پایان نامه با واژگان کلیدی مدیریت سود، وجوه نقد، وجوه نقد آزاد، بازده سهام

دانلود پایان نامه ارشد

TAC/TA – a0j(1/TA)-a1j(REVit-Recit)/TA-a2j(PPEit/TA)
رابطه مثبت و ضعيف بين معيارهاي اندازه حسابرس و دوره تصدي حسابرس و مديريت سود وجود دارد.
1390
اعتمادي و شفاخيبري
جريان هاي نقد آزاد و مديريت سود
رگرسيون چندگانه
DAit = b0 + b1FCFit+B2InACit + B3FCF*InACit+B4Sizeit+B5TAit+Eit
رابطه معناداري بين کميته حسابرسي و جريان هاي نقد آزاد با مديريت سود يافت نشد.
1389
جبارزاده لنگرلوئی و همکاران
مدیریت سود و بازده سهام
رگرسيون چندگانه
DAit = c0 + c1 AudCorp+ε
رابطه ضعیف و معکوس ولی معنی دار بین مدیریت سود شرکت های گروه (تلفیقی) با بازده سهام شرکت اصلی وجود دارد.

1389
هاشمی و کمالی
جریان نقدی آزاد
رگرسيون چندگانه
ACCit = a0 + a1LEVINGit + a2SIZEit + a3ROAit + a4RETURNit + E
جریان نقد آزاد در میزان مدیریت سود تاثیر گذار بوده است.
1389
رضوانیراز و همکاران
جریان های نقد آزاد
رگرسيون چندگانه
NDAit=a0j(1/TA)+a1j(REVit-RECit)/TA+a2j(PPE/TA)
در سیاست تقسیم سود، سه عامل مهم وجوه نقد آزاد، فرصتهای سرمایه گذاری و اندازه تاثير گذار است.
1387
سيدي و همكاران
نوع موسسه حسابرسي
رگرسيون و همبستگي
DAit = αi + α1SIZEit + α2LEVit + α3Mit+ εit
نوع موسسه حسابرسي با اقلام تعهدي اختياري ارتباط دارد.
1387
ابراهیمی و همكاران
نوع موسسه حسابرسي
رگرسيون و همبستگي
1) DAit = c0 + c1 AudCorp+ε
2) DAit = f0 + f1 Opinion+ε
3) DAit = β0 + β1 NoQual+ε
نوع موسسهی حسابرسی با اقلام تعهدی اختیاری ارتباط دارد.
1384
حساس يگانه و همكاران
كيفيت حسابرسي
تحليل همبستگي
FCFi,t=β0+β1LEVi,t+β2conci,t+β3DEPENDINGi,t+β4INISTi,t+β5SIZEi,t+εi,t
عوامل موثر بر ارتقاي كيفيت حسابرسي: الف) تخصص گرايي، ب) كارايي حسابرسي، ج) كشف تحريفات با اهميت، د) تضاد منافع، ه) وجود قوانين و مقررات، و) مكانيزم بازار و ز) اندازه موسسات حسابرسي.

2-3-2.پژوهشهای خارجی
مبناي اصلي و تئوريكي اكثر پژوهش هاي انجام شده در خصوص رابطه بين مديريت سود و جريان هاي نقد آزاد واحد تجاري در كشورهاي غربي، نظريه جنسن بوده است. جنسن در سال 1986 عنوان كرد كه مديران در شركت هاي با جريان نقد آزاد زياد و رشد كم، به جاي اين كه جريان هاي نقد آزاد شركت را بين سهام داران توزيع نمايند به احتمال زياد در پروژه هايي سرمايه گذاري مي كنند كه داراي خالص ارزش فعلي منفي هستند.
راسمین و همکاران (2014) در پژوهشی تحت عنوان «تاثیر مازاد جریان وجوه نقد آزاد و کیفیت حسابرسی بر مدیریت سود» براساس داده های بورس مالزی و سنگاپور در طی دوره زمانی 2005-2010 به این نتیجه رسیدند که مدیران شرکت های دارای مازاد جریان وجوه نقد آزاد و فرصت های های رشد پایین تمایل دارند آندسته از رویه های حسابداری را انتخاب کنند که باعث افزایش سود می شود. علاوه براین یافته های آنها نشان می دهد که چهار موسسه بزرگ حسابرسی به طور قابل ملاحظه ای رابطه بین مازاد جریان وجوه نقد آزاد و مدیریت سود را تعدیل می کنند.
