پایان نامه با واژگان کلیدی ناخودآگاه، کهن الگوها، خودآگاهی، ناخودآگاه جمعی

دانلود پایان نامه ارشد

(۱۸۵۶-۱۹۳۹)به نظریه تازه ای درباره منشأ دین و اساطیر رسید، که بر مایه های اصلی چون: جنایت نخستین، مردمخواری و آشفتگی جنسی تاکید داشت. نظریه او، همچنین بر عوامل روانی وابسته به یکدیگر
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.۱w.wunt .۳Emile Durkheim
.۲ J.j Bachofen .۴ Sigmund Freud
چون گناه، ترس و واخوردگی متکی بود. در نتیجه او، اسطوره کلیدی برای شناخت محتوای واخوردگی و تمایلات غریزی، در اشخاص و گروه های قومی است. او اسطوره ها را جلوه اضطراب، تعارض جنسی و آسیب های دوره ی کودکی می داند.(بهار،۳۶۰:۱۳۸۱-۳۶۱)
یونگ اما معنای اسطوره را به نحوی دیگر یافت. او معتقد بود: اسطوره روشی است از بیان نمادین بعضی نیازهای روانی چون وحدت، سازگاری و آزادی، برکهن نمونه ها و قالب های رفتاری رایج در بین مردم تکیه کرد. او در اسطوره ها، به دنبال رسیدن به معنای مقدس است. به همین دلیل بیشتر هدف معنوی و غایت شناسی روح را در نظر دارد. تمرکز یونگ متوجه آینده، بلوغ و بزرگسالی است. در نتیجه یونگ برعکس فروید تأکید می کند؛« اسطوره واسطه ای است؛ تا شخص را در زمینه تجارب شخصی و گروهی، به دیدگاهی یگانه در مورد معنای زندگی برساند.» (همان:۳۶۲)
̎ کارل گوستاو یونگ۱ ̎ در ۲۶ ژوئیه سال ۱۸۷۵ میلادی (۴مردادماه ۱۲۵۴ هجری شمسی) در دهکده کسویل۲ واقع در ایالت تورگوی۳ از ایالت های آلمانی زبان واقع در شمال سوئیس، در خانواده ای روحانی چشم به جهان گشود. پدرش ژان پل آشیل یونگ، کشیش پروتستانی بود. او سال ۱۹۶۱ درگذشت. مهم ترین اندیشه مطرح شده یونگ طرح ̎ ناخودآگاه ̎ جمعی۴ است.
اندیشه ناخودآگاه، از مباحث مهم مطرح شده سالهای دهه ۱۸۸۰ اروپا بود. در همین هنگام زیگموند فروید، کارهای بالینی خود را آغاز کرد. کتابی با عنوان ̎ فلسفه ناخودآگاه ̎ اثر فون هارتمن۵ ̎ (۱۸۶۹) به اندازه ای مشهور شد، که بین سال های( ۱۸۸۲- ۱۸۶۹) نه بار تجدید چاپ شد. بنابراین فروید اولین کسی نبود که ̎ ناخودآگاه ̎ را کشف کرد. اما قبل از فروید، هیچ کس اهمیت ̎ انگیزش ناخودآگاه ̎ را درک نکرده
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.۱ Carl Gustav Jung ۴ .Collective unconscious
.۲ Kesswil ۵ . Von Hartmann
.۳Turgua

بود. او مفهوم « ضمیر ناخودآگاه » را از دایره محدود روشنفکران خارج کرد و آن را هوشیارانه به کارگرفت.
