پایان نامه با واژگان کلیدی نظریه پردازی، امپراطوری عثمانی، شاه عباس اول، حکومت شیعی

دانلود پایان نامه ارشد

از جانب عالمان عصر شیعه شد بسط این تفکر سبب ظهور مدرسه و مکتب فقه حنفی شد. امام باقر(ع) چنین اجتهادی را که حکم یک شخص منبع تلقی شود مورد نقد قرار داد.(فیرحی، 289:1378)شیخ مفید در اوائل المقامات میگوید:
اجتهاد و قیاس در حوادث ، شایسته و راهنمای مفید برای مجتهد و قیاس کننده نیست و به تحقیق هر حادثهای که پیشامد نماید، نصی از صادقین ـ علیه السلام دارد که بر اساس آن درباره آن حوادث حکم میشود و البته حکم آن حوادث قابل تعمیم و قیاس به دیگر موارد نمیباشد و این مبنای اختصاصی مذهب امامی است که بدان‌ آثار واضح و اخبار صحیح از معصومین وارد شدهاست.(مفید، 139:1413)
سید مرتضی در کتاب خود به نام «رسائل الشریف» میگوید: «اجتهاد باطل است و امامیه، عمل به ظن و رأی و اجتهاد را جایز نمی‌دانند».(سید مرتضی،102:1405) پذیرش اجتهاد از زمان محقق حلی آغاز میشد، اما مفهوم ذاتی اجتهاد از آن دوره تا کنون تحولی نیافتهاست(فیرحی، 291:1387) اما در واقع اجتهاد چونان دستگاهی است که موضوع آن را مسائل مستحدثه میسازند از آنجایی که شیعه در دوران سنتی درصدد حفظ مذهب خود بود و تقیه در امور پیش میگرفت، مسائل اجتماعی موضوعیت کمتری نسبت به مسائل فردی پیدا میکرد. بنابراین حیطه امور اجتهاد مسائل فردی و شرعی تلقی میشد.

4ـ2ـ2. روش اثبات اجماع (تضمنی)
در منشا حجت اجماع و اینکه از چه راهی و بر چه دلیلی می توان کاشفیت اجماع از قول معصوم را ثابت کرد، مبانی زیادی بوجود آمده است. اما قبل از پرداختن به این موضوع باید به این سوال پاسخ داد که علت شکل گیری نظریه کشف اجماع از رأی معصوم(ع) در این دوره چه بوده است؟
چنانچه در ابتدای فصل یاد آوری کردیم اصلیترین مفاهیم ثابت و لایتغیر در اندیشه شیعه مفهوم امامت و عصمت است که باعث مجزا شدن اندیشه شیعه گردیدهاست.تا وقتی که امام معصوم(ع) در جامعه حاضر بودهاست، شیعه با استفاده از علم لایزال و عصمت امام در فهم شریعت و مسائل مستحدثه نیازی به اجماع نداشتهاست و اگر بنایی برای اجماع در باب روایت و حدیثی بود امام در اجماع عملی اصحاب حضور داشته یا به تأیید آنها میپرداختهاست. اینک در فضای غیبت امام(ع) شیعه در نظریه پردازیهای جدید خود تکیه بر مفاهیم اصلی را سرلوحه کار خود قرار دادهاست. پس مفهوم عصمت امام از اساسی ترین مفاهیم تاثیرگذار بر اندیشه اجماع پس از غیبت امام (ع) بودهاست. در شرایطی که امام عنوان رهبر جامعه در جامعه وجود ندارد. خلأ ناشی از آن از یک سو و جائر شمردن حکومتهای موجود به عنوان غاصبان مقام امام در جامعه از سوی دیگر باعث میشود شیعه در پی جبران خلا ناشی از حاضر نبودن امام بر آید.
