پایان نامه با واژگان کلیدی منابع معتبر، مذاهب خمسه، روش پژوهش

دانلود پایان نامه ارشد

ق مي‌باشد. در اندازه‌ي بريدن دست و پا ميان اماميه، اهل سنّت و خوارج اختلاف نظر وجود دارد. در اين مقاله فقط به اختلاف آراء در مورد قطع دست اشاره مي‌شود. از نظر اماميه منظور از قطع بريدن چهار انگشت دست راست است. امام جواد عليه السّلام دليل قطع از بيخ چهار انگشت را از قول پيامبر اسلام (ص)چنين بيان فرموده اند: سجده بر هفت عضو است. صورت ( پيشاني)، دو كف دست، دو زانو و نوك انگشت پاها. وقتي كه دست از مچ يا آرنج قطع شود؛ ديگر دستي براي سجده باقي نمي ماند كه براي خدا سجده كند. با آن كه خداوند فرموده است « أنّ المساجد لله فلا تًدعوا مع الله احداً » يعني سجده گاهها براي خداست و آن چه براي خدا است بريده نمي شود (قوانين جزايي اسلام، علي اكبر حسيني،1360،ص129). خوارج به قطع از شانه و اهل سنّت به بريدن كلي كف دست[ مچ دست] اعتقاد دارند ( خرمشاهي،ج2، 1377، 1199).
4 . اماميه.
اماميه به آن عده از مسلمانان گفته مي شود كه كه به خلافت و امامت بلا فصل حضرت علي (ع) معتقدند و بر اين عقيده اند كه امام و جانشين پيامبر اسلام (ص) از طريق نصّ شرعي تعيين مي‌شود و امامت علي (ع) و ديگر امامان شيعه نيز از طريق نصّ شرعي ثابت شده است (شهرستاني، 1404، ج1، 146). به اماميه شيعه نيز گفته مي‌شود. شيعه به معني پيروي كردن فرد يا گروهي از فرد يا گروهي ديگر مي‌باشد. در دين اسلام اصطلاح شيعه، تنها به پيروان امام علي (ع) كه به امامت او و فرزندانش اعتقاد دارند؛ اطلاق مي‌شود ( شمالي، 1384، 15).
از نظر اماميه، چون امام همه‌ي مسئوليت‌هاي پيامبر اكرم (ص) جز دريافت و ابلاغ وحي را دارد؛ بايد از صفات و ويژگي‌هاي خاص پيامبر، مثل عصمت بر خوردار باشد. از آن‌جا كه تشخيص عصمت براي انسان‌ها ممكن نيست؛ بنابر اين همان طور كه پيامبر از جانب خداوند معرفي مي‌شود؛ تنها كسي كه مي‌تواند فرد شايسته‌ي امامت را معرفي كند، خداست و اين كار از طريق پيامبر (ص) انجام مي‌شود. لذا پيامبر در زمان حيات خويش امامان پس از خود را در حديثي كه به حديث جابر شهرت دارد معرفي نموده است. هنگامي كه آيه‌ي 59 سوره‌ي نساء نازل شد؛ جابر بن عبدالله انصاري گفت: اي پيامبر خدا، اولي الامر چه كساني هستند؟ امر بفرما تا از آن‌ها اطاعت كنيم. پيامبر (ص) فرمود: آنان جانشينان من و امامان بعد از من هستند. نخستين آنان برادرم علي بن ابي طالب است و پس از آن فرزندش حسن سپس حسين و پس از آن به ترتيب: علي بن الحسين، محمد بن علي (باقر) و تو او را در هنگام پيري خواهي ديد و هر وقت او را ديدي سلام مرا به او برسان. پس از محمد بن علي نيز به ترتيب: جعفر بن محمد، موسي بن جعفر، علي بن موسي، محمد بن علي، علي بن محمد، حسن بن علي، و پس از آن فرزندش امام منتظر مهدي (عج) مي‌باشد (احسايي، 1405، ج4، 90-89).
فضيلت اهل بيت (ع) در كتب اهل سنت نيز ذكر گرديده است. از جمله روايتي است از پيامبر (ص) كه مي‌فرمايند: هر که می خواهد مانند من زندگی کند و از دنیا برود و در همان بهشت جاویدانی که پروردگارم برای من مهیا ساخته، ساکن شود، باید ولایت علی را پس از من برگزیند و پس از من به اهل بیتم بپیوندد و از آنها تبعیّت. ( المتقي الهندي، 1409، ج12، 104-103).
