پایان نامه با واژگان کلیدی مدیریت سود، هموارسازی سود، استانداردهای حسابداری، گزارشگری مالی

دانلود پایان نامه ارشد

كافي و قابل اطمينان به عنوان پشتوانه اظهار نظر خود فراهم آورند. مطالعه اخير هوتون و گولد (2010) براي ارزيابي تقلب صاحب كاران كه به روش طوفان فكري انجام شده است، نمونه اي از تحقيقات مي باشد كه در آن به فرايند حسابرسي توجه شده است. ادبيات تحقيق تصميمات قضاوتي نقش به سزايي در زمينه درك جزئيات فرايند قضاوت و تصميم گيري حسابرسان در حوزه هاي مختلف از قبيل برنامه ريزي حسابرسي، ارزيابي ريسك، فرايندهاي تصميم گروهي، فرايند رسيدگي حسابرسي و رسيدگي به كنترل كيفيت حسابرسي داشته است. (هوتون و گولد ،2010)
ج) موسسات حسابرسي
حسابرسان براي موسسات حسابرسي كار مي كنند و نتيجه فرايند حسابرسي يك گزارش حسابرسي است كه به نام موسسه حسابرسي و به همراه صورت هاي مالي حسابرسي شده صاحب كار صادر مي شود كه مي توان آن را به عنوان ستانده مشترك نهاده هاي صاحب كار و قضاوت هاي حسابرس دانست (گيبينز و همكاران، 2010). موسسات حسابرسي هستند كه پرسنل حسابرسي را استخدام مي كنند و آموزش مي دهند و از طريق جبران خدمات و ساير خط مشي هاي سازماني به آن ها انگيزه مي دهند. همچنين، برنامه ها و آزمون هاي حسابرسي را مديران موسسه حسابرسي طراحي مي كنند و پرسنل حسابرسي از آن ها به عنوان رهنمودي براي فرايند گردآوري شواهد استفاده مي كنند. موسسات حسابرسي ساختارهاي اداري داخلي را به منظور اطمينان از كيفيت و رعايت خط مشي هاي حسابرسي خود طراحي و اجرا مي كنند. بنابراين اين موسسات حسابرسي هستند كه در تيررس انتقادات مربوط به كيفيت حسابرسي قرار دارند. (گيبينز و همكاران، 2010)
ويژگي هاي موسسات حسابرسي و رابطه آن ها با كيفيت حسابرسي تا كنون مورد بررسي قرار گرفته است. حساس يگانه و آذين فر(1389) به اين نتيجه دست يافتند كه بين اندازه موسسه حسابرسي و كيفيت حسابرسي رابطه معكوس و معنادار وجود دارد. فرانسيس (2004) شكل گيري ادبيات اين گونه تحقيقات را مرور كرد كه با تقسيم بندي موسسات كوچك و بزرگ آغاز شد. يكي از منابع اصلي تفاوت بين موسسات حسابرسي كه در تحقيقات مورد بررسي قرار گرفت، تخصص موسسه در صنعت خاص است كه از گروه مشتريان موسسات حسابرسي به عنوان معيار اندازه گيري تخصص يك موسسه در صنعت خاص استفاده شد. تحقيقاتي از قبيل ريچلت و ونگ (2010) تاثير تخصص موسسه بر كيفيت حسابرسي را تاييد كردند. اما فرانسيس و يو (2009) در تحقيق خود به اين نتيجه رسيدند كه اندازه موسسات حسابرسي و نه تخصص در صنعت خاص، محرك اصلي كيفيت حسابرسي است.
د) صنعت حسابرسي و بازارهاي حسابرسي
موسسات حسابرسي يك صنعت را تشكيل مي دهند. ساختار هر صنعت مي تواند رفتار اقتصادي در بازار ها را تحت تاثير قرار دهد (پپال و همكاران 2008). ماهيت متمركز صنعت حسابرسي حكايت از انحصار دارد و موسسات حسابرسي بزرگ اغلب با هم همكاري مي كنند تا مجموعه مشتركي از منافع مثل لابي براي كاهش مسوليت حسابرسان را پيش برند يا مستقيما با نمايندگان مجلس به منظور مخالفت با سياست هاي كميسيون بورس اوراق بهادار در خصوص حذف خدمات مشاوره اي حسابرسان وارد لابي مي شوند.