مفهوم نیابت و انتظار: همکاری نکردن با حکومتها یا همکاری کردن محدود به صرف تامین مصالح شرعی مسلمانان در دوره های بعدتر (صفویان) که هم ناشی ازمفهوم انتظار امام غایب است و هم حاصل آن باعث میشود شیعه در پی راههایی برای جبران این خلأ برآید. در غیبت صغری مفهوم نیابت امام عصر و نائبان این مسئله تا حدی جبران شدهبود اما در عصر غیبت کبری که راه ارتباطی با امام معصوم از طریق نایبان ایشان بسته شده است، پیوند علما با امام(ع) گسسته شدهاست. تنها راه چاره علما در این دوران آن بودهاست که در مفهوم رجعت و انتظار به دنبال خارج شدن از سرگشتگی باشند چنانچه اشاره کردیم مفهوم انتظار دو عامل درونی در خود دارد: الف. اثبات حضور باطني امام معصوم عليه‌السلام؛ب. اعلان عدم مشروعيت حكومت‌هايي كه در رأس آنها امام معصوم عليه‌السلام قرار ندارد.( مفید، 8:1413) عامل اول نقش بسزایی در ترسیم نقش و دخالت امام (ع) در جامعه داشتهاست که پايندگى و ادامه دوران قبل از غيبت كبرى را به شكلى ديگر و از زاويه جدا، وجود خارجى بخشد و اجماع بهترین ظرف برای فراهم آمدن این حضور باطنی بودهاست. (مبلغی، 305:1381)به این صورت که حال که امام در جامعه غایب است جامعه را به حال خود رها نکرده و در اجماع که راهی برای استنباط احکام شرعی فرعی از اصول است، حاضر شده و نقش خواهد داشت،‌ علاوه بر مفهوم انتظار و اثبات حضور باطنی امام مفهوم نیت نیز به عنوان مفهومی که غلبه درونیات و باطن را بر ظاهر امر ترویج میدهد از مفاهیم رایج شیعه در دوران غیبت بوده است که از سویی همکاری محدود با حاکم جائر را فراهم میکردهاست و از سوی دیگر باور به حضور باطنی امام در جامعه را تقویت می کرده است. این مفهوم نیز کمک شایانی به شکل گیری نظریه اجماع به صورت کشف از قول معصوم (ع)دراندیشه شیعه کرده است.
استفاده از مفهوم «نیت» در سخنان سید مرتضی نیز دیده میشود که به نوعی با این مفهوم بعد دوگانه به همکاری با حکومت جائر میدهد که در صورت ضرورت این همکاری ایجاد شود. سید مرتضی با دیدگاهی نسبتاً واقعبینانهتر این مسأله را مورد موشکافی قرار میدهد که به نظر میرسد بنیادهای نظری وی برای همکاری با حکومت جائر بیشتر از شرایط سیاسی و اجتماعی ناشی میشود وی با توجه به شرایط ناشی از غیبت، حکومت را به دو بخش «محق عادل» و «ظالم متغلب» تقسیم کرد، وی در زدودن قباحت شرعی همکاری با ظالم سعی کرد از قضاوت ظاهری دوری کرده و به عنصر نیت و انگیزه همکاری توجه کند.(کدیور، 56:1378)
وی در تفسیر این حدیث امام صادق (ع) که میفرمایند: کفارة العمل مع السلطان قضا الحوائج الاخوان می گوید: «جایز است مقصود آن بزرگوار از این سخن را این بدانیم که برآوردن نیازهای برادران، ولایت مزبور را از قبح خارج کرده و آنرا پسندیده جلوه میدهد و ملامتش را ناپدید میسازد.همچنان که کفاره ملامت نیز گناه را از گناهکار ساقط میکند»(کریمی زنجانی اصل، 49: 1378)
شیعه که اجماع به طریق سنیان را نپذیرفتهبود حال با دخالت مستقیم اصول امامیه و مفاهیم رایج در دوران غیبت از قبیل رجعت و نیت و.. نظریهای متفاوت از نظریه استقلالی اجماع سنی تاسیس کرده بود که اجماع را نه به دلیل حجیت خود اجماع،‌ بلکه به دلیل دخالت امام معصوم در آن، حجت میدانست. حال به روشهای فقهی چگونگی اثبات کاشفیت از رأی معصوم توسط عالمان و فقیهان دوره مورد نظر اشاره میکنیم.
