پایان نامه با واژگان کلیدی مدارس دخترانه، مدارس جدید، نظام آموزشی، مدارس متوسطه

دانلود پایان نامه ارشد

فرانسه و انگلیسی، فن قابلگی و هنر آشیزی و غیره، با پروگرام صحیح و اسلوب جدیدی که در نظام نامه علیحدهی آمده است (ایراننو، سال1، ش 43، 3شوال 1327: 2 ). و همچنین مدارس دخترانه دیگری که بانیان آن هرکدام بر حسب ذوق و سلیقه خود برنامهی درسی را برای دانشآموزان آن تدوین میکردند.

اگرچه انقلاب مشروطه تاثیر بسزایی در شیوه دانشاندوزی دختران داشت و باعث شده بود نظام آموزشی سنتی به نظام آموزشی جدید تغییرکنند و برنامههای درسی علمیتر و سودمندتر باشد، اما بخاطر اینکه مدارس دخترانه از سوی وزارت معارف تا سال 1337ق اداره نمیشد و بانیان آن به صورت سلیقهای برنامهریزی میکردند، نظام آموزشی از نظر محتوایی دچار اشکال بود. به عنوان مثال یکی از مدیران مدرسهی دخترانه به نام مزین السلطنه خواستار یکسان شدن برنامهی مدارس شد و از وزارت معارف تقاضا کرد«یک پروگرام که به درد مدارس نسوان بخورد و مفید به حال زنان باشد به همهی مدارس بدهند و حکم بفرمایند که از اول ماه تیر که امتحانات داده شد من بعد باید همهی مدارس از روی پروگرام رفتار نمایند» (خسرو پناه، 1381: 212). در واقع استدلال خانم مزین السلطنه این بود اگر دانشآموزی بخواهد به ناچار مدرسه خود را تغییر دهد به دلیل تفاوت مطالب و کتابهای آموزشی نمیتواند در همان کلاس به تحصیل ادامه دهد، اما با تأسیس مدارس دخترانه دولتی تهران در سال 1337ق و وحدت رویهی آموزشی در این مدارس موجب شد تا به تدریج با پیگیریهای وزارت معارف، مدارس ملی دخترانه نیز به لحاظ مباحث و مطالب آموزشی دارای پروگرام واحد شوند (همان: 213). مواد درسی مقطع ابتدایی دختران در سالهای آغازین جنبش مشروطیت شامل فارسی، عربی، حساب، هندسه و سیاق، جغرافی، شرعیات، هنربود. در سال 1337ق به پیشنهاد نصیر الدوله بدر بررسیهایی بر تعلیمات و دروس مدارس ابتدایی دختران انجام گرفت. پس از تجدید نظر ادارهی کل معارف، تدریس دروس ابتدایی در سال 1338ق به مرحله اجرا گذاشته شد. مواد درسی مدارس ابتدایی دخترانه به اختصار شامل مواد زیر بوده است :
در سال اول: فارسی (شامل قرائت، کتابت، تمرین)، شرعیات(به صورت شفاهی آموختن آداب نماز، اطاعت خدا و پیامبر، ثواب و گناه)، اخلاق(مذمت از دروغگویی، وظایف طفل نسبت به پدر و مادر و اعضای خانواده ومحبت نسبت به آنها، محسنات راستی و درستی، تنفر از تنبلی و بی کاری)، علم الاشیاء(به صورت شفاهی اطاعات ساده راجع به بدن، اسامی ایام هفته، اسامی فصول، حیوانات اهلی، درختان میوه، درختان بدون میوه، گلها و حبوبات)، حفظالصحه(تعلیم شفاهی فواید پاکیزگی، تمیز نگهداشتن بدن، لباس محل زندگی …… .) مشق خط، جغرافی (در حد ساده) حساب (جمع و تفریق اعداد یک و ده رقمی، شماره لفظی و خطی اعداد) .
سال دوم: شرعیات و قرائت قرآن و فارسی و سایر مواد درسی قدری مفصل تر و خط نستعلیق به عنوان مشق خط یاد داده میشود
سال سوم : نیز علاوه بر مواد درسی قبل، قدری مفصلتر به آن وظایف خانهداری، هنر یدی (شامل بافندگی، خیاطی، جوراب بافی، گیوه و چینی …) رسم (ترسیم اشیایی نظیر برگ و گل روی کاغذ شطرنجی ) و سیاق به آن اضافه شده است.
سال چهارم: با تفصیل همان مواد درسی، آموختن و طباخی، به آن اضافه شده است.
سال پنجم : علاوه بر مطالب قبل فقط کمی با تفصیل، قرائت قرآن با تجوید، دستور زبان فارسی، تاریخ مختصر ایران تا صدر اسلام، هندسه (اشکال هندسی) به آن اضافه شده است .
سال ششم : تمام مطالب درسی سال قبل مفصلتر تدریس میشد. در سال فوق اصول و فروع در شرعیات، در دروس فارسی نظم و نثر ادبی، در درس تاریخ، تاریخ ایران و در درس حساب، چهار عملاصلی،کسر، حل مسایل فکری، به آن اضافه شده است (حامدی، 1389: 82-81).
همچنین با تأسیس دار المعلمات در برنامهی درسی مدارس متوسطه نیز تجدید نظر به عمل آمد. برنامههای درسی در این مدارس به صورت علمیتر و تخصصیتر در آمد و مواد آموزشی جدید وارد آن شد. مواد درسی مدارس متوسطه دختران به شرح زیر میباشد:
مدت دورهی این مقطع 5 ساله بوده است .
فارسی از سال اول تا پنجم شامل: متنهایی از نظم و نثر، صرف و نحو، فارسی، دیکته و قرائت و دستور زبان فارسی تدریس میشد.
جغرافیا شامل: جغرافیای ایران وپنج قاره و ارایهی مطالبی در مورد جغرافیای سیاسی و اقتصادی ایران و دلایل اهمیت آن.
تاریخ از دورهی پیشدادیان و کیانیان و دولتهای باستان شروع و تا زمان خود ادامه میدادند.
حساب، از سال دوم هندسه و از سال سوم جبر نیز به آن نیز اضافه شد
تاریخ طبیعی شناسایی حیوانات و گیاهان و ….
فیزیک، شیمی، فقه .
آموزش خانهداری در سالهای اول و دوم و حتی در سال سوم و آموزش عملی آن در سالهای چهارم و پنجم و همچنین آموزش خیاطی، نقاشی و ورزش مدنظر بوده است. ظاهرا دارالمعلمات دورهی چهارساله داشته است که البته تا پایان دوره قاجار دختران در مقطع متوسطه سه ساله تحصیل میکردند و هنوز مقطع متوسطه که دوره آن تا سال پنجم و ششم بود، نبوده است. برای اطلاعات بیشتر در مورد متون درسی مدارس متوسطه به پیوست شمارهی2مراجعه کنید.