علي رغم اهميت بالقوه ساختار صنعت در زمينه اداره اقتصادي موسسات حسابرسي، تحقيقات اندكي در اين حوزه انجام شده است. تحقيق بنكر و همكاران (2003) نمونه اي از اين دست تحقيقات است كه نشان مي دهد صرفه اقتصادي ناشي از مقياس چگونه انحصار صنعت حسابرسي را توضيح مي دهد. اگر چه تسلط موسسات بزرگ احتمالا پيامد منطقي صرفه اقتصادي ناشي از مقياس است، اما مقررات گذاران نگراني هايي را در خصوص رشد تسلط بازار توسط موسسات حسابرسي بزرگ و تاثير احتمالي آن بر كيفيت حسابرسي ابراز كردند. فرانسيس و همكاران (2011) به اين نتيجه رسيدند كه كيفيت سود صاحبكاران موسسات حسابرسي بزرگ در كشورهايي كه سهم از بازار اين موسسات بيشتر است بهتر مي باشد. اما آن ها دريافتند كه با افزايش تمركز توسط يك موسسه حسابرسي بزرگ كيفيت سود كاهش مي يابد. به عبارت ديگر به نتيجه قطعي در خصوص نقش ساختار صنعت بر كيفيت حسابرسي دست يافتند. (پپال و همكاران 2008)
ه) نهادها و سازو كارها
آرايشات نهادي به نظام قانوني يك كشور اشاره دارد كه مسئوليت قانوني حسابرسان را مشخص مي كند. هر كشوري نهادهاي منحصر به فرد خود را دارد كه مقررات گذاري و نظارت بر حسابرسان را بر عهده دارند. براي مثال، نهادها در ايالات متحده امريكا شامل هيات هاي ايالتي حسابداري است كه به حسابرسان گواهي نامه مي دهد يا انجمن حسابداران خبره كه آزمون هاي اعطاي گواهي نامه را طراحي مي كند و استانداردهاي حسابرسي را براي شركت هاي پذيرفته نشده در بورس كميسيون بورس اوراق بهادار مقررات گذاري مي كند و حسابرسي اين شركت ها را الزامي كرده است، حسابرسان معتمد بورس را تعيين مي كند و قدرت تنبيه حسابرسان و موسسات حسابرسي مشاركت كننده در گزارشگري گمراه كننده توسط شركت هاي بورسي را در اختيار دارد. حسابرساني كه شركت هاي بورسي را حسابرسي مي كنند مشمول مقررات هيات نظارت بر حسابداري شركت هاي سهامي عام نيز مي باشند كه استانداردهاي حسابرسي مربوط به شركت هاي بورسي را مننتشر مي كند و موسسات حسابرسي را در قالب ماموريت كنترل كيفيت خود بازرسي مي كند. با وجود اهميت اين نهادها ما بينش اندكي در خصوص عمليات آن ها داريم. (پپال و همكاران 2008)
و) پيامدهاي اقتصادي ستانده هاي حسابرسي
تجزيه و تحليل اقتصادي ستانده هاي حسابرسي از آن جهت حائز اهميت است كه ارزشمندي و محتواي اطلاعاتي گزارش هاي حسابرسي و پيامدهاي اقتصادي آن را نشان مي دهد. مطالعات بين المللي متعددي به بررسي محتواي اطلاعاتي گزارش هاي حسابرسي پرداختند. به هر جهت دانش ما در رابطه با پيامد هاي اقتصادي حسابرسي و اثرات كيفيت حسابرسي بر ستانده هاي اقتصادي نيز كافي نبوده و نياز به انجام تحقيقات گسترده تر در اين حوزه در ايران احساس مي شود. (پالمروس، 1988)

2-2-10. تعريف مديريت سود
جونزومارشا (2001) تعریف جامعی درخصوص مدیریت سود ارائه نموده اند. به عقیده آنها مدیریت سود (دستکاری سود) زمانی اتفاق می‌افتد که مدیران با استفاده از قضاوت (تشخیص) درگزارشگری مالی و ساختار مبادلات جهت گمراه نمودن بعضی ازذینفعان (شامل سهامداران، اعتباردهنگان، کارکنان، دولت، سرمایه گذاران و …) درباره عملکرد اقتصادی شرکت با تحت تأثیرقراردادن نتایج قراردادی که به ارقام حسابداری گزارش شده وابسته است، درگزارشگری مالی تغییرایجاد می‌کنند.
