن اذعان دارند.11 درحالیکه در تعريف مضیق به خاستگاه آسيب ناشی از جرم و منشاء ايراد خسارت در کانون توجه است. اشاره به اين مطلب لازم است، بر خلاف نظريه برخي از انديشمندان که دو تعريف را مقابل هم مي‌داند. تعريف موسع و مضيق با هم پيوند دارند و بر اساس هر دو تعريف بزه ديده به افرادي اطلاق مي‌شود که به نحوي از وقوع جرم متحمل ضرر و زيان مادي یا معنوي شده باشد؛ زيرا در هر دو تعريف علاوه بر ذکر خاستگاه ضرر و زيان فعل و ترک فعل به متضرر شدن افراد نيز اشاره دارد. در نتيجه کساني که بر اثر جرايم ناقص مانند شروع به جرم، جرم محال و جرم عقيم خسارت مادي و معنوي نديده‌اند، بزه ديده به حساب نمي‌آيند.
ماده 1 بخش الف از اعلاميه اصول بنيادي عدالت براي بزه ديدگان جرم، مجمع عمومي سازمان ملل متحد (1985) با توجه به همين ويژگي بزه ديده را چنين تعريف مي‌کند :
«بزه ديدگان اشخاصي‌اند که در پي فعل ها يا ترک فعل هاي ناقض قوانين کيفري دولت‌هاي عضو از جمله قوانيني که سوء استفاده‌هاي مجرمانه از قدرت را ممنوع کرده‌اند- به صورت فردي يا گروهي به آسيب- از جمله آسيب بدني و رواني- درد و رنج عاطفي، زيان اقتصادي يا آسيب اساسي به حقوق بنيادي خود دچار شده‌اند».
در تعریف آقاي دكتر رايجيان اصلي بزه ديده اينگونه توصیف شده است “بزه ديده شخصي است كه به دنبال رويداد يك جرم به آسيب بدني، رواني، درد و رنج عاطفي، زيان مالي يا آسيب اساسي به حقوق بنيادي خود دچار شده باشد.12و در جايي ديگر بزه ديده اينگونه تعريف شده است”كسي است كه يك خسارت قطعي آسيبي به تماميت جسمي او وارد كرده است و اكثر افراد جامعه هم به اين مساله ازعان دارند.13 
در تعريف اول در آن قسمت كه از رويداد يك جرم نام آورده اند، اين بحث به ذهن خطور مي كند كه فقط آن شخص كه مستقيما با بزه مربوطه ارتباط دارد را بزه ديده مي گويند اما به نظر بنده افراد ديگري كه به واسطه جرم ارتكابي خسارت ديده اند و مستقيما نيز مورد بزه واقع نشده اند يعني بزه بر آنها واقع نگرديده است را نيز بايد جزء بزه ديدگان آورد(بزه ديدگان غير مستقيم)به طور مثال كودكي كه پدر و مادر او توسط قاتلي به قتل مي رسد و او دچار ضرر هاي عاطفي مي شود را نيز به نظر ما بايد بزه ديده دانست چرا كه از اين بزه  اين  كودك ضرر ديده و متضرر شده هر چند مستقيم جرم بر او واقه نگرديده است.
در ايرادات تعريف دوم بايد بيان داشت كه اولا واژه كسي بيان شده در تعريف محل ايراد است  چرا كه اشخاص حقوقي را شامل نمي شود و به نظر ما براي برطرف كردن اين مساله بهتر است از واژه اشخاص استفاده شود كه هم جمع است شامل همه مي شود و هم شامل اشخاص حقيقي و حقوقي مي گردد ثانيا.در تعريف بزه ديده نويسندگان محترم صرفا خسارات مادي را مورد توجه قرار داده اند و به خسارات معنوي توجه نكرده اند در صورتي اگر فردي از جرمي دچار خسارت هاي معنوي نيز گردد باز بايد او را بزه ديده دانست  اگر به واسطه جرمي اعتبار فردي مورد خدشه واقع شد اين فرد بزه ديده است.
