پایان نامه با واژگان کلیدی مدارس دخترانه، تعلیم و تربیت، مدارس جدید، انقلاب مشروطه

دانلود پایان نامه ارشد

اگرچه بعد از انقلاب مشروطه مدارس ملی دخترانه گسترش پیدا کرد، اما موانع و مشکلات متعدی در برابر آنها وجود داشت. سنتگرایان اصلیترین مخالفان این مدارس بودند. آنها اگرچه از نظر موقعیت سیاسی ضعیف بودند، اما همچنان دارای نفوذ گستردهی اجتماعی بودن و با اتکا به این امر تلاش میکردند از گسترش مدارس دخترانه جلوگیری کنند. با این حال حمایت همه جانبه برخی از علما و مجتهدان ( شیخ هادی نجم آبادی، سید محمد طباطبایی، شیخ محمد حسین یزدی ) از مدارس دخترانه، مانع از عدم تأسیس مدارس شدند. علاوه بر سنتگرایان، بسیاری از دختران و زنان اقشار مختلف جامعه ایران، مخصوصا ایلات و عشایر کوچنشین از ضرورت تحصیل و علم آموزی اطلاعی نداشتند و با تأسیس مدارس مخالفت میکردند (همان: 135).
یکی از مشکلات عمدهای که بیشتر مدارس دخترانه از همان ابتدا با آن مواجه شدند، مسائل مالی بود، زیرا به دلیل وضعیت اجتماعی و امکانات مالی زنان ایرانی، تامین سرمایهی اولیه تأسیس و ادارهی مدارس دخترانه بسیار دشوار بود. این مشکل باعث میشد که مدیران مدارس به فکر تحصیلات شاگردان نباشند و معلمانی که دارای صلاحیت علمی هستند استخدام نکنند. اگرچه در سالهای 1329-1327ق مدارس ملی دختران از لحاظ کمیت در حال افزایش بود، اما از لحاظ کیفیت آموزشی دچار اشکال بود. به دلیل بی توجهی وزارت معارف به مدارس دخترانه، نظام آموزش آنان یکسان نبود و اغلب بانیان مدارس بر حسب ذوق و سلیقه خود به برنامهریزی درسی میپرداختند. فعالان حقوق زنان نسبت به کیفیت آموزشی اظهار نگرانی کردند. مثلا خانمی به نام فاطمه در روزنامه ایران نو در این زمینه نوشت: « برنامهی آموزشی این مدارس، نامشخص است و باید از روی یک اصول صحیح تنظیم و تدوین شوند؛ معلمان غیر قابل تدریس نکنند و مدیران و کارکنان مدارس دخترانه صلاحیت اخلاقی لازم را داشته باشند. اگر به این مسائل توجه نشود یک وقت ملتفت میشوید که از چاه در نیامده در چاله فرو رفتید و گرفتار هزار گونه مخاطرات شدید، و هزار نکتهی باریکتر از مو اینجاست» (ایران نو،سال1،ش23، 17رمضان 1327: 3). با توجه به این نگرانی وزارت معارف در سال 1329ق میرزاحسین خان عدالت را به سمت مدیرکل مدارس نسوان تعیین نمود تا بر پروگرام این موسسات نظارت داشته باشد. وی با انتشار اخطاریه در روزنامهی ایران نو، مدیران مدارس را موظف کرد مشخصات خود را به ادارهی معارف تحویل بدهند تا مورد رسیدگی قرارگیرد. در این اخطاریه تأکید شده بود «ریاست کل مجبور است مدرسه آن شخص مجهول را تعطیل و مدیرهی آن مدرسه را از تصدی به این شغل ممانعت نماید » (همان:سال2، ش110، 5ربیعالاول 1329: 2) .
از دیگر موانع و مشکلاتی که مدارس ملی دخترانه با آن مواجه بودند، عدم امنیت اجتماعی زنان و کمبود زنان معلمه بود. سید محمد صادق طباطبایی در این زمینه مینویسد: «چیزی که مانع ایجاد و احداث مکاتب دخترهاست، نبود امنیت نظمیه و نداشتن پلیس مرتب و مصادف شدن دخترها با اشرار در هنگام ذهاب و ایاب و ممانعت معاندین و تهیه کردن زنان معلمهی با اخلاق و ترتیبات صحیح و کتب و عدم امنیت و اجرای مجازات الواد11 است. با جوانان جاهل و اشخاص عزب و بی لجام چه کنیم؟ اگر یک نفر از اشرار با یکی از دخترها طرف شد و اسباب زحمت را فراهم آورد،کی ممانعت میکند و کی مجازات میدهد؟ استطاعت آن که در هر مدرسه فراش متعدد بیاوریم که نداریم، پس باید نخست ادارهی پلیس و نظمیه را مرتب کنند، سپس موجب تأسیس مدارس را فراهم نمایند که اقلا اگر هنگامی یک نفر خواست راهزن دختری شود، پلیس فورا او را دستگیر نماید و مجازات او در نظمیه بدهند و از احدی هم ملاحظه ننمایند»( ناظمالاسلام کرمانی،1357: 1 /244). با وجود همهی مشکلاتی که در برابر تأسیس مدارس دخترانه وجود داشت، در سال 1337ق/ 1297ش تحول عظیمی در زمینه تحصیل دختران ایرانی بوجود آمد. به همت وزیر معارف احمدخان نصیرالدوله بدر، دوباب مدرسه ابتدایی دولتی رایگان برای دختران تأسیس شد و مقررگردید در هر ناحیهی شهر یک مدرسه دولتی رایگان تأسیسشود. و همچنین در اواخر سال 1337ق مرکزی به نام دارالمعلمات برای ادامه تحصیل دختران و تربیت معلم مدارس دخترانه ایجاد شد (ترابی فارسانی، 1378: 18).