5 . اهل سنت.
مسلملمانان به دو گروه شيعه و سني تقسيم شده اند. علي رغم مشتركات فراواني كه دارند؛ اختلافاتي نيز با هم دارند. از جمله‌ي اين اختلافات، اختلاف در اصل امامت است. شيعه آن را از اصول دين مي‌داند. انتخاب و معرفي امام را شأن خدا و رسول او مي‌داند اما اهل سنت آن را بر عهده‌ي مردم مي‌دانند و نقش پيامبر و خدا را در انتخاب امام ناديده مي‌انگارند.
با رحلت پیامبر اکرم(ص)، سقیفه نقطه‌ي عطف خلافت اسلامی به شمار می‌رود. در حالى كه مدينه در ماتم و سوگ فرو رفته و على(عليه السلام)، عباس بن عبدالمطلب عموى پيامبر و برخى اصحاب در تدارك غسل و تدفين پيامبر خويش بودند، جمعى ديگر در سقيفه‌ي بنى ساعده، جمع شده و بر آن بودند تا خليفه‌ي پس از پيامبر را انتخاب نمايند. پس از بحث و جدلي طولاني، ابوبكر به پا خاست و با تأييد فضايل و عزت انصار، مدعى شد كه پيامبر با بيان روايت :«الائمة مِن قريش»، پيشوايى قوم را به مهاجران اختصاص داده است و در ادامه افزود كه ما به موضوع حکومت بر حقیم(ابن قتیبه دينوري، 1400، ج 2، 9). نهايت امر عده اي از صحابه با ابوبكر بيعت نموده و او را به عنوان خليفه‌ي اول انتخاب كردند. اين در حالي است كه به تأييد علماي اهل سنت علي (ع) سرور مردم در دنيا و آخرت است. زير از آنان نقل است كه پيامبر (ص) فرمود: اي علي تو سرور مردم در دنيا و آخرت هستي؛ دوستدار تو دوست من است و دوست من دوست خداوند. دشمن تو با من دشمني كرده است و دشمن من دشمن خداوند است. واي بر كسي كه بعد از من با تو دشمني ورزد ( حاكم نيشابوري، بي تا، ج3، 128). ابوبكر در روزهاي پاياني عمر خويش، پس از دو سال و سه ماه خلافت، با نوشتن عهد نامه‌اي عمر را به عنوان خليفه‌ و جانشين خود منصوب نمود (ابن سعد، بي تا، ج3، 193). عمر پس از ده سال خلافت، در سال بيست و سوم هجري بر اثر ضربه‌ي خنجر در بستر افتاد و پيش از مردن شش تن از ياران پيامبر(ص)، يعنى على (ع)، عثمان، زبير، سعد پسر ابو وقاص، عبد الرحمان پسر عوف و طلحه را نامزد كرد تا به مشورت بپردازند و در مدت سه روز خليفه مسلمانان را تعيين كنند. صهيب را گفت، امامت نماز را در اين سه روز به عهده گير و اين شش تن را در خانه‏اى درآور تا به مشورت بنشينند. اگر پنج تن آنان طرفدار يك تن بودند و يكى نپذيرفت، او را بكش. و اگر چهار تن طرفدار يكى و دو تن مخالف بودند آن دو را گردن زن، و اگر سه تن با يك نفر بودند عبد الله بن عمر را داور قرار دهيد. اگر به حكم داور راضى شدند خوب و گرنه آن طرفى را كه عبد الرحمان بن عوف در آنست بپذيرند. و هر كس مخالف بود او را بكش(ابن اثير،1385، ج3، 67). با توجه به خويشاوندي عبدارحمن بن عوف با عثمان، نتيجه‌ي شورا چيزي جز خلافت عثمان به عنوان خليفه‌ي سوم مسلمين نبود.
اولين مذهبي كه از مذاهب چهارگانه مطرح شد، مذهب حنفي، منتسب به آقاي ابوحنيفه نعمان بن ثابت بود. دومين مذهب اهل سنت،‌ مذهب مالكي، منتسب به مالك بن انس مي‌باشد. سومين مذهب اهل سنت، مذهب شافعي، منتسب به محمد بن ادريس شافعي، چهارمين و آخرين مذهب برادران اهل سنت، مذهب حنبلي، منتسب به احمد بن حنبل مي‌باشد.

