پایان نامه با واژگان کلیدی مصلحت و مفسده، وجود خداوند

دانلود پایان نامه ارشد

به پرهيزگاري آيا پيامم را رساندم؟”436
ب) فرمان پيامبر به برخاستن براي جنازه‌ها از ديگر اشکال حفظ کرامت و احترام به انسان در اسلام است. در روايت عام بن ربيعه آمده که پيامبر فرمود: “هرگاه جنازه‌اي را ديديد برخيزيد تا آنکه از برابر شما بگذرد.”437 “روزي جنازه‌اي مي‌گذشت، حضرت برخاست. به آن حضرت گفتند: او جنازه‌ي يک يهودي است. فرمود: مگر موجود جاندار نيست.”438
اصحاب پيامبر نيز اين راه را پيمودند؛ مثلاً سهيل بن حنيف و قيس بن سعد در قادسيه نشسته بودند که جنازه‌اي گذشت. هر دو برخاستند. کساني گفتند: اين جنازه متعلق به يک ذمي است. گفتند: جنازه‌اي از پيش روي پيامبر گذشت، حضرت برخاست. گفتند: “جنازه متعلق به يک يهودي است. فرمود: مگر موجود جاندار نيست.”439
ج) دادگري خلفاي مسلمان، نشان از نگاه‌داشتن حرمت غيرمسلمانان و عدم اهانت به آنان است. روش عمر بن خطاب در حکومت چنين بود: “آدم ناتوان نزد من از همه نيرومندتر است تا آنکه حق او را بستانم و آدم توانا نزد من از همه ناتوان‌تر است تا آنکه حق ديگران را از وي بستانم.”440 مردم در سايه اسلام، احساس کرامت و آدميّت کردند. حتي اگر کسي به ناحق سيلي مي‌خورد، آن را برنمي‌تابد و در برابرش مي‌ايستد. احساس کرامت و حق باوري فرد در سايه‌ي حکومت اسلامي موجب شد تا آدم ستمديده دشواري‌ها را به جان بخرد و سختي‌هاي سفر دورودراز از مصر به مدينه را تحمل کند؛ زيرا مطمئن است که حق وي تباه نخواهد شد و به شکايت وي گوش خواهند سپرد.441
د) پيامبر اکرم6: “هرکس اهل ذمّه (مسيحي، يهودي و زردشتي که در پناه اسلام است) را آزار رساند، دشمن او خواهم بود و هرکس من دشمن او باشم روز قيامت دشمني خود را بر او آشکار خواهم کرد.”442.
گفتار دوم: معابد
1. در مورد معابدي که قبلاً در شهرها وجود داشته، سپس اسلام به آن منطقه گسترش‌يافته است و اکثريت آنان مسلمان شده اند يا شهر به دست مسلمانان افتاده است حنفيه معتقدند، آن‌ها را مورد اهانت و تعرض قرار ندهيد و براي مسکن باقي گذاريد.443
مالکيه و شافعيه در قولي که نزد حنابله هم وجهي دارد بيان کرده‌اند که معابد را هدم نکنيد و آن‌ها را براي عبادت باقي گذاريد.444
2. جمهور فقهاي حنفيه و مالکيه و بنا بر قول صحيح‌تر شافعيه و حنابله قائل به جواز احداث معابد جديد در اراضي صلح شده اند.445 اگر با اهل آن سرزمين صلح کرده‌اند که زمين از آنان باشد و خراج بدهند فقهاي مذاهب اربعه اتفاق دارند که معابد را باقي گذارند و توهين و تعرض به آن‌ها را جايز نمي‌دانند.446 اگر در صلح‌نامه زمين از آنِ مسلمانان اعلام‌شده، چنانچه در صلح‌نامه شرط نکرده باشند، نمي‌توانند معبد بسازند ولي اگر امام مصلحت ديد که در صلح‌نامه قسمتي از زمين مختص مسلمانان را براي ساختن معبد در اختيار اديان قرار دهد مجاز به انجام آن است.447
3) فقهاي مذاهب اربعه معتقدند در شهرهايي که به دست مسلمانان ساخته‌شده چون اراضي از آن مسلمانان است، پيروان اديان نمي توانند در آنجا معبد بسازند448، چراکه پيامبر6از ساختن کنيسه و معبد در کشور اسلامي نهي کرده‌اند.449 ولي همان‌طور که گفته شد پيروان اديان مي توانند در کشور اسلامي زندگي کنند و ماندن آن‌ها در کشور اسلامي بدون انجام عبادتشان ممکن نيست، جمعيت اديان رو به فزوني است و آنان نمي‌توانند براي عبادت به معابد قديمي اکتفا کنند.
