پایان نامه با واژگان کلیدی معناشناسی، شخصیت پردازی، نمایشنامه

دانلود پایان نامه ارشد

شاهزاده خانم ( و پدرش ) ، اعزام کننده ، قهرمان و قهرمان دروغین ) در طرحواره روایی کنش ، شش نقش روایی را در سه جفت متقابل به دست می دهد .
در همین راستا گریماس نیز دیدگاهی را ارائه کرده است که قابل توجه است . ما خصوصا از این دیدگاه به نقش کاراکتر در ساختار نمایشی توجه داریم . گریماس در کتاب معنی شناسی ساختاری برای شخصیت مدلی تدوین کرد که به مدل گریماس معروف است . به نظر گریماس که اساسا نظریه شخصیت او متاثر از پروپ است ، هر روایت از شش نقش ، یا کنشگر متشکل است و این نقش های شش گانه را می توان به سه گروه دوتایی به قرار زیر تقسیم کرد :
دهنده / گیرنده
فاعل / مفعول
یاری دهنده / مخالف ( دشمن )
گریماس ارتباط میان این شش نقش را به شکل زیر ترسیم می کند :
فرستنده ( یاری دهنده اعظم ) ⟵ مفعول ⟵ گیرنده ( ذینفع )
یاری دهنده ⟵ فاعل ⟶ مخالف ( دشمن )
این مدل را به خوبی در مورد قصه های عامیانه و پریان می توان به کار برد . ( اخوت ، 1371 ، 146 )
این شش نقش در کنار هم و بنا به ترکیب بندی های مختلف تمام روابط ممکن در داستان و کنش های انسان به طور کل را پوشش می دهند . این طرحواره بر مبنای تقسیم بندی پروپ از توالی های روایی به شکل سه رویداد یا آزمون خلاصه می شود : آزمون صلاحیت ، آزمون اصلی و آزمون ستایش . پیش از این آزمون ها در مرحله قرارداد ، فاعل ماموریت را پذیرفته ، آن را آغاز می کند . ( امراللهی ، 1387 )
گریماس سعی کرد بین ساختارهای یک اثر ادبی و ساختارهای یک جمله نزدیکی و پیوند برقرار سازد . اگر فعل گرانیگاه و مرکز ثقل در جمله می باشد ، “کنش گران” همان کار را در روایت انجام می دهند . “کنش گر” آن کس یا چیزی است که عملی را انجام می دهد و یا اینکه عملی بر رویش واقع می شود . در واقع “فاعل” و “شی ارزشی” بودن هر دو می توانند “کنش گر” باشند . واژه “کنش گران” از “شخصیت داستانی” داستان فراتر می رود زیرا “کنش گر” می تواند یک نفر ، یک شی ، یک گروه و حتی یک واژه انتزاعی مانند آزادی باشد . مثلا “فقر” می واند کسی را وادار به جستجوی ثروت کند که در این حالت واژه فقر تبدیل به کنش گر مسبب می شود . در مدل کنش گران شمار کنش گران به شش می رسد . اما روایت می تواند فقط تعدادی یا همه آنها را داشته باشد .
1 – کنش گر فرستنده یا تحریک کننده یا مسبب : او کسی است که فاعل کنش گر را به ماموریت می فرستد . او دستور اجرای فرمان را می دهد . ( برای پیدا کردن این کنش گر فرستنده می توان این پرسش را کرد : چه عملی باشد تا فاعل کنش گر به سوی هدفش برود ؟)
2 – کنش گر گیرنده یا سود برنده : او کسی است که از کنش فاعل کنش گر سود می برد .
3 – کنش گر فاعل : او کسی است که عمل می کند و به طرف شی ارزشی خود می رود .
4 – کنش گر شی ارزشی : او هدف و موضوع فاعل کنش گر است .
5 – کنش گر بازدارنده : او کسی است که مانع می شود تا فاعل کنش گر به شی ارزشی برسد .
6 – کنش گر یاری دهنده : او کسی است که فاعل کنش گر کمک می کند تا به شی ارزشی برسد . نحو روایی این روایت در مدل زیر به نمایش درآمده است . جهت فلش ها نحو روایتی بین کنش گران را نشان می دهد . ( عباسی ، 1391 ، 31 – 32 )