اگرچه با دولتی شدن مدارس دخترانه برنامهی درسی آنها یکسان و علمیتر شد ،اما مباحث و محتوای آموزشی مدارس دخترانه مورد توجه گروهی از فعالان حقوق زنان، قرار گرفت. گروهی معتقد بودند آموزش در مدارس دختران باید متناسب با جایگاه زن ایرانی در جامعه باشد. مثلا دکتر علیم الملک «معاون مدرسهی طبی دولتی و معلم دارو سازی» از اینکه نظام آموزشی مدارس دخترانه با مدارس پسران یکسان است ابراز نارضایتی کرد و این نظام را مطابق نیازهای جامعهی ایران نمیدانست. وی پیشنهاد کرد به جای تعلیم دروسی مانند فارسی، جغرافیا، ریاضی و …. علم خانهداری و علم بچهداری که مفید با حال جامعه است، تعلیم داده شود. حتی گروهی از مردان اعتقاد داشتند که آموختن بسیاری از مطالب و مباحث برای دختران بیفایده است و حاصلی جز اتلاف وقت ندارد آنان اصرار داشتند علومی که دختران باید تحصیل نمایند محدود به پنج مبحث باشد: فارسی، علم خانهداری، تربیت اطفال، مقدمهی حکمت امراض، موسیقی و در ضمن بر لزوم تعلیم اقسام خیاطی و توربافی و قلابدوزی و بعضی صنایع مفید که در خانهداری دختران موثر باشد تاکید میکردند. با توجه به چنین دیدگاههایی زنان تجدد طلبی مانند صدیقه دولتآبادی خواستار تحصیل دختران و زنان و آماده کردن آنان برای مشارکت در حیات سیاسی و اجتماعی جامعهی ایران بود (خسرو پناه ، 1381: 218).