داماری و اسماعیل (2014) در پژوهشی تحت عنوان «بررسی اثر مازاد جریان وجوه نقد آزاد، حاکمیت شرکتی و اندازه شرکت برقابلیت پیش بینی سود» در کشور مالزی به این نتیجه رسیدند که در شرکت های دارای مازاد جریان وجوه نقد آزاد بالا، قابلیت پیش بینی سود کمتراست. همچنین یافته ها نشان می دهد زمانی که سهامداران نهادی مالک حجم بزرگی از سهام هستند و زمانی که مدیر عامل مستقل است، در شرکت های دارای مازاد وجوه نقد آزاد بالا، قابلیت پیش بینی سود بیشتر است. در نهایت یافته های این پژوهش نشان می دهد که نقش مالکیت نهادی و مالکیت مدیریتی در کاهش تضاد نمایندگی جریان وجوه نقد آزاد و و بهبود قابلیت پیش بینی سود در شرکت های بزرگ بیشتر است.
نوریامان (2013) در پژوهشی تحت عنوان «تأثیر مدیریت سود بر بازده سهام و نقش کیفیت حسابرسی به عنوان متغیر میانجی (تعدیل گر)» به این نتیجه رسید مدیریت سود تأثیر منفی بر بازده سهام دارد و کیفیت حسابرسی رابطه منفی مدیریت سود با بازده سهام را تقویت می کند به عبارت دیگر، رابطه منفی مدیریت سود با بازده سهام برای شرکت های حسابرسی شده توسط چهار موسسه بزرگ حسابرسی در مقایسه با شرکت های حسابرسی شده توسط سایر موسسات حسابرسی بیشتر است.
حبیب (2012) تحقیقی با عنوان تاثیر فرصت های رشد و تداوم سود بر ارزیابی بازار از جریان نقد آزاد انجام دادند؛ مطالعه آنها که در بازار سهام استرالیا انجام دادند؛ به این نتیجه رسید که شركتهاي با جريان نقدي آزاد مثبت و موقعيتهاي رشد جذاب، ارزش گذاري بهتري دارند. همچنين در صورتي كه درآمدها موقتی باشند، جريان نقدي آزاد رابطه مثبتي با بازده سهام دارد.
فاتما و همکاران (2011) به این نتیجه رسیدند که براساس تئوری جریان نقدی آزاد جنسن (1986)، سیاست بدهی به عنوان مکانیزم حاکمیتی اصلی می تواند خطر جریان نقدی را محدود کند. همچنین نتایج نشان داد که مالکیت مدیریتی، سطح هزینه های نمایندگی جریان نقدی آزاد را کاهش می دهد. همچنین تمرکز مالکیت، خطر جریان نقدی آزاد را افزایش می دهد.
بوکیت و اسکندر (2009)، در پژوهشی این موضوع را بررسی کردند که آیا مازاد جریان وجوه نقد بالا با مدیریت سود رابطه دارد یا نه؟ آنها در پژوهش خود فرض کردند که مدیران شرکت های دارای مازاد جریان وجوه نقد آزاد بالا انگیزه درگیری در فعالیت های مدیریت سود را دارند. با این وجود، زمانی که کمیته حسابرسی مستقل تر است مدیریت سود کمتر به وقوع می پیوندد. آنها در پژوهش خود نشان دادند که کمیته حسابرسی مستقل به شرکت های دارای مازاد جریان وجوه نقد آزاد بالا کمک می کند تا فعالیت های مدیریت سود که باعث افزایش سود می شود، را کاهش دهند.