فروید، مفهوم «مکانیسم دفاعی سرکوب یا واپس زدن»، و مفهوم «انرژی » را وارد نظریه خود ساخت. به عقیده او ساختار یا نظام روانی انسان با استفاده از مکانیسم های دفاعی سرکوب، انرژی های را که امیال تابو هستند؛ به « ناخودآگاه » تبعید یا طرد می کنند. به همین دلیل آنها از حیطه خودآگاه۱ (هشیار) فرد خارج می شود، و در شرایط خاصی مانند: تداعی آزاد، خواب مصنوعی، رویاها، لغزش های کلامی بروز پیدا می کنند. بدین ترتیب فروید از مفهوم « ناخودآگاه » یک مفهوم « پدیدآیی فردی » توجه کرده است؛ زیرا آن را دربرارنده ی امیال و هراس های سرکوب شده ی شخص می داند. اما دیدگاه یونگ بر اساس « پدیدآیی نوعی » یا جمعی استوار است.(تسلیمی،۱۲۸:۱۳۸۸)
یونگ، قبل از آشنایی فروید آثارش را می شناخت، و دریافت عقایدش به آرا فروید نزدیک است. به همین دلیل دو جلد از کتاب هایش با نام های « تحقیقی در تشخیص تداعی ها » و « روانشناسی جنون زودرس » را برای فروید فرستاد. فروید او را به ملاقات خود دعوت کرد و یونگ در سال ۱۹۰۷ برای دیدار فروید به شهر وین۲ رفت. این ملاقات ۱۳ ساعت ادامه یافت. در نتیجه یونگ مفهوم ناخودآگاه را از فروید گرفت. ولی وجوه ماده گرایانه و تحصلی آن را به دور افکند؛ و آن را مطابق با نظریات اشراقی، شهودی و عرفانی پروراند و مفهوم « ناخودآگاه » جمعی را ابداع نمود. یونگ معتقد است:« ضرورتی ندارد تا صرفاً امیال ممنوعه به منطقه ناخودآگاه طرد شوند؛ بلکه در یادگیری های موجودات زنده در دوران های گذشته و در رده های پایین تر تکاملی می توانند به صورت « مفاهیم کهن »، « مفاهیم کلی »، نمادها و سمبل ها » و« صورت مثالی » به زیرین ترین لایه های ناخودآگاه فرستاده شوند. در آن جا ثبت و ضبط گردند و متوالیاً به نسل های بعدی به ارث برسند.»(بتولی،۵۹:۱۳۷۶-۶۰)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.۱ self-consious .۲ Vienna
تمام روان را خودآگاهی فرا نگرفته است، بلکه بسیاری از اتفاق ها نیمه هوشیارانه رخ می دهند و بسیاری دیگر از پدیده ها به طور کاملاً ناهشیارانه صورت می پذیرند( یونگ، ۷۸:۱۳۸۵). به همین دلیل یونگ عقیده دارد؛ روان آدمی شامل سه بخش است:« ضمیر خودآگاه، ضمیر ناخودآگاه شخصی و ضمیرناخودآگاه جمعی۱. ضمیر ناخودآگاه شخصی، امورشخصی است که روزانه در زندگی هرکسی روی می دهد. ناخودآگاه جمعی در اعماق روان آدمی پنهان است؛ انباشتگاه دانش ها، تجربیات و تصاویر مربوط به کل بشر می باشد. این خاطرات و تصاویر به صورت انواع کهن الگو۲ موجودند.»( برسلر، ۱۳۸۶:۱۸۰)