مرمت و تعمير معابد و همچنين بازسازي معابد مخروبه در بلاد اسلامي به اعتقاد جمهور فقهاي حنفي و مالکي بنا به قولي و اکثر شافعيه و حنابله جايز است.450 اگر معبد خراب شد يا براي بازسازي تخريب کردند، اکثر فقها جايز دانسته‌اند که مي‌توانند به‌جاي آن معبدي نو بسازند451 و اين احداث کنيسه و معبد نيست.
بنابراين توهين به معابد اديان جايز نمي‌باشد. لازم است امنيّت اين اماکن را جهت انجام عبادت و اجراي مراسم فراهم نمود و از توهين و تجاوز به آن‌ها جلوگيري کرد.
بند اول: مباني قرآني
به آياتي که عامه براي عدم اهانت به معابد استناد کرده اند اشاره مي‌شود:
الف) “اى مسلمانان دشنام ندهيد كسانى را كه مشركان مى‏پرستند بجز خدا زيرا كه ايشان دشنام خواهند داد خدا را از روى ظلم به غير دانش همچنين آراسته كرديم در نظر هر گروهى كردار آن گروه باز بسوى پروردگار ايشان رجوع ايشان باشد پس خبر دهد ايشان را به عاقبت حال آنچه مي‌کردند”452
براي هيچ مسلماني روا نيست که صليب‌ها، کليساها و کيش آنان را ناسزا گويد و يا دست به کاري زند که منجر به اين امر شود؛ زيرا چنين کاري به مثابه‌ي تحريک آنان براي ارتکاب گناه است453
به مسلمانان اجازه نداده است که به معبودان مورد پرستش مشرکان ناسزا بگويند تا مبادا اين امر منجر به ناسزاگويي به خداوند راستين از سوي آنان شود. اگر مشرکان از مسلمانان مي‌شنيدند که به معبودانشان ناسزا مي‌گويند، بي‌گمان آنان نيز معبود مسلمانان را ناسزا مي‌گفتند؛ درحالي‌که مشرکان خواستار چنين چيزي نبوده‌اند. براي آنکه آنان هر چند قائل به توحيد نبودند، باز هم به وجود خداوند متعال باور داشتند. همچنين اگر مسلمانان به معبودان مشرکان ناسزا مي‌گفتند، مشرکان نيز متقابلاً احساسات مسلمانان را جريحه‌دار مي‌کردند. بديهي است که اين امر با کرامت هر کدام از دو دسته، تضاد دارد و موجب پديد آمدن دشمني و گسترش کينه و نفرت در دل‌ها مي‌شود.454
ب) “همان كسانى كه به‌ناحق از خانه‏هايشان بيرون رانده شدند. [آن‌ها گناهى نداشتند] جز اينكه مى‏گفتند: “پروردگار ما خداست” و اگر خدا بعضى از مردم را با بعض ديگر دفع نمى‏كرد، صومعه‏ها و كليساها و كنيسه‏ها و مساجدى كه نام خدا در آن‌ها بسيار برده مى‏شود، سخت ويران مى‏شد و قطعاً خدا به كسى كه [دين‏] او را يارى مى‏كند، يارى مى‏دهد، چراکه خدا سخت نيرومند شكست‏ناپذير است‏.”455
بند دوم: مباني روايي
از پيامبر اکرم6در مورد علت نهي از توهين به بت‌هاي مشرکين سؤال شد، پيامبر فرمودند زيرا خداوند از آن نهي کرده است.456
از روايت استفاده مي‌شود که همان‌طور که توهين به بت‌هاي مشرکين جايز نمي‌باشد توهين به معابد اديان به‌طريق‌اولي جايز نيست.