پنمن و يهودا (2009) در تحقیقی ارزشگذاری سود و جريان نقد آزاد را با استفاده از اصول حسابداري تعهدي مورد بررسي قرار دادند. آنها دريافتند كه درآمدها آن چنان كه انتظار ميرود ارزش مثبتي دارند اما در صورت ثابت بودن درآمدها جريان نقدي آزاد هيچ قدرتي در توضيح بازده سهام ندارد.
آيني و ديگران (2009)، در پژوهشي با عنوان جريان هاي نقد آزاد مازاد، مديريت سود و كميته حسابرسي به اين پرداختند كه چقدر مازاد جريان نقدي آزاد به مديريت سود مربوط است. در اين مطالعه فرض بر اين است كه مديران شركت هايي كه از جريان نقدي آزاد بالايي برخورداند شدت عمل خوبي در اداره مديريت سود دارند. هر چند كميته حسابرسي از استقلال بيشتري برخوردار باشد مديريت سود به طور مكرر اتفاق نمي افتد. كميته حسابرسي مستقل يك نظارت موثر بر رويه هاي مديريت سود فراهم مي كند. اين بررسي انتظار دارد كه رابطه مثبتي بين جريان نقدي آزاد و مديريت سود كه بوسيله كميته حسابرسي مستقل تعديل شده است بدست آورد. يك نمونه از 155 شركت ليست شده در هيات اصلي از بورس مالزي در سال 2001 به كار گرفته شده است. اين بررسي شواهد تجربي مطابق با پيش بيني همه فرضيه ها بدست مي آورد. اين بررسي نشان مي دهد كه كميته حسابرسي مستقل به شركت هايي كه داراي جريان نقدي آزاد هستند كمك مي كند در آمد عمليات مديريت سود رو به افزايش را كاهش بدهند.
تندلو و وانستراي لن (2008) نيز در پژوهشي تحت عنوان مديريت سود و كيفيت حسابرسي در اروپا شركت هاي خصوصي، با در نظر گرفتن 4 شركت بزرگ حسابرسي به عنوان حسابرسان با كيفيت و بررسي مديريت سود در شركت هاي حسابرسي شده توسط اين 4 شركت و مقايسه با مديريت سود صورت گرفته در شركت هايي كه توسط غير 4 شركت بزرگ حسابرسي شده اند، به اين نتيجه رسيدند كه بين مديريت سود و كيفيت حسابرسي ارتباط معناداري وجود داشته و كيفيت بالاي حسابرسي در شركت هايي كه داراي قوانين مالياتي مشابه هستند، باعث كاهش در مديريت سود مي شود.
مینگ(2007) در پژوهشی در شرکت های چینی نتیجه گرفت ده موسسهی بزرگ حسابرسی در چین بیشتر از موسسه های دیگر موجب کاهش مدیریت سود می شوند.
چانتائو و همكاران (2007) در پژوهش خود به تحليل شناخت بازار سهام از كيفيت حسابرسي ميان تعدادي از موسسات حسابرسي كوچك در بازار حسابرسي چين پرداختند. اين پژوهشگران دريافتند رابطه مثبت بين اندازه موسسه حسابرسي و درك سرمايه گذار از كيفيت سودآوري وجود دارد. نتايج پژوهش ايشان نشان داد كه اندازه هاي مختلف موسسات حسابرسي روي كيفيت حسابرسي تاثير گذار است.
چان و همکاران (2006) رابطه اقلام تعهدی ( تفاوت بین سود و جریان های نقدی ) را با بازده آینده سهام بررسی کردند و نشان دادند که شرکتهای با ارقام تعهدی زیاد در دورهی بعد از گزارشگری اطلاعات مالی، بازده سهام آنها کاهش مییابد. یک تفسیر از این نتایج این است که شرکتها با کیفیت سود پایین (یعنی شرکتهایی که ارقام تعهدی بالایی دارند ) در دورهی پس ازگزارشگری سود، دچار افت بازدهی میشوند، زیرا سرمایهگذاران به مساله کیفیت سود پایین شرکتها پی میبرند و قیمت سهام را متناسب با آن تعدیل میکنند.