4-3- نقشاحزاب و جریانهایسیاسی درتوسعه و تضییق مدارس دخترانه

با ظهور انقلاب مشروطه و به ثمر رسیدن آن تحول عظیمی در آموزش دختران به وجود آمد. در این زمان علاوه بر فعالیتهایی که از سوی زنان و مردان روشنفکر، و روزنامهها در توسعهی مدارس جدید دخترانه صورت گرفت، از سوی احزاب سیاسی نیز تلاشهایی صورت گرفت که نقش آنها را توسعه و تضییق مدارس دخترانه آشکار کرد.
احزاب سیاسی یکی از دستاوردهای انقلاب مشروطه بود که تقریبا همزمان با استقرار مشروطیت و تشکیل مجلس دوم به وجود آمد و پیش از آنکه مشروطه کاملا مستحکم و مجلس بر اوضاع مسلط شود، دستخوش رقابتهای حزبی شد .
احزاب سیاسی هرکدام در مرامنامههای خودشان مسایل گوناگون مملکتی از جمله مسایل آموزشی را مطرح میکردند. اکثر این احزاب در زمینهی تعلیم و تربیت بر اجباری کردن تعلیمات عمومی تأکید داشتند و در بخشی از مرامنامهی خود توجه خاصی به آموزش دختران داشتند که این خود در توسعهی مدارس دخترانه نقش موثری داشت.
در اینجا به برخی از مواد مرامنامههای احزاب سیاسی در توجه به آموزش دختران اشاره میشود:
4-3-1- حزب دموکرات ایران (عامیون)
حزب دموکرات عامیون در دورهی دوم مجلس در سال 1328ق توسط رسولزاده و حیدر عمواوغلی تشکیل شد و دارای مرامنامهای با یک مقدمه و هفت فصل بود.
این حزب از جمله احزابی بود که در امر تعلیم و تربیت، مخصوصا آموزش دختران پافشاریهای زیادی کرد که در توسعهی مدارس بسیار موثر بود. آنها در فصل پنجم مرامنامهی خود با قاطعیت، خواهان برقراری تعلیم مجانی و اجباری برای تمام ملت شدند و در مادهی سوم آن، توجه مخصوصی در تربیت نسوان داشتند و در توضیح آن نوشتهاند که علت بزرگ بدبختی ملت و فساد اخلاقی، بیتربیتی نسوان و جهالت مادران است و مقصود از تربیت نسوان تعلیم و تربیت به طریق خانهداری و حفظ صحت و معاشرت ازدواج و عفت و تربیت اولاد و تحسین اخلاق و خلاصی از موهومات و خرافات است (اتحادیه، 1361: 46).
فرقهی دموکرات عامیون ایران علاوه بر مرامنامهی خود روزنامهای به نام ایران نو تأسیس کرد که بر سوادآموزی زنان تأکید فراوانی داشت. این روزنامه از سویی بیتوجهی مردان به امور آموزش زنان را نکوهش میکرد و از سوی دیگر تلاش و کوشش زنان ایرانی را برای آموزش و احداث مدارس ستایش میکرد و همچنین وضعیت آموزشی دختران در ایران را با کشورهای عثمانی و چین مقایسه میکرد ( وطندوست و دیگران، 1385: 61).