دی (1988) بیان می‌کند که مدیریت سود معمولاً ازاستفاده مدیران ازمزایای عدم‌تقارن اطلاعاتی ناشی می‌شود. وی حداقل دومسأله مهم را مطرح نموده است. اولاً، برای افزایش پاداش مدیران که توسط سرمایه گذاران تأمین می‌شود، سود دستکاری می‌شود و ثانیاً، سرمایه گذاران بالفعل تمایل دارند که بازار برداشت بهتری از ارزش شرکت داشته باشد. بنابراین، انتقال ثروت بالقوه از سرمایه‌گذاران جدید به سرمایه‌گذاران قدیمی که ایجاد کننده یک تقاضای داخلی برای مدیریت سود هستند، به وجود می‌آید(هاشمی و صادقی،1390).
هموارسازی سود نوعی عمل آگاهانه است که توسط مدیریت و با استفاده از ابزارهای خاصی در حسابداری جهت کاستن از نوسانات درسود انجام می‌گیرد. به گفته لئوپولد.ای.بی. “هموارسازی سود بیشتر عملی سفسطه آمیز و موذیانه است. به ندرت براساس دروغ‌های آشکار انجام می‌گیرد، زیرا هموارسازی سود بیشتر در اثر تعبیر و تفسیر به‌دست آمده از اصول و استانداردهای پذیرفته شده حسابداری حاصل می‌گردد. به بیان دیگرهموارسازی سود در محدوده اصول واستانداردهای پذیرفته شده حسابداری 3 صورت می‌پذیرد”.
در هموارسازی سود، به واسطه جا به جایی که در درآمد و هزینه‌ها انجام می‌گیرد سود یک یا چند دوره مالی تغییر یافته و تعدیل می‌شود. درواقع می‌توان گفت، هموارسازی سود، عمل عالمانه‌ای است که توسط مدیریت انجام می‌پذیرد. درفرهنگ حسابداری کهلر تعریف هموارسازی سود بدین گونه ارائه گردیده است: “هموارسازی سود عبارت است ازهرشیوه طراحی شده به منظورحذف بی نظمی داده‌ها، همانند پستی و بلندی‌های غیرمعمول درمنحنی که می‌تواند نتیجه شرایط غیرمستمر عملیاتی باشد” (زمانی،1389).

از نظر هپ ورث (2008)، هموارسازی سود عملی سفسطه آمیز و رندانه است که درمحدوده اصول و استانداردهای حسابداری صورت می‌گیرد. سودهای هموار به دو صورت زیر می‌باشد:
1- سودهایی که به طورطبیعی هموار است: این نوع از سودهای هموار به جریان‌های سودی اطلاق می‌شود که از فرایندهای عملیاتی ذاتاً هموار به دست می‌آید. بعضی از صنایع هستند که حجم تولید و فروش و قیمت‌ها در این صنایع به طورذاتی یک روند هموار دارد مثل صنایع برق که معمولاً قیمت ثابتی دارد و با نرخی ثابت رشد دارند.
سودهایی که به طورطبیعی هموار نیستند وعمداً هموارشده اند: این نوع سودها درنتیجه اقدامات و تصمیم‌های مدیریت هموار شده اند و به صورت زیر می‌باشند: (زمانی،1389)
الف- هموارسازی واقعی: این نوع از هموارسازی سود توسط مدیریت صورت می‌پذیرد و مدیریت برخی از رویدادها و وقایع اقتصادی را کنترل می‌کند و روی آن تأثیر می‌گذارد. این رویدادهای تحت کنترل مدیریت مثل فروش‌های زودرس یا برعکس آن به تأخیرانداختن فروش، برجریان وجه نقد تأثیرمی‌گذارد. ازآنجایی که کنترل رویدادهای اقتصادی (مبادلات)، مستقیماً بر سودهای آتی مؤثر است این نوع هموارسازی را واقعی می‌نامند.