اسلام داعيه جهاني دارد و برنامه خود را سعادت آفرين براي همه ملت ها، گروه ها و … مي‌داند و اين مهم بدون تعامل و گفتگوي اديان در جهت کم کردن فاصله‌هاي موجود بين اديان، تأليف قلوب پيروان آن‌ها و يکسو نمودن حرکت انسان‌ها به‌سوي سعادت ميسور نيست. اهانت به مقدسات هر يک از اديان الهي، از جانب پيروان آن‌ها، گفت‌وگوي اديان را به بن‌بست مي‌کشاند؛ ولي احترام و تکريم آنان، زمينه را براي برقراري ارتباط، تقريب اديان و تفاهم در راه شناخت حق فراهم مي‌آورد و آثار سازنده‌اي دارد.
اسلام داراي اصول و ارزش‌هاي متعالي است و هر گونه احترام و عدم تعرض به اديان ديگر را با حفظ آن ارزش‌ها مجاز مي‌شمارد و در صورت تجاوز به مقابله برمي‌خيزد اما اين به معناي اهانت نيست بلکه دفاع از حريم خود مي‌باشد ضرورتي نيست در چنين شرايطي ما به دنبال ايجاد روابط و مناسبات گسترده باشيم. اگر ما واقع‌گرايانه عمل کنيم، آنان با ما برخورد متقابل انساني مي‌کنند و احترام متقابل به ملت ما و اسلام و مسلمين مي‌گذارند. امروز همه مصيبت و عزاي غرب در اين است که نه تنها ملت ايران از تحت‌الحمايگي آنان خارج‌شده است که ديگران را هم به خروج از سلطه جباران دعوت مي‌کند.
البته آن‌ها تا وقتي تحت حمايت و مورد احترام مسلمانان هستند که پيمان‌شکني نکنند و تجاوزاتي که امروزه به دنياي اسلام دارند، نداشته باشند. اگر صهيونيست‌ به عنوان حزب افراطي از يهود پا به تجاوز نمي‌گذاشت اين همه نفرت و جنگ عليه صهيونيست در دل مسلمانان ايجاد نمي‌شد. پيمان‌شکني‌ها زيست مسالمت‌آميز اديان در کنار هم را از بين مي‌برد. هر گلوله‌اي که از طرف صهيونيست‌ها شليک مي‌شود و جوان فلسطيني دستگير و هر بمبي که در غزه بر سر مسلمانان ريخته مي‌شود اين‌ها پيمان زيست مسالمت‌آميز بين معاهدان را نقض مي‌کند و مسلمان حق‌دارند به دفاع برخيزند. برخورد خشونت‌آميز و قهرآلود پيامبر با برخي از اهل کتاب و خصوصاً يهوديان، از حقايق غيرقابل انکار است. به‌عبارت‌ديگر، اسلام هم دين رحمت است و هم دين خشونت؛ اما سخن آنجا است که از اين دو، کدام نقش کليدي تر و محوري‌تري دارند؟ ازآنجاکه پيامبر، بارزترين خليفه خدا در روي زمين و مظهر جمال و جلال الهي است و خداوند نيز هم رحمان است و هم منتقم، هم رحيم است و هم جبار؛ پيامبر نيز به عنوان جانشين خدا بايد هم اهل رأفت باشد و هم [اهل] شمشير؛ ولي مهم آن است که کدام يک از اين دو بر ديگري سيطره و سبقت دارد و کدام يک در خدمت آن ديگري است؟ پاسخ اين پرسش درباره خداوند بنا به آنچه در دعاي جوشن کبير آمده، اين است كه رحمت خدا واسعه و فراگير است و رحمت خداوند بر غضبش تقدم و پيشي گرفته است.457 ازاين‌رو پيامبر6 نيز بايد ابتدا و بالاصاله مظهر رحمت خدا باشد و در صورت ضرورت اهل غضب باشد. به‌عبارت‌ديگر، شيوه برخورد عطوفانه و مشفقانه پيامبر6با اهل کتاب از يک مبناي محکم اعتقادي برخوردار بوده و تعامل اخلاقي و تربيتي پيامبر، داراي مباني و اصولي است که مي‌بايست مورد توجه و اهتمام مسلمانان قرار گيرد.