4-1-1-مقایسهی شیوهی دانشاندوزی دختران در قبل از مشروطه و بعد از مشروطه:
شیوهیدانشاندوزی مدارس جدید و مکتبخانههای قدیم دخترانه را از دوجهت میتوان مورد مقایسه قرار داد :
مواد درسی: در مکتبخانهها از آموزش مذهبی و آموزش احکام شروع میکردند، اما در مدارس جدید آموزش قرآن اساسا مطرح نبود. در مکتبخانهها زبان خارجی، عربی بود که شرط شروع درسهای بعدی بود، یعنی اگر شاگردی قرآنی نمیآموخت نمیتوانست دروس بعدی را فراگیرد. علاوه بر آموزش قرآن، آموزش صرف و نحو عربی از مواد درسی اینگونه مکتبخانهها بود، اما در مدارس جدید زبان خارجی فرانسه و انگلیسی بود و زبان عربی رأسا ترک میشد .
مواد درسی مکتبخانهها عبارت بود از: آموزش خواندن قرآن، فراگیری احکام مذهبی، یادگیری صرف و نحو عربی، ادبیات فارسی و حساب بود.
مواد درسی مدارس جدید عبارت بود از : تاریخ ایران، آموزش کتاب طباخی، آموزش کتاب قانون، جغرافیا، علم حساب و زبانهای اروپایی که در بیشتر این مدارس رواج داشت.
معلمان: معلمان مکتبخانهها را عموما ملاباجیها تشکیل میدادند. معلمه زنی بود که خود نیز در مکتبخانهها یا حوزه علمیه تحصیل کرده بود، اما معلمان مدارس جدید عموما فارغ التحصیل مدارس خارجی تهران بودند.