فرایند ناخودآگاه به طور مارپیچ به دور مرکز حرکت می کند، و در حالی که خصوصیات مرکز مشخص تر می گردد؛ به آن نزدیک تر می شود. مفهوم ضمیر ناخودآگاه در ابتدا محتویات و مضامین سرکوب شده، و از یاد رفته است. به همین دلیل بسیاری نزدیک شدن به ناخودآگاه را کاری خطرناک می دانند. اما ناخودآگاه در بردارنده ی همه عناصری است؛ که جهت خودسامانی روان، ضروری است. از دیدگاه یونگ ناخودآگاه:« یک اقدام طبیعی خنثی از دیدگاه اخلاقی، زیباشناسی و روشنفکری است؛ در واقع هیچ خطری ندارد، مگر زمانی که رفتار خودآگاه نسبت به آن اشتباه باشد. تازمانی که انسان با خویشتن(ناخودآگاه) به جدال برنخیزد؛ در همان سطح خودآگاهی باقی می ماند. اما اگر با خویشتن کلنجار برود؛ پس از جدال، نوعی نجات و رهایی احساس می کند، که برایش آرامش خاطر به همراه دارد.» ( یونگ، ۳۶۰:۱۳۸۵-۳۶۳)
یکی دیگر از رویکرد ها که به اسطوره ها توجه نموده، بررسی مردم شناسان و دین پژوهان به آن است. از جمله این دین پژوهان، ̎میرچا الیاده̎ ۳(۱۹۰۷-۱۹۸۶) متخصص رومانیایی تبار تاریخ ادیان است. او بیشتر آیین ها و مناسک اساطیری را بازگشت بشر به زمان ازلی مربوط می داند.(شمیسا،۲۴۷:۱۳۷۸) از نظر او، اسطوره بیان می کند که چگونه در زمان مقدس یک خدا یا نیمه خدا پدیده ای را آفرید که همچنان وجود دارد. او معتقد است:« کارکرد اسطوره تبیین یک هدف است، و آن هدف چیزی جزء ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.۱ Collective unconscious .۲ Archetype .۳ Mircea Eliade
بازآفرینی نیست. خواندن، شنیدن و به ویژه اجرای یک اسطوره بازگشت جادویی به زمان وقوع آن اسطوره و زمان پیدایش است.
در مجموعه ̎ پارسیان و من̎، قهرمان امروزی برای حل مشکلات خود و جامعه به سفر درون ناخوآگاه جمعی روی می آورد. این سفر به نوعی همان بازگشت به زمان ازلی است. او پس از پشت سر گذاشتن سایه های وجودش، و برقراری پیوند اضداد به وحدت کلی؛ که همان کشف خویشتن، و بلوغ روحی و جسمی است، دست می یابد. قهرمان امروزی در این سفر رویایی، به بسیاری از کهن الگوها برخورد می کند که در این پژوهش به بررسی کهن الگوها و همچنین برخی آیین های اسطوره ای از جمله مناسک گذر۱ پرداخته شده است.
۲ـ۳. کهن الگوها و بررسی آن

̎ صورت مثالی ̎ اصطلاحی جدید نیست، این واژه اولین بار توسط ̎ فیلو جودائوس۲ ̎ به تصویرخدا۳ در وجود انسان اشاره کرده است. این اصطلاح پیش از زمان اگوستین قدیس۴(۳۵۴-۴۳۰) به کار رفته و با ̎ مثل افلاطونی ̎ مترداف است. صورت مثالی، اساساً محتوایی ناخودآگاه می باشد که وقتی به خودآگاه می رسد؛ مورد ادراک قرار می گیرد و تغییر می کند. سرنمون ها در میان همه انسان ها مشترک می باشد. به تعبیر یونگ کهن الگوها، عناصر ساختمانی اسطوره ساز در روان ناخودآگاه، و بن مایه تصاویرآغازین هستند.