تصویر 2 – 1

مدل بالا در حقیقت یکی از این قوانین ثابت در هر قصه ای است . گریماس سعی کرد بین ساختارهای یک اثر ادبی و ساختارهای یک جمله نزدیکی و پیوندی برقرار سازد .
گریماس همچنین در نتیجه تقلیل هفت نقش پروپ ، سه نوع ساختار همنشینی برای روایت پیشنهاد کرد :
همنشینی کنش مند ( فعالیت ها و کشمکش ها )
همنشینی قراردادی ( برقرار ساختن یا شکستن قراردادها )
همنشینی انفصالی ( عزیمت و ورود )
وی ساختار فاعل – فعل – مفعول در جمله را به یک الگوی کنش تعبیر می کند که بر مبنای ساختارهای داستانی است . او معتقد است در نحو سنتی کارکردها همان عملکرد و نقشی هستند که کلمات بر عهده دارند : فاعل انجام دهنده کنش است و مفعول پذیرنده آن .
گریماس با کنش گر خواندن اشخاص ، تبعیت و فرمانبرداری آنان را از کنش گوشزد می کند . در واقع گریماس میان بازیگر و کنش گر تمایز قائل می شود ، اما هر دو یک عمل را اجرا کرده و تابع یک عملند و هر دو نه فقط افراد انسانی ( یعنی اشخاص ) بلکه اشیای بی جان ( مثل حلقه جادویی ) و مفاهیم انتزاعی ( مثل سرنوشت ) ایفای نقش می کنند . فرق میان این دو در این است که کنش گران ، مقوله های کلی موجود در تمام روایت ها ( و نه فقط روایت ها ) یند ، حال آن که بازیگران در روایت های مختلف ویژگی های منحصر به فرد دارند . بنابراین در مدل گریماس تعداد بازیگران بی نهایت و تعداد کنش گران به شش نفر محدود شده اند . ( ریمون – کنان ، 1387 ، 50 )
متخصصین امر درام می گویند : اگر یک جمله ، دارای میلیون ها کلمه هم باشد ، تعدادی از عناصر مشخص ، دائما در آن تکرار می شوند . بنابر این اصل همین قانونمندی را که درباره جمله صادق است ، به نمایشنامه منتقل کردند . آنها معتقدند که یک سری عناصر و فرمول ها ، در نمایشنامه دائما تکرار می شوند . بعد به این نتیجه رسیده اند که در ساختمان یک درام ، شش نیرو و یا عنصر وجود دارد و به شکل زیر آنها را مشخص کرده اند :
1 – D 1 ، فرستنده : منظور انگیزه ای است که کاراکتر را وادار به عملی می کند .
2 – D 2 ، گیرنده : عمل فرستنده را دریافت می کند و منظور نظر فرستنده است .
3 – S ، سوژه : منظور انگیزه ای است که کاراکتر را به سمت هدف می برد .
4 – O ، هدف : رسیدن به مقصود و آرمان است .
دو نیروی کمک دهنده دیگر ، برای هر کسی که می خواهد کاری انجام دهد ، وجود دارد :
5 – ADG ، نیروی کمکی .
6 – OPP ، نیروی مخالف و بازدارنده . ( قادری ، 1388 ، 199 )
ما در گروه نیروهای کمکی و مخالف ، با یک نفر روبه رو نیستیم . بلکه با عده ای از آدم ها روبه روییم . این جدول ( جدول اکتانسیل ) سیر تحول کاراکترها را به ما نشان می دهد . به علاوه نقش یک کاراکتر در کنش را عیان می کند . این جدول به ما اجازه می دهد که نیروهای مخالف و موافق را پیدا کنیم . برای هر کاراکتر ، این جدول تفاوت عمده ای را قایل است . این شش عنصر ، به شکل زیر با یکدیگر در ارتباط هستند : ( قادری ، 1388 ، 200 )