1 – 8 – روش پژوهش.
پايان نامه‌ي حاضر پژوهشي است فقهي – تطبيقي، بنابراين روش پژوهش يك تحقيق نظري از نوع توصيفي مي‌باشد. در اين روش گرد آوري اطّلاعات با بررسي دقيق منابع معتبر فقهي و احكام مربوط به فقه اماميه و اهل سنّت، به صورت تطبيقي و مقايسه اي ‌ و با استفاده از منابع كتابخانه اي صورت گرفته است. مطالب مورد نياز را با استفاده از كتابخانه، كتابخانه‌ي ديجيتال، نمايه‌ي نشريّات، مقالات مرتبط، و فضاي مجازي وب، گرد آوري كرده ايم.

1-9 – نو آوري و دشواري پژوهش.
الف. نوآوري پژوهش.
همان طور كه در مبحث مربوط به ضرورت تحقيق ذكر گرديد، موضوع مورد پژوهش در فقه اماميه و اهل سنّت به شيوه‌ي اختصاصي مورد مدّاقه قرار نگرفته است. در پاره اي موارد به شكلي محدود، در خصوص موضوع مباحثي مطرح گرديده است. مطالب مطروحه اندك و عمدتاً در قالب بررسي جرم سرقت به صورت گذرا به حرز و برخي مصاديق آن اشاره گرديده است. لذا نگارنده بر اين باور است كه، تبيين مفهوم حرز، مصاديق حرز و نقش آن در سرقت مستوجب حدّ، آن هم به شكل تطبيقي و مقايسه اي بين مذاهب خمسه، يك كار نو محسوب مي‌گردد و اميد واثق دارد كه با توكّل بر خداوند متعال و همراهي و همكاري اساتيد بزرگوار راهنما، مشاور، علما و فضلاي اهل فنّ، با تطبيق آراء فقهاي اماميه و اهل سنّت، ضمن بررسي موضوع و آشنايي بيش از پيش محقّقان با اين مفهوم،راه را براي ادامه‌ي مسير و تكميل اين اثر هموار نمايد.

مزاياي اين پايان نامه عبارتند از :
– استفاده از كتب معتبر فقهي نزد فقهاي مذاهب خمسه.
– ارائه‌ي تعريف جامع از مفاهيم كاربردي
– بيان نظرات فقهاي اماميه و اهل سنّت در دو بخش مجزّا به منظور استفاده‌ي بهتر خوانندگان.
– ذكر مصاديق مشتبه حرز و بيان نظر علماي مذاهب خمسه براي هر مورد مجزا.
– ترجمه‌ي دقيق منابع عربي، با همكاري اساتيد و بهر گيري از فرهنگ لغات معتبر.
– نتيجه گيري دقيق و مفصل در پايان پژوهش.

ب. دشواري پژوهش.
نگارنده در جريان گرد آوري اطّلاعات مربوط به پژوهش، با مشكلاتي دست و پنجه نرم كرده است كه به جهت پرهيز از اطاله‌ي كلام به اختصار ذكر مي‌گردد.
1 . عدم دسترسي به منابع معتبر در سطح شهرستان و استان.
2. مسافرت به چندين استان كشور به منظور دست يابي به منابع معتبر فقهي.
3 . ترجمه‌ي متون تخصّصي- فقهي با عنايت به معاني متعدد برخي لغات و ترجمه نشدن كتب معتبر فقهي.
4. مسافرت هاي متعدّد به منظور بهره گرفتن از نظرات اصلاحي استاد فرزانه جناب آقاي دكتر حبيبي مهر به دليل سكونت نگارنده و استاد راهنما در دو استان مختلف.