4-2- کوششهایاولیه برای ایجاد مدارس دخترانه به سبک جدید

در سال 1321ق نخستین گام برای تأسیس مدارس ملی دخترانه از سوی خانم طوبی رشدیه از خاندان مشهور رشدیه صورت گرفت. این مدرسه که پرورش نام داشت، تنها چهار روز پس از گشوده شدن با مخالفت دولت بسته شد. اگرچه سه سال بعد کوشش دیگری از سوی بیبیخانم وزیراف در تأسیس مدرسهی دخترانهی ملی دوشیزگان صورت گرفت، اما این تلاش نیز با اخطار ادارهی معارف بینتیجه ماند. ( ترابی فارسانی، 1378: 13). به این ترتیب تا آغاز انقلاب مشروطه ایران هیج مدرسهی دخترانهای اجازهی تأسیس نیافت، اما با تغییر شرایط کشور چون فرو کش کردن استبداد، احساس ضرورت ایجاد تحول در جامعه، پیدایش روزنامهها و از همه مهمتر وقوع انقلاب مشروطه، تحول جدیدی در زمینه تأسیس مدارس ملی بوجود آمد. در پی گشایش مجلس شورای ملی، زنان تجدد طلب، کوشش و جدیت بیشتری برای تأسیس مدارس دخترانه به عمل آوردند. آنان به منظور آماده کردن افکار عمومی و همراه ساختن و جلب حمایت مشروطهخواهان، در ابتدا به فعالیتهای توضیحی و تبلیغی گستردهای دست زدند و مقالههای متعددی در روزنامهها منتشر کردند. مثلا نوشتند« حس بشرگواه است که زن و مرد را از حیث ادراک و شعور فرق و تفاوت نیست. همچنان که پسران قابل تعلیم و تربیت هستند دختران نیز لایق دانستن و آموختن خواهند بود و البته روا نیست که دختران و خواهران وطن عزیز را از مقامات سعادت علم محروم داریم، زیرا که جنس اناث امهات کمال و مرضعات ادب و مربیات اطفالند» ( مجلس، سال 1، ش 6، 16شوال 1324: 3). علاوه بر تلاش زنان تجددطلب گروهی از مشروطهخواهان نیز در مجلس اول از تأسیس مدارس دخترانه حمایت کردند. آنها معتقد بودند که مردان برای مصاحبت و همفکری نیاز به زنان باسواد دارند و از این طریق مردان ترقی میکنند. در اواخر سال 1325ق پس از یک دوره فعالیتهای گسترده از سوی زنان، شرایط برای تأسیس مدارس دخترانه مهیا شد. از عوامل موثر در تأسیس مدارس دخترانه، تصویب متمم قانون اساسی بود، زیرا اصل 18و19 آن به تحصیل اجباری بدون ذکر جنسیت پرداخته بود. در این شرایط زنان توانستند با استناد به این اصول حمایت نمایندگان مجلس و مشروطهخواهان را برای تأسیس مدارس دخترانه کسب کنند. در سال 1326ق خانم طوبی آزموده به کمک میرزا حسن رشدیه مدرسه ناموس را تأسیس کرد. گشایش مدارس ملی دخترانه در سالهای بعد همچنان ادامه یافت. مدارسی چون: مدرسهی عفاف توسط علویه رشدیه، مدرسهی تربیت توسط طوبی رشدیه، مدرسهی شمس و المدارس توسط خانم عطایی، مدرسهی حجاب توسط خانم رشدیه، در سال 1327ق تأسیس شد (رشدیه، 1362: 148)
با پایان یافتن استبداد صغیر (1327ق) و استقرار مجدد نظام پارلمانی، زنان توانستند با آزادی عمل بیشتری مدارس دخترانه را تأسیس کنند. برخلاف دورهی اول مجلس شورای ملی که رهبران و فعالان سیاسی کشور چندان توجهی به مسائل و حقوق زنان از جمله تاسیس مدارس دخترانه نداشتند، در این دوره بیشتر احزاب سیاسی بر لزوم تأسیس مدارس دخترانه تأکید میکردند و خواستار سوادآموزی زنان و دختران ایران بودند (خسروپناه، 1381: 197). در این دوره با توجه به اینکه در آبان 1329ق قانون معارف به تصویب دولت رسید و وزارت فرهنگ عملا ایجاد شد بازهم روند تأسیس مدارس ملی دخترانه توسط زنان ادامه پیدا کرد. مدارسی چون: مدرسهی صدوقی و مدرسهی الحسان توسط خانم رشدیه، مدرسهی عفتیه توسط صفیه یزدی، مدرسهی ترقی بنات توسط ماهرخ گوهرشناس، مدرسهی تربیت بنات توسط ماهسلطان خانم، در سال 1329ق تأسیس شد (دلریش، 1375: 133). در این سال در تهران 57 مدرسهی دخترانه با 2474نفر دانش آموز فعالیت میکرد (بامداد، 1347: 2/ 32). و همچنین در سال 1331ق نشریه شکوفه اسامی 62 مدرسه را با تعداد 2474نفر دانشآموزش ارائه داد ( شکوفه، سال2، ش 20، صفر 1332: 4-3). برای آگاهی از اسامی این مدارس، تعداد شاگردان و مواد درسی این مدارس به پیوست شمارهی3مراجعه کنید.
با توجه به این فعالیتها و کوششها، شرایط لازم برای گسترش مدارس دختران در سایر مناطق کشور فراهم شد و به تدریج در شهرستانهای کشور، مانند تبریز، اصفهان، مشهد، شیراز، کرمان و …. تأسیس مدارس دخترانه گسترش پیدا کرد (دلریش،1375: 134).

پایان نامه
Previous Entries پایان نامه با واژگان کلیدی تعلیم و تربیت، نظام آموزشی، دارالفنون، آموزش و پرورش Next Entries پایان نامه با واژگان کلیدی مدارس دخترانه، تعلیم و تربیت، مدارس جدید، انقلاب مشروطه