تصویر 2 – 2

2-2-4-1. نظریه و تعریف روایت از منظر گریماس

هدف از این بخش ، بررسی نقاط ضعف و نقاط قوت روش پروپ نیست ، هدف نشان دادن روش یکی از اندیشمندانی است که بعد از پروپ روی ساختار روایت ها تکیه کرد : گریماس .
گریماس بر این باور است که باید از سطح گذشت و به لایه های عمیق متون وارد شد تا بدین وسیله بتوان علاوه بر ساختارهای سطحی معنادار ، ساختارهایی را که در ژرف ساخت متون واقع شده اند نیز پیدا کرد ، زیرا این ساختارهای درونی و عمیق هم دارای دلالت معنایی اند . برای نشانه – معناشناسان ساختار دارای اهمیت ویژه ای است . همین قدر که در معرفی موضوع نشانه – معناشناسی ، نشانه – معناشناسان این گونه آن را مشخص می کنند : موضوع نشانه – معناشناسی روشن کردن ساختارهای معناداری است که معنا را تولید می کنند . در این جا بر خلاف انتظار مشاهده می کنیم که بحث در مورد نشانه نیست بلکه موضوع مهم معناشناسی ، ارتباطات ساختاری پنهانی است که معنا را تولید می کنند . گریماس در کتاب خود به نام معناشناسی ساختاری می‌گوید:
« زبان نظام نشانه ها نیست ، بلکه مجموعه ای است از ساختارهای معنادار . بنابراین تعریف گریماس در مقابل تعریف سوسور قرار می گیرد که زبان را مجموعه ای از نشانه ها می دانست . معناشناسی را باید نظریه ارتباطات دانست ، ارتباطات عناصر بین متنی که معنا را تولید می کنند . این جاست که اختلاف معناشناسی و سمانتیک ظاهر می شود : معناشناسی در کلیت گفتمان به دنبال معنا است ، حال آن که سمانتیک تلاش خود را به بررسی معنا در حوزه لغوی محدود می کند . آنچه ذکر آن بسیار حائز اهمیت است ، این است که نظریه معناشناسی به دنبال روشن کردن شرایط دریافت و تولید معنا است . در این نظریه معنا حاصل نمی شود مگر از دریافت اختلافات و تفاوت ها . ژاک فونتنی در کتاب خود به نام معناشناسی و ادبیات اینچنین می نویسد : معنا قابل دریافت نیست مگر از خلال تغییرات و تحولاتی که می توان به آن نسبت داد . او معتقد است معنای ثابت و جدا شده از کلیت متن قابل تصور نیست ؛ در واقع ، معنا ظاهر نمی شود مگر در گذر از یک موقعیت به موقعیتی دیگر ، از یک کلمه به کلمه ای دیگر ؛ به عبارت دیگر ، معنا وجود ندارد مگر در تفاوت موجود در دو موقعیت و یا دو کلمه و نه در خود موقعیت ها و کلمات و جدا از کلیت متن . » ( عباسی ، 1393 ، 61 – 60 )