کهن الگوها می خواهند انگیزه نمودهایی که گر چه در جزئیات متفاوت هستند، را نمایان سازد.« کهن الگو در واقع یک گرایش غریزی و قوة محرک است. غریزه۵ کشش جسمانی است، که به وسیله حواس دریافت می شود. البته غریزه به وسیله خیال پردازی هم بروز می کند. غریزه اغلب به صورت نمایه های نمادین حضور خود را آشکار می سازد؛ این بروز غرایز، کهن الگو نام گرفته است.»(یونگ،۹۶:۱۳۷۷)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
.۱ritual of passage .۳ image DEI .۵ Instinct
.۲ Philo judaeos .۴ Saint Augustine
الگو۱ خود واژه ای است؛ که شکل ویژه ای از عناصر تشکیل دهنده ی یک فرهنگ یا جامعه را بر عهده می گیرد. در نتیجه الگو، نگرش هایی را که اعضای آن فرهنگ یا جامعه به کار می بندند، نشان می دهد. بنابراین واژه الگو:« مفاهیمی از کاربرد عرف، عادات، آداب و رسوم را که اجازه می دهند؛ تا اصلیت یک فرهنگ شناخته شود، کاملاً در برمی گیرد.»(پانوف،پرن،۲۳۳:۱۳۹۲)
یونگ درباره الگو می گوید:« اصطلاحی است که یک تصویر بنیادین موجود در خودآگاه را نشان می دهد. الگو در عین حال نوعی عقده است ولی برخلاف عقده هایی دیگر به هیچ وجه ثمرة تجربیات شخصی نیست، بلکه عقده ای نو ظهور است. الگو یک مرکز پرشده از انرژی است.»(یونگ،۳۶۳:۱۳۸۵) برای شناخت کهن الگوها باید؛ فرآورده های فانتزی، خیال بافی ها و خواب ها را مورد توجه قرار داد. از آن جایی که در طول اعصار برخی از این تصاویر تکرار شده، و مشترک هستند، می توان به راز سرنمون ها پی برد.
جوزف کمپبل(۱۹۰۴-۱۹۸۷)۲ درباره کهن الگوها می گوید:« کهن الگوها، اندیشه های مشترک در اسطوره ها است، و مثال های اولیه اند که می توان مثال های زمینه نامید.» (کمپبل،۸۵:۱۳۸۴)یعنی همان مفهوم یونگ را برای کهن الگوها به کار برده است. همچنین او تفاوت کهن الگوهای ناخودآگاه یونگی و عقده های فروید را در این می داند:« کهن الگوهای یونگی، ناخودآگاه تجلیات اندام بدن و قدرت آنها هستند و به لحاظ زیست شناختی پایه ای اند و سرگذشت شخصی، فرع برآن است.در حالی که ناخودآگاه فروید مجموعه ای از تجارب زخمی سرکوب شده در دوران زندگی فرد است و ناخودآگاهی شخصی و مربوط به سرگذشت شخصی فرد است.»(همان)
اگرچه هر فردی فرهنگ اسطوره ای خاص خود را دارد، و اسطوره ها گونه های خاص خود را از محیط های فرهنگی ای که در آن رشد کرده اند؛ می گیرند. اما اسطوره در معنای عام خود همگانی است؛
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ .۱Instinct
.۲ pattern
.۳ Joseph Campbell
یعنی بن مایه ها یا درون مایه های مشابهی را می توان، در مجموعه اساطیر گوناگون یافت. « تصویرهای خاصی در اسطوره ها بروز پیدا می کنند، و در زمان و مکان بسط می یابند؛ که به معنایی واحد گرایش دارند، یعنی مفاهیم فرهنگی مشابهی را می نمایانند. چنین بن مایه ها و تصویرهایی، صورت مثالی نامیده می شود.»(ال گورین و دیگران،۱۷۴:۱۳۸۳)
به طور خلاصه کهن الگو به معنی تصویر اصیل و بنیادین است. این بن مایه ها از ناخودآگاهی جمعی سرچشمه می گیرند. همچنین آنها مضمون اساسی ادیان و اسطوره ها هستند؛ که از طریق رویاها و تصورات بر اشخاص ظاهر می شوند. مطابق نظریات یونگ کهن الگوها بر اساس شخصیت، موقعیت و نماد قابل بررسی هستند:
شخصیت های کهن الگویی براساس این نظریه شامل: قهرمان، قربانی، شیطان، زن، مادر، کودک، فدایی، پیر و فرشته می باشد.
موقعیت های کهن الگویی:طلب ، تشرف ، سفر، تولد

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی کاروانسرا، اسطوره شناسی، یونان باستان، اردشیر بابکان Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی ناخودآگاه، کهن الگوها، روان درمانی، ناخودآگاه جمعی