عالمانی مانند شیخ طوسی، شیخ مفید، سید مرتضی و ابن زهره و محقق و علامه و شهیدین برای اثبات اینکه اجماع از قول امام معصوم(ع) کشف میشود اجماع دخولی(تضمنی) را مطرح کردهاند.(ساعدی، 185:1384)اجماع تضمنی به طور خلاصه اتفاق عالمان یک عصر و از جمله امام در یکی از امور دینی است که این اجماع، اجماع دخولی نیز نامیده میشود، به دلیل دخول امام در جمع عالمان و موافقت با نظر اوست.(همان، 160) در این اجماع وجود امام در جمع اجماع قطعی است و این به علت پیوند نزدیک این نظریه با اوایل غیبت امام معصوم(ع) است. شیخ مفید در مخالفت با اجماع اهل تسن اجماعی که شامل امام معصوم نباشد را رد میکند:
و من می گویم که اجماع امت از آن جهت حجت است که متضمن قول حجت (امام معصوم) است و بنابراین اجماع شیعه بدون اجماع همه مسلمانان حجت است و ما از آن جهت چنین اجماعی را حجت دانستیم که ممکن نیست بدون امام چنین اجماعی حاصل شود، چه او درمیان امت از همه بلند قدرتر است و این مذهب خاص امامت است… (مفید، 121:1413)
اجماع تضمنی خود به دو صورت تضمنی لطفی و تضمنی مجهول النسب وجود دارد.
4ـ2ـ2ـ1. اجماع تضمنی لطفی
آنچه شیخ طوسی به آن نظر داشته است اجماع لطفی تضمنی بوده است(احمد مبلغی، 20:‌1381) قاعده لطف از دير زمان حتى از عهد امامان(ع) به عنوان قاعده اى كلامى كه بار ثابت كردن و به كرسى نشاندن بايستگى امامت را بر دوش مىكشيد، مطرح بود. در گفتگوهاى اصحاب امامان، جايگاهى كه اين قاعده در تمسكهاى پى در پى اصحاب مىيابد به خوبى نمايان است. تا آن جا كه هشام بن حكم، كتابى را با عنوان الالطاف به رشته تحرير درآورد.(همان،29)
تقریب طریق لطف این است که آفرینش بر اساس عنایت و لطق پروردگار استوار است و خداوند انسان را آفرید تا از فضل و رحمت او برخوردار شود و در راستای همین لطف نعمتهای مادی ومعنوی را در اختیار او قرار داد کتاب نازل کرد و پیامبر فرستاد و امام را ادامه دهنده را پیامبر قرار داد. لطف عام پروردگار شامل او میشود و سنت خداوند این است که بر اساس لطف و رحمت او را دستگیری کند. یکی از موارد نیاز واقعی انسان شناخت احکام واقعی شریعت است و این لطف در حقیقت سنت قابل تغییر خداوند است پس در عصر غیبت چنانکه فقها بر حکمی اجماع نمودند، اگر حکمشان خلاف واقع باشد لطف عام و دائم پروردگار مقتضی است که خداوند به نوعی حکم واقعی را به ذهن یا کلام یا مجمع فقها از طریق امام غایب القا نماید و اتفاق نظر آنها را برهم زند تا اجماعی محقق نشود. بر این اساس هرگاه حکمی را بیابیم که همه فقها هم رأی باشند و خلافی در میان آنها نباشد نتیجه میگیریم که حکم مطابق واقع و موافق نظر امام میباشد.)جناتی، 10: 1367) بنابراین قاعده لطف نیز در پی اتصال به امر امامت به عنوان اصول امامیه به قاعده اجماع نقش ویژهای داشت.