2 – 2- 5 . کنش

رنگ و بوی هر شخصیتی کنش اوست . کنش پنجره ای است به ذهن و قلب و روح شخصیت ها . کنش تحول رشد شخصیت ها را تسریع می کند و آن را آشکار می سازد .
کنش تصمیمی است که عملی می شود ؛ به سخن دیگر کنش ها فرآیندهای ذهنی هستند که نمودی خارجی می یابند . خرید یک حلقه نامزدی ، از تصمیم به ازدواج خبر می دهد . تلفن زدن ، نشانه تصمیم برای تماس گرفتن با کسی است .
کنش ، احساسات و افکاری است که نمود خارجی پیدا می کند ، به عبارت دیگر ، کنش رفتاری درونی است که به منصه ظهور می رسد . اشک نشان می دهد که « من غمگینم » ؛ دراز کشیدن و برهم گذاشتن پلک ها نشان می دهد که « خسته ام » .
کنش پدیده ای بصری است که حرکت می کند ، فضا و زمان اشغال می کند و صدا ایجاد می کند . به همین دلیل ، کنش پدیده ای سینمایی است .
اساساً کنش سینمایی بر دو قسم است : کنش پیرنگ و کنش شخصیت پردازی .
کنش های پیرنگ ، حادثه ای را از لحظه ای در زمان به لحظه ای دیگر می برد . کنش شخصیت پردازی به ما می گوید که آن شخصیت چه احساس یا فکری دارد . کنش های شخصیت پردازی حداقل در دو جنبه بروز می کنند . یکی افکار و احساساتی که آن شخصیت می خواهد دیگران بفهمند و به آنها واکنش نشان دهند و دیگری افکار و احساساتی که از دیگران – و اغلب حتی از خودش – پنهان می کند . به افکار و احساساتی که از دیگران مخفی می شود ، گاهی در رویدادهای فرعی اشاره می شود . در هر حال ، برای کشمکش های درونی هر شخصیت ، یعنی اضطراب ها و ترس های او ، جایی وجود دارد . هر چند کنش پیرنگ با کنش شخصیت پردازی متفاوت است ، ولی معمولا پشت سرهم اتفاق می افتند . این دو لازم و ملزوم یکدیگرند . در هنرهای نمایشی- به خصوص در سینما – بیان کامل احساسات و افکار ضروری است . شخصیت های فیلمنامه اغلب می کوشند احساسات و افکارشان را مخفی کنند ، ولی در نهایت مجبور می شوند همه چیز را بروز دهند . ( مهرینگ ، 1376 ، 109 – 110 )

2 – 2 – 6 . طرح شناسی

طرح یا به یونانی “میتوس” ، به انگلیسی ” پلات ” و به فرانسوی “پلان” برای نخستین بار در ” پوئتیک ” ارسطو مطرح شد و معناهای گوناگونی به خود گرفت . در زبان فارسی به ” طرح ” ، ” پیرنگ ” ، ” افسانه مضمون ” ، ” داستان ” ، ” طرح و توطئه ” ترجمه شده است .» ( قادری ، 1388ش ، ص 23)
در کتاب نمایش چنین آمده است :
« اصطلاح طرح یا به یونانی میتوس برای نخستین بار در فن شعر نوشته ارسطو به کار رفته است و معناهای گوناگونی به خود گرفته است . ارسطو طرح را به معنی ترتیب رویدادها که آن را روح تراژدی نامید به کار برد . برای ارسطو طرح ، مهمترین عنصر از شش عنصر تراژدی است » (شهریاری ،1365 ، 180)
این مباحث در کتاب بوطیقای ارسطو چنین است :
« تراژدی تقلید عملی است که کامل تمام و دارای طول معین باشد . زیرا ممکن است که چیزی کامل و تمام ، از بزرگی بی بهره باشد . آن چیز را تمام گوییم که دارای آغاز ، میان و پایان باشد . آغاز آنست که ناگزیر ، پس از چیزی نیاید ولی بالطبع پس از آن چیزدیگری باشد . بالعکس پایان آنست که خود ناگزیر ویا بر حسب معمول پس از چیز دیگر بیاید ولی پس از آن چیز دیگر نباشد ، میان آنست که پس از چیز دیگر بیاید و خود نیز چیز دیگری در پس داشته باشد.» (ارسطو ،1337 ، فصل هفت )
هر داستانی ، برشی از

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی معناشناسی، قصه های عامیانه، ریخت شناسی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی ادبیات داستانی، شخصیت پردازی، ساختار متن