4-3-2- حزب اجتماعیون اعتدالیون
حزب اجتماعیون اعتدالیون در دورهی دوم مجلس در سال 1328 تشکیل شد. در بخش پنجم مرامنامهی خود توجه به تفهیم معارف و تعلیم اجباری دارد. در توضیح آن نوشته است که آزاد بودن تحصیل و تعلیم برای تمامی افراد مملکت یکی از مسائل مهم است که باید مطرح شود و تحصیلات ابتدایی که برای معیشت افراد لازم است باید تا جای ممکن اجبار عمومی و مجانی باشد. حزب اجتماعیوناعتدالیون نیز در بخش «معاونت عمومیه و امور خیریه» خواستار اجباری و مجانی کردن تحصیلات ابتدایی و متوسطه را برای کسانی که داوطلب آن هستند و فراهم کردن وسایل تحصیل برای محصلین بیبضاعت که شایستهی تحصیلات عالیه هستند، بوده است ( همان: 110). اما این حزب بعد از انحلال مجلس دوم منشعب شد و در مجلس سوم در سال 1333ق به ریاست سید حسن مدرس تشکیل شد. این گروه با تاسیس دارالمعلمات و شورای معارف مخالف کردند ( اتحادیه، 1371: 129).

4-3-3- حزب جمعیت ترقی خواهان ایران
حزب جمعیت ترقیخواهان ایران در دورهی دوم مجلس در سال 1328 ق تشکیل شد. این حزب نیز در مرامنامهی خود در بخش «امور روحانی و معارف و اوقاف» وظایف مربوط به تعلیم و تربیت را در دوازده ماده آورده است که مادهی دوازدهم آن مربوط به تعلیم و تربیت دختران است، به شرح زیر است.
مادهی دوازدهم: توجه مخصوص در تربیت نسوان و تأسیس مدارس مخصوص زنانه با معلمات صحیحالاخلاق (اتحادیه، 1362: 151).

4-3-4- حزب ترقی و تمدن تام
حزب ترقی و تمدن تام در سال 1330ق تشکیل شد و مرامنامهی آن توسط احمد خراسانی نوشته شد. این حزب نیز از جمله احزاب سیاسی بود که به امر آموزش دختران توجه داشت. در مرامنامهی خود در بخش« امور معارف » خواستار مواد زیر بود.
1- بسط معارف به اندازهای که یک نفر جاهل در ملت نباشد و همه عالم باشند.
2- عموم ملت آزادند تا سن بیست سالگی در مدارس تحصیل کنند و لوازم تحصیل و معیشت تمام مجانی خواهد بود.
3- همچنین عموم نسوان در مدارس دخترانه که همهی معلمین و مستخدمین زن خواهد بود تحصیل کنند.
4- پروگرام تحصیلات از این قرار خواهد بود. یک سال خواندن و نوشتن فارسی، دوسال تحصیل عربی و تاریخ، سه سال تحصیل علوم روحانی، دوسال ریاضی و جغرافیا، دو سال فیزیک، شیمی و مکانیک، دوسال طب و حفظالصحه (همان: 126-125).