4ـ2ـ2ـ2. اجماع تضمنی مجهول النسب
این نظریه در این دوران توسط سید مرتضی به عنوان نظریهای که اجماع تضمنی لطفی را به چالش میکشد بیان شدهاست. اما نظریه سید مرتضی در این عصر به عنوان مخالف گفتمان شناخته میشود و درواقع منشأ تحولات پس از مشروطه میتواند باشد. وى توانست از تصلب اجماع تضمنيِ لطفى بكاهد و اجماعى جديد را از راهى ديگر جايگزين آن كند، آنچه سيد مرتضى بر آن پاى مىفشرد، حضور امام به گونه ناشناخته در ميان مردم عالمان بود، او به جاى اين كه مانند علماى پيشين و يا هم عصر خود بيانديشد، برترى داد كه بدون باورمند شدن به وظيفه اى ويژه بر دوش امام، در چارچوب قاعده لطف، اثرگذارى امام را بر فقه اين گونه شرح دهد: امام به هر حال، در ميان مردمان حضور دارد و طبيعى است كه به عنوان يكى از عالمان، ديدگاه خود را، هر چند به صورت ناشناخته ابراز خواهد داشت. (مبلغی، 298:1381) که در این عصر به نوعی مهجور می ماند. او مىنويسد: «و الامام (ع) لايكون الاّ سيّد العلماء و اوحدهم فلابد من دخوله فى جملتهم.»(سیدمرتضی،1405ق:145) امام نيست مگر بزرگ علماء و اوحدى آنان. پس به ناگزير، در ميان آنان قرار دارد. هیچ زمانی خالی از حجت خدا نیست، هرگاه همه آرای فقها بررسی شود، رای او نیز در میان آنهاست و فقیه اگرچه در آن میان دقیقاً شخص امام را نمی شناسد ولی زمانی که همه آرا را بدست آورد احساس میکند که رأی او نیز بدست آمده بنابراین رأی امام داخل در آرا فقهاست. بدین دلیل اجماع تضمنی یا دخولی نیز نامیدهاند. (جناتی، 17:‌1367)سيد مرتضى، اگر چه از تن دادن به وظيفه اى ويژه براى امام در حال غيبت، سرباز مىزند، ولى به هر حال در نظريه او به نوعى مىتوان رد پاى سهيم كردن امام در شكل گيرى اجماع و باورمند شدن وظيفهاى هر چند غير رسمىتر و بىنام و نشانتر را پى جست.(مبلغی،297 : 1381)
در حالى كه لطفگرايان از وظيفهاى بى چون و چرا و حتمى بر دوش امام سخن مىگويند، سيد مرتضى مىگويد: تنها زمانى مىتوان نسبت به شكل گيرى يك اجماع نظر داد كه مخالفت، ناشناختهاى در ميان اجماعكنندگان مورد اطمينان واقع شود. بنابراين، اگر ناشناخته، از دخالت در اجماع سر باز زند، اصلاً اجماع شكل نمىگيرد.(همان،‌‌297) در این طریقه احراز اتفاق و اجماع علمای عصر واحد بر حکمی کافیست و میتواند کاشف از قول امام باشد و نیازی به اتفاق فقها در همه اعصار نیست و هرگاه در یک عصر شرایط فوق تحقق یافت در حقیقت نظر امام کشف شدهاست.(جناتی، 18: 1367)
به نظر میرسد این موضوع که در دوران قبل از مشروطه به نوعی شیعه در مقابل حکومتهای سنی و در اقلیت زندگی میکرد تأثیر مهمی روی اندیشه اثبات اجماع به نوع تضمنی آن گذاشته است.حتی در دوران صفوی که حکومت شیعی برقرار میشود به نوعی حکومت سلطنت اسلامی ادامه داده میشود که برگرفته از حکومت امپراطوری عثمانی است، ‌در این دوران سلاطین مقتدری مثل شاه عباس اول وجود داشتند که به مقتضای افزوده شدن قدرت در سلاطین قدرت در علما کم میشد. چرا که وظایف بر نهادهای دینی در همکاری با نهادهای عرفی و سیاسی محول شده بود و در طول دوران صفوی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی احکام شرعی، امام زمان، انقلاب مشروطه، امام زمان (عج) Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی احکام شرعی، اندیشه شیعی، حکومت شیعی، قواعد اصولی