فصل سوم:
مباني عقلي عدم اهانت به مقدسات اديان در فقه اسلامي

منبعي که عملاً هيچ فقيهي نمي‌تواند با آن مخالفت کند؛ عقل است. منبع بودن عقل براي استنباط برخي احکام را، شيعه و سنّي پذيرفته‌اند. افزون بر اين، عقل در تفسير صحيح ساير منابع و برداشت منطقي از آنها، تبيين بسياري از موضوعات وابسته به مصلحت و مفسده و سنجش رابطه منابع با يکديگر کار آيي دارد، البته بهره‌برداري از عقل، گاه در کشاکش افراط‌وتفريط قرارگرفته است.458 اسلام که مکتبي عقلاني و مبتني بر پايه هاي خرد است در عين حالي که عواطف پاک و احساسات درست را تأييد مي‏کند بيش از هر آييني به نقش و حضور عقل ارج نهاده است و به همين دليل احکامي را که تشريع کرده، بر اساس عقل آنان را تقويت نموده است و در سپردن اموري که مربوط به تدبير مسائل اجتماعي است کوشيده تا نقش عقل را پر رنگ گرداند و از عقل به عنوان حجت باطني459 يادکرده است، به‌گونه‌اي که اگر دين اسلام را دين تعقّل و شريعت آن را شريعت عقل بناميم، کلامي گزاف نگفتهايم. براين اساس در اين فصل دلايل عقلي عدم اهانت به مقدسات اديان بررسي مي‌شود.

عقل ضرورت کيفر توهين به مقدسات را تأييد مي‌کند و بر لزوم مبارزه با دشنام و اهانت به مقدسات تأکيد مي‌نمايد. در واقع شرع و عقل هماهنگ با هم متشرعان و خردمندان را به مبارزه با اهانت به مقدسات فرامي‌خوانند. در متن نصوص قرآن و حديث استدلال عقلي وجود دارد و زشتي جرم اهانت به مقدسات با براهين و دلايل عقلي تبيين گرديده است. از طرفي اهانت و دشنام به مقدسات از جهات متعدد غير عقلاني است و از راه‌هاي متعدد به حکم عقل سليم زشت و محکوم است. اهانت و توهين از عقل بر‌نمي‌خيزد و در زمان دشنام خردورزي و انديشه وري تعطيل و چراغ عقل خاموش است. از سوي ديگر همين عقل است که انسان‌ها را به مبارزه با اهانت و سبّ برمي‌انگيزاند و به کيفر دادن و مجازات آنان فرامي‌خواند. توهين به مقدسات با عقل تضاد دارد از اين‌روست که اسلام، مسلمين را از دشنام به خدايان دروغين و معبودهاي باطل مشرکان و مقدسات کفار بازداشته است.460 هر کس ذره‌اي عقل داشته باشد به مقدسات دشنام نمي‌دهد و تنها کسي که از عقل محروم است و انتظار خوبي و خير از او نمي‌رود به مقدسات توهين مي کند؛ پس مرگ چنين فردي بهتر از حيات اوست.461
“عدم گفتگوي مسالت آميز”، “عدم تساهل و بردباري مذهبي”، “اخلال در نظم، امنيّت و وحدت ملي” برخي از دلايل عقلي ضرورت مبارزه با اهانت به مقدسات اديان در اسلام مي‌باشد.
مبحث اول: اهانت مانع گفتگوي مسالمت آميز
از پديده‌هاي نوين در دوران معاصر حرکت به‌سوي جهاني‌شدن فرهنگ

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با کلید واژگان توسعه شهر، اوقات فراغت، منظر مصنوع Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی تعامل سازنده، مخاصمات مسلحانه، کرامت انسان