4-3-5- حزب سوسیال دموکراسی ایران
حزب سوسیال دموکراسی ایران در دورهی چهارم مجلس در سال 1339 ق/ 1300 ش توسط سلیمان میرزا و سید محمد صادق طباطبایی تشکیل شد. این حزب از جمله احزاب سیاسی بود که توجه بسیاری در زمینهی تعلیم و تربیت، مخصوصا آموزش دختران داشت. این حزب به علوم جدید گرایش داشت و در زمینهی معارف مینویسد که همهی مملکت ایران بخصوص پایتخت از مدرسهی اعدادی منظم (رشدیه) محروم هستند و این محرومیت از مدارس خود محرومیت از امور سیاسی و عمومی را به دنبال دارد و از انجمنهای ایالتی و ولایتی و بلدیه و حتی از دهات خواستار کوشش در جهت تشکیل مدارس اعدادی و عالی به صورت جدید هستند و حتی برای تشکیل مدارس چه برای پسرها و چه برای دخترها تقاضای استقراض از خارجیها را میکند و از متمولین و مالکین میخواهد که از داراییهای خود این گونه مدارس را برای هر دو هزار نفر یک مدرسه تأسیس کند.
حزب سوسیال دمکراسی ایران توجه مخصوصی به آموزش دختران داشت و از دولت خواستار توجه به تعلیمات دختران بود و دورهی تحصیل آنها را مطابق دورهی تدریس مدارس اعدادی (رشدیه) با تعلیمات خیاطی و صنایع لازمه میدانست و در اهمیت تعلیم و تربیت دختران مینویسد «دختران را باید تربیت کرد که طفل تربیت شده بزاید. این دختران امروزی مادر اطفال آینده این مملکتاند» (همان: 230-229).

4-3-6- حزب اصلاحیون عامیون
حزب اصلاحیونعامیون در دورهی چهارم مجلس در سال 1339ق/ 1300ش تشکیل شد. این جزب نیز از جمله احزاب سیاسی بود که به تعلیم و تربیت دختران توجه داشت. آنها در مرامنامهی خود در بخش ششم «امور روحانی و معارف» به مواد زیر اشاره کردهاند:
مادهی دوم: تعلیم اجباری و مجانی برای همهی افراد مملکت.
مادهی سوم: توجه مخصوص در تربیت نسوان به طریق مشروع (همان: 172).

4-3-7- حزب جمعیت ایران جوان
این جمعیت در سال1339ق / 1300ش توسط علیاکبر سیاسی تشکیل شد. در مرامنامهی این جمعیت نیز توجهی به توسعه معارف نسوان شده است. در مادهی بیست و دوم توجه مخصوص به معارف مملکت شده است که از این قرار بود:
الف: تهیهی وسایل اجرای تعلیمات ابتدایی مجانی و اجباری در تمامی ممالک برای پسران و دختران.
ب: تأسیس مدارس متوسطه پسرانه و دخترانه در شهرهای بزرگ و مدارس عالیهی مردانه و زنانه در 30 ایالت.
ت: اعزام عدهی زیادی از محصلین به ممالک خارجه برای تکمیل تحصیلات و کسب فنون و صنایع مستظرفه.
ث: تأسیس کلاسهای اکابر مردانه و زنانه .
و همچنین در مادهی بیست و پنجم به رفع موانع ترقی و آزادی نسوان اشاره کرده است (توانا، 1380: 1/ 61).

4-4- دولت و مدارس جدید

با توجه به تاریخ پیدایش و گسترش مدارس جدید در ایران، دولت و حکومتگذاران تا قبل از مشروطه چندان توجهی به مدارس جدید نداشتند و اکثر مدارسی که از زمان مظفرالدین شاه به بعد در ایران تأسیس یافت، به جز چند مدرسه، مانند دارالفنون تهران و مدرسهی مظفری و مدرسهی همایونی

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی مدارس دخترانه، مدارس جدید، نظام آموزشی، مدارس متوسطه Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی مدارس جدید، دارالفنون، ناصرالدین شاه، اعتضادالسلطنه