1– 10- مفاهيم.
1 -10 – 1 معنای لغوی حرز.
واژه‌ي حرز در کتب لغت معانی متفاوتی دارد. گاهی به عنوان حفاظ و محافظ چیزی معرّفی شده است و در پاره ای موارد به اذکار و نوشته هایی اطلاق می‌شود که برای حفظ انسان از بلایا و خطرات، به همراه او نگهداری می‌شود. در فرهنگ عمید به هر دو منظور اشاره شده و آمده است که حرز، جایی است که چیزی را در آن حفظ کنند، دعایی که بر کاغذ نویسند و با خود نگاه دارند (عميد، 1382، ج1،ص787).
معین ( 1385، 482) هم به نوعی همین تعریف را برای حرز داشته است.« جایی استوار، پناهگاه، حظ، نصیب، بازوبند و چشم آویز». در این تعریف هم به معنای حقوقی حرز و هم به معنای فقهی آن، اشاره شده است. جوهری ( 1410، ج3، 873) حرز را چنين معنا کرده است.« الحرز: الموضع الحصين. يقال: هذا حرز حريز. و يسمى التعويذ حرزاً ». حرز جايي محكم و استوار و غير قابل دسترسي است. دعاي دفع چشم زخم نيز حرز ناميده مي‌شود.
احمد بن فارس در معجم مقائيس اللغة ( 1404، ج2، 38 ) می‌گوید که اصل کلمه حَرس بوده و به معنای حفاظ یا مکان حفظ شده می‌باشد و از ریشه‌ي حفظ گرفته شده است.«الحاء و الراء و الزاء أصل واحد، و هو من الحفظ و التّحفظ يقال حرزته و احترز هو، أى تحفّظ. و ناس يذهبون إلى أنّ هذه الزّاء مبدلة من سين، و أنّ الأصل الحرس و هو وجه» حرز از حفظ است و همچنين به معني محافظه كاري است. مردم معتقدند كه در اين جا « زاء » به « سين » تبديل شده است و اصل آن « حرس » به معني مكان حفظ شده مي‌باشد و اين توجيهي است. در لسان العرب نیز هر دو معنای مذکور برای حرز آمده است . یعنی هم به معنای موضعی که استوار و محکم و غیر قابل دسترسی می‌باشد و هم به معنای تعویذ و دعایی که بر کاغذ نوشته می‌شود اشاره کرده است. « الحِرْز: الموضع الحصين. يقال: هذا حرز حريز. و الحرزُ: ما أَحرزك من موضع و غيره. تقول: هو في حرز لا يوصل إليه. و‌ في حدّيث يأَجوج و مأْجوج: فحرّز عبادي إلى الطور‌ أَي ضمّهم إليه و اجعله لهم حرزا. يقال: أَحرزت الشي‌ء أُحرزه إحرازا إذا حفظته و ضممته إليك و صنته عن الأَخذ. و‌ في حدّيث الدعاء: اللهم اجعلنا في حرز حارز» حرز جايي محكم و غير قابل دسترسي است. گفته مي‌شود كه اين جايي استوار است و حرز آن چيزي است كه تو را از وضعيتي خاص حفظ كند. مي‌گويند كه او در حرز است و به آن دسترسي نيست. در حديث آمده است كه، بندگان مرا از نزديك شدن به طور(كوه) حفظ كن. يعني براي آنان پناهگاهي باش. ( ابن منظور، 14141، ج5، 333)
طریحی در مجمع البحرین ( 1416، ج‌4، 15 ) همان تعریفی را ارایه کرده است که ابن منظور در لسان العرب ذکر کرده است. « الحرز بالكسر: الموضع الحصين، و منه سمي التعويذ حرزا، و الجمع أحراز كأحمال. و في الدعاء” اللهم اجعلنا في حرز حارز”». در المنجد ( بي تا، 125) نیز حرز به « ما تحفظ به الاشیاء من صندوق و نحوه» تعریف شده است.یعنی حرز چیزی است مانند صندوق و امثال آن‏ که اشیاء را در آن نگاه می‏دارند و حفظ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی فقهای امامیه، قانون مجازات، مجازات اسلامی، قانون مجازات اسلامی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی نهج البلاغه، زنان مسلمان