بزه ديده كه ترجمه كلمه انگليسي victimمي باشد به معناي “قرباني، كسي كه طرف جرم يا شبه جرم واقع شده است مثل قرباني سرقت(مال باخته)”14 و “قانون مبارزه با قاچاق انسان مصوب 28/4/1383-مجلس شوراي اسلامي نخستين قانوني است كه در آن واژۀ بزه ديده بكار رفته است(ماده 3)”.15پس در تعريف بزه ديده بايد بيان داشت از نظر ما “بزه ديده شخصي است كه از بروز و وقوع جرم مستقيم يا غير مستقيم متحمل خسارت و ضرر مادي و يا معنوي گرديده است”

بند دوم: اقسام بزه دیده
الف- بزه دیده حقیقی و حقوقی
بزه و جرم را با توجه به اعتبارات مختلفی می توان تقسیم نمود:
به اعتبار این که آیا جرم دارای مجنیعلیه هست یا بدون مجنیعلیه می‌باشد؟ جرایم به دو دسته، جرایم
دارای بزهدیده و جرایم بدون بزهدیده تقسیم میشوند.
جرایم دارای بزهدیده جرایمی هستند که دارای بزهدیده حقیقی یا حقوقی میباشند. اصولا کلیه جرایم دارای بزهدیده میباشند؛ یعنی جرم بدون بزه‌دیده وجود ندارد. حال اگر شخص بزه دیده شخص حقیقی یا طبیعی باشد یعنی یک انسان بزه دیده قرار بگیرد بزه دیده حقیقی یا طبیعی می باشد و اگر شخصی که متحمل ضرر و خسارت شده یک شخص حقوقی مثل دولت، موسسه تجاری، شهرداری و یا هر شخص حقوقی دیگر باشد بزه دیده حقوقی خواهد بود؛ چراکه دراینجا انسان خاصی مورد ایراد خسارت نشده بلکه یک مجموعه و شخص حقوقی متحمل ضررشده است.
در اين كه آيا اشخاص حقوقي مي توانند بزه ديده جرايم شوند ممكن است عده اي قائل به اين نظر باشند كه اشخاص حقوقي نمي توانند بزه ديده از جرم باشند و ليكن به نظر ما فرقي بين اشخاص حقيقي و حقوقي در بزه ديده بودن وجود تدارد چرا كه اشخاص حقوقي نيز مي تواند مثلا مورد بزه سرقت قرار گيرند و اموال متعلق به شخص حقوقي به سرقت رود و بزه ديده جرم مذكور گردند و نيز جرايم ديگر. در نتيجه در يك تعريف به اشخاص حقوقي كه به طور مستقيم يا غير مستقيم از وقوع بزه متحمل خسارات مادي يا معنوي مي شوند جزء اين دسته قرار مي گيرند.
ب-بزه دیده مستقیم و غیرمستقیم
بزه دیده مستقیم، شخصی است که آماج مستقیم رفتار مجرمانه قرار می گیرد و قربانی بی واسطه بزهکار شناخته می شود.به عنوام مثال در جرم قتل، مقتول بزه دیده مستقیم جرم قتل است. علاوه بر بزه دیده مستقیم، افراد درجه یک خانواده و وابستگان نزدیک وی نیز از حیث رابطه عاطفی و خانوادگی که با او دارند و برخی افراد دیگر در اثر کمک رسانی به بزه دیده مستقیم یا متحمل آسیب های روحی و عاطفی شدن به عنوان بزه دیده غیر مستقیم تلقی شده و بدون هیچ تمتیزی باید از حمایت های قانونی و

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی نظم و امنیت، امنیت عمومی، نظم عمومی، احساس ناامنی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی بزه دیدگی، جبران خسارت، حقوق ایران، حقوق بشر