فاروزانا و راشیده (2006) در تحقیق خود تاثیر اندازهی موسسهی حسابرسی(5 موسسه ى بزرگ) و وجود کمیتهی حسابرسی بر اقلام تعهدی را بررسی کردند. نتایج تحقیق آنان نشان داد که اندازهی موسسهی حسابرسی، میزان اقلام تعهدی اختیاری را کاهش نمیدهد. اما، وجود یک کمیتهی حسابرسی فعال در شرکت میزان آنها را کاهش میدهد.
چن و همكاران (2005) در پژوهشي تحت عنوان كيفيت حسابرسي و مديريت سود براي شركت هاي درگير در عرضه عمومي سهام تايوان، با انتخاب 4 شركت بزرگ حسابرسي به عنوان حسابرسان با كيفيت و مقايسه سود در شركت هاي حسابرسي شده توسط اين 4 شركت با سود در ساير شركت هايي كه توسط غير اين 4 شركت حسابرسي شده اند، به بررسي ارتباط كيفيت حسابرسي و مديريت سود در مراحل قبل و بعد از عرضه عمومي سهام پرداختند و به اين نتيجه رسيدند كه اولا در چنين شركت هايي مديريت سود رخ مي دهد و ثانيا بين مديريت سود و كيفيت حسابرسي ارتباط معني داري وجود دارد، به اين صورت كه بالاتر بودن كيفيت حسابرسي موجب كاهش مديريت سود در اين شركت ها مي شود.
چن (2005) در تحقیق خود به این نتیجه رسید که تداوم حسابرسی یک موسسهی حسابرسی، استفاده از اقلام تعهدی و مدیریت سود را افزایش میدهد.
چانگ و ديگران (2005) با مشاهده اطلاعات 22576 شركت امريكايي در يك دوره 13 ساله رابطه بين مديريت سود و جريان هاي نقد آزاد زياد در شركت هاي با رشد كم را مورد بررسي قرار دادند و به اين نتيجه رسيدند كه رابطه معنادار مستقيمي بين متغيرهاي مذكور وجود دارد. بدين مفهوم كه مديران شركت هاي با جريان نقد آزاد بالا و رشد كم، از اقلام تعهدي اختياري افزايش دهنده سود استفاده مي كنند تا سود هاي كم و زيان هاي حاصل از سرمايه گذاري در پروژه هاي با خالص ارزش فعلي منفي را از بين ببرند. همچنين آن ها پس از بررسي سهام داران نهادي و موسسات حسابرسي با كيفيت حسابرسي بالا، به اين نتيجه رسيدند كه عوامل مذكور باعث تضعيف رابطه بين مديريت سود و جريان هاي نقد آزاد شده و از اقدام مديران به منظور مديريت سود جلوگيري به عمل مي آورند. آن ها در پژوهش ديگري مساله مديريت سود را در شركت هايي بررسي كردند كه با مشكلات ناشي از جريان هاي نقد آزاد بالا مواجه بودند. آن ها دريافتند كه در اين گونه شركت ها مديران سود را از طريق اقلام تعهدي اختياري كاهنده سود، مديريت مي نمايند تا به وسيله هموارسازي سود، عملكرد سنوات آتي را بهبود بخشند و بدين ترتيب اثرهاي منفي حاصل از سرمايه گذاري هاي نامناسب خود را پنهان سازند.
چان و همکاران (2004) رابطهی محتوای اطلاعاتی کیفیت سود را با بازده آینده سهام بررسی کردند و به این نتیجه رسیدند که میان اقلام تعهدی و بازده آینده سهام رابطهی منفی وجود دارد.
باود و ويلكينز (2004) دو پژوهشگر بلژيكي اثرهاي اندازه موسسه حسابرسي را بر كيفيت حسابرسي در بازار بلژيك به آزمون گذاشتند و براي اندازه حسابرسي فرعي هايي چون سهم بازار حسابرس، تعداد صاحبكاران موسسه حسابرسي و … قرار دادند. در نهايت نتايج پژوهش هاي ايشان نشان داد رابطه معناداري بين اندازه

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی مدیریت سود، کیفیت حسابرسی، هموارسازی سود، قلام تعهدی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی جامعه آماری، کیفیت حسابرسی، مبانی نظری، مدیریت سود