ب- هموارسازی مصنوعی: این نوع هموارسازی ناشی از رویداد اقتصادی نمی‌باشد،بلکه از اقدام‌هایی است که اصطلاحاً «دستکاری‌های حسابداری» نامیده می‌شود و تأثیری بر جریان‌های نقدی ندارد. به بیان دیگر، هموارسازی تصنعی سود صرفاً موجب جابه جایی هزینه‌ها و درآمدهای بین دوره‌ای مالی می‌شود.

2-2-10-1.انواع مدیریت سود
مطالعات نشان می‌دهند که مدیران ازطریق انتخاب سیاست‌های خاص حسابداری، تغییردر برآوردهای حسابداری و مدیریت اقلام تعهدی، سودهای گزارشی را تعدیل می‌کنند. یکی از اهداف اساسی وضع استانداردهای حسابداری این است که استفاده کنندگان بتوانند با اتکای برصورت‌های مالی تصمیمات نسبتاً مربوط و صحیحی اتخاذ کنند، پس نیاز حرفه حسابداری به آن شیوه از گزارشگری می‌باشد که منافع تمام استفاده کنندگان به صورتی مطلوب رعایت شود. از سوی دیگر، همان طور که ازتعریف مدیریت سود بر می‌آید، مدیران برای رسیدن به اهداف خاصی که منطقاً منافع عده‌ای خاص را تأمین می‌کنند، سود را طوری گزارش می‌کنند که این با هدف تأمین منافع عمومی استفاده کنندگان مغایرت دارد.
حسابرسان وظیفه دارند که برمطلوبیت صورت‌های مالی در چارچوب استانداردهای حسابداری صحه بگذارند، درحالی که استانداردهای حسابداری نیز در بعضی از موارد دست مدیران را برای انتخاب روش حسابداری باز می‌گذارد. در واقع مشکل ازآن جایی ناشی می‌شود که مدیریت سود در بعضی مواقع باعث گمراه کننده شدن صورت‌های مالی می‌شود، در حالی که صورت‌های مالی از نظر قرارگرفتن در چارچوب استانداردهای حسابداری مشکلی نداشته و حسابرسان از این نظر نمی‌توانند بر صورت‌های مالی اشکالی بگیرند. پس با توجه به این موضوع که سود یکی از مهم ترین عوامل درتصمیم گیری‌هاست، آگاهی استفاده کنندگان از قابل اتکا بودن سود می‌تواند آنها را در اتخاذ تصمیمات بهتر یاری دهد (زمانی،1389).
فلسفه مدیریت سود، بهره گیری از انعطاف پذیری روش‌های استاندارد و اصول پذیرفته شده حسابداری می‌باشد. البته تفسیرهای گوناگونی که می‌توان از روش‌های اجرایی یک استاندارد حسابداری برداشت کرد، از دیگر دلایل وجود مدیریت سود می‌باشد. این انعطاف پذیری دلیل اصلی تنوع موجود در روش‌های حسابداری است. در زمانی که تفسیر یک استاندارد بسیار انعطاف پذیر است، یکپارچگی داده‌های ارائه شده درصورت‌های مالی کمتر می‌شود. اصول تطابق و محافظه کاری نیز می‌تواند باعث مدیریت سود شود. بنابرگفته گتشو (1986)، شرکت باید، سود سه ماهه نخست سال مالی خود را بدون اضافه نمودن به موجودی نقد و تنها با استفاده ازروش‌های تعهدی حسابداری استهلاک، معافیت‌های مالیاتی سرمایه‌گذاری‌ها و به حساب دارایی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی وجوه نقد، اقلام تعهدی اختیاری، مبانی نظری، قلام تعهدی Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی مدیریت سود، کیفیت حسابرسی، هموارسازی سود، قلام تعهدی